دایره المعارف اسلام پدیا » عقل و ادراک نعمت ‏ها و عذاب ‏های اخروی
منوی اصلی

عقل و ادراک نعمت ‏ها و عذاب ‏های اخروی

تاریخ: ۰۴ دی ۱۳۹۰ در باب: عقل 2

در زمینه توانایی عقل در درک و شناخت از نعمت ها و عذاب های برزخی و اخروی و همچنین شناخت جهان غیب، باید گفت: اگر مقصود از شناخت و ادراک عقل، ادراک عقلى از مفاهیم و تصورات و مسائل نظرى باشد، چنین امرى بنابر اصولى که در مباحث شناخت ‏شناسى به اثبات رسیده است و در این نوشتار نمى‏توان به آن پرداخت، امرى ممکن است، اما اگر منظور از ادراک، ادراک شهودى و قلبى باشد، این ادراک از جهان دیگر نیز با رعایت و انجام اصول و آداب سلوک عملى مقدور است و انسان مى‏تواند به مرحله‏اى بار یابد که ظرفیت ادراک شهودى جهان دیگر را پیدا کند.

در نظام هستى عوالم گوناگونى وجود دارد که هر کدام داراى احکامى مى‏باشند، این احکام به لحاظ تفاوت عوالم، با یک دیگر فرق دارند؛ مثلاً عالم ناسوت یا طبیعت، احکام مخصوص به خود، عالم برزخ احکام مختص به خود و عالم قیامت آثار مربوط به خود را دارد. آدمى براى ورود و درک شهودى آن عوالم، باید به صورتى تبدل یابد که بتواند چنین ظرفیتى را پیدا کند؛ به همین جهت، انسان با مرگ به تحولى دست مى‏یابد که می تواند به عالم برزخ وارد گردد و نیز بر اساس آیات قرآنى، باید تحولى اساسى در مجموع عالم رخ دهد تا آمادگى درک و پذیرش احکام و آثار عالم قیامت را پیدا کند؛ از این رو مى‏توان گفت انسان، ظرفیت پذیرش ادراک جهان غیر مادى را دارد، اما به شرط آن که بر اثر تحولات و تبدّلات، این قابلیّت را احراز نماید؛ چنانکه برخى از انسان ‏ها بر اثر انجام یک سلسله اعمال و آداب و قدم گذاشتن در وادى سیر و سلوک، ظرفیت فهم و ادراک عوالم بالاتر را در همین دنیا و قبل از مرگ و قیام قیامت، احراز کرده، بسیارى از حقایق بر آن‏ها منکشف مى‏گردد. آن کس که از طریق تزکیه نفس و تطهیر دل، سلوک خود را آغاز نموده است، منازل و مراتبى را طى کرده و مقاماتى را واجد مى‏گردد.

در اوّلین مرتبه، قادر به شناخت اسرار عالم ملک مى‏شود… در مرتبه برتر، به اسرار عالم ملکوت پى مى‏برد… و مرتبه فراتر از این، رتبه آمادگى نظر بر جبروت و شایستگى نظر به عرش خداوند سبحان را پیدا می کند. این مقام، نظیر مقام اشخاصى از قبیل حارثه بن مالک است که در جواب سؤال پیامبر اکرم (ص) که پرسیدند شب را چگونه صبح نمودى؟ عرض کرد: “کانى انظر الى عرش الرحمن بارزاً”، گویى که عرش خداوند را آشکارا مشاهده مى‏کنم.[۱]

اما در این مورد که عقل انسان توان درک عالم برزخ و قیامت و نعمت ‏ها و عذاب ‏هاى آنها را دارد، باید گفت: بسیارى از حقایق هستى و خصوصاً حقایقى که در ماوراى جهان طبیعت وجود دارد، براى ما مجهول است. البته این ندانستن، بیشتر در کم و کیف و چگونگى آن حقایق است، ولى اصل آن حقایق را عقل و وحى در جاى خود اثبات کرده‏اند و ما نسبت به آنها آگاهى داریم. البته علم به کنه و ماهیت آن حقایق بسیار محدود است؛ مگر براى عده کمى که با سلوک عملى در همین دنیا به آن عالم راه یافته باشند و علم اجمالى آنها به علم تفصیلى تبدیل شده باشد؛ از این رو، سنخیّت و چگونگى بدن ‏هاى برزخى و… و نعمت و عذاب ‏هاى آن براى ما به صورت کامل و دقیق روشن نیست؛ در عین حال از مجموعه‏ آیات و روایات و تحلیل ‏هاى عقلى مى‏توان دورنمایى از کم و کیف بدن برزخى و تصویر نعمت ‏ها و عذاب ‏هاى برزخى و قیامت ارایه نمود.[۲] اگر بخواهیم عالم برزخ و عذاب و نعمت ‏هاى آن جا را ترسیم کنیم، مى‏توانیم آنها به گونه ‏اى به لذت و یا نعمت ‏هاى موقع خواب “تشبیه” کنیم؛ انسان در عالم رؤیا واقعاً کارهایى انجام مى‏دهد، راه مى‏رود، سخن مى‏گوید، مى‏اندیشد و… . هرگاه این کارها را با زندگى عنصرى و مادى بسنجیم، فاقد حقیقت خواهد بود، ولى اگر از نسبت‏گیرى و مقایسه صرف نظر کنیم، باید گفت این کارها در ظرف رؤیا براى خود، حقیقتى دارند؛ زیرا خوشى‏ها، آرامش و آلام و دردهاى رؤیایى براى خود خالى از یک نوع واقعیت نیست و چه بسا حالات انسان در رؤیا، روى بدن عنصرى نیز اثر مى‏گذارد، حال اگر چنین زندگى رؤیایى، واقعیت بیشتر و حقیقتى روشن‏ تر پیدا کند، باید نام آن را زندگى برزخى و مثالى نهاد. در آنجا ماده و عنصر یا مولکول و اتم وجود ندارد، ولى صور تمام موجودات جهان، بى آن که ماده و وزنى در کار باشد، موجود است؛ مثلاً در عالم تصور، جهان و تمام اشیا را مى‏توانیم تصور کنیم، و همه آنها را پیش خود حاضر کنیم و واقعاً صورتى از آسمان و زمین و از دوست و رفیق را در خود مشاهده نماییم، حالا اگر آنچه که در جریان رؤیا و در عالم تصور از خود مشاهده مى‏کنیم، با واقعیتى بیشتر و حقیقتى روشن ‏تر تجلى کند، باید نام آن را زندگى برزخى بگذاریم؛ از این جهت دانشمندان مى‏گویند: در جهان برزخ، آثار ماده از قبیل گرمى و سردى، شیرینى و تلخى، شادمانى و غمگینى موجود است، هرچند خود ماده وجود ندارد در آن جا خوردن، آشامیدن، سماع و استماع، رؤیت و دیدن وجود دارد، اگرچه از ماده‏ اى که این امور در زندگى ما بر آن توقّف دارد، خبرى نیست.[۳]

منابع، براى مطالعه بیشتر:

۱٫ امام خمینى (ره)، تفسیر دعاى سحر.

۲٫ جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر موضوعى قرآن کریم، ج ۱۳٫

۳٫ جوادى آملى، عبداللَّه، شریعت در آینه معرفت.

۴٫ جوادى آملى، عبداللَّه، شناخت‏شناسى در قرآن.

۵٫ جوادى آملى، عبداللَّه، عقل و ایمان و انسان‏شناسى.

۶٫ حر عاملى (ره)، وسائل الشیعه، ج ۷٫

۷٫ سبحانى، جعفر، معاد انسان و جهان.

۸٫ سجادى، سید جعفر، فرهنگ علوم فلسفى و کلامى، چاپ ۱۳۵۷٫

۹٫ شعرانى، میرزا ابوالحسن، نثر طوبى یا دایره المعارف لغات قرآن.

۱۰٫ کاشفى، محمد رضا، خدا شناسى و فرجام ‏شناسى.

۱۱٫ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۴٫

 



[۱]. جوادى آملى، عبداللَّه، شناخت ‏شناسى، ص ۴۱۰ و ۴۰۹٫

[۲]. محمد رضا کاشفى، خدا شناسى و فرجام ‏شناسى، ص ۱۰۰ – ۹۸٫

[۳]. سبحانى، جعفر، معاد انسان و جهان؛ تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۳۲۱؛ خدا شناسى و فرجام ‏شناسى، ص ۹۴٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 2 = 11