دایره المعارف اسلام پدیا » سلمان فارسی در دفاع از ولایت و تشیع
منوی اصلی

سلمان فارسی در دفاع از ولایت و تشیع

تاریخ: ۰۳ دی ۱۳۹۰ در باب: سلمان فارسی

آنچه در زندگی سلمان، بسیار چشمگیر و جالب است بی تفاوت نبودن او در قبال وظیفه است. او با هوشیاری و بصیرت کامل در صحنه های مختلف حضور داشت و در پیروی از امام حق لحظه ای تردید نکرد. او همواره، از هر فرصتی، برای گفتن حق بهره می برد و مسلمانان را به امامت حضرت علی (ع) فرا می خواند. آن بزرگوار پیوسته این سخن رسول خدا را برای مردم تکرار می کرد:

«همانا علی (ع) دری است که خداوند گشوده است. هر کس در آن وارد شود، مؤمن است و هر کس که از آن خارج گردد، کافر است».[۱] «بهترین فرد این امت، علی (ع) است».[۲]

سلمان بعد از غصب خلافت و مظلومیت حضرت علی (ع)، در خطبه ای بسیار فصیح، این چنین گفت:

«ای مردم! هر گاه فتنه ها و آشوب ها را همچون پاره ظلمانی شب دیدید که برجستگان در آن به هلاکت می رسند، بر شما باد به آل محمد (ص) چرا که آنها راهنمایان به سوی بهشت اند، و بر شما باد علی (ع). ای مردم! ولایت را در میان خود همانند سر قرار دهید».

یعنی اگر ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را نداشته باشید، مسلمان حقیقی نیستید و دین شما سودی ندارد.[۳]

ابن عباس، سلمان را در خواب دید و از او پرسید: در بهشت، پس از ایمان به خدا و رسول، چه چیز برتر است؟ سلمان پاسخ داد: پس از ایمان به خدا و پیامبر، هیچ چیز با ارزش تر و برتر از دوستی و ولایت علی بن ابی طالب (ع) و پیروی از او نیست.[۴]  [۵]

در روایت آمده است که ابوذر غفارى از سلمان فارسى (رضوان اللَّه علیهما) پرسید: اى ابا عبداللَّه (کنیه سلمان) معرفت امیرمؤمنان (ع) به نورانیت چیست؟ (سلمان) گفت: اى جندب (نام ابوذر) بیا برویم تا این را از خود آن حضرت بپرسیم. پس به محل آن حضرت رفتیم و او را نیافتیم. (ابوذر) گفت: پس به انتظار ایشان ماندیم تا آن حضرت تشریف آوردند. حضرت فرمودند: چه امرى شما را به این جا کشانده است؟

ابوذر و سلمان گفتند: اى امیرمؤمنان، به نزد شما آمدیم تا در مورد معرفتتان به نورانیت سؤال کنیم، حضرت فرمودند: آفرین بر شما دو دوست وفادار به دین خویش که کوتاهى نمى کنید… . معرفت من به نورانیت، معرفت خداوند (عزوجل) است و آن همان دین خالصى است که…، هر کس ولایت مرا به پا داشت نماز را به پا داشته است،… ما را به مثابه خدایان قرار ندهید و دیگر هر چه مى خواهید در فضیلت ما بگویید. به کنه و حقیقت و منتهاى آنچه در ما وجود دارد نمى رسید،… من آخرین وصى شدم، منم “صراط مستقیم”، منم “نبأ عظیم…”….[۶]

اصطلاح شیعه در زمان پیامبر (ص) رایج شده و اولین کسانی که به عنوان شیعه معروف بودند عبارتند از سلمان، ابوذر، مقداد و عمار یاسر.[۷] همچنین نقل شده سلمان فارسی در اذان خود شهادت ثالثه را اضافه نمود و همین موجب شد که بعضی از صحابه به نزد پیامبر شکایت ببرند ولی پیامبر (ص) به اعتراض آنها توجهی ننمود و مهر تائید بر کار سلمان زد.[۸]



[۱]. کتاب سلیم بن قیس، ص ۲۵۱٫[نیازبه تکمیل]

[۲]. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۲۸۷، دارالتعارف، بیروت، ۱۴۰۶ق.

[۳]. بهجه الآمال، ج ۴، ص ۴۱۸٫[نیازبه تکمیل]

[۴]. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۱، مؤسسۀ الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۵]. با استفاده از سایت حوزه نت.

[۶]. بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱، این حدیث نورانى، نیازمند مطالعه و تعمق و شرح مى‏باشد.

[۷]. حیوه القلوب،ج۲، ص ۸۸۳٫

[۸]. نک: السلافه فی امر الخلافه ، شیخ عبدالله مراغی از علمای اهل سنت که در قرن هفتم می زیسته است ، کتاب ایشان از جمله کتب خطی است که در کتابخانه ظاهریه دمشق موجود می باشد.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


8 + = 16