دایره المعارف اسلام پدیا » طهارت
منوی اصلی

طهارت

تاریخ: ۰۳ دی ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام, فقه
  1. مفهوم شناسی طهارت
  2. نیت در  طهارت و عبادت
  3. فلسفه طهارت
  4. انواع طهارت
  5. طهارت از حدث
  6. مقام طهارت و تکلیف به وضوء و غسل
  7. طهارت و تیمم
  8. جنابت و طهارت بدن
  9. طهارت از خبث
  10. مطهرات
  11. آب
  12. مضاف
  13. مطلق
  14. اقسام مطلق
  15. کر
  16. پاک شدن آب نجس
  17. پاک نمودن چیز نجس
  18. پاک شدن متنجس با کر
  19. شیر آب و کف دست شویی
  20. شست و شوی لباس نجس توسط لباسشویی
  21. ترشح آب کر
  22. قلیل
  23. آب قلیل متصل به کر
  24. شک بین آب کر  و قلیل
  25. شستن لباس نجس با دست
  26. جاری
  27. باران
  28. طهارت آب باران
  29. چاه
  30. استبراى حیوان نجاست خوار
  31. غایب شدن مسلمان
  32. طهارت یا عدم طهارت اشیاء خارجی
  33. طهارت صابون و شامپوی خارجی
  34. زمین
  35. پاک کردن زمین نجس با پارچه مرطوب
  36. آفتاب
  37. شرط پاک شدن چیزهایی نجس با آفتاب
  38. استحاله
  39. استحاله مواد متنجس
  40. کم شدن ۲۳ آب انگور
  41. جوشاندن آبغوره
  42. حکم طهارت و حلیت الکل صنعتی
  43. انتقال
  44. اسلام
  45. تبعیت
  46. بر طرف شدن عین نجاست از ظاهر حیوان و باطن انسان
  47. احکام تخلی( بول و غائط کردن)
  48. آب استنجا
  49. طهارت مخرج ادرار و مدفوع
  50. مستحبات و مکروهات تخلی
  51. استبراء
  52. استبراء از منی
  53. عدم نجاست مذی، وذی و ودی

مفهوم شناسی طهارت

طهارت در لغت به معنای نظافت و نزاهت می باشد[۱] و نظافت به معناى طهارتى است که بعد از پلیدى در چیزى حاصل‏ مى‏شود، (مثلا لباس بعد از شسته شدن نظیف مى‏شود، و بهمین جهت) کلمه نظافت به خصوص ‏در محسوسات استعمال مى‏شود و اما کلمه (نزاهت) در اصل به معناى دورى بوده، و اگر در طهارت استعمال شود، به طور استعاره استعمال شده است.

نیت در  طهارت و عبادت

منظور از “نیت‏” همان عزم راسخ و ارادۀ محکم ‏براى انجام ‏کار است، قطع ‏نظر از این که ‏انگیزۀ الاهى در آن باشد یا انگیزه‏هاى مادى، اما در عبادات و طهارات، نیت عبارت است از: قصد انجام فعل و کار، و در آن قصد تقرب الی الله معتبر است[۲]؛ یعنی این که آن کار را فقط برای رضای خدا انجام دهد و بس؛ به عنوان مثال نماز گزار در نیت نماز باید آن را به قصد تقرب الی الله و قصد انجام تکلیف الاهی به جا آورد، یا در انجام طهارت که شرط صحت نماز است قصد قربت داشته باشد. گفتنی است که نیت از ارکان عبادات محسوب می شود؛ یعنی در تمام افعال عبادی نیت واجب است و بدون نیت، عبادت صحیح نیست.

فلسفه طهارت

( در حال تکمیل است )

انواع طهارت

( در حال تکمیل است )

طهارت از حدث

( در حال تکمیل است )

مقام طهارت و تکلیف به وضوء و غسل

برخی ادعا می کنند که با رسیدن به مرتبۀ عالی عرفانی (حقیقت)، اساساً نیازی به نماز نیست، چه با وضو و چه بدون وضو! یا در صورت رسیدن به مقام طهارت تکلیف به وضو و غسل ساقط می گردد.

در بیان و تشریح این موضوع ابتدا دو پرسش مطرح می نماییم! اول: این که آیا پیامبران و امامان (ع) به مقامی که به عنوان مقام طاهر[۳] از آن یاد می شود، رسیده اند یا خیر؟

دوم: آیا به طور مستند، به مقطعی از زندگی آنان برمی خورده ایم که این بزرگواران، عبادات ظاهری از جمله وضو و غسل را ترک کرده باشند؟ بر فرض این که پاسخ دهنده، مسلمانی معتقد به قرآن و روایات باشد، پاسخ منصفانۀ او به پرسش اول مثبت و به پرسش دوم منفی خواهد بود و هر مسلمانی خلاف آن را ادعا نماید، باید مستندی قابل دفاع از میان منابع معتبر اسلامی برای آن بیان نماید.

جهت توضیح بیشتر این موضوع باید گفت که اگر چه در میان مسلمانان واضح و روشن است که پیامبر (ص) به برترین مقام دست یافته ااست، ولی سؤال ما این است که: آیا ممکن است شخصی به این مقام نرسیده باشد، ولی در عین حال، خداوند او را به عنوان بهترین اسوه معرفی نماید[۴] و مؤمنان را بدون هیچ قید و شرطی به اطاعت از اوامر و نواهی ایشان مکلف نماید.[۵]

از طرفی می دانیم که افرادی که چنین ادعاهایی را مطرح می سازند، به هر دلیلی که شاید یکی از آنها هراس از واکنش هوادارانشان باشد؛ خود را برتر از پیامبران و ائمه نمی پندارند و تنها اظهار می دارند که ما به نکات و ظرایفی دست یافته ایم که دیگران از رسیدن به آن عاجز بوده اند!

ذکر این نکته نیز ضروری است که ما منکر آن نیستیم که خداوند به دلیل بندگی خالصانۀ برخی اشخاص، توانایی ویژه ای به آنها عطا می فرماید، ولی به دلیل این که تنها خداوند است که می داند در حقیقت چه شخصی گمراه بوده و چه شخصی در راه راست قدم بر می دارد[۶]، باید در قبول سخنان اشخاص مختلف، آن را با قرآن و سنت تطبیق داده و در صورت منافات، در پذیرش چنین سخنانی بازنگری نماییم.

در این رابطه باید بدانیم که در طول زمان، برداشت های اشتباهی از دین شده که منشأ بسیاری از آنها، استنباط شخصی از معارف دینی بوده که برخی اشخاص، بعد از طرح نظریه ای، به خود زحمت نداده تا آن را با مسلمات برگرفته از قرآن و سنت تطبیق دهند. این گونه انحرافات، گاه خود را در زمینه های عبادی نشان داده و گاه در زمینه های اقتصادی و نیز سایر زمینه ها متبلور می گردند.

اما در مورد این که آیا تکلیف وضو و غسل در صورت رسیدن به مقام طهارت ساقط می گردد، باید بگوییم که ما از طریق منابع دینی به وجوب این دو عمل اطمینان یافته ایم. اکنون شخصی برای ما مسئله ای طرح می کند که می توانیم در شرایط خاصی؛ از جمله بعد از رسیدن به مقام طهارت!؛ وضو و غسل را ترک نماییم. در این حالت باید از ایشان، دلایل این عقیده را خواستار شده و آن را با متخصصان علوم دینی در میان گذاریم و به صحت و سقم آن پی ببریم. در مسئلۀ مورد بحث، دلیلی بر این ادعا نیست. اکنون با نگاه مختصری به منابع اسلامی به بررسی این ادعا می پردازیم:

از یک سو باید بدانیم که طهارت ظاهری فرد تأثیر مستقیم بر طهارت باطنی او خواهد گذاشت، همان گونه که در آیۀ ۱۱ سورۀ انفال که در مورد جنگ بدر نازل شده، می خوانیم  که: خداوند از آسمان آبی فرستاد تا شما را با آن پاک گردانده (طهارت ظاهری) و وسوسه های شیطان را از شما دور نماید (طهارت باطنی). و از طرفی نیز باید گفت که بر اساس آیات و روایات، هر فرد با ایمانی به درجه ای از طهارت معنوی دست یافته و به چیزی به نام (مقام طاهر) که موجب رفع تکالیف شود، اشاره ای نشده است.

بنابر این، هیچ فرد با ایمانی، نجس نیست تا وضو برای رفع نجاست باطنی او باشد و به فرمودۀ امام باقر (ع): وضو تکلیفی از تکالیف خداوند است که به وسیلۀ آن، اشخاص مطیع و عاصی از یک دیگر بازشناخته می گردند و هیچ چیز نمی تواند فرد با ایمان را نجس نماید.[۷] در این روایت امام بیان می دارند که هیچ چیز، فرد با ایمان را نجس نمی نماید، با این که می دانیم در بسیاری از موارد، بدن مؤمنان با نجاسات ظاهری نجس می گردد، بر این اساس، نظر امام در این روایت، نجاست باطنی است؛ یعنی هر فرد مؤمنی با ایمان آوردن خود، به مقامی از طهارت معنوی رسیده است و بر این اساس، وضوء برای از بین بردن نجاست معنوی او واجب نگردیده است، بلکه تکلیفی جداگانه به منظور آزمایش انسان ها بوده و ادامۀ واجب ماندن آن، ارتباطی با مقدار طهارت معنوی انسان ها ندارد.  شاید به دلیل همین شبهه بوده که شخصی به نام حسن بن عبید به امام صادق(ع) نامه ای نوشته و در آن از ایشان پرسیده که  امیرالمؤمنین(ع) بعد از این که پیامبر (ص) را بعد از وفاتشان غسل(میت) دادند، آیا خودشان غسل(مس میت) نمودند؟ امام ششم که متوجه نکتۀ موجود در پرسش آن فرد شده بودند، چنین پاسخ دادند:

پیامبر اکرم(ص) هم طاهر (پاک) و هم مطهر (پاک کنندۀ دیگران) است، اما با این وجود، امیرالمؤمنین(ع) غسل نمود و سنت نیز بر همین غسل نمودن جاری شده است.[۸]

مشاهده می نماییم که با وجود این که هم پیامبر خدا (ص) و هم امیرالمؤمنین(ع) در بالاترین مقام طهارت بودند، ولی مولای متقیان(ع) برای اطاعت امر پروردگار، هم پیامبر(ص) را غسل داده و هم خود بعد از آن، غسل نمودند و مدعی نشدند که چون هر دوی آنها به مقام والایی رسیده اند، دیگر نیازی به غسل ندارند. در کتاب های روایی و تاریخی مسلمانان؛ اعم از شیعه و اهل سنت؛ به موارد بسیاری از وضو و غسل و تیمّم پیامبر(ص) و معصومان(ع) و اصحاب ایشان برخورد نموده که بیان تمام آنها در این مختصر، امکان پذیر نیست و حتی به یک مورد برخورد نمی نماییم که شخصی از آنان، این گونه اعمال را ترک نموده باشد.

کسانی که ادعا می کنند با بیان برخی از اذکار از وضو و غسل بی نیاز می شوند، چه خصوصیتی در آن ذکر ادعایی (که شاید مستندی از سخنان معصومان(ع) هم نداشته باشد)، نهفته است که می توان با کمک آن، از دستورات صریح خداوند و پیامبر(ص) در قرآن و روایات سرپیجی نمود؟!

بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که عمل به دستورات اسلامی بر همگان لازم بوده و نمی توان چنین ادعاهایی را پذیرفت.

در ضمن، برای اطلاع از برخی ویژگی های عرفان اسلامی به پرسش های ۱۲۲۳ (سایت اسلام کوئست: ۱۲۲۰) و ۲۳۹  (سایت اسلام کوئست: ۱۷۸۰)، نیز مراجعه شود.

طهارت و تیمم

در مواردی که امکان وضو یا غسل نباشد، برای تحصیل و به دست آوردن طهارت باطنی خداوند متعال تیمم را قرار داده است، اما تیمم برای تحصیل طهارت ظاهری (پاک کردن چیزهای نجس) کافی نمی باشد. بنابر این اگر جایی از بدن نجس باشد، برای نماز باید حتماً آن را با آب تطهیر کرد و تیمم جایگزین آب نمی شود که بدن را پاک کند. و نماز با بدن نجس باطل است، مگر این که تا آخر وقت نماز، آب پیدا نمی شود و انسان ناچار باشد که با بدن نجس نماز بخواند.[۹]

جنابت و طهارت بدن

احکام و دستورات اسلام در برخورد با طهارت و نجاست بسیار ساده و آسان و دور از هر گونه سخت گیری است.

در موقع جنابت تنها قسمت هایی از بدن و لباس که آلوده به منی شده است نجس می باشد و سایر قسمت های بدن و لباس پاک است؛ بنا براین برای جلوگیری از انتقال و سرایت نجاست کافی است که تنها محلی که آلوده شده است تطهیر (آبکشی) شود و غسل لازم نیست؛ زیرا غسل جنابت یک طهارت باطنی است که برای انجام بعضی از کارها مثل نماز،لمس خط قرآن لمس اسامی خداوند، لمس اسامی پیامبر و ائمه (ع)،توقف در مساجد و… واجب می شود.

طهارت از خبث

( در حال تکمیل است )

مطهرات

( در حال تکمیل است )

آب

( در حال تکمیل است )

مضاف

( در حال تکمیل است )

مطلق

( در حال تکمیل است )

اقسام مطلق

( در حال تکمیل است )

کر

( در حال تکمیل است )

پاک شدن آب نجس

آب کر چیز نجس را پاک می کند و هر مقدار از آب نجس که به آب کر یا جاری اتصال پیدا کند ،پاک می شود و قسمت هایی که عرفاً اتصال پیدا نکرده است چه پائین تر باشد یا بالاتر بر نجاست قبلی خود باقی است. بنابر این آن قسمت از آب نجسی که در سطح بالاتری قرار گرفته و هنوز به آب جاری یا کر (آب پاک) که در سطح پائین تری قرار دارد متصل نشده است،نجس می باشد.[۱۰]

حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) :

اگر عرف و عقلا آن را یک آب می دانند، با اتصال به کر همۀ آن پاک می شود.

پاک نمودن چیز نجس

هر گاه چیز پاکی با چیز نجس ملاقات کند و هر دو یا یکی از آن دو طوری رطوبت داشته باشد که به دیگری سرایت کند چیز پاک نجس می شود[۱۱] و برای تطهیر و پاک نمودن آن بعد از برطرف کردن عین نجاست، اگر نجاست بول نباشد شستن یک مرتبه با آب کر یا جاری یا قلیل کفایت می کند و احتیاط واجب آن است که فرش و لباس و مانند اینها را طوری فشار یا حرکت دهند که آب داخل آن خارج شود و اگر بخواهند چیزی را که به «بول» نجس شده با آب قلیل آب بکشند چنان چه یک مرتبه آب روی آن بریزند و از آن جدا شود، در صورتی که بول در آن چیز نمانده باشد یک مرتبۀ دیگر که آب روی آن بریزد پاک می شود، ولی در لباس و فرش، و مانند اینها باید بعد از هر دفعه، فشار دهند تا آب از آن خارج شود.[۱۲]

اما اگر چیز پاک با چیز نجس ملاقات کند و هر دو خشک باشند و یا رطوبت به قدری کم باشد که سرایت نکند آن چیز پاک نجس نمی شود و پاک است.[۱۳]

پاک شدن متنجس با کر

اگر چیزی که به بول نجس شده را زیر آب لوله کشی که متصل به کر است بگیریم و بدون این که آب را قطع و وصل کنیم عین نجاست برطرف شود و آب به همه جایی آن برسد پاک می شود

در این باره نظر چند تن از مراجع عظام تقلید را بیان می کنیم:

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

“اگر بعد از برطرف کردن عین نجاست، یک بار آن را در آب کر یا جاری فرو ببرند یا زیر شیری که به کر متصل است بگیرند به طوری که آب به همه جاهایی که نجس شده برسد، پاک می‌شود و در فرش و لباس و امثال آن بنابر احتیاط باید آن را پس از فرو بردن در آب فشار و یا تکان بدهند”.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

“اگر دو بار شسته شود پاک است”.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

“براى تطهیر چیزى که با بول (یا غیر آن) نجس شده با آب قلیل و آب کر و جارى و آب لوله کشى یک مرتبه کفایت مى کند”.

حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته):

“با رفع نجاست از روی شیء، اگر زیر آب لوله کشی گرفته شود، پاک خواهد شد. آب لوله کشی مصداق آب جاری است. برای پاک شدن شیء نجس، فقط اتصال آن به آب کر یا جاری کافی می باشد و لازم نیست بعد از پاک شدن عین نجاست، آب را از روی آن قطع کرده و دوباره روی آن آب بریزیم”.

تبصره: برای پاک شدن و محاسبۀ تعداد شست و شو، لازم نیست آب قطع شود.[۱۴]

شیر آب و کف دست شویی

شیر آب و کف دست شویی تا زمانی که یقین به نجاست آنها  پیدا نشد پاک است و هیچ شک و تردیدی در این حکم نیست، ولی اگر از طریق یکی از راه های اثبات نجاست، برای ما یقین به نجاست چیزی حاصل شد، باید از آن پرهیز کرد و آن را پاک نمود[۱۵].

نکته: معمولاَ ما از نجس و پاک بودن شیر و یا کف دست شویی خانه خود خبر داریم، امّا اگر از نجس و پاک بودن آن بی خبر بودیم و همچنین شیر و کف دست شویی های اماکن عمومی که چون یقین به نجاست نداریم پاک هستند.

شست و شوی لباس نجس توسط لباسشویی

در خصوص شست و شوی لباس نجس با ماشین لباسشویی بهتر است برای روشن شدن مسئله چند نکته را بیان کنیم:

۱٫ آب کر (مانند آب لوله کشی) با چهار شرط، چیز نجس را پاک می کند.

اول: آن که مطلق باشد پس آب مضاف مانند گلاب و عرقِ بید، چیز نجس را پاک نمى‏کند. دوم: پاک باشد. سوم: وقتی چیز نجس را می شویند، آب مضاف نشود و بو یا رنگ یا مزۀ نجاست هم نگیرد. چهارم: بعد از آب کشیدنِ چیز نجس، عین نجاست در آن نباشد.[۱۶]

۲٫ اگر چیز نجس را – بعد از برطرف کردن عین نجاست – یک بار در آب کر یا جاری فرو برند که  آب به تمام آن برسد پاک می شود، ولی در لباس و مانند آن احتیاط واجب این است که طوری فشار دهند که آب داخل آن خارج شود.[۱۷]

حال اگر لباسی که عین نجاست داشته باشد داخل ماشین لباسشویی گذاشته شود و آب ماشین در زمان آب کشی متصل به کر باشد، اگر با اولین شستن، عین نجاست برطرف شود، قطعاً با سه بار شستن بعد از آن با آب کر، لباس پاک می شود، و همین طور است اگر با دفعات دوم و سوم عین نجاست بر طرف شود؛ زیرا بعد از برطرف کردن عین نجاست[۱۸] یک بار شستن با آب کر کافی است.[۱۹]

اما در باره ماشین لباسشویی اگر بعد از بر طرف شدن عین نجاست، آب کر به همه جای لباس نجس برسد و در اثر چرخیدن خشک کن، غساله آن خارج شود، لباس پاک می گردد.[۲۰]

نظر چند از مراجع عظام درباره شست و شوی لباس نجس توسط لباسشویی اتوماتیک چنین است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

اگر بعد از زوال عین نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشین لباسشوئى به لباس ها و همه قسمت‏هاى داخل ‏ماشین برسد و از آن جدا و خارج شود، محکوم به طهارت است.

دفتر حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی(مدظله العالی):

بلی پس از آن که غساله آن در اثر چرخیدن خشک کن خارج شد پاک می‌گردد.

دفتر حضرت آیه الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

در صورتی که شلنگ آب را به آن بسته باشد و آب تمام آن را فرا گرفته باشد و آب اضافی بیرون رود پاک است.

و همچنین ایشان در پاسخ به این سؤال که آیا لباس به وسیله ماشین لباسشویى اتوماتیکى که خود چند بار لباس را مى‏شوید و آب آن را مى‏کشد پاک مى‏شود؟، فرموده اند:

“(لباس های داخل ماشین لباسشویى ) پاک است، خواه در حال شستن لباس ها، اتّصال با آب لوله کشى داشته باشد یا بعد از قطع شدن شروع به شست و شو کند.[۲۱]

ترشح آب کر

بنا بر نظر تمام مراجع در صورتی که آب کر با عین نجس یا چیزی که با عین نجس، نجس شده است، تماس بگیرد در صورتی که عین نجاست همراه آن نباشد و بو یا رنگ یا مزۀ آن تغییر نکند نجس نمی شود.[۲۲]

بنا بر این ترشحاتی که مثلاً از برخورد آب کر با دست نجس حاصل می شود در صورتی که عین نجاست همراه آن نباشد و بو یا رنگ یا مزۀ آن تغییر نکند نجس نمی شود و پاک است. و در صورتی که  شک کنیم که آیا همراه آن ترشح نجاستی بوده یا بو یا رنگ یا مزۀ آن تغییرکرده یا نه، نباید به شکّمان اعتنا کنیم و آن ترشح پاک است.

قلیل

( در حال تکمیل است )

آب قلیل متصل به کر

آب تشتی که گنجایش آب کر را ندارد آب قلیل است و آب قلیلی که متصل به آب لوله کشی شهری (کر یا جاری) باشد در پاک کنندگی و نجس شدن حکم آب کر را دارد؛ یعنی اشیاء نجس را (بعد از بر طرف شدن عین نجاست) با یک بار شستن پاک می کند. همچنین ترشحات آن پاک است و با تماس با نجاست نجس نمی شود مگر این که یکی از اوصاف آن (رنگ، بو یا مزه) به واسطه نجاست تغییر نماید.[۲۳]

شک بین آب کر  و قلیل

اگر نجاستی وارد آبی شود که مشکوک است بین آب کر و قلیل، این آب پاک محسوب می شود، مگر این که حالت سابق آب قلّت بوده، یعنی قبلاً می دانستید که آب قلیل بوده است، و حال احتمال کثرت و کرّیت وجود داشته باشد، که در این صورت آب محکوم به نجاست است.

البته اگر نجاست به مقداری باشد که رنگ یا بو یا طعم آب را تغییر داده و به صفت دیگری درآورد، آب در هر صورت نجس خواهد بود.[۲۴]

شستن لباس نجس با دست

شستن لباس نجس با دست، یا با آب کر و یا با آب جاری و یا با آب قلیل انجام می گیرد، که هر یک حکم خاصی دارد:

۱٫ آب کر و جاری: اگر چیز نجس را (بعد از برطرف کردن عین نجاست) یک مرتبه در آب کر یا جارى فرو برند که آب به تمام جاهاى نجس آن برسد پاک مى‏شود. و احتیاط واجب آن است که فرش و لباس و مانند اینها را طورى فشار یا حرکت دهند که آب داخل آن خارج شود.[۲۵]

۲٫ آب قلیل: آب قلیل آبى است که از زمین نجوشد و از کر کمتر باشد.[۲۶]

اگر چیزى به غیر بول (مثل منی) نجس شود، چنان چه بعد از برطرف کردن عین نجاست، یک مرتبه آب روى آن بریزند  و از آن جدا شود، پاک مى‏گردد  و نیز اگر در دفعه اوّلى که آب روى آن مى‏ریزند نجاست آن برطرف شود (و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بیاید) پاک مى‏شود ولى در هر صورت لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید.[۲۷]

این مسأله درباره هر سه قسم از آبها یعنی آب کر و جاری و قلیل می باشد.

جاری

( در حال تکمیل است )

باران

( در حال تکمیل است )

طهارت آب باران

دلیل فقها بر این که آب باران از جمله مطهرات است چند چیز است:

۱٫ خداوند متعال در قرآن می فرماید: أَنزَلْنَا مِنَ السمَاءِ مَاءً طهُوراً، از آسمان آبی پاک کننده به نام باران فرو فرستاده ایم.[۲۸]

۲٫ علمای شیعه بلکه تمام دانشمندان مسلمان اتفاق نظر دارند که آب باران نیز مثل آب جاری مطهر و پاک کننده است

۳٫ اطلاق روایاتی که آب باران را پاک کننده می داند:

۱٫ از امام کاظم (ع) سؤال شده که اگر باران در مکانی که نجس است جاری شده و بعد از آن به لباس انسان برخورد کند حکمش چیست؟  حضرت فرمود: اگر باران به آن لباس برسد پاکش می کند.[۲۹]

۲٫ در روایت قرب الاسناد، علی بن جعفر (ع) از امام کاظم (ع) سؤال می کند که اگر چیزی که پشت بام خانه است نجس بوده و باران با آن برخورد کند و جریان پیدا نموده و به لباس انسان برسد آیا لباس انسان نیز نجس می شود؟ حضرت فرمودند: اگر آب باران بر لباس جاری شود، لباس نجس نمی شود[۳۰].

۳٫ صحیحه هشام بن سالم که از امام صادق (ع) سؤال کرد از سقف خانه که نجس بوده و باران بر آن جاری شده و بعد از آن به لباس انسان برخورد کند آیا لباس انسان نجس می شود و حضرت فرموده اند: لباس انسان بواسطه آن نجس نمی شود[۳۱].

۴٫ علی بن جعفر از امام کاظم (ع) سؤال کرد که سقف خانه ای نجس شد و بعد از آن باران بر آن جاری شده آیا می توان از آب باران که از سقف خانه بر روی زمین جاری می شود وضو گرفت؟ و حضرت فرموده اند: اگر باران حرکت کند و جاری شود اشکالی ندارد و می توان با آن وضو گرفت[۳۲]. البته روایات دیگری در این باره وجود دارد که به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.

چاه

( در حال تکمیل است )

استبراى حیوان نجاست خوار

( در حال تکمیل است )

غایب شدن مسلمان

( در حال تکمیل است )

طهارت یا عدم طهارت اشیاء خارجی

( در حال تکمیل است )

طهارت صابون و شامپوی خارجی

در خصوص نجاست یا طهارت صابون و شامپوی خارجی، اگر انسان یقین به نجس بودن آن ندارد پاک است.

۱٫ اگر انسان یقین دارد که صابون، شامپو، دواجات روان، عطر، روغن، واکس و … از خوک یا سگ و یا از حیوان دیگر که از طریق شرعی ذبح نشده گرفته شده و یا دست کم مقداری از آن را تشکیل می دهد، در این صورت نجس است.

۲٫ امّا اگر به آن یقین نداشته باشد، پاک است.[۳۳]

زمین

( در حال تکمیل است )

پاک کردن زمین نجس با پارچه مرطوب

خون یکی از نجاسات است که اگر چیزی یا جایی به واسطه تماس با رطوبت آن نجس شود بعد از برطرف کردن عین نجاست تنها با شستن با آب (یک مرتبه با آب کر یا جاری) پاک می گردد و در باره پاک شدن با آب قلیل مراجع معظم تقلید فرموده اند : “زمین سنگ فرش و آجر فرش و زمین سختى که آب در آن فرو نمى‏رود اگر نجس شود با آب قلیل، پاک مى‏گردد ولى باید به قدرى آب روى آن بریزند که جارى شود و چنانچه آبى که روى آن ریخته‏اند از سوراخى بیرون رود همه زمین پاک مى‏شود.”[۳۴]

بنابر این در صورتی که عین نجاست(خون) از زمین برطرف شود، ولی با آب کر یا جاری و یا قلیل شسته نشود، آن زمین هنوز نجس است و نجاست آن با رطوبت (راه رفتن با پای تر یا تی کشیدن با رطوبت) به جاهای دیگر منتقل می شود و تا واسطه سوم می تواند اشیاء را نجس کند.

زیرا “هر گاه چیز پاکی با چیز نجس ملاقات کند و هر دو یا یکی از آن دو طوری رطوبت داشته باشد که به دیگری سرایت کند چیز پاک نجس می شود”.[۳۵]

در صورتی که نتوان جاهایی را که یقین دارد نجس شده است با شستن تطهیر (پاک) نمائد باید به هر نحوی که می توان مواظبت کند که با رطوبت با آنها تماس حاصل نشود (مثلا با گذاشتن پوشش روی آنها در صورتی که امکان داشته باشد) و در صورت تماس با رطوبت چیزی را که با تماس با آن نجس شده آب بکشد.

در خصوص پاک کردن زمین نجس با پارچه مرطوب، نظر چند تن از مراجع عظام تقلید را بیان می کنیم:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

در صورتی که یقین به سرایت نجس به مکان های دیگر باشد، نجس می شود و گرنه فقط همان محل نجس است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

به مقدار امکان از مکان هایی که یقین به سرایت نجاست پیدا کرده اید اجتناب کنید و بیش از آن وظیفه ای ندارید.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

بصرف پاک کردن با پارچه مکان نجس می ماند.

دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

هر چیزی که با رطوبت ملاقات با نجس نماید نجس می شود و متنجس هم حکم نجس را دارد و اگر نتوان آب کشید و زمین باشد به آفتاب هم با شرایطی پاک می شود که می توانید به رساله توضیح المسائل مراجعه نمائید.

آفتاب

( در حال تکمیل است )

شرط پاک شدن چیزهایی نجس با آفتاب

آفتاب، زمین و ساختمان و چیزهایى که مانند درب و پنجره در ساختمان به کار برده شده و هم چنین میخى را که به دیوار کوبیده‏اند (و جزء ساختمان حساب مى‏شود) را با شش شرط پاک مى‏کند:

اول: چیز نجس به طورى تر باشد که اگر چیز دیگرى به آن برسد تر شود پس اگر خشک باشد باید به وسیله‏اى آن را تر کنند تا آفتاب خشک کند.

دوم: اگر عین نجاست در آن چیز باشد پیش از تابیدن آفتاب آن را برطرف کنند.

سوم: چیزى از تابیدن آفتاب جلوگیرى نکند، پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشک کند، آن چیز پاک نمى‏شود، ولى اگر ابر به قدرى نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیرى نکند اشکال ندارد.

چهارم: آفتاب به تنهایى چیز نجس را خشک کند پس اگر مثلًا چیز نجس به واسطه باد و آفتاب خشک شود پاک نمى‏گردد. ولى اگر باد به قدرى کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده، اشکال ندارد.

پنجم: آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را که نجاست به آن فرو رفته، یک مرتبه  خشک کند، پس اگر یک مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشک کند و دفعه دیگر زیر آن را خشک نماید، فقط روى آن پاک مى‏شود و زیر آن نجس مى‏ماند.

ششم: ما بین روى زمین یا ساختمان که آفتاب به آن مى‏تابد (با داخل آن هوا یا) جسم پاک دیگرى فاصله نباشد.[۳۶]

همچنین آفتاب حصیر نجس را پاک مى‏کند و درخت و گیاه نیز به واسطه آفتاب پاک مى‏شوند.[۳۷]

استحاله

( در حال تکمیل است )

استحاله مواد متنجس

استحاله یکی از پاک کننده ها است و معنای آن، این است که “جنس چیز نجس به طورى عوض شود که به صورت چیز پاکى در آید؛ مثل آن که چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد، یا سگ در نمک‏ زار فرو رود و نمک شود، ولى اگر جنس آن عوض نشود مثل آن که گندم نجس را آرد کنند یا نان بپزند پاک نمى‏شود”.[۳۸]

به تعبیر بعضی از مراجع عظام تقلید، اگر عین نجس چنان تغییر یابد که آن نام (نام سابق) از آن برداشته، و نام دیگرى بر آن اطلاق شود، پاک مى‏گردد و مى‏گویند «استحاله» شده است؛ مثل این که سگ در نمک‏ زار فرو رود و مبدّل به نمک شود، هم چنین اگر چیزى که نجس شده است به کلّى تغییر یابد؛ مثل این که چوب نجس را بسوزانند و خاکستر کنند، یا آب نجس تبدیل به بخار شود، امّا اگر تنها صنعت آن تغییر کند مثل این که گندم نجس را آرد کنند پاک نمى‏شود.

به عنوان مثال؛ اگر مواد متنجس داخل بیسکویت یا هر ماده خوراکی دیگر، در اثر پخته شدن یا در فرایند تولید تغییر شیمیایی پیدا کند، استحاله محسوب می شود و پاک به حساب می آید.

به هر حال اگر انسان در مواردی شک نماید که استحاله ای صورت گرفته است یا نه، حکم به نجاست می شود؛ یعنی چیز نجسى که معلوم نیست استحاله شده یا نه، نجس است.[۳۹]

کم شدن ۲۳ آب انگور

( در حال تکمیل است )

جوشاندن آبغوره

آب انگور اگر به جوش آید خوردنش حرام است، مگر آن که دو سوم آن کم شود،[۴۰] ولی غوره که هنوز شیرین نشده است، در حکم انگور نیست و اگر آبغوره بجوشد، خوردنش حرام نیست، حتی اگر در خوشه هایی که چند دانه از آن انگور شده باشد؛ چون در نهایت عصارۀ آن شیرین نیست، به آن عصیر عنبی (آب انگور) گفته نمی شود، لذا جوشیدن آن اشکالی ندارد، نه نجس است و نه خوردن آن حرام است.[۴۱]

حکم طهارت و حلیت الکل صنعتی

الکل‏ها به دو دسته کلى ‏تقسیم مى‏شوند: یکى الکلى که از طریق صنایع نفت و پتروشیمى به ‏دست مى‏آید و دیگر الکلى که از تقطیر بخارات شراب، حاصل‏ مى‏شود. و چون اتانول از جمله الکل های صنعتی است، مطالب مربوط به الکل صنعتی را مورد بررسی قرار می دهیم:

واقعیت این است که الکل صنعتى از لحاظ ماهیت‏ شیمیایى هیچ‏ تفاوتى با الکل تخمیرى نداشته هر دو از نوع الکل یک ظرفیتى نوع‏ اول به فرمول C2H5OH مى‏باشند. منتها با این تفاوت که بر الکل صنعتى قطعا لفظ خمر صادق نیست. در حالى که الکل تخمیرى از آن‏ جهت که از تقطیر بخار خمر به دست آمده، احتمال آن مى‏رود که ‏عنوان خمر بر آن صادق باشد.

مشهور فقیهان هر مایع مست کننده‏اى را نجس مى‏دانند. حال آیا الکل صنعتى مى‏تواند مصداقى از مایع مسکر بالاصاله باشد؟

طبق نظر مشهور فقیهان به نظر مى‏رسد که الکل صنعتى را نمى‏توان مصداق «مسکر» دانست هر چند ماده آن، عامل اصلى و مؤثر در مایعات مست کننده ‏است. و این نه به خاطر آن است که به الکل صنعتى مواد سمى و بدبو کننده هم چون متانول افزوده‏اند بلکه بدین خاطر است که ‏غلظت الکل به قدرى بالاست که بر فرض که مواد افزودنى هم در آن‏ نباشد، باز هم نوشیدن آن به هر مقدار، باعث مسمومیت است؛ لذا عرفا به این ماده، مسکر اطلاق نمى‏کنند. [۴۲]

با این مقدمه جواب استفتائی که از مراجع عظام تقلید در این زمینه شده جلب می کنیم:

امام خمینی(ره):

س ۱: برای ساختن «اسپرى اتروپین سولفات» که الکل نقش اساسى در ترکیب فرمول داروئى آن دارد، به طورى که اگر الکل به ترکیب مذکور اضافه نشود، ساخت آن اسپرى ممکن نیست و از جهت عملى هم این اسپرى ضد گازهاى شیمیایى و جنگى اعصاب است که براى محافظت از نیروهاى اسلام در برابر آنها کاربرد دارد. آیا از نظر جناب عالى استفاده از الکل به ترتیب مذکور در صنعت داروسازى، شرعاً جایز است؟

ج: اگر الکل مست کننده‏اى باشد که در اصل مایع است، نجس و حرام است، ولى استفاده از آن به عنوان دارو در هیچ یک از حالات اشکال ندارد.[۴۳]

س ۲: امروزه از الکل که در واقع مسکر است براى ساخت بسیارى از داروها به خصوص داروهاى نوشیدنى، عطرها به ویژه انواع ادکلن‏هایى که از خارج وارد مى‏شوند، استفاده مى‏کنند. آیا به افراد آگاه یا جاهل به مسئله اجازه خرید و فروش و استفاده و بهره گیری هاى دیگر از آنها را مى‏دهید؟

ج: الکل‏هائى که معلوم نیست در اصل از اقسام مایعات مست کننده باشند، محکوم به طهارت هستند، و خرید و فروش و استعمال مایعاتى که با آنها مخلوط شده‏اند اشکال ندارد.[۴۴]

الکل صنعتی که برای رنگ کردن درب و میز و صندلی و مانند اینها به کار می برند اگر انسان نداند از چیزی که مست کننده و روان است درست کرده اند، پاک می باشد.[۴۵]

بنابر این هر یک از اقسام الکل که مست کننده و در اصل مایع باشد، نجس است (ملاک نجاست الکل این است که مست کننده و در اصل مایع باشد)[۴۶] پس اگر در اصلش مایع نباشد(گرچه فعلا مایع است) و یا حالت مست کنندگی نداشته باشد نجس نخواهد بود و  براین اساس می توان از اسپری یا عطر و موارد مشابه ای که در آنها از این نوع الکل استفاده شده است، استفاده کرد.

زنجانی: اگر انسان نداند که مست کننده است یا نه، پاک است.

فاضل: مسئله – الکل سفید و طبی که الکل خالص می باشد و مصارف طبی دارد پاک می باشد. مگر این که از شراب و فقاع گرفته شده باشد که در این صورت نجس است. همچنین مواد پاک کننده دیگر که از مشتقات الکل است و در مراکز درمانی کاربرد دارد پاک می باشد.

همچنین الکل صنعتی که همان الکل سفید به اضافه مقداری مواد سمی است و کاربرد صنعتی دارد پاک می باشد. ادکلن و مواد صنعتی دیگر نیز که مشتمل بر الکل می باشد پاک است.

سیستانی: الکل؛ چه صنعتی، چه طبی، به تمامی اقسام پاک است.

مکارم: الکل طبی و صنعتی که انسان نمی داند از چیز مست کننده مایع گرفته شده پاک است، همچنین ادکلن و عطرها و داروهایی که با الکل طبی یا صنعتی مخلوط است.[۴۷] «همچنین» الکل هایی که ذاتا قابل شرب نیست یا جنبه سمی دارد، نجس نیست، ولی هرگاه آن را رقیق کنند و مشروب و مسکر باشد، نوشیدنش حرام است و احتیاطا حکم نجس دارد.[۴۸]

نتیجه آن که الکل هایی نظیر اتانول و متانول که ذاتا جنبه سمی داشته و قابل شرب نیستند، پاک بوده و تا زمانی که رقیق نشده و مشروب و مسکر نباشند، نوشیدن این قسم الکل ها حرام نیز نمی باشد.

انتقال

( در حال تکمیل است )

اسلام

( در حال تکمیل است )

تبعیت

( در حال تکمیل است )

بر طرف شدن عین نجاست از ظاهر حیوان و باطن انسان

( در حال تکمیل است )

احکام تخلی( بول و غائط کردن)

( در حال تکمیل است )

آب استنجا

( درحال تکمیل است )

طهارت مخرج ادرار و مدفوع

در سه صورت، مخرج غائط فقط با آب پاک مى‏شود: اول: آن که با غائط، نجاست دیگرى مثل خون بیرون آمده باشد. دوم: آن که نجاستى از خارج به مخرج غائط رسیده باشد. سوم: آن که اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد. و در غیر این سه صورت مى‏شود مخرج را با آب شست و یا با پارچه و سنگ و مانند اینها پاک کرد، اگر چه شستن با آب بهتر است‏.

طهارت بعد از ادرار و مدفوع با آب به چند صورت انجام می گیرد:

الف: با آب قلیل (آبى که از زمین نجوشد و از کر کمتر باشد):[۴۹]

۱٫ طهارت با آب قلیل بعد از مدفوع: اگر طوری شسته شود که ذرّه ای از مدفوع در مخرج نماند، طهارت شرعی حاصل شده و دوباره شستن لازم نیست.[۵۰]

۲٫ طهارت با آب قلیل بعد از ادرار (بول): مردها اگر بعد از برطرف شدن بول (ادرار)، یک مرتبه بشویند کافی است،[۵۱] ولى زن ها و هم چنین کسانى که بولشان از غیر مجراى طبیعى مى‏آید، احتیاط واجب آن است که دو مرتبه بشویند.[۵۲]

ب: آب کر[۵۳] و جاری[۵۴] (مانند آب لوله کشی ):

طهارت با آب کر و جاری بعد از مدفوع و ادرار: اگر طوری شسته شود که ذرّه ای از مدفوع در مخرج نماند یک مرتبه شستن کافی است.

البته برخی از مراجع تقلید این گونه می فرمایند:

مکارم: مسأله مخرج بول با غیر آب پاک نمى‏شود، و اگر با آب قلیل بشویند واجب است دو بار بشویند، امّا با شیلنگهاى متّصل به آب لوله کشى که در حکم جارى است یک مرتبه کافى است. در شستن مخرج بول و غائط فرق میان مجراى طبیعى و غیر طبیعى نیست، ولى در مخرج غیر طبیعى غیر آب کفایت نمى‏کند.[۵۵]

بنا براین مجرج مدفوع را می توان با غیر آب (دستمال کاغدی و پارچه و….) پاک کرد، اما مجرج بول فقط با آب پاک  می شود.

مستحبات و مکروهات تخلی

( در حال تکمیل است )

استبراء

( در حال تکمیل است )

استبراء از منی

استبراء یک عمل مستحبّ است و فلسفه استحبابش این است که استبراء از منی باعث می شود، ذرّات منی باقى مانده در مجرای ادرار خارج شود تا اگر بعد از غسل رطوبتی از انسان خارج شد در صحت غسل یا طهارت بدن خود دچار مشکل نشود. و استبراء از بول باعث می شود، ذرّات بول باقى مانده در مجرای ادرار خارج شود تا اگر بعد از آن رطوبتی از انسان خارج شد در صحت وضو (اگر بعد از بول و تطهیر وضوء گرفته است) و در طهارت بدن خود دچار مشکل نشود.[۵۶]

حضرت امام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند:” مستحبّ است انسان بعد از بیرون آمدن منى بول کند و اگر بول نکند و بعد از غسل رطوبتى از او بیرون آید، که نداند منى است یا رطوبت دیگر، حکم منى را دارد “.[۵۷]

استبراء از منی به دو روش امکان پذیر است:

۱٫ انسان بعد از بیرون آمدن منى بول کند.

۲٫ به همان روش استبراء از بول (به کیفیّتى که در احکام تخلّى آمده است ) استبراء نماید.

حضرت آیت ا… بهجت در زمینه روش دوم فرموده اند: ” و اگر نمى‏تواند بول کند، بنا بر احوط باید استبراء کند به کیفیّتى که در احکام تخلّى گذشت و…”.[۵۸]

بنا بر این خروج سه، چهار قطره بول برای استبراء از منی کافی است مخصوصا اگر بعد از آن استبراء از بول هم انجام شود.

اگر انسان بدون استبراء از منی، غسل کند و بعد از خروج از حمام، رطوبتی از او خارج شود، حکم را منی دارد[۵۹] و بدن، لباس ها و حوله ای که با آن خود را خشک کرده است اگر با آن رطوبت تماس داشته باشد و رطوبت به آن منتقل گردد، نجس خواهد بود و غسل جنابت او نیز باطل است و باید مجددا غسل جنابت انجام دهد.

عدم نجاست مذی، وذی و ودی

در خصوص این که مذی، وذی و ودی پاک است یا نجس به تعریف آنها می پردازیم:

آبى که گاهى بعد از ملاعبه و بازى کردن از انسان خارج مى‏شود و به آن “مَذى” مى‏گویند پاک است

و نیز آبى که گاهى بعد از منى بیرون مى‏آید و به آن “وَذى” گفته مى‏شود و آبى که گاهى بعد از بول بیرون مى‏آید و به آن “وَدى” مى‏گویند اگر بول به آن نرسیده باشد، پاک است. و چنانچه انسان بعد از بول استبراء کند و بعد آبى از او خارج شود و شک کند که بول است یا یکى از اینها، پاک مى‏باشد.[۶۰]

اما اگر شک کند آبی که خارج شده است مذی است یا بول؟ اگر استبراء کرده باشد، آن آب پاک است ولی اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه؟ و رطوبتى از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه، نجس مى‏باشد. و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مى‏شود، ولى اگر شک کند استبرائى که کرده درست بوده یا نه، و رطوبتى از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه، پاک مى‏باشد؛ وضو را هم باطل نمى‏کند.

 


[۱]. حسینى جرجانى، سید امیر ابوالفتوح، آیات الأحکام، ج۱ ، ص ۱۰، تهران، ۱۴۴۰ هـ ق.

[۲]. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۴۱، چاپ ۶، مؤسسه نشر اسلام، قم، ۱۴۱۷، ق.

[۳]. این مقام نزد عرفاء به “سکر” شناخته می شود در مقابل کسانی که قائل به “صحو (رعایت دقیق شریعت)” هستند.

[۴].احزاب، ۲۱٫

[۵]. حشر، ۷ .

[۶]. نجم، ۳۰ .

[۷]. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۸۴، روایت ۱۲۸۲، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹٫

[۸]. همان، ج ۳، ص ۲۹۱، روایت ۳۶۷۷٫

.[۹] نک: توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۴۶۹، م ۸۴۸ .

[۱۰] . با استفاده از توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۵۳، استفتاءات از مقام معظم رهبرى، س ۷۰٫

[۱۱]. توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۸۸، م  ۱۲۵٫

[۱۲]. همان، ص ۱۰۵، م ۱۵۹ و ۱۶۰٫

[۱۳]. همان، ص ۸۸، م ۱۲۵؛ البته فتوای حضرات آیات بهجت و مکارم شیرازی این است که اگر دست انسان به بدن میتی که هنوز او را غسل نداده اند برسد اگر چه بدن میت خشک باشد، احتیاط در این است که دست را بشوید.

[۱۴]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۶۰٫

[۱۵]. البته این وجوب تطهیر در صورتی است که نجاست آن باعث شود که نجاست به جاهایی که نماز می خوانیم، سرایت نماید یا به لباس نمازگزار سرایت کند؛ به عبارت دیگر به هر چیزی که پاکی در آن شرط است، سرایت نماید.

[۱۶] .توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص ۹۹، م ۱۴۹٫

[۱۷] .همان، م ۱۵۹٫

[۱۸]. منظور از عین نجاست، چیزی است که اصالتاً نجس باشد؛ مانند خون، مدفوع، منی، (نه این که به واسطۀ برخورد با چیزی نجس شده است.

[۱۹] .استفتاءات امام خمینی، ج۱، ص ۱۶۹، س ۳۲۷  .

[۲۰].توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۵۲، م ۵۴٫

[۲۲]. توضیح المسائل (محشی امام خمینی)، ج ۱، ص ۳۹، م ۱۷٫

[۲۳]. کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء، ج‏۲، ص ۳۹۵، چاپ جدید.

[۲۴] . پاسخ: آیت الله مهدی هادوی تهرانی

[۲۵] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۰۵، م  ۱۵۹

[۲۶] . همان، ص ۴۲، م  ۲۵٫

[۲۷] . همان، ص ۱۰۶٫

[۲۸]. فرقان، ۴۸٫

[۲۹]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱، ابواب الماء المطلق، باب ۶،‌ ح ۹، الاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۹، ق.

[۳۰] همان، ح ۳٫

[۳۱]. نجفی، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام، ج ۶، ص ۳۱۵، چاپ ششم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۹۲هـ.ق.

[۳۲]. وسائل الشیعه، ج ۱، ابواب الماء المطلق،‌ باب ۶، ح ۲٫

[۳۳]. امام خمینی، توضیح المسائل (المحشى)، ج ‏۱، ص ۷۱، م ۹۴، دواجات روان و عطر و روغن و واکس و صابون که از خارجه مى‏آورند اگر انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد، پاک است.

[۳۴] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۱۳، م ۱۸۰

[۳۵] همان، ص ۸۸، م  ۱۲۵٫

[۳۶]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۱۸٫

[۳۷]. همان، ص ۱۱۹٫

[۳۸]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۲۰، م  ۱۹۵ .

[۳۹]. همان، م ۱۹۷٫

[۴۰]. توضیح المسائل (محشى – امام خمینى)، ج‌۱، ص ۸۱٫

[۴۱]. همان، ص ۵۱٫

[۴۲]. پایگاه اینترنتی حوزه، صفحه کتابخانه الکل و فراورده های آن.

[۴۳]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۴۶، س ۳۱۰٫

[۴۴].همان، ۱۴۵، س ۳۰۴٫

[۴۵]. گلپایگانی، صافی: اگر انسان نداند که مست کننده است و یا نداند که آن را ابتدا از چیز مست کنندۀ روان درست کرده اند پاک است، توضیح المسائل مراجع ،ج ۱، ص۸۰٫

[۴۶]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۴۶، ج ۱٫

[۴۷]. همان، ص۸۰ و ۸۱٫

[۴۸]. همان ، ص۸۱٫

[۴۹] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۴۲، م ۲۵٫

[۵۰]. همان، ص ۶۰، م ۶۷٫

[۵۱]. همان، ص ۵۹، م ۶۶٫ اما برخی از فقهاء احتیاط واجب در دو مرتبه شستن دارند؛ مانند: اراکی: باید با آب دو مرتبه شسته شود؛ خوئی و تبریزی: با آب قلیل بنا بر احتیاط واجب باید دو مرتبه شست و بهتر آن است که سه مرتبه شسته شود؛ نوری، احتیاط واجب آن است که دو مرتبه بشویند…».

[۵۲]. همان، ص ۵۹، م ۶۶٫

[۵۳]. آب کُر، مقدار آبى است که اگر در ظرفى که درازا و پهنا و گودى آن هر یک سه وجب و نیم است بریزند آن ظرف را پر کند. و وزن آن از صد و بیست و هشت من تبریز بیست مثقال کمتر است  و به حسب کیلوى متعارف بنا بر أقرب ۴۱۹/ ۳۷۷ کیلوگرم مى‏شود.( توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۳۸ و ۳۹، م ۱۶).

[۵۴]. آب جارى، آبى است که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد، مانند آب چشمه و قنات‏. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۴۳ و ۴۴، م ۲۸ ).

[۵۵]. همان، ص ۶۰٫

[۵۶]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۲۱۰، م  ۳۴۸

[۵۷]. همان، م  ۳۴۸٫

[۵۸]. همان.

[۵۹]. همان.

[۶۰] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۶۳، م ۷۳٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 8 = 14