دایره المعارف اسلام پدیا » شبهه انتساب قرآن به سلمان فارسی
منوی اصلی

شبهه انتساب قرآن به سلمان فارسی

تاریخ: ۰۷ دی ۱۳۹۰ در باب: نزول قرآن

یکی از شبهه هایی که اعراب در صدر اسلام به پیامبر وارد می کردند این بود که محمّد (ص) قرآن را از طرف خدا نیاورده است بلکه آن را از شخص دیگری (بلعام رومی و یا سلمان فارسی) یاد می گیرد. در همین رابطه و برای باطل کردن این سخن و شبهه، آیه ای نازل شد و خداوند چنین فرمود: «و البته مى دانیم که آنها مى گویند: جز این نیست که این (قرآن) را بشرى (برخى از علمای یهود و نصارى و فارسیان) به او (محمد ص) مى آموزد، (لکن چنین نیست) زبان کسى که به انحراف به او نسبت مى دهند غیر عربى است و این (قرآن) به زبان عربى روشن است».[۱] [۲]

در شان نزول این آیه از ابن عباس نقل شده است که: قریش مى گفتند: بلعام -که آهنگرى رومى و مسیحى در مکه بود- او را تعلیم مى دهد. و از ضحاک روایت شده است که: مقصود سلمان فارسى است. قریش مى گفتند: پیامبر، داستان ها را از سلمان فرا مى گیرد».[۳]

قرآن در جواب این شبهه می فرماید: زبان کسى که مى گویند پیامبر از او چیز مى آموزد، عربى فصیح نیست »، در این جا نمى‏گوید: «عجمى» زیرا این کلمه منسوب است به «عجم» و عجم یعنى غیر عرب. لکن «اعجمى» منسوب است به «اعجم» و او کسى است که زبان فصیح ندارد، خواه عربى باشد، خواه عجمى. یعنى زبان کسى که گمان مى کنند که به تو قرآن مى آموزد، غیر فصیح است و به عربى سخن نمى گوید. چگونه پیامبر (ص)، قرآن را که عالی ترین و شیواترین سخن است، از او مى آموزد؟ این قرآن به زبان عربى آشکار است و هیچ تردیدى در آن نیست. هر گاه عرب از آوردن مثل قرآن عاجز باشند-در حالى که قرآن به زبان آنهاست- چگونه کسى که زبان فصیح ندارد، مى تواند نظیر آن را بیاورد و به پیامبر تعلیم دهد؟[۴]

به علاوه سلمان فارسى در مدینه مسلمان شد، و وقتى به زیارت آن جناب نائل گشت که بیشتر قرآن نازل شده بود. چون بیشتر قرآن در مکه نازل شد، و در این قسمت از قرآن تمامى آن معارف کلى اسلام، و داستان ها که در آیات مدنى هست، نیز وجود دارد، بلکه آن چه در آیات مکى هست، بیشتر از آن مقدارى است که در آیات مدنى وجود دارد، پس سلمان که یکى از صحابه آن جناب است، چه چیز به معلومات او افزوده است؟[۵]

همچنین چنان که خودشان می گویند سلمان به تورات و انجیل آگاه بوده است، و آن تورات و انجیل، امروز هم در دسترس مردم هست، اگر با قرآن مقایسه شود، روشن خواهد شد که تاریخ قرآن غیر تاریخ آن کتاب ها، و داستان هایش غیر آن داستان ها است، در تورات و انجیل لغزش ها و خطاهایى به انبیاء نسبت داده، که فطرت هر انسان معمولى متنفر از آن است، که چنین نسبتى را حتى به یک کشیش، و حتى به یک مرد صالح متعارف بدهد، و احدى این گونه جسارت ها را به یکى از عقلاى قوم خود نمی کند».[۶]

پس به این ترتیب این شبهه که گفتند آیات قرآن وحی نیست بلکه پیامبر آنها را از سلمان گرفته است باطل است و در مورد آوردن قرآن نیز هیچ نسبتی به وی داده نشده است.



[۱]. النحل، ۱۰۳٫

[۲]. مشکینى، على، ترجمه قرآن (مشکینى)، چاپ دوم، الهادى، قم،۱۳۸۱ ش.

[۳]. ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۱۴ ، ص ۵۲، چاپ اول، انتشارات فراهانى، تهران۱۳۶۰ش.

[۴]. همان، ج ۱۴، ص ۵۳٫

[۵]. موسوى همدانى، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۱۰۰، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴ش.

[۶]. همان، ج ۱، ص ۱۰۱٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


1 + 6 =