دایره المعارف اسلام پدیا » خرافۀ فال بد زدن
منوی اصلی

خرافۀ فال بد زدن

تاریخ: ۰۵ آذر ۱۳۹۰ در باب: خرافات

از جملۀ خرافاتی که در میان مردم رایج است، فال بد زدن یا همان تشاؤم است. عرب، از فال بد به «تطیّر» و یا «طیره» یاد می کند. ریشۀ این کلمه از طیر به معنای پرنده است. از آن جا که عرب، فال بد را غالباً به وسیلۀ پرندگان می زد، گاهی پریدن پرنده ای را از دست چپ، نشانۀ تیره روزی می دانست، گاهی صدا کردن کلاغ را به فال بد می گرفت، به این جهت کلمه تطیّر را در فال بد به کار برده است.

شهید مطهری می گوید: «در تواریخ نوشته‏اند و در کتب مقاتل دیده‏ام که وقتى اسراى اهل بیت (ع) را وارد شام مى‏کردند و مردم به استقبال بیرون آمده بودند، گویا خود یزید بن معاویه هم به جایى در بیرون شهر آمده بود و در آن جا کلاغى صدا کرد و او از این امر فال بد گرفت، بعد این رباعى را سرود:

          لَمّا بَدَتْ تِلْکَ الرُّؤوسُ وَ اشْرَقَتْ             تِلْکَ الشُّموسُ عَلى‏ رِدى‏ جیرونِ‏

          صاحَ الْغُرابُ فَقُلْتُ صِحْ اوْ لاتَصِحْ             فَلَقَدْ قَضَیْتُ مِنَ النَّبِىِّ دُیونى‏

وقتى که آن سرها و آن خورشیدها (مقصودش زنان اسیر است) از دور بر مافوق جیرون (نام نقطه‏اى بوده است در بیرون شام، شاید الآن هم به این اسم باشد) پیدا شدند، کلاغ آمد فریاد کشید، (من این را به فال بد گرفتم که عاقبتِ کارم بد خواهد شد) ولى به کلاغ گفتم تو مى‏خواهى فریاد بکن مى‏خواهى فریاد نکن، من دَینى را که به پیغمبر اسلام داشتم ادا کردم».[۱]

یکی از بزرگ ترین مزیت های دین اسلام عقل گرایی و مبارزه با خرافاتی است که در زمان جاهلیت وجود داشته و یا بعد از آن به وجود آمده و می آید.

ابوهریره از رسول اکرم (ص) نقل کرده بود که: «طیره (فال بد زدن) در زن، حیوان و خانه (صحیح) است»، وقتی این حدیث را برای عایشه نقل می کنند می گوید: «به آن کسی که قرآن را بر ابوالقاسم (ص) نازل کرده قسم، هر کسی این حدیث را به پیامبر (ص) نسبت دهد دورغ گفته است؛ بلکه پیغمبر(ص) فرمود: «اهل جاهلیت می گفتند طیره در حیوان، زن و خانه است».[۲] علی (ع) می فرمود: «ابوهریره دروغ گوترین مردم است».[۳]

در احادیث متعددی از مسلمانان خواسته شده است تا از فال بد زدن بپرهیزند؛ برای نمونه پیامبر گرامی اسلام می فرماید: “فال بد زدن را کنار بگذارید”.[۴] و در روایت دیگری می فرماید: “.. اگر گاهی به عملی فال بد زدی آن را (با توکل بر خدا) انجام ده”.[۵]

شهید مطهری مخالف بودن این عقیده را با قرآن بیان می کند که: «قرآن کریم در آیات زیادى با کمال صراحت این مطلب را مى‏گوید که منشأ فال بد و هر شومى و نحوستى که وجود دارد، خارج از وجود خود بشر نیست؛ یعنى بشر ممکن است فکر و عقیده‏اش فکر و عقیده شومى باشد؛ وقتى که فکر و عقیده‏اش سراسر خرافه و جهالت است، شومى در جهالت است. شومى جز در اخلاق فاسد در جاى دیگرى نیست. شومى جز در اعمال پلید در چیز دیگرى نیست. از نظر سعادت بشرى، اگر بخواهیم حساب کنیم چه کشفى بزرگ ترین کشف ها در دنیا است، من خیال مى‏کنم بزرگ ترین کشفى که در دنیا به حال بشر مفید و سعادتمند است و بسیار عمیق و ارزنده است ولى بشر کمتر مى‏خواهد زیر بار آن برود این کشف است: دَواؤُکَ فیکَ وَ داؤُکَ مِنْکَ اى بشر! دردت از خودت برمى‏خیزد، منشأ بدبختى تو، خودت هستى نه چیز دیگر، سرنوشت شوم را خودت به دست خودت براى خودت به وجود مى‏آورى، سرنوشت شوم تو به دست دیگرى نیست. و همچنین تبدیل سرنوشت هم جز به دست خودت نیست؛ چاره این شومى و این سرنوشت بد هم در وجود خود توست. وَ کُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیمَهِ کِتاباً یَلْقیهُ مَنْشوراً [۶]».[۷]



[۱]. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۵، ص ۴۰۵، صدرا، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۸۹ش.

[۲]. ابوریه، محمود، أضواء علی السنه المحمدیه، ص ۲۰۴٫

[۳]. همان.

[۴]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۱۹۶، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.

[۵]. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ق.

[۶]. اسراء، ۱۳٫

[۷]. مجموعه آثار، ج ۲۵، ص ۴۰۴٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


8 + = 15