دایره المعارف اسلام پدیا » نقد و بررسی اخباری‌گری
منوی اصلی

نقد و بررسی اخباری‌گری

تاریخ: ۱۴ آبان ۱۳۹۰ در باب: اصول فقه

مبانی اخباری را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

۱٫ مبانی معرفتی

۲٫ روش دست یابی به آموزه های دینی

در گروه اول، آنها تنها سنت منقول از امامان را منبع معرفتی می شمارند و کتاب و عقل و اجماع را مصدر معرفت نمی دانند.

در محدوده روش نیز، روش اجتهادی را نقد، و اجتهاد و تقلید و بهره گیری از علم اصول و بهره گیری از اصول عملیه را نفی می کنند.

اکنون به طور خلاصه برخی از مهم ترین مبانی آنان را بررسی و نقد می کنیم، این بررسی می تواند ما را در نقد سایر پیش فرض های اخباریان نیز یاری کند.

الف. حذف قرآن که مهم ترین منبع معرفتی آموزه های دینی است، مهم ترین و خطرناک ترین شیوه در تفکر اخباری گری است. قرآن اصیل ترین سند مکتوب مسلمانان و تنها منبع قطعی الصدور آنها است که مورد قبول تمامی فرقه های اسلامی قرار گرفته است.

قرآن خود را کتاب هدایت معرفی کرده و آیات را «بیان» و «مبین» برشمرده است:

“هَذَا بَیانٌ لِّلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَهٌ لِّلْمُتَّقِین”؛‏[۱] این آیات حجت و بیانى است براى (عموم) مردم، و راهنما و پندى براى پرهیزکاران‏.

“وَ نَزَّلْنَا عَلَیکَ الْکِتَابَ تِبْینًا لِّکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَهً وَ بُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِین”؛‏[۲] و ما بر تو این کتاب (قرآن عظیم) را فرستادیم تا حقیقت هر چیز را روشن کند و براى مسلمانان هدایت و رحمت و بشارت باشد.

نکته مهم تر آن که قرآن، مردم را به تفکر و تدبر در آیات قرآن ترغیب می کند: “أَ فَلَا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ أَمْ عَلىَ‏ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا”؛[۳] آیا منافقان در آیات قرآن تفکر نمى‏کنند یا بر دل های خود قفل‏ها (ى جهل و نفاق) زده‏اند.

قرآن حتی مردم را به تحدی و مبارزه فرا خوانده است، تحدی و به مبارزه خواندن در صورتی درست است که فهم قرآن و مقایسه آن با دیگر متون، برای مردم میسر باشد.

از طرفی روایات فراوان عرضۀ حدیث بر قرآن و سنجش متون حدیثی با متن و روح قرآن و آیات آن نیز دلیل دیگری بر امکان فهم قرآن است؛[۴] زیرا اگر فهم قرآن ممکن نبود عرضه حدیث بر قرآن، لغو و بیهوده بود.

ب. عقل یک منبع معرفت یا راه دست یابی به مراد آیات و روایات است، به نظر می رسد اخباریان با استناد به روایت نفی قیاس، در پی آن بودند که نقش عقل را در تمامی موارد (اعتبارات شرعی و غیر آن) و به هر عنوان (منبع معرفت یا روش معرفت) نفی کنند، ولی اولاً: روایات در صدد نفی روش نادرست استفاده از عقل در احکام شرعی هستند. ثانیاً: احکام شرعی از اعتبارات شارع است و فلسفه آن برای عقول انسانی روشن نیست،[۵] ولی این مطلب دلیل بر روشن گر نبودن عقل در تمامی موارد نمی باشد.[۶]

ج. تقلید روشی عاقلانه و بر گرفته از سیره عقلا و به معنای مراجعه غیر متخصص به متخصص است. این شیوه با سیره عقلا سازگار است و اگر اصل مراجعه غیر عالم به عالم نفی شود، این معنا جلوه گر می شود که تمامی مردم می باید با مراجعه به اصول عملی، نیاز شرعی خود را برآورند، امری که هیچ گاه اتفاق نیفتاده است و به صورت عادی نیز امکان پذیر نیست.

د. سخن اخباریان درباره اجماع سخنی پذیرفته است. مجتهدان نیز با آن مخالفتی ندارند، در واقع آنان اجماع را حجتی در عرض سخن امام نمی شمارند، بلکه به جهت داخل بودن امام و یا برگرفتن سخن عالمان از سخن معصومان (ع) اجماع آنان حجت شمرده می شود.[۷]

هـ . قطعی بودن روایات -و یا روایت کتب اربعه-[۸] سخنی نادرست، غیر قابل اثبات و نامعقول است، اگر چه تقسیم بندی چهار گانه را می توان به تقسیم بندی دوگانه برگرداند، (حدیث معتبر و حدیث غیر معتبر) ولی احادیث غیر معتبر در کتب اربعه نیز وجود دارد. از طرفی تاریخ گواه بر این است که علاوه بر از بین بردن خیلی از روایات شیعه توسط حاکمان جور وقت، خیلی از روایاتی که الآن در دست ما می باشد، توسط همان حاکمان و اجیر کردن افرادی، جعلی بوده و از درجه اعتبار ساقط است.

و. تقلید همه افراد بدون واسطه از امامان معصوم امکان ندارد؛ زیرا مقدمات لازم برای آن کار فراهم نیست، تقلید با واسطه هم رجوع جاهل به عالم است و قابل انکار نیست.

در پایان این مقال باید گفت؛ اگر چه مکتب اخباریگری، حرکتی پویا و پیشرو نیست و ما آن را به عنوان یک مکتب صحیح برای استنباط احکام شرعی قبول نداریم، ولی نمی توان تأثیر گذاری آن را بر جامعه شیعی انکار کرد. این تفکر حدود دو قرن به کار خود ادامه داد و آثار منفی و مثبتی را از خود بر جای نهاد.

تندروی، تکروی، مهجوریت تدبر در قرآن، جمود فکری، پرهیز از نوآوری و مبارزه با آن، بی اعتنایی به تدبر و تفکر و اجتهاد از آثار منفی اخباری گری بوده است. از طرفی گرایش به آموزه های نقلی و اعتنای فراوان به حدیث به عنوان یک منبع معرفتی و جامع نگاری حدیثی، تدبر و تأمل در متون حدیثی، تربیت نسلی جدید از محدثان شیعی و … از جمله خدمات این گروه به معارف شیعی است، هر چند اصل این تفکر به تنهایی قادر به پاسخ گویی در امور دینی نیست.

برای مطالعۀ بیشتر به نمایۀ زیر مراجعه کنید:

اخباریون و اصولیون ۶۷۴۱ (سایت اسلام کوئست: ۶۹۴۰).



[۱] . آل عمران، ۱۳۸٫

[۲] . نحل، ۸۹٫

[۳] . محمد، ۲۴٫

[۴] . کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی ،ج ۱، ص ۶۹ (باب الاخذ بالسنه و شواهد الکتاب)، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.

[۵] . قیاس فقهی با قیاس منطقی متفاوت است، قیاس فقهی همان تمثیل منطقی است که به صرف مشابهت بین دو چیز حکم به دیگری انتقال داده می شود و آنچه در روایات به نام قیاس از ابوحنیفه نقل شده از این قسم می باشد. تفاوت این شیوه با قیاس منطقی کاملا روشن است، از آن جمله قیاس اولویت است که اگر قرآن نسبت به پدر و مادر و احترام به آنها می فرماید: “و لا تقل لهما اف” می توانیم نتیجه بگیریم که هر اهانت دیگر و یا کتک زدن آنها نیز حرام و ناپسند است و در چنین موردی هیچ نهیی از اهل بیت وجود ندارد.

[۶] . مانند قیاس اولویت.

[۷] . این همان چیزی است که در فقه به “اجماع دخولی” تعبیر شده است.

[۸] . در این که همه روایات قطعی الصدور هستند یا فقط روایات کتب اربعه، بین اخباریان اختلاف است.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


3 + 5 =