دایره المعارف اسلام پدیا » نظر فیلسوفان در بارۀ نفس
منوی اصلی

نظر فیلسوفان در بارۀ نفس

تاریخ: ۱۹ آبان ۱۳۹۰ در باب: نفس

علاوه بر دلایل نقلی در بارۀ بقای نفس و روح، این موضوع در فلسفه اسلامی جایگاه ویژه ای دارد و فیلسوفان  اسلامی نظرات متفاوتی در باب کیفیت نفس ارائه کرده اند.در این جا نظر بعضى از بزرگان فلسفه نقل مى‏شود:

۱٫ ابن سینا در بقاى نفس مى‏فرماید: چون نفس منطبع در جسم نیست و تنها  وسیله براى رسیدن به کمال لایق است، پس با موت که جسم را از دست مى‏دهد، ضررى به او وارد نمى‏شود، چون نفس ذاتاً محتاج به ماده نیست؛ زیرا فلاسفه اتفاق دارند که نفس ذاتاً مجرد است، ولى فعلاً محتاج به ماده است؛ بنابر این با انعدام ماده و جسم، معدوم نمى‏شود.

وی در جاى دیگر مى‏فرماید، چون نفس متصل به عقل فعال است با از دست دادن جسم که جنبه وسیله بودن براى او دارد، ضررى بر نفس وارد نمى‏شود؛ زیرا نفس به ذاته خود را تعقل مى‏کند و نه با آلت و وسیله. اولاً تجرد نفس ثابت شد و ثانیاً طبق قاعده فلسفى که هر مجردى به ذاته خود را تعقل مى‏کند و علم حضورى به خود دارد و نه تنها خود بلکه مجردات دیگر را نیز درک مى‏کند.

۲٫ اما نظر ملاصدرا مؤسس حکمت متعالیه به این مضمون است: نفس بعد از به دست آوردن کمالات به جایى مى‏رسد که دیگر احتیاجى به بدن ندارد و لذا از او جدا مى‏شود و به مبدأ خود رجوع مى‏کند و در آن جا بسیار مسرور و شاد مى‏شود که با جسم و بدن درک آن ممکن نیست. وی همچنین می گوید: هر چه تعلّق و وابستگى نفس به بدن بیشتر باشد، کمتر خود را درک مى‏کند و اگر این فاصله بیشتر شود، بهتر خود را درک مى‏کند و با موت این ادراک به حد کمال مى‏رسد.

توضیح این نکته ضرورى است که گرچه ادله بقاى نفس، مرگ نفس را رد مى‏کند، اما مبتلا نشدن روح به خواب هم استفاده مى‏شود؛ زیرا خواب مرتبه نازله مرگ است و فرق بین آن دو به این است که با مرگ ارتباط بین نفس و بدن کاملاً قطع مى‏شود و روح بعد از رسیدن به کمال لایق خود بدن را رها مى‏کند، ولى با خواب ارتباط و علاقه روح و بدن کاملاً از بین نمى‏رود بلکه ضعیف مى‏شود و تقریباً مى‏توان گفت در مدت خواب روح در بدن تصرّفى نمى‏کند مگر اندک و به علاوه این حدیث شریف هم مؤید گفتار مى‏تواند باشد که “النّوم اخ الموت”.[۱]

البته براى به خواب نرفتن روح مى‏توان دلیل دیگرى آورد به این بیان:

از طرفى چون روح مجرد است و این که روح غیر از بدن و جسم است و از طرفى چون خواب براى تجدید قوا و به دست آوردن نیروى مجدد و رفع خستگى است و این موارد هم از خواص و آثار جسم است نتیجه مى‏گیریم که روح و نفس انسانى به خواب نمى‏رود، بلکه طبق گفته بعضى از محققین به خواب رفتن بدن براى تجدید قوا به جهت خستگى ناشى از تصرّفاتى است که نفس در بدن انجام مى‏دهد.



[۱]. مصطفوى، حسن ،‏مصباح الشریعه، ص۱۸۱، باب الرابع و الاربعون فی النوم‏.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 8 = 16