دایره المعارف اسلام پدیا » هنگام مرگ‏
منوی اصلی

هنگام مرگ‏

تاریخ: ۱۰ آبان ۱۳۹۰ در باب: میّت

حال میّت هنگام مرگ به لحاظ مؤمن یا کافر بودن فرق دارد، در این باره این حدیث قابل توجه است:

نبى اکرم (ص) فرمود: همانا وقتى که مرگ مؤمن برسد فرشتگان رحمان با پرونده‏اى سفید به سوى او می آیند، پس به روح او می گویند: با خوشنودى از پیکر بیرون شو به سوى گلستان ها و گل ها و به سوى پروردگارى که خشمگین نیست. پس مانند بویى که از عطر برآید بیرون مى‏آید و به سوى آسمان پرواز می کند، ساکنین آسمان می گویند: چه قدر این روح خوش بو است! به هر اندازه که آن روح بالا می رود و از آسمانى به آسمانى دیگر پرواز می کند، اهل آن آسمان مانند آسمان گذشته می گویند این روح چقدر خوش بو است! تا این که آن روح را با روح هاى مؤمنان به بهشت می برند و سپس از غم و رنج دنیا به آسایش و استراحت می پردازد. و اما کافر، فرشتگان عذاب هنگام جان دادنش مى‏آیند پس می گویند به روحش که بیرون شو با ناراحتى به سوى عذاب خدا و سختى‏هاى آن و به سوى پروردگارى که بر تو خشمگین است. سپس آن حضرت (ص) فرمود: آیا نمى‏بینید که محتضر هنگام مردن چشم‏هاى خود را باز می کند عرض کردند: بلى اى رسول خدا. فرمود: چشمش را باز می کند که ببیند روحش به کجا می رود.[۱]

همچنین آن حضرت (ص) فرمود: خانه‏اى نیست که فرشته مرگ روزى پنج مرتبه به آن خانه نیاید، پس هر گاه بیاید که أجل مرد به پایان رسیده و خوردنش در دنیا تمام شده، حزن و اندوه مرگ را بر وى اندازد و فراگیرد او را غصّه‏هاى مرگ و سختى جان کندنش فرا رسد، پس گروهى از خاندانش مو پریشان شوند بعضى به صورت زنند بعضى دگر گریان باشند، عده‏اى صدا را به واویلا بلند کنند. سپس فرشته مرگ می گوید: واى بر شما این جزع و بی تابى چیست؟ به خدا سوگند که من روزى یک نفر از شما را نبردم و أجلش را نزدیک نکردم، من به اجازه خودم نیامدم و روحش را به دستور خودم نگرفتم و همانا براى من به سوى شما برگشتنى است بعد برگشتن، که یک نفر از شماها باقى نماند.[۲]

گفتار میت بر بالاى جنازه خود:

آن حضرت (ص) در ادامه فرمود: سوگند به خدایى که جانم در قبضه قدرت او است، اگر آنان حال و روز میت را مى‏دانستند و سخنان او را مى‏شنیدند، او را رها کرده و به حال خود گریه مى‏کردند. تا این که جنازه میت را حمل مى‏کنند، روحش بر بالاى آن قرار گرفته و فریاد مى‏زند! اى فرزندان و کسان من، دنیا شما را چون من به بازیچه نگیرد، و من مالى را از حلال و حرام جمع کردم و براى شما نهادم و بدون زحمت به‏ شما رسید  و سختى و وزر و وبالش براى من مانده و شما از همین بلایى که گریبان مرا گرفته حذر کنید که شما نیز چون من گرفتار خواهید گشت.[۳]



[۱]. دیلمی، حسن ابن ابی الحسن،ارشاد القلوب، رضایى، سید عبد الحسین، ج۱، ص۱۵۲-۱۵۴، اسلامیه، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۷ش.

[۲]. همان.

[۳]. همان، سلگى نهاوندى، على، ج۱، ص۱۶۴و۱۶۵، ناصر، چاپ اول، قم، ۱۳۷۶ش.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


5 + = 11