دایره المعارف اسلام پدیا » ادراک جزئیات و کلیات توسط عقل
منوی اصلی

ادراک جزئیات و کلیات توسط عقل

تاریخ: ۰۴ دی ۱۳۹۰ در باب: عقل 2

عقل انسان دو نوع ادراک دارد، که به صورت خلاصه به آنها اشاره می شود: الف: ادراک جزئی؛ که “ادراک جزئی، خود بر دو قسم است؛ ۱٫ ادراک متوقف بر وجود خارجی اشیا است؛ در این صورت انسان به وسیلۀ حواسِ خویش، آنها را درک می کند. ۲٫ ادراک، متوقف بر وجود خارجی اشیا نیست؛ در این صورت انسان به وسیلۀ قوۀ خیال، درک می کند”.[۱]

ب: ادراک کلی: “انسان زمانی که جزئیات مختلفی را می بیند و آنها را نسبت به هم مقایسه می کند، متوجه می شود آنها در صفت واحدی یکسان اند؛ در نتیجه صورت مفهومی را که قابل انطباق بر هر یک از آن موارد جزئی باشد، از آنها انتزاع می کند”.[۲] این فرایند وظیفۀ عقل است. پس عقل قوه ای است که کارش ادراک کلیات می باشد، حال “مفهوم کلّی” یا قابل حمل بر امور عینی است؛ مانند مفهوم انسان که بر حسن و حسین و… حمل می‏گردد و گفته می‏شود «حسن انسان است» و یا قابل حمل بر امور عینی نیست و تنها بر مفاهیم و صورت های ذهنی، حمل می شود”.[۳]

پس؛ “انسان دارای دو نوع دستگاه ادراکی است؛ یکی از آنها حواس و دیگری عقل است. انسان به وسیلۀ حواس خود، مدرکات خود را به نحو جزئی ادراک می کند، اما به وسیلۀ عقل خویش، موضوعات را به نحو کلی ادراک می کند؛ زیرا طبیعت عقل، کلی است. حال شاید سؤالی به ذهن خطور کند که آیا با این عقلی که شأنش درک کلیات است، نمی توان محسوسات (جزئیات) را درک کرد؟ در جواب بیان می شود؛ معنای این سخن آن نیست که عقل، محسوس را درک نمی کند، بلکه عقل، محسوسات را از خلال کلی به دست می آورد؛ چنان که اعراض جسمانی را نیز ادراک می کند، نه ذوات آنها را، پس این ادراک، از طریق احاطه بر علل کلى آنها” صورت می گیرد.[۴]

نتیجه این که؛ “ادراک جزئی از این حیث که جزئی است فقط به وسیلۀ احساس، تخیل و یا هر امری که جاری مجرای ابزارهای جسمانی است، صورت می گیرد”[۵] و شأن عقل، درک کلیات (نه جزئیات) است اگر چه از خلال کلی پی به امور جزئی نیز می برد، اما برای روشن شدن این مسئله که چرا عقل نمی تواند محسوسات را درک کند، به عبارتی از فارابی اشاره می شود: “محسوسات از آن جهت که محسوس هستند قابل تعقل نیستند؛ زیرا ممکن نیست چیزی مورد تعقل واقع شود، مگر این که آن چیز، برهنه از مادیات شود و فرض هم این است که محسوسات نمی توانند (از آن جهت که محسوس اند)، مجرد از مادیات شوند؛ از این رو ممکن نیست محسوسات، مورد تعقل واقع شوند. این رابطه، از طرف مقابل نیز می باشد؛ یعنی حس نمی تواند معقولات را از آن جهت که معقول اند درک کند؛ زیرا محال است چیزی مورد ادراک حس واقع شود، مگر این که آن چیز، مقرون به عوارض مادی شود”.[۶]

خلاصه این که عقل، توان ادراک جزئی (از آن جهت که جزئی است) را ندارد، ولی با این حال می تواند محسوسات را از خلال کلی به دست آورد.



[۱]. جهامی، جیرار، موسوعه مصطلحات الفلسفه عند العرب، ص ۳۱، مکتبه لبنان ناشرون‏.

[۲]. مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۶۳، چاپ اول، انتشارات پاسدار اسلام، ۱۴۲۰هـ.ق.

[۳]. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج۱، ص ۱۸۸ و ۱۸۹، چاپ ششم، انتشارات امیرکبیر، زمستان ۱۳۸۳٫

[۴]. العامرى‏، ابو الحسن، رسائل ابو الحسن عامرى، ص ۲۹۴، مرکز نشر دانشگاهى‏.

[۵]. موسوعه مصطلحات الفلسفه عند العرب، ص ۳۱٫

[۶]. فارابى، ابو نصر، فصوص الحکمه و شرحه، ‏فص فی امتناع تعقل المحسوس و إحساس المعقول، ص ۱۷۸، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى‏.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


2 + = 6