دایره المعارف اسلام پدیا » ولایت فقیه از نظر قدما
منوی اصلی

ولایت فقیه از نظر قدما

تاریخ: ۳۰ آذر ۱۳۹۰ در باب: ولایت فقیه

براى روشن‏تر شدن تاریخچۀ بحث ولایت فقیه،[۱] مناسب است به بررسی دیدگاه عده‏اى از فقیهان بزرگ شیعه به عنوان پیش قدمان طرح این نظریه اشاره نماییم.

۱. شیخ ابوالصلاح حلبى (م: ۴۴۷ ه)

شیخ ابوالصلاح حلبى از شاگردان سید مرتضى و شیخ طوسى است. وی در کتاب “الکافى” فصلى را به مسئلۀ ولایت اختصاص داده و از آن به “تنفیذ الاحکام”؛ یعنى اجراى احکام، یاد کرده است. او مى گوید:

اجراى احکام شرعى و حکم بر طبق تعبد به آنها از واجبات امامان معصوم ‏(ع) و مختص به آنها است، و در صورت عدم دست رسی به ائمه معصومین به عهده افراد صالح از شیعیان آن ها با دارا بودن شرایطی است (نائبان معصومیان)؛ نه اشخاص دیگرى که آن بزرگان صلاحیت‏شان را براى این امور نپذیرفته‏اند”.[۲]

در این عبارت مسئلۀ اجراى احکام شرعى و حکم بر اساس آن که شامل تمام شئون حکومتى و سیاسى مى شود، مختص به امامان معصوم ‏(ع) و کسانى که آن بزرگواران صلاحیت آنها را براى این امر قبول کنند، معرفى شده است. در ادامۀ این عبارت شیخ ابوالصلاح به بیان شرایط چنین افرادى مى پردازد و مى گوید: “شروط نیابت از سوى امام عبارت است از:

۱٫ علم به حق در حکمى که به او ارجاع شده است،

۲٫ قدرت بر اجراى آن به گونه اى که بایسته است،

۳٫ داشتن عقل و اندیشه و بردبارى،

۴٫ بصیرت به اوضاع،

۵٫ ظهور عدالت و پاک دامنى و تدین به حکم،

۶٫ قدرت بر قیام به حکم و قراردادن آن در جاى خود،[۳]

این شرایط یادآور تعبیرى است که ما قرن‏ها بعد در اصل یکصد و نهم قانون اساسى جمهورى اسلامى شاهد آن هستیم. “شرایط و صفات رهبر:

۱٫ صلاحیت علمى لازم براى افتا در ابواب مختلف فقه.

۲٫ عدالت و تقواى لازم براى رهبرى امت اسلام.

۳٫ بینش صحیح سیاسى و اجتماعى، تدبیر، شجاعت، مدیریت، و قدرت کافى براى رهبرى”.

۲٫ ابن ادریس حلى (م: ۵۹۸ه)

ابن ادریس حلى در کتاب “سرائر” پس از حدود یک قرن و نیم از زمان ابوالصلاح حلبى، مانند او فصلى را به ولایت اختصاص داده و از آن به “تنفیذ الاحکام”؛ یعنى اجراى احکام یاد کرده است. او در این فصل با عبارتى بسیار شبیه ابوالصلاح پس از بیان اختصاص اجراى احکام به امامان معصوم‏ (ع) و کسانى که آنها قابلیت‏شان را براى این امر بپذیرند، شرایط چنین افرادى را بازگو مى‏کند. تنها شرطى که او افزون بر شرایط موجود در کلام حلبى به آن مى پردازد؛ مداومت بر فتوا دادن و عمل به آن است که شاید مقصودش تأکید بر اجتهاد شخص نایب است که در شرط اوّل؛ یعنى “علم به حق در حکمى که به او ارجاع شده است” به آن اشاره شده است.

۳٫ محقّق حلّى (م: ۶۷۶ ه)

محقق حلى در بحث خمس چنین مى‏گوید: باید سرپرستى مصرف سهم امام (‏ع) را در راه مستحقّان، کسى به عهده گیرد که نیابت امام را دارد، همان‏گونه که انجام واجبات غایب را بر عهده دارد.

زین الدین بن على عاملى، معروف به شهید ثانى (ش:۹۶۶ ه) در توضیح این عبارت مى نویسد: منظور محقّق حلّى از: “کسى که نیابت امام را دارد”، فقیه عادل امامى است که همۀ شرایط فتوا را دارا باشد؛ زیرا چنین شخصى نایب و گمارده شده از سوى امام است.[۴]



[۱] ر.ک: نمایۀ ولایت فقیه و شیخ مفید، سؤال ۲۲ (سایت اسلام کوئست).

[۲] ابوالصلاح حلبى، الکافى فى الفقه، ص۴۲۲٫

[۳] همان، ص۴۲۳٫

[۴] زین الدین بن على العاملى الجبعى، مسالک الأفهام، ج۱، ص۵۳٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


8 + 2 =