دایره المعارف اسلام پدیا » وجود نفس در حيوان
منوی اصلی

وجود نفس در حیوان

تاریخ: ۱۹ آبان ۱۳۹۰ در باب: نفس

این موضوع بر مبناى فلسفۀ صدرایى و حکمت متعالیه مورد بررسى قرار می گیرد. در آثار مختلف ملاصدرا و پیروان مکتب وى، در مباحث مربوط به نفس، معاد، علم و ادراک و یا به تعبیرى “شناخت” اشارات یا تفصیلاتى در این باره به چشم مى‏خورد. مطالب قابل طرح در مورد “وجود نفس در حیوان” در دو بخش اصلى و پنج قسمت کوتاه تقسیم بندى می شود.

۱٫ نفس حیوان یکى از مصادیق نفس در عالم

به طور معمول، در مباحث فلسفى مربوط به نفس، هر جا که تعریفى از آن ارایه شده، نفس نباتى و حیوانى و انسانى به عنوان مصادیق آن ذکر گردیده‏اند. اگر چه هر یک از این مصادیق، ویژگى‏هاى منحصر به فردى دارند که باعث جدایى آنها از یک دیگر مى‏شود، اما همگى در برخوردارى از حقیقت و ماهیتى واحد مشترک هستند. نفس یک موجود روحانى و غیر مادى است که تمام اعضاى آن نیز روحانى است، خواه نفس عقلانى باشد و اعضاى آن عقلانى، خواه حیوانى باشد و اعضاى آن مثالى[۱] (و خواه نباتى باشد و اعضاى آن نیز هم سنخ خودش).

۲٫ اعطاى نفس حیوانى، مرحله‏اى از مراحل تکوین عالم ماده

ملاصدرا از جمله کسانى است که براى تکوین موجودات مادى، قایل به مراحلى است که از بسیط ترین و ساده‏ترین اشیا شروع و تا مرحلۀ پیدایش ترکیبات کامل پیش مى‏رود.

در بعضى از این مراحل، صرف ترکیبات مادى کارساز نیست و تکمیل آن مرحله و پیدایش موجودى که اقتضائات نظام آفرینش را تأمین کند، نیازمند پیوستن یک نیروى غیر مادى[۲] است. از: جملۀ این مراحل، مرحلۀ ایجاد حیوان است. نیرویى که به ترکیب این مرحله مى‏پیوندد و حیوان را به وجود مى‏آورد، “نفس حیوانى” نامیده شده است. پس نه تنها حیوان، نفس دارد، بلکه اصلاً بدون نفس حیوانى، حیوان نخواهد بود. پیوستن نفس به ترکیبات مادى حیوان یکى از اقتضائات نظام عالم ماده است.[۳] همان قانونى که در مورد انسان و گیاه نیز صدق مى کند. “نیروى غیر مادى” یا “نفس” وجه افتراق موجودات مادى از یک دیگر است. در بعضى از آنها مثل جمادات، نبود این نیرو، هویت آنها را تشکیل مى‏دهد و در بعضى دیگر وجود آن. و آن گاه، تفاوت رتبۀ نفس در موجودات دارندۀ آن، موجب تفاوت سطح آنها مى‏گردد. نفس گیاه در پایین‏ترین رتبه قرار دارد، نفس انسان در بالاترین درجه و نفس حیوان، حد وسط است.

۳٫ نمودهاى ظاهرى نفس در حیوان

ظهور بعضى آثار از برخى حیوانات مثل ساختن خانۀ شش گوش توسط زنبور عسل، تنیدن تار توسط عنکبوت، تقلید طوطى و میمون از انسان، و برخى ویژگى‏ها مثل: فراست اسب، ریاست شیر، وفادارى سگ، مکر و حیلۀ کلاغ و…، به نظر ملاصدرا، نشانگر وجود شعور جزئى (نشأت گرفته از نفس) در حیوان است و حتى رتبۀ بعضى از آنها نزدیک به رتبۀ انسانیت است.[۴]

۴٫ شواهدى علمى بر وجود نفس در حیوان

حیوانات داراى نفس متخیّل هستند که همانند نفس متخیّل انسان، مجرد است.[۵] نفس حیوان داراى تجرد برزخى و مثالى است؛ یعنى از رتبه‏اى میان عالم حس و عقل برخوردار است. آخرین رتبه‏اش، رتبۀ خیال و وهم است و در واقع، نفسش نفس خیالى و مثالى است. به خاطر همین تجرد و به واسطۀ قوۀ باطنى خود، قادر است تا نسبت به خودش علم حضورى پیدا کند؛[۶] در حالی که هیچ شى‏ء مادى از چنین توانایى برخوردار نیست.

به نظر مرحوم ملاصدرا، همۀ کارهاى عالم با اراده انجام مى‏گیرد حتى در جمادات و نباتات، منتها، این اراده از عقول و نفوس بالاتر صادر مى‏شود و جماد و نبات، بالاجبار، واسطۀ تحقق اراده مى‏شوند، اما در حیوان و انسان، مبادى کار تا رسیدن به مرحلۀ اراده و سپس انجام کار، توسط نفس آنها انجام مى‏گیرد و به خاطر همین، افعال حیوان و انسان متنوع است، در حالى که در نبات و جماد همواره سیاق واحدى دارند.[۷] اولین مبداء افعال حیوانى، خیال و وهم و در انسان، عقل عملى است.[۸] خیال و وهم و عقل و اراده و…، همگى آثار و نمودهاى نفس و یکى از وجوه تمایز موجودات صاحب نفس از اشیاى فاقد نفس است.

علاوه بر آثار دنیایى نفس، مى‏توان از معاد و بازگشت و حشر جسم و روح هر موجود داراى نفس نیز سخن گفت. به همین دلیل، تمام کسانى که به بحث پیرامون معاد پرداخته‏اند، بخشى را به معاد نفوس حیوانى و شرایط و جزئیات این بازگشت اختصاص داده‏اند.

۵٫ دلایلى بر وجود نفس در حیوان

حیوان، قطعاً از “نفس” و جنبۀ وجودى غیر مادى برخوردار است؛ چون داراى قوه‏اى (قوۀ خیال) است که اشباح و صورت‏هاى مثالى را درک مى‏کند. این صورت‏ها، قابل اشارۀ حسى نیستند، پس در این عالم نیستند (از سنخ مادیات نیستند). پس موضوع این صورت‏ها که محلّ و مقوّم آنهاست نیز قابل اشاره نیست. در نتیجه، جسم و جسمانى هم نیست؛ چون هر جسم و جسمانى، داراى وضع مادى است و هر آنچه که قائم به آن باشد نیز همین وضع را خواهد داشت. در حالى که صور و اشباح قائم به قوۀ خیال این چنین نیستند. پس قوۀ خیال هم وضع مادى ندارد و جسم و جسمانى نیست.[۹]

به علاوه، گوناگونى آثار و افعال حیوانى نه تنها نشانه‏اى بر نفس در حیوان است؛ بلکه دلیلى عقل پسند بر این مدعا است؛ چون اثر حاصل از ماده و طبیعت صرف، همواره تکرارى و بر روشى واحد است، اما وقتى این خصوصیت به وضعیتى تبدیل شود که حتى نتوان دو نمونۀ مثل هم را پیدا کرد و در هر بار، به حسب اقتضاى شرایط بیرونى و درونى فاعل، فعلى متفاوت به انجام رسد، عقل حکم مى‏کند که چیزى غیر از ماده و جسم دخالت دارد.[۱۰]



[۱]. در مورد مطالب فوق رجوع کنید به: ملاصدرا، ترجمۀ رساله الحشر، ص ۳۲٫

[۲]. نیروى غیر مادى؛ یعنى عاملى که به هر حال غیر از سنخ ماده است.

[۳]. ر.ک: ملاصدرا، شواهد الربوبیه، ص ۱۸۷ و المبدأ و المعاد، ص ۳۳۸٫

[۴]. شواهد الربوبیه، ص ۲۳۷٫

[۵]. همان، ص ۲۱۳٫

[۶]. همان؛ مصباح یزدى، شرح اسفار، ج ۸، جزء دوم، ص ۷۹٫

[۷]. شواهد الربوبیه، ص ۱۸۹٫

[۸]. همان، المبدأ و المعاد، ص ۳۴۰٫

[۹]. همان، شواهد الربوبیه، ص ۱۹۷٫

[۱۰]. مصلح، جواد، علم النفس یا…، ج ۱، ص ۴ – ۵٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 4 = 12