دایره المعارف اسلام پدیا » گسترۀ ولایت فقیه نسبت به سرزمین های دیگر
منوی اصلی

گسترۀ ولایت فقیه نسبت به سرزمین های دیگر

تاریخ: ۳۰ آذر ۱۳۹۰ در باب: ولایت فقیه

امروز، در جغرافیاى سیاسى معاصر، جهان به کشورهاى مختلفى تقسیم مى شود که مرزهاى قراردادى و پذیرفته شده از سوى دولت ها، آنها را از هم جدا مى کند و در هر کشور، حکومتى برپا است. کسانى که در یک کشور زندگى مى کنند، بر اساس موازین خاصّى “شهروند”[۱] آن کشور محسوب و دیگران “خارجى”[۲] تلقى مى‏شوند. احکام جارى در یک کشور برخى مخصوص شهروندان، گروهى مختصّ به خارجیان مقیم آن کشور و دسته‏اى مشترک میان هر دو است.

آیا این مرزبندى هاى جغرافیایى از دیدگاه اسلام ارزش و اعتبارى دارد؟ به دیگر سخن جهانى که اسلام ترسیم مى کند، چگونه است؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: اسلام خود را دین تمام جهان، براى تمام زمان ها معرّفى مى کند و همۀ جهان را سرزمین خود مى داند که باید در آن جا پذیرفته و به آن عمل شود. قسمت هایى که اکثریت مردم این آیین ‏الهى را پذیرفته اند، “بلد الاسلام” یا “دار الاسلام” (سرزمین اسلام) و قسمت هاى دیگر جهان “بلد الکفر” یا “دارالکفر” (سرزمین کفر) تلقّى مى شود. پس تنها مرزى که اسلام در جهان مى پذیرد، مرز اعتقاد و عقیده است و تنها عقیدۀ ارزشمند از دیدگاه اسلام، همان اسلام است. “إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ “[۳] اسلام در ازاى مفهوم “کشور”،[۴] مفهوم “سرزمین” و در مقابل مفهوم “ملت”،[۵] مفهوم “امّت” را مطرح کرده است؛ یعنى تمایزات قومى، نژادى و… را نمى‏پذیرد و تنها به اعتقادات و باورها نظر دارد.

سرزمین اسلام یکى است و خط هاى فرضى و قراردادى از دید اسلام، اثرى در هویت یگانۀ آن ندارد. این سرزمین یگانه در حالت ایده آل توسّط یک امام معصوم ‏(ع) باید اداره شود و حکومت جهانى حضرت مهدى (عج) تحقّق این آرمان است. در عصر غیبت معصومان ‏(ع) اگر امکان چنین چیزى فراهم شد و مصلحت مسلمانان در ادارۀ مجموعۀ سرزمین هاى آنها در قالب یک سرزمین بود، فقیه مى بایست مجموعۀ آنها را به همین صورت اداره کند. اگر ادارۀ هر قسمت از این سرزمین توسّط یک فقیه – به ویژه فقیه بومى – با مصالح مسلمانان سازگارى داشت، باید همین شیوه اتخاذ شود. بنابراین، به عنوان یک مبناى ماندنى و جهان‏شمول در مکتب سیاسى اسلام، سرزمین اسلام یگانه است، ولى مى‏توان بنابر مصالح متغیّر آن را به کشورهاى جداگانه، یا ایالات و استان‏هاى مختلف یک کشور، و یا هر شیوۀ متصوّر دیگرى اداره کرد، که این امور در واقع به سازوکار سیاسى مرتبط مى شود.

به هر حال اگر مردم مسلمانی که در دو یا چند کشور زندگی می کنند معتقد و پیرو یک فقیه جامع الشرایط  مبسوط الید (دارای حکومت) باشند و مانعی بر سر راه حکم‌رانی فقیه بر این چند کشور وجود نداشته باشد رهبری او بر همه کشورها جاری می شود. البته همان طوری که در جمهوری اسلامی ایران ولی فقیه در هر استانی نماینده دارد، می تواند در کشور های متعدّد نماینده یا نمایندگانی داشته باشد که از طریق آنان مدیریت خود را اعمال کند.

منبع مطالعه بیشتر:

مهدى هادوى تهرانى، ولایت و دیانت، مؤسسه فرهنگى خانه خرد، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۰٫[۶]



[۱]. Citizen.

[۲]. Foreigner.

[۳]. آل عمران، ۱۹٫

[۴]. country.

[۵]. Nation.

[۶] . برگرفته از نمایۀ ۳۸ (سایت اسلام کوئست: ۲۷۱).




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


8 + 1 =