دایره المعارف اسلام پدیا » عقل و گسترۀ فعالیت آن
منوی اصلی

عقل و گسترۀ فعالیت آن

تاریخ: ۰۴ دی ۱۳۹۰ در باب: عقل 2

بر اساس دلایل عقلی و نقلی، حوزه فعالیت و کارآمدی عقل در گستره مخلوقات،‌ پدیده‌های عالم طبیعت، قوانین حاکم بر آن، احکام شرع و ‌شناخت خدا به طور اجمال است.

در حوزه شناخت احکام هم، به عقل اعتماد می‌شود. در علم فقه، ‌عقل به عنوان یکی از دلایل شناخت احکام در کنار سنت و قرآن قرار دارد. در علم اصول نیز در باب حسن و قبح عقلی ثابت است که لزوم اطاعت اوامر و نواهی شارع به حکم عقل است.[۱]

لازم به ذکر است که در اسلام در دو حوزه عقاید (اصول) و احکام (فروعات)، بعضی از احکام  و مسائل، فوق عقل وجود دارد که عقل گرچه مخالفتی با آنها ندارد، اما به کنه  آنها نمی رسد و نمی تواند آنها را درک کند؛ مانند مناطات احکام و یا مباحث مربوط به جزئیات معاد.

علامه طباطبائی در جواب پرسش‌ “هانری کاربن” فرانسوی که پرسید در صورت پیدایش اختلاف و تعارض میان عقل و کتاب و سنت و شرع چه می‌کنید؟ فرمود: به این دلیل که کتاب (قرآن) صریحاً نظر عقل را امضا و تصدیق نموده و به آن حجیت داده است، ‌هرگز اختلاف نظر میان آنها پیدا نخواهد شد.[۲]

عقل و فطرت انسان، مانند مخزنی است که تمام حقایق و واقعیت‌ها در آن وجود دارد؛ ‌لذا پیامبران هر آنچه را که می‌گویند مطابق عقل و منطق است. در اصول فقه اصطلاحی قاعده ای به نام قاعده ملازمه وجود دارد، که می‌گوید: “کل ما حکم به العقل حکم به الشرع”،[۳] هر چیزی را که عقل حکم می‌کند، شرع هم به آن حکم می‌کند. عکس آن هم صحیح است؛ یعنی “کل ما حکم به الشرع حکم به العقل” هر چه را شرع حکم می‌کند، ‌عقل هم حکم می‌کند؛ لذا یکی از مبانی احکام شرع، عقل است.

بنابراین، احکام پیامبران و شارع بر خلاف عقل نیست، ‌آنچه را که آنان می‌گویند همان مرتکزات عقل است که در اثر القائات شیاطین، انسا‌ن‌ها از آنها غفلت کرده‌اند. پیامبران آمدند تا مرتکزات و دفائن عقول مردم را به آنان یادآوری کنند.

نتیجه آن که؛ شرع و عقل با هم هماهنگ و توأمند و در شرع اسلام گستره بسیار وسیعی برای حوزه عملکرد عقل قرار داده شده است و از نگاه شهید مطهری (ره)،‌ جایگاه تعقل و تفکر در اسلام تا بدان حد بالا و والا است که خداوند در قرآن، ‌حتی در یک آیه هم بندگان خود را امر به نفهمیدن و یا راهی را کورکورانه پیمودن، نکرده است.[۴]



[۱]. ملکی اصفهانی، مجتبی، فرهنگ اصطلاحات اصول، ج ۲، ص ۲۷۹٫

[۲]. کدیور، محسن، ‌دفتر عقل، ص ۱۱۵٫

[۳]. سبزواری، سید عبدالاعلی، ‌تهذیب الاصول، ج ۱، ص ۱۴۵؛ مظفر،‌ محمد رضا، ‌اصول الفقه، ج ۱، ص ۲۱۷٫

[۴]. نفیسی، ‌شادی، عقل گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم، ص ۱۹۴ و ۱۹۵٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


4 + = 7