دایره المعارف اسلام پدیا » لعن یزید در زیارت عاشورا
منوی اصلی

لعن یزید در زیارت عاشورا

تاریخ: ۲۸ آذر ۱۳۹۰ در باب: لعن و نفرین

یکی از جملات زیارت عاشورا این جمله است: “اَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّهَ وَ ابْنُ آکِلَهِ الْاَکْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ”؛[۱] پروردگارا، امروز (روز عاشورا)، روزى است که به آن تبرک جستند بنی امیّه و پسر جگرخوار آن، لعنت شدۀ فرزند لعنت شده، به زبان تو و پیامبرت (ص) در هر سرزمین و مکانى که پیامبرت (ص) در آن وقوف و درنگ داشته است”.

نکاتی دراین عبارت وجود دارد که بیان می شود:

۱٫ظاهراً مراد از عبارت “ابْنُ آکِلَهِ الْاَکْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ” معاویه است؛ زیرا: الف: مادرش هند، لقب “جگرخوار” را پس از شهادت حمزه سید الشهداء (ع)، از آن خود کرد.[۲] ب: لقب” اللعین بن اللعین”، یکی از القاب چندین گانه معاویه است.[۳]

امّا با توجه به عبارت “هذا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّهَ” که اسم اشارۀ “هذا”، به روز عاشورا اشاره دارد بعید نیست که منظور از “ابْنُ آکِلَهِ الْاَکْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ”، یزید باشد.

۲٫ مراد از «عَلى لِسانِکَ» (زبان الاهی)، همان کلام الاهی است که توسط خداوند به سوی بندگانش إلقاء می شود،[۴] اما با توجه به این که همۀ انسان ها، این شایستگی را ندارند که مخاطب ذات حق تعالی قرار گیرند، نوعاً پیام های الاهی از طریق انبیاء (ع) و کتاب هایی که بر آن ها نازل شده است، به بشر ابلاغ می شود. در خصوص ابلاغ لعن الاهی بر «یزید» باید گفت این لعن به صورت های متعدّدی از جمله توسط انبیا (ع) و قرآن کریم، بیان شده است. در لعن از طریق انبیاء (ع) به صورت مشخص نام یزید ذکر شده است، ولی در لعن از طریق قرآن کریم[۵] به صورت کلی ذکر گردیده که شامل یزید هم می شود.

لعن یزید توسط پیامبران (ع):

یزید بن معاویه توسط پیامبران بزرگ از جمله، پیامبران اولوا العزم (ع) مورد لعن و نفرین قرار گرفته است که ما در این جا به سه روایت اشاره می کنیم:

الف. روزی حضرت ابراهیم (ع) از سرزمین کربلا عبور می کرد که در آن جا، از اسب بر زمین افتاد و سر مبارک او زخمی شد، حضرت (ع) استغفار کرد و عرضه داشت: بار خدایا! چه گناهی از من سر زده است؟ جبرئیل (ع) به سوی او فرود آمد و گفت: هیچ گناهی از تو سر نزده است، ولی این جا فرزند آخرین پیامبر (ص) و جانشین او (ع) کشته می شود و خون تو برای هم دردی با او ریخته شد. حضرت (ع) پرسید: قاتل او کیست؟ وی گفت: شخصی است که اهل آسمان ها و زمین او را لعنت می کنند. سپس آن حضرت (ع) دست هایش را بلند کرد و بر یزید بسیار لعنت فرستاد.[۶]

ب. پیامبر اسلام (ص) در یکی از سفرها، در نقطه ای از مسیرش ایستاد و فرمود: “انا لله و انا الیه راجعون”، و اشک از دیدگان حضرت (ص) سرازیر شد، مردم از علت آن جویا شدند، حضرت فرمود: اکنون جبرئیل (ع) مرا از نقطه ای در کنار شط فرات خبر  داد که کربلا نام دارد و فرزندم حسین (ع) در آن سرزمین کشته می شود. عرض شد! یا رسول الله (ص)! چه کسی او را می کشد؟ فرمود: مردی به نام یزید که خدایش لعنت کند… .[۷]

ج. صفیه دختر عبد المطلب (س) می گوید: وقتی حسین (ع) متولد شد، من او را به پیامبر (ص) دادم و پیغمبر (ص) زبان خود را در دهان وی گذاشت و حسین (ع) زبان را مکید و… پیغمبر میان دو چشم وی را بوسید، آن گاه او را به من داد و گفت: ای فرزندم خداوند لعنت کند قومی را که قاتلان تو هستند. صفیه می گوید: عرض کردم، پدر و مادر من فدای تو باد، چه کسی او را می کشد؟ فرمود: بازمانده ای از گروه یاغیان و سرکشان بنی امیه.[۸]

لعن یزید در قرآن کریم:

در آیاتی از قرآن، عناوینی مورد لعن قرار گرفتند که بنابر روایاتی از شیعه و سنی، یکی از مصادیق بارز آن عناوین، بنی امیه هستند و یزید نیز از بنی امیه است:

الف. «شجره ملعونه»[۹]: در خصوص این که “خواب” در آیه ۶۰ سورۀ اسراء چه بوده است و “درخت ملعون” چه کسانی هستند، اقوالی مطرح شده است.[۱۰] گروهی از تفاسیر شیعه و سنی، می گویند: خوابی را که رسول خدا (ص) دیده، خواب میمون هایی بود که بر منبر نبی خاتم (ص) جست و خیز می کردند و درخت ملعون هم، همان بنی امیه هستند که یکی پس از دیگری بر تخت خلافت پیامبر اسلام می نشینند.[۱۱] بنابر روایت شیعه و سنی، بنی امیه از فضایل شب قدر محروم هستند و در عوض آن به غصب هزار ماه حکومت گذرای دنیوی دل خوش داشتند.[۱۲]

ب. «شجره خبیثه»[۱۳]: (درخت خبیث) همان اعتقاد به کفر و شرک است که رشد و معنویتی ندارد و ریشه ای در زمین حقیقت ندارد که امام باقر (ع) فرمود: این درخت حکایت حال بنی امیه است.[۱۴]

ج. «کسانی که خدا و رسولش را مورد اذیت قرار دهند، مورد لعن در دنیا و آخرت هستند»[۱۵] بنابر روایت شیعه و سنی هر کس اهل بیت (ع) را مورد اذیت قرار دهد، خدا و رسولش را مورد اذیت قرار داده است.[۱۶]و چه اذیتی بالاتر از شهادت امام حسین (ع) و اسارت اهل بیتش (س)، توسط یزید و یارانش؟

د. «کسانی که نعمت الاهی را ناسپاسی کنند، قوم خویش را به نیستی و نابودی کشاندند، و به همان جهنم می رسانند که بد قرارگاهی است».[۱۷] بنابر روایت شیعه و سنی اینان دو قوم از قریش؛ یعنی بنی امیه و بنی مخزوم هستند.[۱۸]

هـ. در قرآن کریم عناوین زیادی مورد لعن قرار گرفته است؛ مانند: لعن بر ظالمین،[۱۹] کافرین،[۲۰]کسی که به عمد مؤمنی را بکشد[۲۱] و …[۲۲] که بر یزید قابل تطبیق است.[۲۳]

با نگاهی هرچند گذرا و سطحی به جنایات یزید و چگونگی شهادت سید الشهدا (ع) و همراهان او و با در نظر گرفتن جایگاه امام حسین (ع) و مقام وراثت او نسبت به همۀ انبیای الاهی، می توان این مطلب را بیان کرد که موردی از موارد لعن قرآنی نیست که یزید، جزء ملعونین مسلم آن نباشد.

زشتی و پلیدی کار یزید به گونه ای بود که در تاریخ بشریت، پس از شیطان، هیچ کس همانند او مورد لعن قرار نگرفت، کسی که بنابر روایات، همه موجودات دریایی، صحرایی، هوایی و … او را مورد لعن قرار داده اند.

۴٫ دربارۀ لعن در هر جایگاه و مکانی (فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)، احتمالات زیر مطرح است:

الف. این احتمال وجود دارد که به معنای تأکید و کثرت لعن بر یزید باشد.

ب. لعن به زبان حال (و نه تنها به زبان قال و گفتار)، نیز می تواند مد نظر باشد؛ از آن رو که پیامبران در همان حالی که به تبلیغ دین می پردازند، با زبان حال دارند مانعین از اجرای آن را لعنت می کنند و یزید نیز در واقع مانع اجرای دین بود و از این جهت مورد لعن حالی نبی خاتم (ص) قرار گرفته است.[۲۴]



[۱]. قمی، شیخ عباس، مفاتیح‏الجنان، الاهی قمشه ای، زیارت عاشورا، ص ۸۹۲ – ۸۹۷، مؤمنین، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۱ش. 

[۲]. حیدری فر، مجید، مدرسۀ عشق، ص ۳۸۱، چاپ زائر، قم، تکمیل شود؛ اسدی، حسن، بررسی و تحلیلی پیرامون زیارت عاشورا، ص ۲۴۲، آدینه سبز، تکمیل شود، به نقل از ابن اثیر، أسد الغابه، ج ۷، ص ۲۸۱؛ مقریزی ،النزاع و التخاصم، ص ۴۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۵۱ و … .

[۳]. مدرسۀ عشق، ص ۳۸۵، به نقل از امینی، الغدیر، ج ۱۰، ص ۸۳ و ۱۵۶ و ۱۵۸ تکمیل شود.

[۴]. گاهى از طریق نزول فرشته وحى، و گاهى از طریق الهام به قلب، و گاهى از طریق شنیدن صدا، به این ترتیب که خداوند امواج صوتى را در فضا و اجسام مى‏آفریده و از این طریق با پیامبرش صحبت مى‏کرده از کسانى که این امتیاز را به روشنى داشته اند، موسى بن عمران (ع) بود که گاهى امواج صوتى را از لابلاى” شجره وادى ایمن” و گاهى در کوه “طور” مى‏شنید، و لذا لقب کلیم اللَّه به موسى داده شده‏، نک: مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۲۱۲‏، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ش. ‏

[۵]. از آن جایی که قرآن یک کتاب هدایت ابدی است، مطالبی را که بیان می دارد به صورت کلی است و الا اگر بخواهد جزئیات را بیان کند تنها ذکر ملعونین در تاریخ بشری چندین جلد خواهد بود و در این جا، چون انبیاء و اوصیاء از مفسران کلام الاهی به حساب می آیند، موارد و مصادیق شاخص عناوین کلی قرآنی را بیان می دارند.

[۶]. مدرسۀ عشق، ص ۲۸۱، به نقل از بحار الأنوار، ج ۵۸، ص ۲۴۳ و ۲۴۵٫

[۷]. همان، ص ۲۸۴، به نقل از سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص ۱۶٫

[۸]. همان، ص ۲۴۶، به نقل از بحار الأنوار، ج ۴۳، ص ۲۴۳٫

[۹]. اسراء،۶۰،

[۱۰]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۳، ص ۱۳۶-۱۴۳، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم، قم، ۱۴۱۷ ق.

[۱۱]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۷۱، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ش‏؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، ج ۲۰، ص ۳۶۰-۳۶۲، دار احیاء التراث العربى‏، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۲۰ق؛ قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن،‏ ج ۱۱، ص ۲۸۲ – ۲۸۶، ناصر خسرو، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۴ ش‏.

[۱۲]. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن، ج ۵، باب تفسیر القرآن، رقم ۳۳۵۰، دار الکتب الاسلامیه؛ مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، ج ۳۲، ص ۲۳۱٫

[۱۳]. ابراهیم، ۲۶٫

.[۱۴] عروسى حویزى، عبد على بن جمعه‏، نور الثقلین، رسولى محلاتى، سید هاشم، ج ۲، ص ۵۳۸، اسماعیلیان‏، چاپ چهارم، قم‏، ۱۴۱۵ ق.‏

[۱۵]. احزاب، ۵۷٫

.[۱۶] بررسی و تحلیلی پیرامون زیارت عاشورا، ص ۱۱۳، به نقل از بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج ۳، ح ۳۵۰۹، ۳۵۴۱، ۱۳۶۱و ۱۳۷۰، دار ابن کثیر، چاپ پنجم، دمشق.

.[۱۷] ابراهیم،  ۲۸ و ۲۹٫

[۱۸]. همان، ص ۱۳۴، به نقل از ثعلبی، ابو اسحاق احمد، الکشف و البیان، ج ۵، ص ۳۱۹، دار احیاء التراث العربی؛ سمرقندی، ابو نصر محمد بن مسعود، التفسیر، ج ۲، ص ۲۲۹٫

[۱۹]. اعراف، ۴۴؛ هود، ۱۸؛ غافر، ۵۲٫

.[۲۰] احزاب، ۶۴؛ مائده، ۷۸؛ بقره، ۸۹٫

[۲۱]. نساء، ۹۳٫

[۲۲]. بقره، ۸۹؛ بقره، ۱۵۹؛ نور، ۲۳٫

[۲۳]. مدرسۀ عشق، ص ۴۰۹، به نقل از بحار الأنوار، ج ۴۳، ص ۲۴۳ و ج ۴۴، ص۲۵۰٫

[۲۴]. بررسی و تحلیلی پیرامون زیارت عاشورا، ص ۲۴۶٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


6 + = 8