دایره المعارف اسلام پدیا » بلال حبشی و مسئلۀ خلافت
منوی اصلی

بلال حبشی و مسئلۀ خلافت

تاریخ: ۲۱ دی ۱۳۹۰ در باب: خلافت و جانشینی پیامبر

در این مقال کوتاه به دو مورد از برخوردهای بلال حبشی با مسئله خلافت، اشاره می شود:

۱٫ در تاریخ آمده است که «بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد؛ از این رو عمر او را سرزنش کرد و گفت: این گونه پاداش ابوبکر را می دهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو با او بیعت نمی کنی؟! بلال پاسخ داد: اگر ابوبکر مرا به خاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خدا واگذار کند؛ ولی اگر از آزاد کردن من هدفی جز این داشته است، آگاه باش که من همین هستم (که می بینی) من با کسی که رسول خدا (ص) او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمی کنم، ولی بیعت آن کسی که رسول خدا (ص) او را خلیفه قرار داده است، تا روز رستاخیز بر گردن ما است. عمر عصبانی شد و به او گفت مدینه را ترک کند، بلال نیز به شام رفت».[۱]

۲٫ او بعد از رسول خدا (ص) حاضر نشد برای خلفا اذان بگوید[۲] و درخواست آنها را رد کرد و در نتیجه از سوی آنها به شام تبعید شد و در همان جا در دوران خلافت عمر در سال ۱۸ هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد.[۳]

براى این شهامت و استقامت بود که امام صادق (ع) دربارۀ وى فرمود: «بلال بنده صالح خدا بود، وى گفت من براى کسى پس از پیامبر (ص) اذان نمى‏گویم، و بر اثر کناره گیرى او از این کار، و روى کار آمدن مؤذن‏هائى که فرمانبردار دستگاه خلافت بودند، یک فصل از اذان (حى على خیرالعمل) حذف گردید.[۴]



[۱]. قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۸۹، چاپ دوم، دارالاسوه، ۱۴۱۶ هـق؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (ع)، ص ۶۲۲٫

[۲]. شیخ مفید، اختصاص، ص ۷۳، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ هـ ق.

[۳]. شیخ طوسی، رجال، ص ۲۷، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۵ هـ ق.

[۴]. من لایحضره الفقیه، کتاب صلوه، باب ۱۶، حدیث ۹٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


3 + 1 =