دایره المعارف اسلام پدیا » حیوانات
منوی اصلی

حیوانات

تاریخ: ۰۶ دی ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام, فقه

فلسفه آفرینش حیوانات

( در حال تکمیل است )

جایگاه حیوانات در قرآن و روایات

( در حال تکمیل است )

سوره های قرآن و نام حیوانات

پنج سوره در قرآن هست که هر کدام به نام حیوانی نام گذاری شده است.

  1. سورۀ بقره (گاو ماده)؛ ۲٫ سورۀ نحل ( زنبور عسل)؛ ۳٫ سورۀ نمل ( مورچه)؛ ۴٫ سورۀ عنکبوت؛ ۵٫ سورۀ فیل؛

در بارۀ فضیلت این سوره ها گفته شده است:

  1. سورۀ بقره: از رسول خدا (ص) سؤال شد کدام یک از سوره ها و آیات قرآن فضیلت بیشتری دارد؟ فرمودند: سورۀ بقره و آیۀ آیه الکرسی.[۱]
  2. سورۀ نحل: پیامبر (ص) فرمودند: هر کس سورۀ نحل را تلاوت کند خداوند از نعمت های دنیایی که به او داده در قیامت حساب نمی کشد.[۲]
  3. سورۀ عنکبوت: پیامبر (ص) فرمودند: هر کس سورۀ عنکبوت را تلاوت کند خداوند به عدد هر یک از مؤمنین و منافقین ده حسنه در نامۀ عملش ثبت می فرماید.[۳]
  4. سورۀ نمل: امام صادق (ع) فرمودند: هر کس سوره های شوری و نمل و قصص را در شب جمعه بخواند از اولیاء الله خواهد بود.[۴]
  5. سورۀ فیل: امام صادق (ع) فرمودند: هر کس سوره فیل را در نمازهای واجب خود بخواند روز قیامت کوه و دشت و ریگ بیابان ها گواهی می دهند که او از نمازگزاران بوده است.[۵]

نام حیوانات و پرندگان در قرآن

در قرآن کریم نام حدود ۳۵ حیوان آمده است. پرندگان و حشراتی که در قرآن از آنها نام برده شده، عبارتند از:

سلوى = بلدرچین (بقره، ۵۷)، بَعوض = پشه (بقره، ۲۶)، ذباب = مگس (حجّ، ۷۳)، نحل = زنبور عسل (نحل، ۶۸)، عنکبوت (عنکبوت، ۴۱)، جراد = ملخ (اعراف، ۱۳۳)، هدهد = شانه به سر (نمل،۲۷)، غراب = کلاغ (مائده، ۳۱)، ابابیل = احتمالا پرستو (فیل، ۳)، نمل = مورچه (نمل، ۱۸)، فراش = پروانه (قارعه، ۴)، قُمَّل = شپش (اعراف، ۱۳۳)

علاوه بر موارد فوق، نام حیوانات دیگری نیز در قرآن وجود دارد، چون:

قرده = میمون (بقره، ۶۵)، بغال = استر (نحل، ۱۶)، غنم، نعجه، ضأن و معز = گوسفند (انعام ، ۱۴۳ ـ ۱۴۶)، ذئب = گرگ (یوسف، ۱۵)، بعیر و جَمَل = شتر (یوسف، ۶۵؛ اعراف، ۴۰)، قَسْوَرَه = شیر (مدثّر، ۵۱)، خَیْل و جیاد (جمع جواد) و صافنات (جمع صافنه) = اسب (نحل، ۸؛ ص، ۵۱)، بقره = گاو (بقره، ۷۰)، عِجْل = گوساله (هود، ۶۹)، حیّه = مار (طه،۲۰)، ثُعبان = اژدها (اعراف، ۱۰۷)، حمار و حمیر = اُلاغ (نحل، ۸؛ بقره، ۲۵۹)، خنزیر = خوک (بقره،۱۷۳)، کَلْب = سگ (اعراف، ۱۷۶)، نون و حوت = ماهى (انبیاء، ۸۷؛ کهف، ۶۳)، ضفادع = قورباغه (اعراف، ۱۳۳)، فیل (فیل، ۱۰۵)؛ همچنین مى‌توان از بحیره، سائبه، حام و وصیله (مائده،۱۰۳) به عنوان نام هایى براى اصنافى از شتر و گوسفند که در میان عرب جاهلى رایج بوده است نام برد.

معامله حیوانات

( در حال تکمیل است )

خیار حیوان

( در حال تکمیل است )

حیوانات حرام گوشت

به طور کلی حیوانات حرام گوشت بر چند قسم هستند:

الف. حیوانات دریایی: از حیوانات دریایی فقط ماهی فلس (پولک) دار حلال بوده و سایر ماهیان و حیوانات دریایی حرام گوشت هستند.[۶]

ب. حیوانات خشکی دو قسم هستند اهلی و وحشی:

حیوانات مثل سگ و گربه حرام گوشت می باشند و خوردن گوشت حیوانات درنده حرام است و آن حیوانی است که خوی درندگی دارد و دارای ناخن و دندان نیش قوی است؛ مثل شیر، پلنگ، یوز پلنگ، گرگ، یا دارای نیش ضعیفی است؛ مثل روباه، کفتار، شغال، و هم چنین خرگوش اگر چه از درندگان نیست ولی حرام است و نیز همۀ حشرات؛ مثل مار، موش، سوسمار، موش صحرایی، خارپشت، سوسک، قاب بالان، کک، شپش و … که قابل شمارش نیست. و نیز حیواناتی که مسخ شدند؛ مثل فیل، میمون، خرس و … حرام گوشت اند .[۷]

ج. پرندگان: پرندگانی که در هنگام پرواز بیشتر بال خود باز کرده و صاف نگه می دارند و کمتر بال می زنند (کمتر بال خود را حرکت می دهند) حرام گوشت اند (تذکر: پرندگانی که مانند شاهین و عقاب و باز چنگال دارند حرام گوشت هستند).[۸]

معیار حرام گوشت بودن حیوانات

( در حال تکمیل است )

حیوانات حرام گوشت

به طور کلی حیوانات حرام گوشت بر چند قسم هستند:

الف. حیوانات دریایی: از حیوانات دریایی فقط ماهی فلس (پولک) دار حلال بوده و سایر ماهیان و حیوانات دریایی حرام گوشت هستند.[۹]

ب. حیوانات خشکی دو قسم هستند: اهلی و وحشی:

حیوانات؛ مثل سگ و گربه حرام گوشت می باشند و خوردن گوشت حیوانات درنده حرام است و آن حیوانی است که خوی درندگی دارد و دارای ناخن و دندان نیش قوی است؛ مثل شیر، پلنگ، یوز پلنگ، گرگ، یا دارای نیش ضعیفی است؛ مثل روباه، کفتار، شغال، و هم چنین خرگوش اگر چه از درندگان نیست ولی حرام است و نیز همۀ حشرات[۱۰]؛ مثل مار، موش، سوسمار، موش صحرایی، خارپشت، سوسک، قاب بالان، کک، شپش و … که قابل شمارش نیست. و نیز حیواناتی که مسخ شدند؛ مثل فیل، میمون، خرس و … حرام گوشت اند.[۱۱]

ج. پرندگان: پرندگانی که در هنگام پرواز بیشتر بال خود باز کرده و صاف نگه می دارند و کمتر بال می زنند (کمتر بال خود را حرکت می دهند) حرام گوشت اند (تذکر: پرندگانی که مانند شاهین و عقاب و باز چنگال دارند حرام گوشت هستند).[۱۲]

معیار حلال گوشت بودن حیوانات

( در حال تکمیل است )

حرام شدن گوشت حیوان حلال گوشت

در چند صورت گوشت حیوان حلال گوشت حرام می شود که عبارت است:

  1. در صورت نجاست خوار شدن: حیوانی که از مدفوع و نجاست انسان تغذیه کند،[۱۳] اما خوردن غیر مدفوع انسان و نجاسات دیگر سبب حرام شدن گوشت حیوان نمی شود. صدق نجاست خوار بودن به این است که تغذیه آن حیوان فقط از راه خوردن نجاسات بوده و تغذیه دیگری نداشته باشد.[۱۴]

تذکر: حیوانی که به واسطه نجاست خواری حرام گوشت شده باشد بعد از استبراء گوشتش حلال می شود.[۱۵]

  1. در صورتی که انسان با آن حیوان نزدیکی کرده باشد.[۱۶] در روایتی حضرت علی (ع) می فرماید: خوردن گوشت و شیر حیوانی که انسان با آن وطی کرده است حرام می باشد.[۱۷]
  2. حیوانی که از شیر خوک استفاده کرده و به واسطه آن شیر، گوشت و استخوان در آن پدید آمده و رشد نماید.[۱۸]

ذبح حیوانات

( در حال تکمیل است )

احکام سر بریدن و شکار کردن حیوانات

( در حال تکمیل است )

شرایط ذبح‌ حیوانات

در دین مقدس اسلام برای ذبح حیوان شرایطی وجود دارد که به آن پرداخته می شود.

سر بریدن حیوان پنج شرط دارد:

اول: کسى که سر حیوان را مى‌برد (چه مرد باشد چه زن باشد) باید مسلمان باشد.

دوم: سر حیوان را با چیزى که از آهن است ببرند، بله اگر چیزى از جنس آهن یافت ‌نشد و ترس آن باشد که به سبب تأخیر در سر بریدن، حیوان تلف شود یا ناگزیر از سر بریدن آن باشند جایز است با هر چه که اعضاى محل ذبح حیوان را از هم جدا مى‌کند، سر ببرند.

سوم: در موقع سر بریدن، جلوى بدن حیوان رو به قبله باشد.

چهارم: وقتى که مى‌خواهد سر حیوان را ببرد، یا کارد بر گلویش بگذارد، به نیت سر بریدن نام خدا را ببرد و همین قدر که بگوید: «بسم اللّه» کافى است. [۱۹]

البته از شرایط حلال شدن گوشت حیوان ذبح شده این است که آن حیوان پیش از ذبح شدن زنده باشد؛ از این رو گفتند:

حیوان بعد از سر بریدن حرکتى بکند (اگر چه مثلًا چشم یا دم خود را حرکت دهد یا پاى خود را به زمین زند) که معلوم شود زنده بوده است.[۲۰]

دستور ذبح حیوانات

( در حال تکمیل است )

دستور کشتن شتر

( در حال تکمیل است )

مستحبات سر بریدن حیوانات

( در حال تکمیل است )

مکروهات سر بریدن حیوانات

( در حال تکمیل است )

آزار حیوانات

( در حال تکمیل است )

کشتن حیوانات و کفاره آن

در اسلام، از آزار و اذیت حیوانات و کشتن بی دلیل آنها ( مخصوصاً نسبت به حیوانات غیر موذی)، نهی شده است.

حتی در روایتی از امام صادق (ع)، این عمل، از زشت ترین گناهان شمرده شده است.[۲۱]

اگر فردی حیوانی را بی دلیل بکشد، و از کرده خود پشیمان شود خوب است به درگاه الاهی توبه کنند و از او طلب آمرزش کرد. و بهتر است نسبت به کاری که کرده است کفاره دهد.

فردی به نام ابا حمزه، کبوتران نوه اش را از روی غضب سر می برد و گویا بعدها از این عمل خویش پشیمان شده و شرح این واقعه را در سفری که به مکه داشته برای امام باقر (ع) بیان می کند. امام به او می فرمایند:

“اى ابا حمزه، کار زشتی انجام دادی، نمی دانى که چون اهل زمین بچه‏هاى ما را به بازى گیرند، با بال زدن کبوتر، زیان از آنها دفع می شود و ]نیز این که[ کبوتران در پایان شب، ]ما را[ به نماز آگاهى دهند. از هر کدامشان یک دینار طلا صدقه بده؛ زیرا از روی خشم آنها را کشتى”.[۲۲]

البته علما، از جمله مرحوم مجلسی و صاحب وسائل الشیعه، امر به پرداخت صدقه در این حدیث را حمل بر استحباب می نمایند.[۲۳]

در پایان، بیان یک پاسخ به استفتاء در همین موضوع خالی از لطف نیست:

س: گناهانى از جمله اذیت کردن و یا کشتن حیوانات را چگونه مى‌توان جبران کرد؟ آیا با توبه بخشیده خواهد شد یا خیر؟

ج: چنانچه شخص از گناهى که کرده توبه کند مورد عفو قرار مى‌گیرد، لکن اگر مال دیگرى را تلف کرده باید صاحب مال را راضى کند و حقّ او را اداء کند یا از او حلالیت بگیرد، و اللّه العالم.[۲۴]

زدن حیوانات برای تربیت و …

متأسفانه برخی برای بهره برداری مادی، حیوانات و پرندگان را مورد اذیت و آزار شدیدی قرار می دهند و حتی بعضی ها به بهانه های واهی؛ مثل سیرک، حیوانات و جانوران را شکار کرده و آنها را از طبیعتشان دور می سازند تا آنها را برای پول درآوردن تربیت کنند. این عمل ظلم به حیوانات و پرندگان بوده و جایز نیست و از مصادیق منکر است.

در این رابطه برخی از فقها[۲۵] گفتند: آزار حیواناتی که وجود آنها ضرری برای انسان ندارد، جایز نیست و حتی در حیوانات موذی و مضرّ هر چند کشتن آنها جایز است، حرمت آزار خالی از وجه نیست.

با این وصف، آزار حیوانات برای انجام اموری که فایده ای بر آن مترتب نیست؛ مانند آنچه در سیرک ها اتفاق می افتد، جایز نمی باشد و از مصادیق منکر است.

حشر حیوانات در رستاخیز

حشر در لغت به معناى جمع کردن[۲۶] است و در آیه‏ « ذَلِک حَشرٌ عَلَیْنَا یَسِیرٌ»،[۲۷] آن، جمع کردنى است که بر ما آسان است. به همان معنا به کار رفته است. و در اصطلاح شرع، عبارت است از: جمع آورى خداوند خلایق را در قیامت، جهت محاسبه و سؤال و جواب.

در قرآن آمده است: «از خدا بترسید و بدانید که (روزگارى) به حضور او گرد مى‏آیید».[۲۸]

وُحُوش جمع “وحش” به معناى حیوانات وحشى در مقابل اهلى است.[۲۹] و حیواناتى که با انسان اُنس ندارند وحشى خوانده مى‏شوند.

رستاخیز حیوانات:

این موضوع از مسائل اختلافى متکلمان و مفسران است. بعضى معتقد هستند که چون حساب و سؤال و جواب، ویژۀ مکلّفان است؛ بنابر این، غیر از جن و انس که کارشان به قیامت موکول مى‏گردد، امّا حیوانات نظر به این که مکلّف نیستند، پس رستاخیزى براى حیوانات نیست. و حشر هر حیوانى، مرگ آن است. در مقابل، اکثر دانشمندان معتقد هستند که همه‏ حیوانات داراى شعور هستند و در قیامت محشور مى‏شوند و به نسبت درک و شعورشان مورد بازخواست قرار مى‏گیرند.

آیات و روایات زیادى وجود دارد که دلالت بر شعور و علم حیوانات مى‏کند. ضمن آن که تجارب و علم روز انسانى نیز مؤید همین ادعا است. از میان آیات قرآن کریم مى‏توان به داستان فرار کردن مورچگان از برابر لشگر سلیمان،[۳۰] داستان رفتن هدهد به منطقه “سبا در یمن” و آوردن خبرهاى هیجان ‏انگیز براى سلیمان،[۳۱] شرکت پرندگان در مانور حضرت سلیمان[۳۲] و حرف زدن پرندگان با یک دیگر و افتخار سلیمان به این که خداوند زبان پرندگان را به او آموخته است.[۳۳] اشاره کرد که همگى دلالت بر شعورى بالاتر از غریزه براى حیوانات دارند، یا این که قرآن مى‏گوید: «همه‏ موجودات، تسبیح گوى خدا هستند، ولى شما نمى ‏فهمید».[۳۴] از نظر علامه طباطبائى، این آیه بهترین دلیل است بر این که منظور از تسبیح موجودات، تسبیح ناشى از علم، و به زبان قال است، چون اگر مُراد زبان حال موجودات و دلالت آنها بر وجود صانع بود، دیگر معنا نداشت تسبیح آنها را نمى ‏فهمید.[۳۵] در برخى روایات، براى بعضى حیوانات مقاماتى بیان شده، مثل شترى که سه بار به مکه رفته باشد، اهل بهشت است.[۳۶] و یا امام سجّاد (ع) فرمود: «شترى که هفت سال در صحراى عرفه باشد، از حیوانات بهشتى است».[۳۷] این گونه روایات نیز دلالت بر شعور و درک حیوانات دارد و گرنه اعطاى مقام و منزلت براى آنان معنا و مفهومى نخواهد داشت و از حیث تجربى و علمى مشاهده مى‏کنیم که عموم حیوانات به سود و زیان خود آگاه هستند، و دوست و دشمن خویش را مى‏شناسند، و از خطر مى‏گریزند و به منافع خود روى مى‏آورند و یا تعلیم ‏پذیر و مستعد براى انجام مأموریت ‏هاى گوناگون هستند.

از آیات و روایات به روشنى استفاده مى‏شود که حیوانات نیز همانند انسان چون داراى درک و شعور هستند، اگر چه در مرتبه‏ پایین ‏تر و به اندازه خود، پس به همین ملاک که ملاک حشر و بازگشت انسان به سوى خدا است، آنها نیز داراى حشر و بازگشتشان به سوى خدا است. از جمله آیاتى که مورد تمسک واقع شده، همین آیه شریفه «و اذا الوحوش حُشِرت»[۳۸] است که گفته‏اند: مُراد از آن، جمع شدن حیوانات در روز قیامت است. اگر چه بعضى گفته‏اند: این آیه، راجع به مقدمات قیامت و ابتداى فناى عالم است،[۳۹] ولى بسیارى از مفسران با توجه به آیه‏ شریفه‏ اى که مى‏گوید: «هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند، مگر این که آنها هم اُمّت هایى چون شما هستند. ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو گذار نکردیم، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند»[۴۰]، قول حشر حیوانات در قیامت را تقویت مى‏کنند. گرچه در همین آیه در مورد تشبیه حیوانات به انسان، (أُممٌ أمثالُکمُ)، برخى بر این باورند که منظور این است که آنان (حیوانات) بسان شما آفریده‏ خداى یکتا هستند و هر کدامشان نشان و دلیل بر قدرت و عظمت و علم و حکمت آفریدگار خویش ‏هستند.[۴۱] به باور برخى دیگر، منظور این است که آنها نیز بسان شما انسان ها در موضوع تغذیه، پوشش، خواب و بیدارى و راه یابى به چگونه زیستن، نیازمند تدبیرگرى فرزانه ‏هستند تا خطوط زندگى شایسته و بایسته را براى آنان ترسیم نماید.[۴۲]عدّه بسیارى با توجه به ادامه آیه، «ثم الى ربهم یُحشرون»، مى‏گویند: منظور این است که آنها (حیوانات) بسان شما مى‏میرند و پس از مرگ دگر باره برانگیخته مى‏شوند و به سوى پروردگارشان محشور خواهند شد.[۴۳] همین معنا مورد تأیید روایات اسلامى نیز قرار گرفته است. از جمله از ابوذر نقل شده که مى‏گوید: “ما خدمت پیامبر اکرم (ص) بودیم که در پیش روى ما دو بز به یک دیگر شاخ زدند، پیغمبر (ص) فرمود: مى‏دانید چرا اینها به یک دیگر شاخ زدند؟ حاضران عرض کردند: نه، پیامبر (ص) فرمود: “ولى خدا مى‏داند چرا، و به زودى در میان آنها داورى خواهد کرد”.[۴۴] و در روایتى از طرق اهل تسنن از پیامبر (ص) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود: “خداوند تمام این جنبندگان را روز قیامت بر مى‏ انگیزاند و قصاص بعضى را از بعضى مى‏گیرد، حتى قصاص حیوانى را که شاخ نداشته و دیگرى بى جهت به او شاخ زده است، از او خواهد گرفت.

اطعام و نذر برای حیوانات و پرندگان

در برخی موارد عده ای برای پرندگان به ویژه در اماکن مذهبی مقداری غذا، مثل گندم نذر می کنند، و برای ادای نذر، غذای مورد نذر را خریداری کرده و ادای نذر می کند، چنین نذری نه تنها اشکالی ندارد بلکه چه بسا مستحب نیز باشد، چرا که در فصل سرما و مخصوصاٌ به هنگام بارش برف، بسیار زیادی از جانوران و پرندگان که امکان یافتن غذا ندارند، از بین می روند.

نظر حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته):

اطعام حیوانات غیر موذی که وجود آنها برای انسان مفید است، جزء مصادیق خیر می باشد و نذر برای آن منعقد می شود و تبلیغ چنین نذری خالی از اشکال است.

یکی از نذرهایی که افراد انجام می دهند تهیه مقداری از گندم برای پرندگان است که در زیارتگاه ها به نیت نذر انجام می دهند.

 

[۱]. حسینی، میرزا باقر، آشنایی و انس با قرآن ، ص ۲۳۲٫ (نیاز به تکمیل دارد)

[۲]. همان، ص ۲۳۷٫

[۳]. همان، ص ۲۴۱٫

[۴]. عزیزی، عباس، فضائل و آثار قرائت سوره ها، ص ۴۷، ارم. (نیاز به تکمیل دارد)

[۵]. همان، ص ۱۱۴٫

[۶]. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۱۳۷، کتاب الاطعمه و الاشربه، م ۲٫

[۷]. نفس المصدر.

[۸]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۵۹۴؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۱۳۹، احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها، م ۸٫

[۹]. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۱۵۶، کتاب الاطعمه و الاشربه، م ۲٫

[۱۰]. در زبان عربی به حیوانات کوچک حشره اطلاق می شده است: ما کان من صغار دواب الأرض‏ (کتاب العین، ج‏۳، ص: ۹۲).

[۱۱]. همان.

[۱۲]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۵۹۴؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۱۳۹، احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها، م ۸٫

[۱۳]. امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۱۴۰، م ۱۵(نیاز به تکمیل دارد).

[۱۴]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۶۰، باب ۲۴، از ابواب اطعمه واشربه محرمه، ح ۲(نیاز به تکمیل دارد).

[۱۵] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۵۶۸، م ۲۵۸۳، چاپ یازدهم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۴، ش.

[۱۶] . همان، ص ۶۰۱، م ۲۶۳۲٫

[۱۷] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۷۰، ح ۳٫

[۱۸] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۶۹، م ۸۶ .

[۱۹] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۵۷۳، م ۲۵۹۴، چاپ یازدهم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۴، ش.

[۲۰] . همان.

[۲۱]. حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۱۲، ص ۵، ح ۱۵۴۹۴، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹، ق.

[۲۲]. همان، ج۱۱، ص۵۲۱، ح ۱۵۴۳۱٫

[۲۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۶۲، ص ۱۵، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴، ق.

[۲۴]. تبریزى، جواد، استفتاءات جدید، ج‌۲، ص ۲۲۷، قم، ۱۴۰۹، ق.

[۲۵]. حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته).

[۲۶]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج ۲، ص ۱۴۵، دار الکتب الإسلامیه، چاپ ششم، تهران، ۱۳۷۱، ش‏.

[۲۷]. ق، ۴۴٫

[۲۸]. بقره، ۲۰۳٫

[۲۹]. قاموس قرآن، ج ۷، ص ۱۸۹٫

[۳۰]. نحل، ۱۸٫

[۳۱]. همان، ۲۱٫

[۳۲]. همان، ۱۷٫

[۳۳]. همان، ۱۶٫

[۳۴]. اسرى، ۴۴٫

[۳۵]. طباطبایى، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، محمد باقر، ج ۱۷، ص ۶۰۹، بنیاد علمى و فکرى طباطبائى، ۱۳۶۳، ش.

[۳۶]. عروسى حویزى، تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۱۵، ح ۶۸، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، ۱۳۷۳، ش.

[۳۷]. همان، ح ۷۰٫

[۳۸]. تکویر، ۵٫

[۳۹]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۱۷۳ و ۱۷۴، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول ، تهران، سال ۱۳۷۴ هـ ش.‏

[۴۰]. انعام، ۳۸٫

[۴۱]. طبرسى، تفسیر مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۶۱، چاپ دوم، دارالمعرفه، ۱۴۰۸، ق.

[۴۲]. همان.

[۴۳]. همان.

[۴۴]. همان.

 




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


7 + 1 =