دایره المعارف اسلام پدیا » فرزندان زنا
منوی اصلی

فرزندان زنا

تاریخ: ۰۷ آذر ۱۳۹۰ در باب: زنا

در قرآن کریم آیاتی هست که به نوعی دلالت بر مذمت فرزندانی که از راه زنا متولد می شوند، دارد؛ مانند آیه شریفه: «و نیز هر فرومایه عیب‏جو که براى هر حق و باطلى سوگند مى‏خورد اطاعت مکن، و کسى را که در بین مردم سخن چینى و افساد مى‏کند، و کسى را که مانع رسیدن خیر به خلق مى‏شود و تجاوزگر و گناهکار است،کسى که علاوه بر همه آن عیب‏ها، بددهن و خشن است و مردم پدرى برایش نمى‏شناسند».[۱] بنابر روایات، مقصود از «زنیم» (کسی که مردم پدری برایش نمی شناسند)، «ولد الزنا»؛ یعنی فرزندی که از راه زنا متولد می شود، است.[۲]

طبق حکم شرع و مذهب اهل بیت (ع)  اگر مردی با زن شوهردار زنا کند و از این ارتباط نامشروع فرزندی متولد شود مرد زناکار دیگر نمی تواند با این زن ازدواج کند و فرزندی که از این راه متولد شده متعلق به پدر  واقعی این فرزند می باشد.

مراجع تقلید در رابطه با فرزندی که از این رابطه متولد می شود می فرمایند، در هیچ صورتی این فرزند به مرد زناکار  منسوب نمی شود، بلکه فرزند شرعی پدرش (شوهر آن زن) است؛ چرا که پیامبر (ص) فرمود: “الولد للفراش و للعاهر الحجر”.[۳] فرزند متعلّق به صاحب فراش و زوج مرأه است و زناکار را باید سنگسار کرد.

این قانون – که فرزند ملحق به شوهر زن است – مطابق با روایاتی است که شیعه و سنی از پیامبر (ص) نقل کرده اند.[۴] از این جاست که فقها طبق حدیث مذکور فتوا داده اند.

بجنوردی در کتاب “القواعد الفقهیه” بحث مفصلی تحت عنوان “قاعدۀ فراش”[۵] مطرح کرده و به مدرک این قاعده اشاره کرده و می گوید: این حدیث مشهور و معروف بین همۀ فرقه ها و مذاهب اسلامی است که هیچ یک از مسلمانان آن را انکار نکرده اند. آن حدیث از پیامبر (ص) چنین است: “الولد للفراش… “.[۶]

حدیث مذکور در صحاح معتبر اهل سنت از عائشه نقل شده است. عائشه می گوید: “عتبه بن ابی و قاص برادرش سعد بن ابی وقاص را مأمور کرد و گفت که پسر ولیده زمعه فرزند من است. او را از آنها بگیر. عائشه می گوید: در سال فتح مکه سعد بن ابی وقاص آن فرزند را گرفت و گفت این پسر برادر من است. اما عبد بن زمعه گفت: این برادر من و فرزند پدرم است که از همسر او متولد شده است. این ماجرا را خدمت پیامبر (ص) طرح کردند. سعد گفت ای رسول خدا (ص) طبق اعتراف برادرم این پسر برادر من است. عبد بن زمعه گفت برادر من و فرزند پدرم است که از همسرش به دنیا آمد. پیامبر (ص) فرمود: ای عبد بن زمعه این فرزند برای تو است (برادرت است) و فرمود: الولد للفراش…”.


[۱]. قلم، ۱۰ – ۱۳؛ وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهینٍ، هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمیمٍ، مَنَّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثیمٍ، عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِکَ زَنیمٍ.

[۲]. بحرانى، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۴۵۸، بنیاد بعثت، تهران، چاپ اول، ۱۴۱۶ ق.

[۳]. شیخ کلینی، کافی، ج ۵، ص ۴۹۲، چاپ چهارم، تهران، ۱۴۰۷هـ ق؛ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۵۱، انتشارات جامعه مدرسین، قم، سال ۱۴۱۳ هـ ق.

[۴]. طرابلسى، ابن براج ، المهذب، محقق / مصحح، جمعى از محققین و مصححین تحت إشراف شیخ جعفر سبحانى، ج ۲، ص ۱۶۷، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، قم،۱۴۰۶هـ ق.

[۵]. موسوى بجنوردی، حسن، القواعد الفقهیه، محقق / مصحح، مهدى مهریزى- محمد حسن درایتى، ج ۴، ص ۳۳، چاپ اول، قم، ۱۴۱۹ هـ ق.

[۶]. همان.




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 4 = 10