دایره المعارف اسلام پدیا » انسان و جانشینی در زمین
منوی اصلی

انسان و جانشینی در زمین

تاریخ: ۲۱ دی ۱۳۹۰ در باب: خلافت و جانشینی پیامبر

مفسران قرآن کریم در ذیل آیات ۳۰ تا ۳۹ سوره بقره، همچنین آیه ۳۹ سوره فاطر، و …، درباره خلافت و جانشینی انسان بحث های مشروحی ارائه کرده اند.

آنان می گویند: “خلیفه” در سخن خدای متعال: “قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً”؛ به معناى جانشین است؛ یعنی کسى که در مقام دیگرى باشد.[۱]

حال در این که منظور از خلیفه در این جا، جانشین چه کسى و چه چیزى است، نظریات مختلف است.

الف. بعضى گفته‏اند: منظور جانشینی فرشتگانى است که پیش از این در زمین زندگى مى‏کردند.

ب. عده ای قائلند که منظور جانشینی انسان هاى دیگر یا موجودات دیگرى که قبلاً در زمین مى‏زیسته‏اند.

ج. بعضى آن را اشاره به جانشین بودن نسل هاى انسان از یک دیگر دانسته‏اند.

د. سرانجام گروهی نیز به جانشینی و خلیفه اللهی معتقدند.[۲]

علامه طباطبائی (ره) در این باره می گوید: کلمه “خلائف” جمع خلیفه است، و خلیفه بودن مردم در زمین به این معنا است که هر لاحقى از ایشان جانشین سابق شود و سلطه و توانایى بر دخل و تصرف و انتفاع از زمین داشته باشد، همان طور که سابقین بر این کار توانایى و تسلط داشتند. اگر انسان ها به این خلافت رسیدند، از جهت نوع خلقتشان است، که خلقتى است از طریق توالد و تناسل؛ چون این نوع از خلقت است که مخلوق را به دو گروه سابق و لاحق تقسیم مى‏کند.[۳]

در تفسیر نمونه، اگرچه در تفسیر آیه ۳۰ سوره بقره آمده: انصاف این است که همان گونه که بسیارى از محققان پذیرفته‏اند منظور، خلافت الاهى و نمایندگى خدا در زمین است،[۴] اما در جایی دیگر جانشینی انسان های قبلی نزدیک تر به واقع بیان شده است، حال “خلائف” در این جا خواه به معناى جانشینان و نمایندگان خدا در زمین و خواه به معناى جانشینان اقوام پیشین باشد، هر چند معناى دوم در اینجا نزدیک تر به نظر مى‏رسد.[۵]

به هرحال، تفاوت دیدگاه مفسران در مسئله جانشینی، منافات با اصل موضوع؛ یعنی جانشینی خدا در روی زمین ندارد؛ چرا که انسان هم می تواند جانشین خلقت های پیشین باشد (انسان های معمولی) و هم جانشین خدا، نقطه مشترک آن انبیا و اولیای الاهی یا همان انسان های کامل هستند. این که خداوند خطاب به حضرت داوود (ع) به صورت ویژه می فرماید: ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم به حق داورى کن؛[۶] بیانگر همین معنا است و این عنایت در آن نهفته است که تو را جانشین خود قرار دادم، و گرنه اگر قرار بود که وی خلیفه پیشینیان باشد که دیگر نیاز به بیان جداگانه نداشت.

بنابراین، دلایل مفسران و محققان بر جانشینی انسان در روی زمین و مقام خلیفه اللهی وی، آیات و روایات است. این آیات همان گونه که در ابتدای این نوشتار بیان شد، در موضوع خلقت انسان در سوره های مختلف بیان شد و روایاتی هم در تفسیر آیات آمده، که در این جا چند نمونه از آیات و یک روایت بیان می شود:

۱٫ “(به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد…”.[۷]

۲٫ “و او کسى است که شما را جانشینان (و نمایندگان) در زمین ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى دیگر قرار داد،…”.[۸]

۳٫ “او است که شما را جانشینانى در زمین قرار داد…”![۹]

۴٫ “اى داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم به حق داورى کن،…”.[۱۰]

۵٫ “إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى جَعَلَ الدُّنْیَا کُلَّهَا بِأَسْرِهَا لِخَلِیفَتِهِ حَیْثُ یَقُولُ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً  فَکَانَتِ الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا لآِدَمَ وَ صَارَتْ بَعْدَهُ لِأَبْرَارِ وُلْدِهِ وَ خُلَفَائِه”؛‏[۱۱] خداوند، دنیا را با تمام آنچه در آن است، برای خلیفه خود قرار داد، آن جا که خطاب به فرشتگان می فرماید: “من در روى زمین، جانشینى [نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد، پس دنیا با تمام آنچه در او است، به آدم اختصاص یافت و بعد از وی به نیکان از فرزندان و جانشینانش … .



[۱]. مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، ج ۱۵، ص ۹۱، مرکز نشر کتاب، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.

[۲]. ر. ک: طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۷۷، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش؛ مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۷۲، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۳]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۱۷، ص ۵۲، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.

[۴]. تفسیر نمونه، ج ۱ ، ص ۱۷۲٫

[۵]. همان، ج ‏۱۸، ص ۲۸۳٫

[۶]. ص، ۲۶٫

[۷]. بقره، ۳۰٫

[۸]. انعام، ۱۶۵٫

[۹]. فاطر، ۳۹٫

[۱۰]. صاد، ۲۶٫

[۱۱]. کلینی، کافی، ج ۱، ص ۵۳۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۸ش.




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


6 + 6 =