دایره المعارف اسلام پدیا » رسالت روحانیت
منوی اصلی

رسالت روحانیت

تاریخ: ۲۱ دی ۱۳۹۰ در باب: روحانیت و طلبگی

نیازهای بشر در دو بعد مادی و معنوی است، و هر فرد یا گروهی با توجه به توان و استعداد خود یکی از این دو گزینه را انتخاب کرده، با تحقیق و تلاش در آن عرصه به خدمت جامعه بشری همت می گمارد.

همان گونه که می دانیم، در تقسیمات علوم، از نظر جایگاه و رتبه، اولین جایگاه از آنِ علوم الاهی است، و علوم الاهی همین علومی است که در حوزه های علمیه متداول است، پس از آن نوبت به علوم دیگر می رسد.

به اعتقاد ما کارهای روحانیت، اساتید دانشگاه و معلمان به مراتب از خدماتی که تنها کاربرد مادی دارند بالاتر است؛ زیرا که نیازهای روحی، روانی و معنوی انسان ها بر نیازهای مادی آنها تقدم دارد. اگر جامعه ای از نظر مادیات پیشرفت چشم گیری داشته باشد، اما در بعد اخلاق و معنویت در حدّ بسیار پایین باشد، به هیچ نمی ارزد. و بسا دست آوردهای مادی او به جای منفعت برای جامعه خطر آفرین هم باشد. البته ما در این جا در مقام تنقیص علوم تجربی و طبیعی نیستیم، اما نوع کار عالمان و دانشمندان متفاوت است، و قضاوت نیز باید به تناسب نوع کار آنها باشد. همان گونه که می دانیم پیامبران آمده اند تا امراض روحی مردم را مداوا کنند، به تعبیر امیرالمؤمنین (ع): “پیغمبر اکرم طبیب سیارى است که مرهم هاى شفابخش و لوازم مداوا را آماده کرده تا هر جا دل هاى نابینا و ارواح ناشنوا ببیند به معالجه و مداواى آنها قیام کند و مردم مبتلا را از مرگ معنوى و سقوط روحانى خلاص نماید.[۱]

قرآن کریم در این باره می فرماید: “وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیا النَّاسَ جَمِیعاً”؛ هر کسى یک نفر را زنده کند مانند این است که همه مردم را زنده کرده است.

مراد از زنده کردن یک انسان در این آیه، “آفریدن یک انسان زنده” و یا “زنده کردن یک انسان مرده” نیست، بلکه مراد از آن، چیزى است که در عرف عقلا احیا شمرده شود، عقلا وقتى طبیب بیمارى را معالجه مى‏کند و یا غواص غریقى را از غرق نجات مى‏دهد و یا شخصى اسیرى را از دست دشمن رها مى‏سازد، مى‏گویند فلانى فلان شخص را زنده کرد (و یا مى‏گویند حق حیات بر او دارد)، خداى تعالى نیز در کلام مجیدش از این گونه تعبیرها دارد؛ مثلاً هدایت به سوى حق را احیا خوانده و فرموده است: “أَ وَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ”. پس به حکم این آیه کسى که گمراهى را به سوى ایمان راهنمایى کند، او را زنده کرده است‏.[۲]

اگر بگوییم روحانیت برخلاف دانشمندانی که با یک اختراع به میلیاردها انسان خدمت نموده اند تنها در گوشه ای نشسته و به قرآن و درس فقه و تفسیر و فلسفه مشغول است، باید نتیجه گرفت که پدر و مادری که فرزندان خوب تربیت کرده اند، معلمان و اساتید دانشگاه نیز که سرو کارشان با علوم انسانی است، کار مفیدی برای جامعه انسانی انجام نداده اند.  و کارهای مفید را فقط کسانی انجام داده اند که در بخش مادیات توانسته اند اثری از خود تولید کنند. اما قطعاً این نوع قضاوت درست نیست.

بنابر این، کار روحانیت را باید در راستای رسالتش ارزیابی و تحلیل کرد، نه آن گونه که برخی قضاوت می کنند، که اگر آن گونه باشد (نغوذ بالله) باید گفت پیامبران الاهی، ائمه، عالمان و عارفان بزرگ هم کار مثبت و قابل توجهی به مردم ارائه نکرده اند.



[۱]. نهج البلاغه، ص ۱۵۶، فتنه بنی امیه.

[۲]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۵، ص ۳۱۷٫ انتشارات اسلامی، قم.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 7 = 14