دایره المعارف اسلام پدیا » رزق و روزی
منوی اصلی

رزق و روزی

تاریخ: ۱۲ آبان ۱۳۹۰ در باب: کلام قدیم
  1. مفهوم شناسی رزق
  2. اهمیت رزق وروزی
  3. رازقیّت خداوند متعال
  4. واسطه های رزق و روزی
  5. فرشتگان واسطه رزق
  6. امامان معصوم(ع)، واسطه رزق
  7. سایر وسائط رزق
  8. اقسام رزق
  9. رزق مادی
  10. مال، رزق مادی
  11. همسر، رزق مادی
  12. اولاد، رزق مادی
  13. رزق معنوی
  14. علم، رزق معنوی
  15. شهادت، رزق معنوی
  16. رزق طالب و مطلوب
  17. عوامل وسعت رزق و روزی
  18. دعاها، نمازها و اذکار وسعت رزق
  19. ازدواج و وسعت رزق
  20. ازدواج و فقر
  21. صله رحم و وسعت رزق
  22. صدقه و وسعت رزق
  23. نماز شب و وسعت رزق
  24. پاکی و طهارت و وسعت رزق
  25. تقوا و وسعت رزق
  26. حسن خلق و وسعت رزق
  27. خمس و وسعت رزق
  28. سایر عوامل وسعت رزق
  29. عوامل تنگی رزق
  30. گناه و تنگی رزق
  31. نیت گناه و تنگی رزق
  32. سایر عوامل تنگی رزق
  33. رزق خدا وافراد بی ایمان
  34. تفاوت مردم در رزق و روزی
  35. روزی و وظایف ما
  36. روزی و انفاق
  37. روزی و میانه روی
  38. مقدر بودن روزی
  39. تقدیر روزی و دعا
  40. تقدیر روزی و کار و تلاش
  41. تقدیر روزی و تدبیر ما
  42. رابطه روزی و توکل
  43. رابطه روزی و حرص
  44. پاسخ به شبهات
  45. عالمان شیعی و ترک روزی های حلال
  46. تقدیر ارزاق زمین در چهار روز

مفهوم شناسی رزق

رزق در لغت به معناى چیزى است که از آن بهره برده مى‏شود.[۱] رزق و روزى که خداوند آن را به عهده گرفته و ضمانت نموده عبارت است از: سهم و نصیبى که باید به مخلوقات برسد تا بتوانند به وجود و بقاى خود ادامه دهند. راغب در مفردات می گوید:رزق گاهى به عطاء دائمى اطلاق می شود، خواه دنیوى باشد یا اخروى و گاهى به نصیب و بهره و گاهى به غذایی که وارد جوف می شود. گویند: شاه رزق لشکر را داد و دانش روزى من شده است.[۲] خلاصه آن که رزق عطایى است که از آن منتفع می شوند خواه طعام باشد یا علم و یا غیر آن.[۳]

اهمیت رزق وروزی

آیات، روایات، ادعیه، نمازها و دستورات فراوانی پیرامون رزق و طلب و آداب آن وارد شده که همۀ اینها بر اهمیت رزق و روزی دلالت می نماید؛ به عنوان نمونه: الف: خداوند متعال دربارۀ استفاده از زینت های حلال و روزی هاى پاکیزه می فرماید: «بگو: چه کسى زینت هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزی هاى پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: این ها در زندگى دنیا، براى کسانى است که ایمان آورده‏اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى) در قیامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود. این گونه آیات (خود) را براى کسانى که آگاهند، شرح مى‏دهیم».[۴]

ب: امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «مؤمن شبانه روز خود را باید به سه قسمت تقسیم کند یکی برای عبادت یکی برای کسب روزی برای خانه و یکی برای لذت های حلال».[۵]

ج: در حدیث دیگری از آن حضرت نقل شده است که: «طلب رزق نموده و نیازهاى خود را جستجو بنمایید زیرا طالب آن به آن دست خواهد یافت».[۶]

د: علامه طباطبایی در المیزان دربارۀ آیۀ ” فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ …”[۷] می فرماید: «منظور از” قضاء صلاه” اقامه نماز جمعه، و تمام شدن آن است. و مراد از” انتشار در ارض” متفرق شدن مردم در زمین و مشغول شدن در کارهاى روزانه براى به دست آوردن فضل‏ خدا- یعنى رزق و روزى- است. و اگر در میان همه کارهاى روزانه فقط طلب رزق را نام برد، براى این بود که مقابل ترک بیع در آیه قبلى واقع شود، لیکن از آن جایى که ما در آیه قبلى گفتیم که منظور از ترک بیع همه کارهایى است که آدمى را از نماز باز مى‏دارد، لا جرم باید بگوییم منظور از طلب رزق هم همه کارهایى است که عطیه خداى تعالى را در پى دارد، چه طلب رزق و چه عیادت مریض، و یا سعى در برآوردن حاجت مسلمان، و یا زیارت برادر دینى یا حضور در مجلس علم، و یا کارهایى دیگر از این قبیل».[۸]

ه: در الدر المنثور آمده است که عبد الرزاق (در کتاب المصنف) از ایوب روایت کرده که گفت: «مردى از بالاى تلى مشرف به رسول خدا (ص) شد، (منظور این است که از جاى خطرناکى عبور مى‏کرد)، مردم گفتند: عجب مرد چابکى است! اى کاش این چابکى را در راه خدا صرف مى‏کرد، رسول خدا (ص) فرمود: مگر راه خدا منحصر در جنگیدن و کشته شدن است؟ آن گاه فرمود: راه خدا بسیار است، بیرون شدن از خانه و سفر کردن براى طلب رزق حلال و فراهم نمودن هزینه زندگى پدر و مادر، راه خدا است، و نیز سفر کردن براى طلب رزق حلال جهت زن و فرزند راه خدا است، و سفر کردن و طلب رزق براى به دست آوردن قوت خویشتن نیز راه خدا است، بله کسى که براى زیادتر کردن مال(از غیر راه حلال) به سفر مى‏رود، او در راه شیطان است».[۹]

و: امام صادق (ع)می فرماید: «خداوند متعال، سفر کردن و به غربت رفتن را در طلب روزى دوست مى‏دارد».[۱۰]

در کتاب کافی از عبد الاعلى مولاى آل سام روایت شده که گفت: «روزى تابستانى که هوا بسیار گرم بود در یکى از راه هاى مدینه به امام صادق (ع) برخورده عرض کردم: فدایت شوم آیا با آن وضعى که نزد خداى تعالى و با آن قرابتى که نسبت به رسول خدا (ص) دارى در مثل چنین روزى چرا خود را به زحمت مى‏اندازى؟ فرمود: اى عبد الاعلى به طلب رزق برخاسته‏ام تا از کسى مثل تو بى نیاز باشم».[۱۱]

رازقیّت خداوند متعال

رازقیت خداوند متعال به این معنا است که رزق و روزى همه موجودات را به عهده گرفته و ضمانت نموده است؛ یعنی آن سهم و نصیبى که باید به مخلوقات برسد تا بتوانند به وجود و بقاى خود ادامه دهند، به آنها می رساند. البته تعهد و ضمانت الهى و رزّاقیت و روزى رسانى اى که به ذات اقدس پروردگار نسبت مى‏دهیم با ضمانت‏ها و تکفّل‏هاى انسانى متفاوت است. اگر در قرآن کریم آمده: «رزق و روزى هر جنبده‏اى بر عهدۀ خداوند است»،[۱۲] باید در نظر داشت کسى که رزق جنبندگان را به عهده گرفته است «اللَّه» مى‏باشد نه یک مخلوق. «اللَّه» یعنى آن کس که آفرینندۀ نظام هستى و خالق موجودات است، از این جهت تعهد الهى با تعهد مخلوقى که جزئى از همین نظام مى‏باشد و تحت تأثیر موجودات این نظام است، تفاوت دارد. «از امام علی(ع) پرسیدند اگر در خانه مردى را به رویش ببندند، روزى او از کجا خواهد آمد؟ فرمود: از آن جایى که مرگ او مى‏آید»[۱۳]؛ یعنی خداوند سبحان قدرت دارد که در هر شرائطی روزی موجودات را به آنها برساند.

“رازق” (اسم فاعل) از صفات خداوند بوده و صفت روزی رسانی خداوند را بیان می کند و “مرزوق” (اسم مفعول) صفت مخلوقات خداوند است که خداوند به آنها رزق و روزی می دهد.

شناختن فعل خدا و رزّاقیت او، شناخت نظام عالم است. ما خود جزو عالمیم و مانند سایر اجزاى آن وظیفه‏اى داریم. البته وظایفى هم که ما دربارۀ ارزاق و حقوق داریم و قانون خلقت یا قانون شریعت ما را به آن‏ها موظف ساخته است از شئون رزّاقیت خداوند است. قوّۀ جذب و تغذّى که در گیاهان است، نیز جهازات تغذیه، میل‏ها و غریزه‏هایى که در جانداران است و آن ها را به سوى مواد غذایى رهنمون مى‏سازد، همه از مظاهر رزّاقیت حضرت حق است. خدا است که هر جاندارى را به وسیله مجموعه‏اى از میل‏ها و رغبت‏ها مسخّر کرده تا به دنبال هر آنچه نیاز دارد برود و براى ارضاى این میل‏ها در تلاش باشد. همین اندیشه و تلاش و کوشش زمینه ساز رزّاقیت خداوند است و رزّاقیت او است که روزى و روزى خوار، رزق و مرزوق را عاشق یک دیگر قرار داده و در پى هم روانه کرده است.

در نگاه اول و با دیدی وحدت گرایانه، تمام وجود ما و آنچه که توانایی استفاده از آن را داریم، متعلق به پروردگار هستی بخش است. این واقعیت در آیات بسیاری از قرآن به مخاطبان گوشزد شده است، از جمله:

۱٫ “لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض”؛[۱۴] تمام آنچه در آسمان ها و زمین است متعلق به پروردگار می باشد.

۲٫ “إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون”؛[۱۵] همه متعلق به خدا بوده و به سوی او بازخواهیم گشت.

۳٫ “قُلْ لِمَنْ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلَّه‏”؛[۱۶] بگو آنچه در آسمان ها و زمین است، متعلق به کیست؟ بگو به پروردگار!

۴٫”هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُور”؛[۱۷] اوست که تمام زمین را رام شما گرداند پس در گوشه و کنار آن به راه افتید و از روزی او بخورید و بازگشتتان به سوی او خواهد بود.

از طرف دیگر و با نگاهی تکثرگرایانه، خداوند، انسان ها را مالک بخشی از مواهب موجود در جهان دانسته و در موارد مختلف، به صورت کلی و یا با تقسیم بندی هایی خاص این موضوع را خاطر نشان شده است.

در مواردی چون خمس،[۱۸] ارث،[۱۹] مالکیت،[۲۰] و … به نظر می رسد که پروردگار، به نوعی انسان ها را مالک بخشی از جهان مادی دانسته است. طبیعی است که بین این دو نگاه متفاوت به مالکیت که از دو منظر جداگانه بیان شده است، تفاوتی نمی توان یافت و قرآن چه زیبا در یک آیه به هر دو نگاه اشاره کرده است: “وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون”؛[۲۱] و آسمان ها و زمین را در اختیارتان نهاد که همه اش از او است. همانا در این نکته، برای انسان های دارای اندیشه، نشانه هایی است.

واسطه های رزق و روزی

(در حال تکمیل است)

فرشتگان واسطه رزق

فرشتگان موجوداتى هستند مخلوق خدا و واسطه‏هایى بین او و بین عالم مشهود، که خداوند آنان را موکل بر امور عالم تکوین و تشریع کرده است.

قرآن کریم کارهای فراوانی را برای فرشتگان برشمرده است:[۲۲] وساطت در نزول وحی و ابلاغ پیام الهی به پیامبران،[۲۳] تدبیر امور عالم و وساطت در وصول فیض الهی به مخلوقات،[۲۴]وساطت در رزق و روزی،[۲۵] استغفار و شفاعت برای مؤمنان[۲۶] و امداد آنان،[۲۷] لعن کافران،[۲۸] ثبت اعمال بندگان[۲۹] و قبض روح آنان در هنگام مرگ[۳۰] از جمله مأموریت های الهی است که فرشتگان آنها را اجرا می کنند. فرشتگان در عالم برزخ[۳۱] و آخرت نیز حضور دارند؛ گروهی از آنان در بهشت مستقرند[۳۲] و گروهی نیز نگاهبان دوزخ و دوزخیان اند.[۳۳]

«خداوند زنده کننده و میراننده و روزی دهنده و هدایت گر و گمراه کننده است، ولی مباشر و واسطۀ برای زنده کردن، فرشته ای است که اسم او اسرافیل است؛ و برای میراندن فرشته ای است که اسم او عزرائیل است که ارواح را از بدن ها و بدن ها را از غذاها و غذاها را از خاک می ستاند؛ و برای روزی فرشته ای است که اسم او میکائیل است که مقدار و وزن غذاها را می داند؛ و برای هدایت فرشته ای است که اسم او جبرئیل است؛ و … برای هر یک از این فرشتگان یاران و لشکریانی است از نیروهایی که مسخر دستورات خداوند هستند؛ و همچنین نسبت به بقیۀ افعال خداوند سبحان. و اگر خداوند خود فاعل مستقیم و مباشر برای هر کار پست می بود، باید ایجاد و خلقت این واسطه هایی که به دستور او به سوی خلق نازل می شوند، بیهوده و عبث باشد؛ خداوند برتر از آن است که در مملکت خود موجودی بیهوده و بیکار بیافریند».[۳۴]

با توجه به نقشی که فرشتگان، به اذن خداوند، در تدبیر امور عالم دارند، می توان گفت که رسالت آنان شامل دو بخش است: رسالت تکوینی که به وساطت آنان در تدبیر امور عالم و انجام فرامین الهی مربوط می شود و رسالت تشریعی که به میانجی بودن آنان در نزول وحی به پیامبر(ص) باز می گردد. بدیهی است که وساطت آنان در رزق و روزی موجودات مربوط به رسالت تکوینی آنان است.

امامان معصوم(ع)، واسطه رزق

جهان بر اساس نظام علّت و معلولی و اسباب و مسببات آفریده شده است و نیازمندی های بشر با عوامل و اسباب مادی و گاهی غیر مادی برآورده می شود. خداوند متعال زمین را به وسیلۀ خورشید نورانی کرده است و به وسیلۀ آب و غذا رفع تشنگی و گرسنگی از موجودات می نماید. درمیان اسباب و واسطه های الهی، می توان به انسان های کامل؛ یعنی معصومین(ع) اشاره نمود.

ائمۀ معصومین (ع) در اثر پرورش قابلیت ها و کسب شناخت و معرفتی والا و رسیدن به ایمان و یقین برتر به حوزۀ ولایت الاهی راه یافتند که پیامد مبارک آن، افاضۀ حضرت حق از ولایت تکوینیۀ خویش به آن ذوات مقدسه بوده است. کارنامۀ زندگی معصومین (ع) حاکی از آن است که عبودیت و بندگی خدا و ارتباط دائمی با مبدأ کائنات در سر لوحۀ زندگی آن بزرگواران قرار داشته که با همین اکسیر بندگی خدا، کیمیاگری می کردند و روح حیات را در کالبد نظام هستی می دمیدند که “بکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض الا بإذنه”؛ به واسطۀ شما آسمان نگه داشته می شود که بر زمین جز به امرش نیفتد.[۳۵]

“و بیمنه رزق الوری و بوجوده تثبت الارض والسماء”؛ به یمن وجود آن بزرگواران موجودات روزی می خورند و آسمان و زمین ثابت و برقرار است.[۳۶]

پس امام واسطۀ فیض و رزق الاهی، سبب متصل میان زمین و آسمان و مجرای نزول برکات آسمانی بر مردم است.[۳۷] در روایات و زیارات آمده است: «زمین به واسطۀ شما، درخت می رویاند، به سبب شما درختان میوه می دهند، به واسطۀ شما آسمان باران  و رزقش را می باراند و به وسیلۀ شما خداوند مشکلات را بر طرف می کند».[۳۸]

از ویژگی های امام آن است که درِ خانه خداوند است؛ یعنی هر کس می خواهد از فیض الهی بهره مند گردد باید از درِ آن وارد شود و امامان درهای فیض خداوند هستند. قرآن می فرماید: « وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[۳۹]؛یعنی نیکی آن نیست که از پشت خانه ها وارد آن شوید، بلکه نیکی آن است که پرهیزگار بوده و از در خانه وارد آنها شوید. امام باقر (ع) می فرماید: «آل محمد ابواب الله و سبیله…»[۴۰] یعنی خاندان محمد(ص) درهای خدا و راه رسیدن به او هستند.

سایر وسائط رزق

(در حال تکمیل است)

اقسام رزق

بر خلاف تصور عموم مردم که روزی را منحصر در مصادیق مادی آن می دانند، در روایات، واژۀ رزق و روزی، معنایی گسترده دارد و شامل تمام نعمت های خدا می شود. خواه آن نعمت مادی یا معنوی باشد؛ از این رو تندرستی، آرامش، توفیق انجام واجباتی؛ چون حج، علم، شهادت، دوست خوب و … تمامشان از موارد روزی محسوب می شود. امام صادق(ع) در روایتی از معرفت به معایب کلام و فوائد سکوت، تعبیر به رزق نموده اند.[۴۱] همین تعبیر در زیارت عاشورا نیز دربارۀ بیزاری از دشمنان اهل بیت(ع)، خون خواهی از مظلومان کربلا در رکاب امام زمان(ع) و بهره مندی از شفاعت امام حسین(ع) در روز قیامت ذکر شده است.[۴۲]

رزق مادی

(در حال تکمیل است)

مال، رزق مادی

(در حال تکمیل است)

همسر، رزق مادی

(در حال تکمیل است)

اولاد، رزق مادی

(در حال تکمیل است)

رزق معنوی

(در حال تکمیل است)

علم، رزق معنوی

علامه طباطبایی (ره) دربارۀ توسعه معنای رزق از نظر قرآن می گوید:

«معناى رزق روشن و واضح است و آنچه از موارد استعمال آن به دست مى‏آید این است که در معناى این کلمه نوعى بخشش و عطا هم خوابیده؛ مثلا مى‏گویند پادشاه به لشگریان رزق مى‏دهد، که این جمله تنها شامل مواد غذایى لشگر مى‏شود، قرآن کریم هم مى‏فرماید:” وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ”[۴۳]؛ مردى که صاحب فرزند است باید رزق و لباس همسران را به طور متعارف بگیرد. که در این آیه لباس جزء مصادیق رزق شمرده نشده است.

این معناى اصلى و لغوى کلمه بود، ولى بعدها در معناى آن توسعه دادند و هر غذایى را که به آدمى مى‏رسد، چه دهنده‏اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششى است که به اندازه تلاش و کوشش انسان به او مى‏رسد هر چند که عطا کننده آن معلوم نباشد، سپس توسعه دیگرى در معناى آن داده و آن را شامل هر سودى که به انسان رسد نموده‏اند هر چند که غذا نباشد، و به این اعتبار همه مزایاى زندگى اعم از مال و جاه و عشیره و یاوران و جمال و علم و غیره را رزق خواندند…  نیز از شعیب حکایت فرموده که به قوم خود گفت:” یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلى‏ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّی، وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً”[۴۴]  که مراد وى از” رزق حسن” نبوت و علم بود».[۴۵]

امام مجتبى(ع) می فرماید: «حسنه» (نیکو، که در قرآن مکرّر نام برده شده: «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً»[۴۶]) در دنیا، علم و عبادت است و در آخرت، بهشت».[۴۷]

صدرالمتألهین در تفسیر خود، غذای هر موجودی را از جنس آن موجود و مشابه آن معرفی می کند. پس همان طور که غذای ابدان طعام های مادی و مناسب بدن است، غذای عقول انسانی نیز مناسب آن و عبارت است از ادراک علوم عقلی. حیات عقول و تکمیل و ازدیاد آن به علم است، و در مقابل موت و هلاکت آن به جهل است. سپس ایشان رزق در آیه شریفۀ «وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى»[۴۸] را رزق معنوی علمی معرفی می کند.[۴۹]

امام علی (ع) در بارۀ اهمیت علم می فرماید: «کمال دین طلب علم  و عمل به آن است. آگاه باشید که طلب علم از طلب مال بر شما واجب تر است».[۵۰] البته مشکلاتی چون امرار معاش و مخارج سنگین زندگی ممکن است فکر طالب علم را مشغول کند، اما در این رابطه نیز روایاتی، بیانگر  تضمین روزی اهل علم از جانب خداوند سبحان است. از جملۀ آنها حدیثی است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “کسی که صبح گاه به دنبال علم برود ملائکه بر او سایه می افکنند و در معیشت او برکت داده می شود و از روزی او چیزی کاسته نمی شود”.[۵۱]

شهادت، رزق معنوی

بالاترین ارزش و مقام برای انسان شهادت در راه خدا است؛ زیرا انسان با شهادت به جایگاهی بسیار بلند در نزد خدا می رسد. قرآن کریم در این باره می فرماید: “گمان نبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مردگان اند، آنان زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند”.[۵۲]

در شأن نزول این آیه از سعید بن جبیر نقل شده که گفت: زمانى که حمزه بن عبد المطلب و مصعب بن عمیر در روز احد، شهید شدند و دیدند چگونه در ناز و نعمت به سر مى‏برند، گفتند: اى کاش برادران ما در دنیا از نعمى که ما از آن برخورداریم، با خبر مى‏شدند، شاید میل و رغبت خود را در جهاد زیاد کنند. پس خداوند تعالى فرمود: من ایشان را آگاه مى‏سازم، سپس خداوند متعال، این آیه را نازل کرد. «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا …» تا «لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ».[۵۳]

درتفسیر مجمع البیان آمده است: «یُرْزَقُونَ»؛ یعنی صبح و شام از نعمت هاى بهشتى روزى می خورند و گفته‏اند یعنى در قبرها روزى می خورند.[۵۴]

درتفسیر دیگری مراد از رزق شهدا این گونه معرفی شده است: «و رزق ایشان همان رزق معلوم است که در باره مخلصین فرموده‏اند« أُولئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ»[۵۵] و قتل فى سبیل اللَّه اشاره به همین مرتبه از خلوص است. این دو رزق متحد و یکى است و قرین(کون عند ربهم)».[۵۶]

جمع بین این دو تفسیر آن است که هم از روزی های ظاهری بهشت بهره مند می شوند و هم از روزی های معنوی(مانند معارف و حقایق)؛ چون بهشت نیز مراتب دارد.[۵۷]

در روایات آمده است که شهید، هفت ویژگى اعطایى از جانب خداوند دارد: «اوّلین قطرۀ خونش، موجب آمرزش گناهانش مى‏گردد. سر در دامن حورالعین مى‏نهد. به لباس‏هاى بهشتى آراسته مى‏گردد. معطّر به خوش بوترین عطرها مى‏شود. جایگاه خود را در بهشت مشاهده مى‏کند. اجازۀ سیر و گردش در تمام بهشت به او داده مى‏شود. پرده‏ها کنار رفته و به وجه خدا نظاره مى‏کند».[۵۸]

جوانی به نام حارثه بن مالک که به مقام یقین رسیده بود و این یقینش مورد تصدیق پیامبر(ص) قرار گرفته بود از آن حضرت تقاضا نمود که دعا نماید تا خداوند متعال شهادت را روزی او نماید. آن حضرت این گونه دعا نمود: خدایا شهادت را روزی حارثه فرما. نقل شده است که رسول خدا(ص) او را به جنگی که پیش آمد، فرستاد. نفر هشتم یا نهمی که به شهادت رسید او بود.[۵۹]

نتیجه آن که از برترین روزی های معنوی، شهادت در راه خدا است که نصیب انسان های شایسته می شود.

رزق طالب و مطلوب

در روایات، رزق دو نوع است: رزقى که به سراغش مى‏رویم و رزقى که به سراغمان مى‏آید. رزقى که به سراغمان مى‏آید “رزق طالب” و رزقى که به سراغش مى‏رویم “رزق مطلوب” نامیده شده است.[۶۰] روزى طالب و حتمى همان روزى وجود و هستى و عمر، امکانات، محیط، خانواده و استعداد و… است که از ناحیۀ این قسم روزى، توان و نیروى لازم و دقت و هوشیارى براى تلاش و انجام کار پدید مى‏آید و در سایۀ این امور، دَرِ روزى مطلوب و مشروط گشوده مى‏گردد.

براى دریافت روزى مطلوب، هر کس به شکلى باید دست نیاز – همراه با جدیّت و تلاش – به سوى حضرت حق بلند نماید؛ حتى طفل شیرخوار که تلاشش همان گریه و ناله و فریاد او است، در پس این گونه افعال به روزى مطلوبش (شیر مادر) دست پیدا مى‏کند. اما همین طفل چون رشد کرد و به مقطعى بالاتر رسید، تلاش و جدیّت او شکلى دیگر پیدا مى‏کند و به صورت تفکر و اندیشه و فعل و حرکت اعضاء و جوارح ظاهر مى‏شود و کمیت و کیفیت روزى نیز تغییر مى‏کند.

“رزق طالب” (که به سراغ ما مى‏آید) رزقى است که همواره ما را تعقیب مى‏کند حتى اگر از آن فرار کنیم. ما را رها نمى‏سازد چنان که رهایى از چنگال مرگ ممکن نیست. پیامبر اسلام(ص) می فرماید: ” یَا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ کَمَا یَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ- لَأَدْرَکَهُ رِزْقُهُ کَمَا یُدْرِکُهُ الْمَوْت‏ “؛ ای اباذر اگر فرزند آدم از رزق خود فرار کند، همان طور که از مرگ فرار می کند، به طور حتم رزقش به او خواهد رسید همان گونه که مرگ او را در می یابد.[۶۱] این گونه رزق، ریشه در قضاى الهى دارد و هیچ گونه تغییر و تحوّلى در آن صورت نمى‏گیرد. نه حرص انسان حریص آن‏ها به جریان مى‏اندازد و نه افسردگى انسان بى میل آن را باز مى‏دارد.[۶۲]

در این زمینه مرحوم علامه طباطبایى مى‏فرماید: روزى و روزى خوار متلازم یک دیگرند و معنا ندارد که روزى خوار در مسیر زندگى طالب بقا باشد، اما رزقى براى او نباشد، نیز ممکن نیست رزقى تحقق پیدا کرده باشد و روزى خوارى در بین نباشد و نیز رزق از ما یحتاج روزى خوار افزون باشد و از این روى رزق بخشى از قضاى الاهى است.[۶۳]

“رزق مطلوب” (که به سراغش مى‏رویم) رزقى است که براى طالب آن مقدّر شده است. اگر آن را طلب نماییم و شروط و علل لازم وصول به آن را مراعات نماییم، چنین رزقى را به دست مى‏آوریم. و در واقع تلاش ما در جهت رسیدن به این روزى، “جزء العله” است و اگر در کنار دیگر علت‏هاى آماده شدۀ از عالم غیب قرار گیرد، مسلماً دست یابى به آن حتمى است. در این باره مولا امیرالمؤمنین على (ع) مى‏فرماید: “روزى را که براى طالب آن ضمانت شده است، طلب نمایید”.[۶۴]

همان گونه که طلب بدون ضمانت بى معنا است، تضمین رزق نیز بدون طلب (در روزى مطلوب) ناممکن است. و به همین جهت از دو قسم روزى که از ناحیه خداى بزرگ براى بندگان معین گشته است، قسمى بدون قید و شرط (رزق طالب) و قسمى دیگر مشروط است (روزى مطلوب). روزى بى قید و شرط در هر شرایطى انسان را طلب مى‏نماید و تا پیمانۀ قابلیت انسان از این گونه رزق پُر نگردد، اجل و مرگ وى فرا نمى‏رسد. به فرمودۀ رسول مکرم اسلام (ٌص): “هیچ کس نمى‏میرد تا آن که رزقش کامل شود”.[۶۵] ولى روزى مطلوب و مشروط، حتمیّت و ضرورتش مشروط به انجام برخى امور و در نظر گرفتن بعضى مسایل است که بدون ترتیب و انجام شرایط محقق نمى‏گردد.[۶۶] براى نمونه حُسن نیّت و دوام بر طهارت از جمله امورى است که روزى مطلوب را افزایش مى‏دهد.

نتیجه این که: در پى روزى محتوم و طالب و بى قید و شرط، تلاش و اندیشه و کار و فعالیت آفریده مى‏شود و به دنبال تلاش و فعالیت و طلب، روزى مطلوب و مشروط پدیدار مى‏گردد.

عوامل وسعت رزق و روزی

(در حال تکمیل است)

دعاها، نمازها و اذکار وسعت رزق

دعاها و نمازها و اذکاری در کتب روایی و ادعیه، برای طلب رزق از خداوند متعال وجود دارد[۶۷] که همراه با تلاش، می توان  از آنها بهره مند گردید که به بعضی از آن ها اشاره می شود.

در کتاب کافی عنوانی در این زمینه  آمده[۶۸] و  در آن دعاهایی برای زیادی رزق ذکر شده است، از جمله امام باقر (ع) به زید شحام فرمود: «برای زیاد شدن روزی، در سجده های نماز واجب این دعا را بخوان: “یَا خَیْرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یَا خَیْرَ الْمُعْطِینَ ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیَالِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ فَإِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم؛ اى بهترین پناه سائلان و اى بهترین بخشایش گران. به من و خانواده ام از فضل وافرت روزى بخش که تو صاحب فضلى عظیم هستى».[۶۹]

مردى از اصحاب پیغمبر اکرم (ص) مدتى خدمت آن حضرت نیامد پس از مدتى به حضورش مشرف شد، رسول خدا (ص) به او فرمود: «چه مانع شد که پیش ما نیایی؟ عرض کرد بیمارى و فقر و نیازمندى، حضرت به او فرمود: آیا نمی خواهی دعایى به تو یاد دهم که خداوند بیمارى و فقر را (به وسیله آن) از تو برطرف فرماید، عرض کرد اى رسول خدا رحمت و درود خدا بر تو باد، آرى (آن دعا را به من تعلیم فرما)، پس حضرت فرمود بگو: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیُّ مِنْ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا». مدتى بر آن مرد نگذشت که به خدمت پیغمبر (ص) مراجعت نمود و عرض کرد: اى رسول خدا(ص)، خداوند (به واسطه آن دعا) بیمارى و فقر را از من بر طرف فرمود».[۷۰]

ضمره بن حبیب می گوید از پیغمبر(ص) راجع به نماز پرسش ‏شد فرمود: «نماز از شرایع دین است و رضاى پروردگار عز و جل در آن است و آن روش پیغمبران است، فرشتگان نماز گزار را دوست دارند از آنها است هدایت و ایمان و نور معرفت و برکت در رزق و …».[۷۱]

‏از رسول خدا (ص) روایت است که هر گاه به خانواده‏شان سختى و تنگدستى مى‏رسید مى‏فرمود: به نماز برخیزید، زیرا پروردگارم مرا به این کار امر کرده است، چنان که فرموده: «خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبا باش، ما روزى از تو نمى‏خواهیم بلکه تو را هم ما روزى مى‏دهیم، و فرجام نیکو از آن پرهیزگارى است[۷۲]».[۷۳]

‏در کتاب ثواب الاعمال پاداش آن کس که هنگام بریدن [پارچه براى‏] لباس نو، سوره «انّا انزلناه» را تلاوت کند، این چنین ذکر شده است:

امام صادق (ع) فرمود: «هر که [پارچه‏اى براى‏] لباس نو ببرد و سى و شش بار سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ را تلاوت کند و آن گاه که به آیه تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ رسید، آب بر دارد و اندکى به لباس بپاشد، سپس دو رکعت نماز گزارد و دعا کند و در دعایش بگوید: «الحمد للَّه الّذى رزقنى ما أتجمّل به فی النّاس و أواری به عورتی و أصلّی فیه لربّی و احمد اللَّه»، پیوسته از روزى گسترده برخوردار گردد تا آن گاه که این لباس کهنه شود».[۷۴]

از جملۀ اذکار می توان به ذکر (لا حول و لا قوّه الا بالله) اشاره نمود، که برای برطرف شدن فقر (و وسعت رزق) توصیه شده است.[۷۵]

على (ع) فرمود: «هر کس در روز سى مرتبه خدا را تسبیح گوید؛ خداى عزّ و جل هفتاد نوع بلا را از او برگرداند، که آسان­­­­­­ ­­­ترین آن تهیدستى است».[۷۶]

ازدواج و وسعت رزق

از نظر اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده، اهمیت خاصى داشته و بهترین وسیله براى پاکدامنى و مهار غرایز جنسى و آرامش و حرکت به سوى کمال دینى است که به دنبال آن سعادت دنیایی و آخرتی انسان است.

ازدواج دارای فوائد فراوانی است که در معارف نورانی  اسلام به آنها اشاره شده است: بقاء نسل، آرامش و تعادل روحی، تأمین نیازهای طبیعی و غریزی انسان و ازدیاد رزق.

بر خلاف بیشتر تصورات ابتدایی از ازدواج، که عده ای آن را موجب زیاد شدن نان خور و تقسیم سرمایه می دانند. دین اسلام ازدواج را موجب برکت و ازدیاد رزق و روزی می داند. خداوند می فرماید: «اشخاص مجرد و بردگان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید که اگر فقیر باشند خداوند آنان را از فضل خود بی نیاز می کند».[۷۷] روایات متعددی هم ازدواج را موجب ازدیاد رزق و روزی شمرده است:

رسول خدا(ص) می فرماید: «ازدواج کنید زیرا رزق شما بیشتر می شود».[۷۸] تقریباً همه کسانی که ازدواج کرده اند علی رغم اذعان به بعضی از مشکلات، اعتراف دارند که وضعیت مادی و معیشتی آنان، از قبل ازدواج بهتر شده است. گرچه معمولاً دراین گونه از مسائل اجتماعی استثناءاتی نیز وجود داشته است.

پیامبر اکرم (ص) به دختران دم بخت اجازه فرمودند که در نمازهای عید فطر و قربان حضور به هم رسانند، شاید رزق و روزی مناسبی نصیب آنان شود.[۷۹] برخی از دانشمندان دینی، این رزق و روزی را به ازدواج تفسیر نموده اند.[۸۰]

همۀ این تأکیدات، اهمیت فراوان این بنیاد مقدس را در دین اسلام می رساند، به گونه ای که فقهاء ازدواج را یکی از مستحبات شمرده اند. لکن اگر کسی نیاز به ازدواج داشته باشد، اسلام آن را بر او واجب می داند و نمی توان به خاطر ادامه تحصیل و ترس از کم شدن حقوق و درآمد و …، از ازدواج واجب خودداری کرد. آری اگر انسان بتواند با توکل بر خدا و با انجام برنامه هایی حساب شده برای مدت کوتاهی جلوی طغیان غریزه جنسی خود را بگیرد می تواند ازدواج خود را به تأخیر بیندازد. ولی در هر صورت باید بدانیم که گسترش و توسعه رزق و روزی همه انسان ها به اراده خداوند متعال است و اگر کسی برای رهایی از نافرمانی او ازدواج کند خداوند متعال از راه هایی رزق و روزی او را (همراه با کار و تلاش) توسعه و مشکلات زندگی او را بر طرف خواهد کرد.

در احادیث زیادی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که اگر فردی تنگ دست باشد و ازدواج کند خداوند او را از فضل و رحمت خود بی نیاز کرده و مشکلات مالی و مادی او را حل خواهد کرد.[۸۱]

پس جوانانی که نیاز به ازدواج دارند، باید اقدام به ازدواج کنند، اما توجه داشته باشند که از مسائل غیر ضروری و تشریفات و گناه بپرهیزند که اگر چنین کنند یقینا رحمت و برکات خداوند نصیب آنان خواهد شد.

ازدواج و فقر

در روایات مشاهده می­شود که توصیه­های أکید به ازدواج شده و  نیز بیان شده که ازدواج، رزق و روزی را افزایش داده[۸۲] و یا این که اگر شخصی، تنها به دلیل ترس از عائله­مند شدن از ازدواج خودداری نماید، به خداوند بدگمان است[۸۳]، اما تمام اینها بدان معنا نیست که تضمین صد در صدی به اشخاص متأهل ارائه شده باشد که آنان هرگز فقیر نخواهند شد و بر اساس این که خداوند مقدر نموده تا انسان ها از لحاظ رزق و روزی در رده­های مختلفی قرار داشته و این موضوع، وسیله­ای برای آزمایش آنها باشد،[۸۴] طبیعتا می­توان همواره متأهلان فقیری را نیز در جامعه یافت.

برای شناخت هر چه بیشتر چنین موضوعی و این که چگونه می­توان این روایات را با واقعیات موجود در جامعه تطبیق داد، باید نکات مختلفی را بررسی نموده و آنها را مورد دقت نظر قرار دهیم:

۱٫ تأکید اسلام بر ازدواج، تنها برای افزایش رزق و روزی نیست، بلکه فواید بسیار دیگری نیز در این امر مقدس وجود دارد که پیوند عاطفی میان زوجین و برقراری نسل انسان ها از آن جمله است که در نهایت می­تواند موجب حفظ تعادل روحی انسان ها شده و آنان را از کشیده­شدن به دام جرایمی همانند اعتیاد و اعمال خلاف عفت عمومی بازدارد.[۸۵] بر این اساس، نباید فقر را بهانه­ای برای فرار از ازدواج قرار داد.

۲٫ طبیعی است که در بیشتر موارد، اشخاص مجردی که مسئولیت چندانی نسبت به ادارۀ زندگی ندارند، تلاش کمتری برای به دست آوردن روزی؛ نسبت به اشخاص متأهل؛ به عمل آورده و دقت عمل لازم را نیز در برنامه­ریزی مناسب برای بهینه­سازی استفاده از آن ندارند. از طرفی، دیگران؛ از جمله و مهم تر از همه، خانواده زوجین؛ نیز تمایل بیشتری به کمک در پیشرفت اقتصادی افراد متأهل دارند (از راه پرداخت وام، در اختیار قرار دادن وسایل کار و زندگی و … حتی مسکن)، در حالی که چنین احساسی را نسبت به افراد مجرد، کمتر مشاهده می­نماییم.

به همین دلیل، اشخاص می­توانند تنها با کمی تفکر دریابند که ازدواج و قبول مسئولیت می­تواند عامل مهمی در بهبود زندگی انسان باشد و روایاتی که در این زمینه وارد شده، تأیید کنندۀ همان موضوعی است که خود نیز با عقل مان آن را درمی­یابیم و محتوای چنین روایاتی با آنچه از اندیشۀ آدمی به دست می­آید، منافاتی نخواهد داشت.

۳٫ به فرمودۀ امام صادق(ع) خداوند رزق و روزی افراد با ایمان را از منابعی فراهم می­نماید که خود آنان تصورش را نداشته­اند و دلیلش نیز آن است که اگر بنده­ای دقیقا نداند که چگونه روزی­اش تأمین خواهد شد، بیشتر دست به دعا برخواهد داشت.[۸۶] بر این اساس، نباید ازدواج را تنها راه زیاد شدن روزی دانسته و بعد از آن، دعا و تلاش خود را رها نموده، در انتظار زیاد شدن رزق بمانیم. بلکه ازدواج می­تواند به عنوان یکی از شیوه­های جلب روزی خداوند ارزیابی شود، بدین ترتیب که خداوند نسبت به اشخاصی که برای جلب رضایت او و بدون وحشت از فقر، اقدام به ازدواج نموده­اند، عنایت ویژه خواهد داشت.

۴٫ به همان ترتیب که فرار از جنگ؛ به دلیل ترس از جان؛ مجاز نبوده و خداوند می­فرماید که چنین فراری، شما را از مردن و کشته­شدن نجات نخواهد داد،[۸۷] فرار از ازدواج نیز به دلیل ترس از فقر، در دیدگاه اسلام صحیح نبوده و بیانات پیشوایان دینی ناظر به این موضوع است که ازدواج که یکی از نهادهای مطلوب اسلام است را نباید دلیلی برای افتادن در چاه فقر و فلاکت تلقی نمود، بلکه چه بسا ازدواج موجب زیادی رزق و روزی نیز شود، خصوصا اگر با تلاش و دعا و عمل به سایر دستورات اسلامی همراه باشد.

پس اسلام بیان نداشته که انسان های متأهل هیچ گاه فقیر نخواهند شد، همان گونه که تضمینی نداده که افراد شرکت­کننده در جنگ ها هیچ گاه کشته نخواهند شد و یا نخواهند مرد! اما دیدگاه اسلام این است که انسان های باایمان نباید از دشواری­ها هراسیده و به عنوان نمونه، ترس از مرگ یا فقر، مانع شرکت آنان در جهاد و یا انجام امر ازدواج شود، هر چند ممکن است که واقعا نیز مرگ و فقر در انتظار برخی از آنها باشد.

به همین دلیل، مشاهده می­نماییم که در زمان پیامبر اکرم(ص) نیز متأهلان فقیری وجود داشتند که نیازمند به کمک دیگران بودند، اما هیچ گاه توصیۀ پیامبر(ص) در ارتباط با ازدواج، مورد نقد واقع نشد.

۵٫ نکتۀ مهم دیگری که باید به آن دقت نماییم، این است که رزق و روزی تضمین شدۀ انسان ها در زمان فعلی، همانند زمان پیامبر اکرم(ص) بوده و از این نظر نمی­توان تفاوتی را درنظر گرفت، اما عوامل دیگری که در آن زمان نیز تا حدودی وجود داشته، اکنون به مقیاسی وسیع تر در جامعۀ امروزی وجود دارد که موجب آن می­شود تا روزی خداوند را نادیده بگیریم! به عنوان نمونه:

۱-۵: توقعات یک زوج برای شروع زندگی در زمان پیامبر(ص) بسیار محدود بوده و اشخاص می­توانستند با درآمد اندکی، یک خانواده را؛ هر چند با مشکلاتی؛ اداره نمایند. نمی­توان معتقد بود که در عصر کنونی نیز باید به همان شیوه عمل نمود، اما واقعیت این است که می­توان از آداب و رسوم و توقعات بسیاری که اکنون در ابتدای زندگی مطرح شده و موجب صرف هزینه­های بی­مورد می­شود، چشم­پوشی نموده و آن را در امور مهم­تر مصرف نمود.

۲-۵: چون فقر امری نسبی می­باشد، همۀ افراد، خود را در مقایسۀ با افراد ثروتمندتر از خودشان، فقیر می­پندارند و این موجب عدم رضایتمندی از زندگی شده و ناسپاسی از خداوند را به دنبال دارد که به فرمودۀ امام سجاد(ع)، نتیجه آن نیز کاهش رزق و روزی انسان ها است.[۸۸] شاید پیشرفت تکنولوژی و ظهور نیازهای جدید، چنین احساسی در مورد فقیر بودن را تقویت نموده باشد.

۳-۵: اگر ما؛ به هر نحوی؛ به حقوق دیگران احترام نگذاریم، خداوند نیز برکت را از روزی ما برخواهد داشت.[۸۹] در زندگی ماشینی و به هم­پیوسته جهان امروز، رعایت این نکته اهمیت بیشتری خواهد داشت، چون ممکن است، امور به ظاهر کوچکی که در گذشته کمتر به چشم می­آمد، همانند رعایت ننمودن صف و در نظر نداشتن حقوق همسایگان خصوصا در آپارتمان­ها­ و نقض مقررات راهنمایی و رانندگی و …، موجب محروم شدنمان از برکت روزی باشد. به عبارتی ممکن است ثروتمند هم باشیم، اما نتوانیم از ثروت خود استفادۀ بهینه را به عمل آوریم!

۴-۵: اسراف و بخل هر دو می­توانند برهم زنندۀ تعادل زندگی انسان ها باشند. شخصی می­گوید که از امام رضا(ع) در ارتباط با چگونگی هزینه­نمودن اموال خود پرسیدم، ایشان در پاسخ، با استناد به آیۀ ۶۷ سورۀ فرقان بیان فرمودند که باید چیزی مابین دو امر ناپسند باشد! پرسیدم که آن دو امر ناپسند چیست؟ فرمود: اسراف و بخل.[۹۰] شاید به نظر آید که افراد فقیر، چیزی ندارند تا اسراف نمایند! اتفاقا روایات ما خلاف این مطلب را بیان داشته و می­گویند که چه بسا افراد فقیری که اسراف کارتر از ثروتمندان هستند!، زیرا اسراف ثروتمندان با سرمایۀ خودشان است، اما فقیران با استفاده از اموال دیگران(از طریق دریافت کمک، وام و …)، دست به اسراف می­زنند.[۹۱] با نگاهی به زندگی بسیاری از افراد که همیشه داد فقر و ناداری سر می­دهند، مشاهده می­نماییم که بسیاری از لوازم زندگی و هزینه­های دیگر انجام­شده توسط آنان، قابل چشم­پوشی بوده و با صرف نظر نمودن از آنها هیچ لطمه­ای به زندگی­شان وارد نمی­شده است، اما خود آنان به دلیل چشم و هم­چشمی و … اقدام به صرف چنین هزینه­های اضافی نموده­اند که در نتیجه فشار فقر را بر آنان مضاعف نموده است؛به ویژه که چنین نیازهای کاذبی، امروزه به سرعت در حال افزایش است؛ اما با این وجود، خداوند را موجب پدیدار شدن چنین وضعیتی می­پندارند و فقر ناشی از اسراف خود را به حساب خدا می­نویسند! البته حساب فقرایی که با سیلی، صورت خود را سرخ نگه­داشته و به تعبیر قرآن، چنان زندگی می­نمایند که از شدت عفاف و خویشتنداری، همانند ثروتمندان به چشم می­آیند،[۹۲] از آنها جدا است و آنان از پاداش خاص و ویژه­ای در آخرت برخوردار خواهند بود.[۹۳]

با توجه به تمام نکات فوق، این مطلب قابل پذیرش نیست که در حال حاضر، با توجه به این که هم اکنون متأهلان فقیر بسیارند! ازدواج نمی­تواند راهی برای افزایش رزق بوده و سخن پیامبر(ص) امروزه کاربردی نخواهد داشت؛ زیرا باید گفت که اولا چنین موضوعی منحصر به عصر حاضر نبوده و در زمان­های قبل و حتی در زمان خود پیامبر(ص) نیز متأهلان فقیر بسیاری وجود داشته­اند و این روایت با در نظر گرفتن تمام جوانب صادر شده است و ثانیا اگر وضعیت عمومی افرادی با سطح زندگی برابر را با هم مقایسه نماییم که گروهی از آنان بدون وحشت از فقر و با توکل به خداوند، از ازدواج نهراسیده و با تلاش مستمر خود توانسته­اند یک زندگی مختصر را به پیش ببرند، اما گروهی دیگر از آنان به دلیل ترس از ناداری، ازدواج ننموده و به سنین بالا رسیده­اند، درخواهیم یافت که در بیشتر موارد، گروه اول از وضعیت بهتری؛ چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ روحی؛ برخوردار می­باشند و افرادی از گروه دوم که دچار مشکلات روحی، روانی و انحرافات اخلاقی و اعتیاد و … شده­اند که بالتبع باید هزینه­های آن را نیز پرداخت نمایند، بسیار بیشتر از گروه اول خواهد بود.

بنابر این، هر چند ازدواج، همیشه ثروتمندتر شدن را به دنبال ندارد، اما به هر حال، توصیه پیامبر(ص)، همچنان مفید بوده و وضعیت مناسب تری را برای اشخاص به وجود خواهد آورد و این را نیز می­توان نوعی توسعۀ در رزق به شمار آورد.

صله رحم و وسعت رزق

صله رحم به معنای ارتباط همراه با لطف و احسان به خویشان نسبی است، و در اسلام خیلی به آن سفارش شده است. از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمود: «با خویشاوندانتان پیوند و رفت و آمد داشته باشید، هر چند آنان با شما قطع‏ رابطه ‏کرده‏ باشند».[۹۴]

در سخنان معصومین(ع) برای صله رحم، فواید و آثار دنیوی و اخروی فراوانی ذکر شده است که به چند نمونه اشاره می‏نماییم:

حضرت امام باقر(ع) فرموده است: «صله ارحام، اعمال‏ را پاک، اموال‏ را افزون، بلاها را دفع، حساب ‏را آسان می‏کند و اجل‏ را به تأخیر می‏ اندازد».[۹۵]

امام صادق(ع) می فرمایند: «صله رحم، اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش ‏می‏سازد، رزق را می‏افزاید و اجل و مرگ را به تأخیر می‏اندازد».[۹۶]

این کار نیک و ساده، آن‏قدر سازنده و مفید است و آنچنان مورد رضای پروردگار، که گاهی تقدیر الهی به خاطر آن عوض می‏شود و خداوند به پاداش این عمل نیکو، بر عمر کسی می‏افزاید. در مقابل، قطع‏ رابطه‏ها و بریدن از خویشاوندان، به حدی شوم و نفرت‏بار و در نظر خداوند، ناپسند است که عمر را می کاهد.

به این حدیث تکان‏دهنده توجه کنید: امام صادق(ع) فرمود: «ما چیزی را جز «صله رحم‏» سراغ نداریم که [ به طور مستقیم ] عمررا زیاد کند ، تا آن جا که گاهی تا زمان مرگ یک نفر، سه سال مانده است، ولی او اهل‏ صله رحم می‏شود. آن گاه خداوند، سی سال بر عمرش می افزاید و سی و سه سال‏دیگر زنده می‏ماند. و گاهی اجل کسی سی و سه سال است، به خاطر قطع رحم وگسستن رابطه‏های خویشاوندی، کاهش می‏یابد و اجلش سر سه سال فرا می ‏رسد».[۹۷]

با توجه به توسعه معنای رزق، افزایش عمر نیز، علاوه بر فزونی اموال، از مصادیق رزق محسوب می شود.

صدقه و وسعت رزق

اخبار و روایات وارده در فضیلت صدقه بسیار است و فواید زیادی برای آن بیان شده است؛ مانند این که صدقه سبب زیادی رزق و روزی، شفای بیماری ها، دوری آتش جهنم، دفع هفتاد بلا و مصیبت در دنیا، طولانی شدن عمر و … می شود.[۹۸]

صدقه دادن حتی به مقدار بسیار اندک، می تواند موجب جلب رحمت خداوند گردد. امام صادق(ع) می فرماید: بیماران خود را با صدقه درمان نمایید و با دعای خود بلایا را دور گردانید و رزق و روزی خود را نیز با صدقه دادن از خداوند درخواست نمایید.[۹۹] به عبارتی، صدقه نوعی تجارت با خدا به شمار می آید. در این زمینه، امام صادق(ع)به فرزندشان فرمودند که فلان مقدار صدقه بده و در پاسخ فرزندشان که اظهار داشتند: اگر این مبلغ را به عنوان صدقه پرداخت نماییم، دیگر چیزی برایمان باقی نمی ماند، فرمودند که خدا عوض آن را به ما می دهد چون صدقه کلید روزی است.[۱۰۰]

نماز شب و وسعت رزق

از عوامل معنوی وسعت و فراوانی رزق، نماز شب می باشد.

از امام صادق (ع) روایت شده است که مردى نزد امام از تهی دستى زبان به گله گشود و گله از حدّ گذراند تا آن جا که نزدیک بود از گرسنگى نیز گله کند. امام (ع) به او فرمود: اى مرد! آیا نماز شب مى‏خوانى؟ عرض کرد: آرى. امام (ع) به همراهش رو نموده و فرمود: آن کس که می پندارد که نماز شب می خواند و روز گرسنه مى‏ماند دروغ مى‏گوید. به راستى که خداى گرامى و بزرگ با نماز شب، روزى روز را بر عهده گرفته است.[۱۰۱]

در روایت دیگری آن حضرت(ع) می فرماید: «نماز شب، چهره را نورانی، بوی بدن را خوش و موجب جلب روزی می شود».[۱۰۲]

پاکی و طهارت و وسعت رزق

(در حال تکمیل است)

تقوا و وسعت رزق

(در حال تکمیل است)

حسن خلق و وسعت رزق

(در حال تکمیل است)

خمس و وسعت رزق

خمس یکی از فرایض و واجبات دین اسلام است. قرآن مجید در بیان اهمیت آن، ایمان را با آن پیوند زده است و می فرماید: «بدانید آنچه را که سود می برید، یک پنجم آن ،برای خدا و رسول خدا(ص) و خویشاوندان او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا ایمان دارید و … ».[۱۰۳]

خمس وسیله ای برای رشد و کمال انسان و موجب جلب روزی می شود. با ادای خمس به قصد قربت و بریدن از دنیا، انسان علاوه بر انجام وظیفه، خود را از گناهان پاک نموده و وسیلۀ وسعت و فراوانی رزق خود را فراهم می نماید. امام رضا (ع) در این باره می فرمایند: «پرداخت خمس کلید جلب روزی و وسیله آمرزش گناهان است».[۱۰۴]

سایر عوامل وسعت رزق

در روایات عوامل متعددی از موجبات زیادی روزی برشمرده شده که به بعضی از آنها اشاره می شود:

در روایتی على(ع) می فرماید: «آیا آگاه کنم شما را به آنچه رزق را فراوان مى‏کند؟ گفتند: بلى اى امیر مؤمنان، فرمود: میان دو نماز جمع کردن، خواندن تعقیب بعد از نماز صبح و عشاء، رفت و آمد خویشاوندى، رُفتن آستانه خانه، با برادر دینى همراهى کردن، عجله کردن در طلب رزق، از خداوند آمرزش خواستن، امانت دارى، سخن به حق گفتن، به صداى مؤذن جواب گفتن، سخن نگفتن در مستراح، حرص نورزیدن، سپاس گزارى از صاحب نعمت، دورى جستن از قسم دروغ، وضو گرفتن قبل از غذا و خوردن آنچه از سفره بیرون مى‏افتد روزى را زیاد مى‏کند، و …».[۱۰۵]

از دیگر عوامل وسعت رزق، «نیت» می باشد. البته نیت، در هر دو جنبۀ (زیادی و کاهش روزی) مؤثر است. علی (ع) می فرماید: «روزى مرد به قدر نیت او است».[۱۰۶] مراد از این سخن این است که، نیت و قصد انسان در زیادی و کمی روزی مؤثر است، پس هر گاه قصد و همت او این باشد که بر خانواده و دیگران توسعه دهد، خداوند روزی او را زیاد می کند و اگر قصد او قرار دادن آنان در تنگنا باشد خداوند نیز او را در تنگنا قرار خواهد داد.

«احسان و نیکوکاری» به دیگران، خصوصا به پدر و مادر؛ چه در زمان زندگی و چه بعد از مرگشان؛ نیز باعث زیادی روزی می گردد.[۱۰۷]

«استغفار» نیز از جملۀ راه های برکت در زندگی است. امامان ما استغفار را با استناد به آیات قرآنی[۱۰۸]، موجب زیادی مال و فرزند و خیر دنیا و آخرت دانسته اند.[۱۰۹]

عوامل تنگی رزق

(در حال تکمیل است)

گناه و تنگی رزق

(در حال تکمیل است)

نیت گناه و تنگی رزق

(در حال تکمیل است)

سایر عوامل تنگی رزق

در روایات، انجام بعضی از کارها به عنوان کاهش دهندۀ روزی معرفی شده است:

علی (ع) می فرماید: «اموری که باعث کاهش روزی می شود عبارت است از: وا نهادن تار عنکبوت در منزل، قضای حاجت در حمام، خوردن و آشامیدن در حال جنابت، خلال کردن با چوب درخت گز، شانه کردن موی سر در حال ایستاده، نگهداشتن خاکروبه در منزل، قسم دروغ خوردن، زنا، خوابیدن بین نماز مغرب و عشا، خوابیدن هنگام صبح قبل از بیرون آمدن خورشید، اعتیاد به دروغ گفتن، زیاد به آواز لهوی گوش کردن، رد کردن انسان مستمند در شب، رعایت نکردن میانه روی در هزینه ها و قطع پیوند فامیلی».[۱۱۰]

امام صادق (ع) درباره خواب بین الطلوعین فرمود: «خواب صبحگاهی شوم است و چهرۀ آدمی را زرد و زشت می نماید، و چنین خوابی خواب افراد نامبارک است و خداوند روزی بندگان را از وقت طلوع فجر تا بیرون آمدن آفتاب تقسیم می نماید».[۱۱۱]

رسول خدا (ص) فرمود: «بیست خصلت سبب کاهش روزی می شود، از جمله: برهنه بلند شدن از رختخواب برای قضای حاجت، نشستن دست ها هنگام غذا خوردن، بی احترامی به خورده های نان، سوزاندن پوست سیر و پیاز، نشستن در چارچوب درب منزل، جاروب کردن منزل در شب، نظافت منزل با گوشۀ لباس، خشک کردن سر و صورت با آستین، نشستن ظروف آلوده در شب، باز گذاشتن درب ظرف آب، عجله کردن در خارج شدن از مسجد، صبح زود بازار رفتن و تا شب ماندن در بازار، خرید نان از فقراء، نفرین کردن اولاد، دوختن لباس در تن، خاموش کردن چراغ با دمیدن».[۱۱۲] [۱۱۳]

رزق خدا وافراد بی ایمان

با دقت در آیاتی از سورۀ اسراء که می  فرماید: «کسانی که تنها خواهان این دنیا می­باشند، اگر اراده نماییم آنان را به برخی خواسته­هایشان خواهیم رسانید اما بعد از آن، این جهنم است که در انتظارشان بوده و با خواری و ذلّت وارد آن خواهند شد. و کسانی که آخرت را بطلبند و نهایت تلاش خود را برای آن انجام دهند، تلاش آنان بی­پاداش نخواهد ماند. هر دو گروه، از روزی پروردگار بهره­مند خواهند شد و روزی پروردگارت انحصاری نیست. ای پیامبر! ببین که چگونه برخی افراد را بر برخی دیگر در روزی دنیوی برتری دادیم و یقینا درجات اخروی بزرگ تر و ارزشمندتر خواهد بود»،[۱۱۴] و نیز سایر آیات و روایات، چنین فهمیده می شود که خداوند متعال مقدر نموده که تمام بندگان او؛ چه کافر و چه با ایمان؛ از روزی او در این دنیا برخوردار شوند و راه رسیدن به رزق خداوند در این دنیا، منحصراً بستگی به ایمان افراد و دعای آنان نخواهد داشت و چه بسا افراد بی­ایمان؛ بدون این که هیچ خواهشی از خدای خود نیز نموده باشند؛ از روزی مادی بیشتری نسبت به مؤمنان برخوردار گردند، اما نعمت های الاهی خداوند در آخرت، تنها نصیب افرادی خواهد شد که با خداوند و تعالیم او عنادی نداشته باشند. بر این اساس، مشاهدۀ افراد ثروتمند بی­ایمان، امر عجیبی نبوده و در تمام زمان ها؛ از جمله در طول زندگانی پیامبر بزرگوار اسلام(ص)،نیز بسیار مشاهده می­شده است.

تفاوت مردم در رزق و روزی

خداوند متعال، رزق و به عبارتی ثروت را میان همۀ افراد بشر؛ چه شکرگزار و چه ناسپاس؛ تقسیم نموده و تمام آنها از این لطف عام الهی برخوردارند، به گونه­ای که قرآن کریم خطاب به پیامبر (ص)فرموده: «رزق خداوند تو محدودیت و منعی نداشته و به مؤمنان و کافران خواهد رسید».[۱۱۵] و به عبارتی، اصل ثروت و در کلیت آن، جدا از مقدار و نیز کیفیت به دست آوردن و هزینه نمودن آن، به عنوان لطف عامی از جانب خداوند به حساب می­آید که همگان از آن، برخوردار می­باشند.

اما در قرآن کریم آمده است: “خداوند بعضى از شما را بر بعضى دیگر از نظر روزى برترى داد …”.[۱۱۶]

خداوند؛ طبق حکمت خود؛ مقرر فرموده که افراد بشر؛ بدون در نظر داشتن این که آیا مؤمنند و یا کافر؛ در مقدار روزی با هم متفاوت باشند. برای آن که حکمت این تفاوت روشن شود ابتدا باید فرق بین تفاوت و تبعیض معلوم شود.

تفاوت آن است که در شرایط نامساوى، فرق گذاشته شود، ولى تبعیض آن است که در شرایط مساوى و استحقاق‏هاى همسان، بین اشیا فرق گذاشته شود. به عبارت دیگر، تبعیض از ناحیۀ دهنده است، ولى تفاوت مربوط به گیرنده است؛ مثلاً، اگر معلم به شاگردانش که در شرایط مساوى و یکسان هستند نمره‏هاى مختلفى بدهد، این تبعیض است، ولى اگر با امتحان و بر اساس استعداد و لیاقت هر شاگردى نمره‏ى او را بدهد، تفاوت محقق مى‏شود.[۱۱۷] آنچه در خلقت وجود دارد “تفاوت” است نه “تبعیض”.

تفاوت موجودات ذاتى آنها مى‏باشد و لازمه نظام علت و معلول است، چون همه جهان، از آغاز تا انجام به یک اراده الهى به وجود مى‏آید، و نه با اراده‏هاى جدا جدا، آن هم یک اراده بسیط، چنانکه قرآن کریم مى‏فرماید: “ما همه چیز را با اندازه و قدر مشخص آفریده‏ایم و کار ما جز یکى نیست، همچون چشم بر هم زدن”.[۱۱۸]

نظام هستى مانند وجود انسان است که باید از اجزاى مختلف تشکیل شود و هر جزئى در جاى مناسب خود قرار داشته باشد. به عبارت دیگر، هم باید اجزا با هم مختلف باشند تا این مجموعه محقق شود و هم هر چیزى در جاى مخصوص خود قرار بگیرد تا نظام احسن به وجود آید.[۱۱۹]

وجود تفاوت در جهان ضرورى است. وقتى که جهان را مجموعاً مورد نظر قرار دهیم ناچاریم بپذیریم که در نظام کل و در توازن عمومى، وجود پستى‏ها و بلندى‏ها، فراز و نشیب‏ها، رنج‏ها و لذت‏ها، موفقیت‏ها و ناکامى‏ها، همه لازم است. اگر اختلاف و تفاوت وجود نداشته باشد، موجودات گوناگونى وجود نخواهد داشت. شکوه و زیبایى جهان در تنوع پهناور و اختلاف‏هاى رنگارنگ آن است. زشتى‏ها نمایانگر زیبایى‏ها است. زشتى‏ها نه تنها از این نظر ضرورى مى‏باشند که جزئى از مجموعۀ جهانند و نظام کل، به وجود آنها بستگى دارد، بلکه از نظر نمایان ساختن و جلوه دادن به زیبایى‏ها نیز وجود آنها لازم است. اگر ما بین زشتى و زیبایى مقارنت برقرار نمى‏شد، نه زیبا، زیبا بود و نه زشت، زشت بود. اگر همه یکسان بودند نه تحرکى بود و نه کشش و جنبش و عشقى؛ زیرا در هم سطح بودن است که همۀ زیبایى‏ها و خوبى‏ها و همه جوش و خروش‏ها و تکامل‏ها از بین مى‏رود.

جهان چون چشم و خط و خال و ابرو ست

که هر چیزى به جاى خویش نیکو ست

تفاوت در رزق نیز در همین راستا است. امام علی (ع) می فرماید: “خداوند روزی ها را مقدر فرمود و آنها را زیاد و کم به صورت عادلانه تقسیم نمود، تا از این طریق سپاس گزاری و شکیبایی توانگر و تهی دست را به آزمایش گذارد”.[۱۲۰] پس یکی از حکمت های تفاوت در رزق در بین انسان ها آن است که وسیله­ای برای آزمایش آنها ­باشد.

در عین حال باید این تصور را از خود دور نماییم که اگر خداوند به شخصی امکانات مالی بهتری داده و او را از دشواری هایی همانند بیماری و آوارگی و غیره دور داشته، پس خداوند او را بیشتر دوست دارد، بلکه باید به این یقین برسیم که خداوند بهتر از دیگران، خوبی بندۀ مؤمن خود را خواسته و هر تصمیمی که برای او گرفته، در آن خیری نهفته است.

امام صادق(ع) می فرمایند: من از بندۀ مؤمن در عجبم، زیرا خداوند هر چیزی که برای او مقدر نماید، سرانجامش برای این بنده خیر است، اگر مقدر شود که او را با قیچی تکه تکه نمایند، برای او خوب است و اگر مقدر شود که شرق و غرب عالم از آن او باشد، باز هم  به نفع او تمام می شود![۱۲۱] و این تفاوت ها را حتی در میان پیامبران نیز مشاهده می نماییم به گونه ای که پیامبری همانند سلیمان(ع) برسرزمین پهناوری حکمرانی می نموده و جن و انس و پرندگان در خدمت او بودند،[۱۲۲] و بادها در اختیارش قرار گرفته و او را به هر مکانی که خواسته بود می بردند،[۱۲۳] و از طرف دیگر، پیامبری همانند ایوب(ع) در دشواری ها و گرفتاری های فراوانی قرار داشت،[۱۲۴] و این نمی تواند دلیل باشد بر این که خداوند سلیمان(ع) را بر ایوب(ع) ترجیح داده، بلکه دلیل آن است که هر یک از بندگان به گونه ای مورد آزمایش قرار می گیرند. با دانستن این مسئله و این که جایگاه ویژه ای برای بندگان نزد خداوند وجود دارد که به جز با از دست دادن اموال و یا رسیدن آسیب جسمی به شخص، نمی توان به آن جایگاه رسید[۱۲۵] و یا این که دشواری های زندگی هرچه بیشتر باشد پاداش خداوند در مقابل آن نیز بیشتر خواهد بود، و خدا زمانی که بنده ای را دوست می دارد، او را به دشواری های بزرگ مبتلا می سازد،[۱۲۶] تحمل دشواری ها بر ایمان آسان تر خواهد گردید.

این نکته نیز قابل توجه است که هر افزایش ثروتی را نمی­توان لطف خاص خداوند دانست، بلکه تنها ثروتی از این خصوصیت برخوردار است که از راه مشروع به فرد با ایمان عطا شده و او نیز این ثروت را در راه هایی که مورد پسند خداوند است، هزینه نماید. در غیر این صورت، سرمایه و ثروت، نه تنها لطف خاص نیست، بلکه شاید نشانه­ای از عذاب الهی باشد که قرآن کریم، تعبیر “استدراج” را برای آن به کار برده[۱۲۷] و بیان نموده که اگر اشخاصی، آیات و نشانه­های الاهی را که برایشان قرار دادیم، به فراموشی بسپرند، ما نیز در مقابل، درهای رسیدن به تمام مقاصد دنیوی را برای آنان باز می­نماییم، تا آن که از ثروت ها و موقعیت های به دست آمده برای خود شادمان شوند، سپس آنها را در حالی که امر برایشان مشتبه شده، به عذاب ناگهانی دچار خواهیم نمود.[۱۲۸] مطمئنا چنین ثروتی را نباید نشانۀ لطف خاص خدا بدانیم، بلکه باید از گرفتار شدن در چنین دامی به او پناه ببریم.

نکته پایانی آن که تمام جهان آفرینش متعلق به خداوند است و او بهتر می داند که چه قانونی وضع نماید. به عبارت دیگر، همۀ ما، حیات و زندگی خود را وامدار او هستیم و حتی اگر او بدون آن که از عدالت خارج شود، برخی از انسان ها را بر برخی دیگر برتری دهد، جای اعتراضی وجود نخواهد داشت. همین که معتقد باشیم او دانا و حکیم است و بر اساس علم و حکمت، تفاوت هایی را در نظر گرفته است، برای پذیرش و قبول آن کافی است.

خداوند، صلاح دیده که شوهران در مدیریت خانواده، برتر از همسرانشان باشند و این صلاحدید او باید مورد پذیرش ما قرار گیرد، حتی اگر هیچ دلیلی هم برای این موضوع ارائه ننموده باشد! همان گونه که انسان ها را بر بسیاری از موجودات دیگر برتری داده،[۱۲۹] و اقوام و خانواده هایی را از میان بشر، از مواهب و هدایای بیشتری برخوردار نموده،[۱۳۰] و یا حتی تمام مردان را نیز به یک اندازه قرار نداده، بلکه برخی را به مقام پیامبری برگزیده و بر دیگر مردان برتری داده است.[۱۳۱] جالب آن که حتی برخی پیامبران را نیز برتر از دیگر پیامبران قلمداد فرموده است.[۱۳۲] در زندگی روزمره خود نیز مشاهده می نماییم که برخی مردم، از لحاظ هوش و استعداد و برخی دیگر از لحاظ رزق و روزی بر دیگران برتری دارند.[۱۳۳] این برتری ها، جزئی از نظام آفرینش بوده و با عدالت خداوند نیز منافاتی ندارد.

روزی و وظایف ما

(در حال تکمیل است)

روزی و انفاق

(در حال تکمیل است)

روزی و میانه روی

یکی از وظایف ما نسبت به رزق و روزی های الهی رعایت میانه روی و تعادل در مصرف آنها است. رعایت اعتدال در مخارج زندگی، از راه های برکت در زندگی است. متأسفانه افرادی مشاهده می شوند که علی رغم درآمد اندکی که دارند، خرج هایی را انجام داده که متناسب با درآمد آنها نبوده و به همین سبب دچار زحمت و فشار و قرض می شوند در حالی که بدون این گونه مخارج نیز می توان زندگی راحت و آرامی داشت.

در روایتی بیان گردیده که چهار گروه دعایشان مستجاب نخواهد شد که دو گروه از آنها عبارتند از کسانی که در خانۀ خود نشسته و بدون هیچ تلاشی از خدا طلب روزی می نمایند و گروه دیگرکسانی اند که مالی داشته، ولی آن را حیف و میل کرده، سپس دوباره از خداوند، طلب رزق می نمایند که خدا به آنها می فرماید: آیا من شما را به تعادل در زندگی دستور نداده بودم؟! در این روایت، حتی اشخاصی را که بدون مدرک، اموال خود را به دیگران قرض می دهند نیز از این دسته افراد شمرده است.[۱۳۴]

درفرهنگ دینی، برای دست یابی به روحیه میانه روی، به «قناعت» به عنوان یکی از صفات فاضله و اخلاق حسنه، توصیه شده است. قناعت سبب زندگى توأم با راحتى است؛ چنان که در تفسیر آیه شریفه: «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً[۱۳۵]؛ زنده می گردانیم او را به زندگانى خوش و سعادت»، روایت شده که مراد، قناعت کردن شخص است.[۱۳۶] همچنین در تفسیر قول خداى تعالى که حکایت از قول حضرت سلیمان(ع) است: «رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی[۱۳۷]؛ پروردگارا مرا بیامرز و عطا فرما به من ملکى که پس از من کسى سزاوار آن نباشد»، روایت شده که مراد آن حضرت قناعت بوده؛ زیرا بیشتر اوقات با مساکین مى‏نشست و می فرمود: مسکینى با مساکین نشسته، و همیشه قناعت می کرد.[۱۳۸]

همچنین روایت شده که مراد از رزق در آیه: «لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً»[۱۳۹] قناعت است؛ زیرا قناعت رضایت نفس است به آنچه که از روزى به دست آمده باشد اگر چه اندک باشد.[۱۴۰] و روایت شده که روزى حضرت امیر المؤمنین (ع) از درب دکان قصابى عبور می فرمود که گوشت بسیار فربهى داشت، عرض کرد: یا على گوشت بسیار خوبی است، از آن خریدارى کنید، فرمود: پول آن را حاضر ندارم، عرض کرد: نسیه ببرید و من صبر می کنم تا هر گاه خواستید بدهید، فرمود: چنین نکنم بلکه من صبر می کنم بر گوشت نخوردن (و خود را مقروض نمی نمایم)، سپس فرمود خداوند پنج چیز را در پنج چیز قرار داده: عزت را در طاعت (خود) و ذلت را در معصیت، و حکمت (و یاد گرفتن علم) را در شکم خالى (شاید مراد خالى از حرام باشد) و هیبت و سطوت را در (خواندن) نماز شب، و بى‏نیازى از مردم را در قناعت».[۱۴۱]

مقدر بودن روزی

(در حال تکمیل است)

تقدیر روزی و دعا

در ارتباط با دعا و مقدر بودن روزی از قبل، باید گفت که روزی بر دو قسم است که یکی از آنها ثابت و حتمی بوده و دعا و تلاش، تأثیری در آن نخواهد گذاشت و دیگری متغیر بوده و بسته به کوشش و خواهش، کم و زیاد خواهد شد و دعا در این قسمت دوم تأثیرگذار می­باشد. روایاتی نیز وجود دارند که این تقسیم بندی را صحیح می­دانند.[۱۴۲]

نکته ای که توجه به آن لازم است این است که دعا باید به همراه تلاش و برنامه­ریزی بوده و بدون آن، تأثیری نخواهد داشت و به تعبیر امام صادق(ع) دعای شخصی که بی کار در خانه­اش نشسته و طلب روزی می­نماید و یا شخصی که سرمایه­ای داشته، اما به دلیل نداشتن برنامه­ای مشخص، آن را از بین برده و سپس خواستار سرمایۀ مجدد از خداوند است، مستجاب نخواهد شد و خداوند در پاسخ به چنین افرادی خواهد فرمود که آیا شما را به تلاش و برنامه­ریزی و مراقبت در حفظ اموال دعوت نکرده­بودم؟![۱۴۳]

اما در غیر این صورت، دعای افراد مؤمنی که تلاش کافی را نیز می­نمایند، به هر حال مستجاب خواهد شد، اما ممکن است پاسخ چنین دعایی، دقیقا همان چیزی نباشد که بنده از خداوند خواسته، بلکه پروردگار بر حسب تقدیر و مصلحت بندۀ خویش، یا دقیقا همان خواهش او را اجابت نموده و یا خیری دیگر و بهتر از موضوع خواهش او، به بندۀ خود عطا خواهد فرمود؛ مثلا، اگر بر حقوقش چیزی افزوده نشد، در عوض، بیماری خود یا خانواده­اش که از قبل مقدر شده­ بود، با این دعا منتفی خواهد گشت.[۱۴۴]

اجمالا باید بدانیم که ما موظفیم در امور مختلف، همانند بهبود وضع زندگی و… دست به دعا برداریم، اما اجابت آن بر حسب مصلحت و تقدیر خداوند است، ولی به ­هرحال، ما به پاداش دعای خود خواهیم رسید. پس دعا در رزق و روزی تأثیر داشته و به استجابت می رسد و با مقدرات از پیش تعیین شده منافاتی ندارد.

تقدیر روزی و کار و تلاش

مقدر بودن روزی و باز بودن در لطف خداوند، نه تنها منافاتی با تلاش انسان ها برای کسب ثروت نداشته بلکه در منابع دینی هم توصیه شده که به دعا بسنده ننموده و تلاش و فعالیت در راه کسب ثروت مشروع را از یاد نبریم.[۱۴۵]

یکی از شیعیان در مدینه دچار فقر شدیدی گردید و وضعیتش رو به وخامت گذاشت، امام صادق(ع) با مشاهدۀ این وضعیت به او فرمود: برو و جایگاهی در بازار برای خودت انتخاب کن و بساطت را در آن پهن کرده و ظرف آبی کنارت بگذار و همواره در محل کسبت حضور داشته باش!.  وضعیت مالی آن شخص بعد از عمل به دستورات امام(ع) کم کم رو به بهبود نهاد.[۱۴۶] می دانیم که دستوراتی که امام(ع) به آن شخص فرموده بود، مختص به خود او بود و نباید تصور شود که تمام افراد باید دقیقا چنین کاری را انجام دهند، اما نکته ای که از دستورات امام برداشت می گردد، این است که با وجود این که از خداوند طلب روزی می نماییم، باید در همان حال جدیت و تلاش نیز نموده و از سستی و تنبلی بپرهیزیم.

اساساً تنبلی در آموزه های دینی ما پذیرفته نیست. امام باقر (ع) در این باره می فرماید: «از مردى نفرت دارم که در کار دنیاى خود تنبل باشد. آن کس که در کار دنیاى خویش تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل‏تر خواهد بود».[۱۴۷]

منابع روایی ما فراوان از احادیثی است که امامان و پیشوایان دین، در زندگی خود برای به دست آوردن رزق و روزی، کار و تلاش می کردند:

امیر المؤمنین علی (ع) در شدّت گرما به دنبال حاجتى بیرون مى‏رفت که دیگران مى‏توانستند انجام دهند، امّا مقصودش از این که خود اقدام کند و به دیگرى وانگذارد این بود که خداوند شاهدش باشد که براى روزى حلال خود را به زحمت انداخته و کار مى‏کند.[۱۴۸]

اگر انسان، مؤمن و معتقد به نصرت و حمایت الاهی باشد و در کارهایش بر او توکّل کند، بر اساس وعدۀ الاهی، عنایت خداوند شامل او می شود.[۱۴۹] اما این بدان معنا نیست که انسان تلاش و کوشش نکند و دست از تمام کارها بردارد؛ زیرا با توجه به سنت الاهی که بر اساس اسباب و مسببات بنا شده، هر کس بهره و سود کارش را می برد و همان طور که در آخرت عمل هیچ کس تباه نمی شود، در دنیا نیز عمل کسی ضایع نمی شود. به طور طبیعی سنت الاهی بر این قرار گرفته که زحمت کسی را تباه نکند.

خداوند متعال، تمام امور این جهان را براساس نظم و حکمت خاصی تدبیر کرده و برای هر پدیده و واقعه­ای، علت­ها و اسبابی قرارداده است که رسیدن به هر هدف، جز از طریق علل و اسباب آن ممکن نیست. امام صادق (ع) مى‏فرمایند: “خداوند کارى را بدون استفاده از اسباب انجام نمی دهد.”[۱۵۰]از اسباب مهم جلب رزق و روزی، کوشش در جهت تحصیل روزی است. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: “کسی که دنبال روزی کم باشد، این کار سبب جلب روزی زیاد برای او می شود، اگر کسی دنبال روزی کم نرود روزی بسیار را نیز از دست خواهد داد”.[۱۵۱]

تقدیر روزی و تدبیر ما

برای به دست آوردن رزق خدا باید تلاش نموده و برنامه­ریزی کرد. امام صادق(ع) برنامه­ریزی دقیق برای زندگی را یکی از ویژگی­های افراد با ایمان برمی­شمارد.[۱۵۲] توصیه­های فراوانی که در قرآن کریم و نیز از پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان معصوم(ع) در ارتباط با لزوم تلاش برای تأمین معاش و قناعت و اقتصاد و جلوگیری از اسراف و تبذیر نقل شده، همگی نشان ­دهنده لزوم یک برنامه­ریزی دقیق برای پیشرفت اقتصادی خانواده و جامعه است. در ذیل به بعضی از آن ها اشاره می شود:

الف: خداوند متعال توصیه می­نماید که در هنگام انفاق، نه با بخل رفتار نموده و نه آن قدر گشاده­دستی نماییم که بعدا محتاج دیگران شویم.[۱۵۳]

ب: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «شخصی که در زندگی خود برنامه­ریزی داشته باشد، خداوند او را از روزی بهتری برخوردار نموده و هرکه ریخت و پاش و اسراف نماید، خداوند او را از روزی محروم خواهد ساخت».[۱۵۴]

ج: شخصی با قیافه­ای ناصحانه به امام صادق(ع) عرض نمود که چرا شما ثروت خود را در جاهای مختلف سرمایه­گذاری نمودید؟ اگر آنها را در یک جا جمع آوری نمایید، هم اداره­اش راحت­تر بوده و هم سودش بیشتر می­باشد! امام(ع) در پاسخ فرمودند که دلیل من برای چنین کاری، آن بوده است که اگر آسیبی به یک قسمت از اموالم برسد، بخش دیگری از آنها سالم مانده (و بدین وسیله از فقر در امان باشم!).[۱۵۵]

د: ابان بن عثمان می­گوید که امام باقر(ع) مرا احضار نموده و از من پرسید: آیا فلانی، زمین خود را فروخته؟ عرض نمودم: بلی!، ایشان فرمودند که در کتاب آسمانی تورات بیان شده که شخصی که زمین و یا چاه آبی را بفروشد و زمین و چاه دیگری را جایگزین آن ننماید، سرمایه­اش به هدر رفته است!.[۱۵۶]

با توجه به مستندات فوق، می توان گفت که اسلام، نه تنها مردم را به بی­توجهی در امر معاش و نداشتن برنامه­ریزی دعوت ننموده بلکه بر عکس، به کار و تلاش، تشویق کرده و آن را همانند جهاد ارزیابی نموده است.[۱۵۷] همچنین در روایات وارد شده که علاوه بر روزی مقدر، می­توان با دعا، به رزق بیشتری نیز دست یافت.[۱۵۸] این مطلب نیز که گاهی در میان مردم مطرح می­شود که کسی از گرسنگی نخواهد مرد، هیچ مستندی نداشته و نمی­تواند توجیه­گر افراد تنبل و تن­پرور و بی­برنامه باشد.

حال، شاید این پرسش مطرح شود که روایاتی که در ظاهر خود، خلاف این مطلب را می­رسانند، چه توجیهی خواهند داشت که در پاسخ باید بگوییم که چنین روایاتی، ناظر به چند موضوع هستند که به برخی از آنها اشاره می­نماییم:

الف: برخی افراد؛ همانند یهودیان؛ تصور می­نمودند که خداوند، بعد از اتمام آفرینش، آنان را به خود واگذاشته و همانند شخص دست بسته­ای که قدرت بر کاری ندارد، ناظر بر اعمال آنها است[۱۵۹] و این مفهوم آیه­ای است که در قرآن کریم آمده است: (یدُ الله مغلوله).[۱۶۰]

ما چنین عقیده­ای را صحیح ندانسته و معتقدیم که هر چند برنامه­ریزی و نیز تلاش برای کسب روزی لازم است، اما نباید قدرت خداوند را نادیده گرفت و  دلیلش آن است که مشاهده می­نماییم خداوند برای نشان دادن قدرت خود، در بسیاری موارد، با نقش برآب نمودن بسیاری از برنامه­ریزی­های دقیق، در مقابل، به اشخاصی که از بهرۀ هوشی پایینی برخوردارند و طبیعتا توانایی برنامه­ریزی دقیقی ندارند، ثروت فراوان عطا نموده، تا افراد عاقل پند گرفته و بدانند که تنها با عقل و هوش نیست که می­توان به ثروت دست یافت[۱۶۱]و همیشه، تدبیر منطقی و عقلانی پاسخ نمی­دهد و گاهی بر عکس، زندگی افراد بدون تدبیر و برنامه­ریزی، بهتر از دیگران خواهد شد!

البته این موضوع، کلیت نداشته و نباید بهانه­ای برای عدم برنامه­ریزی باشد، بلکه ما را به این نکته رهنمون است که هیچ گاه نباید قدرت خداوند را نادیده گرفته و از دایرۀ توحید خارج شویم.

ب: دسته­ای از این روایات نیز به این مطلب اشاره دارند که باید در برنامه­ریزی­های مرتبط با ادارۀ زندگی، تنها از راه­های پذیرفته شده در دین اسلام اقدام نموده و از جلب سرمایه و ثروت، با استفاده از راه­های نامشروعی همانند سرقت، ربا و … خودداری نماییم. طبق آموزه­های دینی، اگر چه می­توان، با این روش­ها، ثروتی را به دست آورد، اما خداوند؛ به مجازات چنین کاری؛ فرد را از رزق حلالی که از قبل برایش مقدر شده بود، محروم می­سازد.[۱۶۲]

ج: بیشتر این گونه روایات، به این امر مهم توصیه می­نمایند که چون زندگی ما منحصر به چند روز دنیا نبوده، بلکه زندگی دائمی ما در آخرت خواهد بود، نباید آن قدر به کسب معاش دنیا مشغول شویم که آخرت را از یاد برده و هیچ فرصتی را برای تفکر و عبادت باقی نگذاریم!

در یکی از ادعیه چنین بیان شده که: خداوندا! کاری مکن که دنیا را مهم­ترین هدف خود تلقی نموده و تمام دانش خود را برای رسیدن به آن به کار گیریم.[۱۶۳] چرا از خدا چنین چیزی می­خواهیم؟ زیرا انسان سیری ناپذیر بوده و هر چه امکانات مادی­اش زیادتر شود، خواسته­های جدیدی نیز فراروی او قرار خواهد گرفت و شاهدش هم این است که کشورهایی که رفاه نسبی در آنها وجود دارد، اگر با مردم آنها هم­سخن شویم، متوجه خواهیم شد که آنان نیز رضایت کامل از زندگی نداشته، بلکه به رفاهی بیشتر می­اندیشند! البته مجددا تأکید می­نماییم که تلاش و برنامه­ریزی برای رسیدن به حداقل رفاه، از جانب اسلام مورد تأیید است، اما به فرمودۀ امام صادق(ع) باید آن قدر به دنبال کسب ثروت باشیم که نه همانند اشخاص بی­تفاوت و بی­مسئولیت بوده و نسبت به ادارۀ زندگی، اهمیتی قائل نشویم و نه همانند افراد حریصی باشیم که تنها دنیا را در نظر داشته و به فکر آخرتشان نیستند، بلکه باید در راه به دست آوردن سرمایه از جادۀ انصاف و عفاف خارج نشویم.[۱۶۴]

رابطه روزی و توکل

یکی از فضائل اخلاقی که بیانگر رابطه ای خاص میان انسان و خداوند است، فضیلت «توکل» است.

توکل، عبارت است از اعتماد و اطمینان قلبی بنده در جمیع امور خود به خدا، و حواله کردن همۀ کارهای خود به او و تکیه بر حول و قوۀ الهی نمودن. [۱۶۵]

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « از جبرئیل (ع) پرسیدم: توکل چیست ؟ پاسخ داد: آگاهی به این واقعیت که مخلوق، نه زیان می رساند و نه عطا و منعی دارد، و این که چشم از دست و سرمایه مردم برداری ؛ هنگامی که بنده ای چنین شد جز برای خدا کار نمی کند و به غیر او امیدی ندارد . و اینها همگی حقیقت و مرز توکل اند».[۱۶۶]

در آیات قرآن عوامل متعددی برای توکل بیان شده است از جمله:

اطمینان انسان به فقر ذاتی خود، یقین به این که قادر مطلق خداوند است، یقین به این که حاکمیت مطلق از آن خدا است، یقین به این که عالم مطلق خدا است، قرآن می فرماید: ” کار خود را به خدا وا می گذارم همانا خداوند نسبت به بندگانش بیناست….».[۱۶۷] یقین به این که مسبب الاسباب حقیقی خداوند است. و یقین به این که رازق واقعی خداوند متعال است.[۱۶۸]

پس کسی که تنها خداوند را روزی رسان خود بداند، تنها بر او توکل خواهد کرد. اگر انسان، مؤمن و معتقد به نصرت و حمایت الاهی باشد و در طلب روزی همراه با تلاش و کوشش، بر او توکّل کند، بر اساس وعدۀ الاهی، عنایت خداوند شامل او می شود و به رزق و روزی مطلوب دست می یابد.[۱۶۹]

رابطه روزی و حرص

(در حال تکمیل است)

پاسخ به شبهات

(در حال تکمیل است)

عالمان شیعی و ترک روزی های حلال

قرآن کریم در آیه ای می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا خالِصَهً یَوْمَ الْقِیامَهِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُون[۱۷۰]؛ بگو: چه کسى زینت‏هاى الهى را که براى بندگانش آفریده و نیز روزی هاى پاکیزه را، حرام کرده؟ بگو: این زینت ها و نعمت ها براى افراد با ایمان در زندگى دنیا آفریده شده و در روز قیامت خالص متعلق به اینها است، بدین طریق آیات را براى مردم دانا به‏طور مبسوط بیان مى‏کنیم».

با توجه به این آیه برخی عرفا و علمای شیعه با وجود تمکن مالی و داشتن رزق حلال؛ تن به تفریحات، لذائذ و نعمت های حلال خداوند نمی دهند و به عبارت دیگر، بسیار بسیار ساده و با کمترین ها می سازند.

برای دریافت درست از آیه و حکمت عمل این دسته از عارفان و بزر گان، توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد:

۱٫ همان گونه که می دانیم، حلال یعنی کاری که انجام و ارتکاب آن را شارع مقدس منع نکرده باشد. حال این حلال یا از خوردنی ها و آشامیدنی ها است، یا از انجام دادنی ها، یعنی کارها. حلال بودن بدان معنا نیست که چون منع شرعی ندارد، در نتیجه انجام آن واجب است.

۲٫ حلیت و بهره گیری از حلال خداوند مراتبی دارد. چه بسا استراحت در شب که یکی از حلال های خدا و مایه آرامش تن و روان آدمی است،[۱۷۱] اما بیداری و مناجات با خدای سبحان برای بسیاری به مراتب آرام بخش تر است.

۳٫ همچنین نعمت ها و لذایذ خداوند تنها منحصر به مادیات نبوده، بلکه معنویات را نیز شامل می شود، که برای بسیاری، نعمت های معنوی لذت بیشتری دارد. عارفان و پارسایان بیشتر از لذایذ و زینت های معنوی خداوند بهره گرفتند. بسیاری از انسان های وارسته و پرهیزکار با همین نوع کارها، یعنی استفاده حداقل از مادیات، و بهره گیری از معنویات توانستند به مقاماتی از عرفان و علم و تقوا برسند.

۴٫ همان گونه که می دانیم، تعالیم قرآن را نباید تنها از یک زاویه و با یک آیه به قضاوت نشست، بلکه با توجه به این که “و القرآن یفسّر بعضه بعضا”،[۱۷۲] باید با توجه به آیات دیگر و بررسی روایات پیرامونی و شأن نزول آن، مباحث قرآنی را بررسی نمود، آن گاه به قضاوت پرداخت.

 ۵٫ اگر آموزه های دینی می گوید نعمت های دنیا برای مؤمنان آفریده شد، همین آموزه ها نیز می گوید، مؤمنان از متاع دنیا به حداقل اکتفا می کنند. خداوند در قرآن می فرماید: بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى که محصولش کشاورزان را در شگفتى فرو مى‏برد، سپس خشک مى‏شود … (به هر حال) زندگى دنیا چیزى جز متاع فریب نیست!.[۱۷۳]

۶٫ امام عارفان، علی (ع) در نهج البلاغه در اوصاف پارسایان می فرماید: “فالمتقین … و حاجاتهم خفیفه”؛[۱۷۴] مؤمنان و پارسایان، درخواست‏هایشان از دنیا اندک است. انسان هرچه در معرفت و شناخت پیشرفت کند، لذت های دنیایی برای او ناچیز، امّا لذت های معنوی برایش گواراتر و با ارزش تر خواهد بود. انسان های وارسته، چنان در لذت های معنوی به سر می برند که گویا بهشت را دیده و در نعمت‏هاى آن به سر مى‏برند،[۱۷۵] لذا است که توجهی به این لذت های مادی زود گذر ندارند.

۷٫ عالمان وارسته این ساده زیستی را از امام پارسایان، علی (ع) به ارث برده اند، همو که در عین بهره مندی از امکانات دنیایی به حداقل اکتفا نموده است: “أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِ اکْتَفَى مِنْ دُنْیَاهُ بِطِمْرَیْهِ وَ مِنْ طَعْمِهِ بِقُرْصَیْهِ أَلَا وَ إِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ”؛[۱۷۶] امام على (ع) می فرماید: آگاه باشید که امام شما از دنیا به دو لباس کهنه و از خوراکى به دو قرص نان بسنده کرده است. بدانید که شما بر این کار توانایى ندارید، ولى مرا با پارسایى و سخت کوشى و پاک دامنى و استوارى یارى کنید.

امامی که می فرماید: خداوند بر پیشوایان عادل واجب نموده که زندگی خود را با ضعیف ترین مردمان هماهنگ کنند، تا فقیران و بیچارگان فقر برایشان قابل تحمل باشد.[۱۷۷]

۸٫ بدیهی است، کسانی که در جامعه و حتی اجتماع کوچک محل زندگی خویش مردم آنها را به عنوان الگو می شناسند، این رفتار آنها می تواند تأثیر گذار باشد، چنان که در طول تاریخ این گونه بوده است!

تقدیر ارزاق زمین در چهار روز

قرآن کریم در بعضی از آیات، به مدت آفرینش آسمان ها و زمین ها و تقدیرارزاق زمینیان اشاره نموده است:

«إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّهِ أَیَّامٍ[۱۷۸] : پروردگار شما، خداوندى است که آسمان ها و زمین را در شش روز [شش دوران‏] آفرید».

«قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ الْأَرْضَ فی‏ یَوْمَیْنِ[۱۷۹]: بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید».

«وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أَقْواتَها فی‏ أَرْبَعَهِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلین‏[۱۸۰]: او در زمین کوه‏هاى استوارى قرار داد و برکاتى در آن آفرید و موادّ غذایى آن را مقدّر فرمود،- اینها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان»!

«فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی‏ یَوْمَیْنِ[۱۸۱]: در این هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید».[۱۸۲]

مراد از کلمه «یوم» در آیات مورد بحث پاره‏اى از زمان است، نه روز به معنای معمولى و معهود ذهن ما، چون روز از نظر ما ساکنان زمین عبارت است از مقدار حرکت کره زمین به دور خودش، که یک دور آن را یک روز و یا به عبارتى؛ یک شبانه روز مى‏نامیم، اطلاق روز بر پاره‏اى از زمان بسیار شایع است، از آن جمله کلام خدا است که مى‏فرماید:” ما این ایام را در بین مردم جا به جا مى‏کنیم”.[۱۸۳] و نیز مى‏فرماید:” پس آیا در انتظار آنند که همان ایامى که امت‏هاى گذشته داشتند داشته باشند”،[۱۸۴] و امثال این موارد که ایام در پاره‏اى از زمان اطلاق شده است.[۱۸۵]

 باید توجه داشت که اگرچه روز به این معنا است ولی شبهه ای که مطرح است این است که:

در آیات فوق (سورۀ فصلت) آفرینش زمین را در دو روز، و کوه‏ها و برکات و غذاها در چهار روز، و در دنباله این آیات، آفرینش آسمان ها را نیز در دو روز ذکر کرده که مجموعاً هشت روز مى‏شود، در حالى که در آیات فراوانى از قرآن مجید آفرینش آسمان ها و زمین مجموعاً در شش روز، یا به تعبیر دیگر در شش دوران، بیان شده است.[۱۸۶]

مفسران، برای پاسخ به این شبهه، راه هایی را انتخاب کردند:

راه اول (که مشهور و معروف است) این است که: آن جا که مى‏گوید: “اربعه ایام” (چهار روز) منظور تتمه چهار روز است، به این ترتیب که در دو روز اول از این چهار روز زمین آفریده شد، و در دو روز بعد سایر خصوصیات زمین(تقدیر ارزاق آن)، این مدت به اضافه خلقت آسمان ها در دو روز مجموعاً شش روز (شش دوران) مى‏شود.

نظیر این تعبیر در زبان عرب و تعبیرات فارسى نیز وجود دارد که فى المثل گفته مى‏شود: از این جا تا مکه ده روز طول مى‏کشد، و تا مدینه پانزده روز، یعنى پنج روز فاصله مکه و مدینه است و ده روز فاصله این جا تا مکه، البته اگر آیات متعدد آفرینش در شش روز نبود چنین تفسیرى پذیرفته نمى‏شد، ولى از آن جا که آیات قرآن یک دیگر را تفسیر مى‏کنند، و قرینه یک دیگر مى‏شوند، تفسیر بالا به خوبى قابل قبول است.

راه دیگرى که تعداد کمى از مفسران آن را انتخاب کرده‏اند این است که:

اربعه ایام (چهار روز) مربوط به آغاز خلقت نیست بلکه اشاره به فصول چهارگانه سال است که مبدء پیدایش ارزاق و پرورش مواد غذایى انسان ها و حیوانات است.[۱۸۷]

راه سوم: دربارۀ رزق و روزی، واژۀ “قدّر” به کار برده شده است، در حالی که دربارۀ خلقت آسمان و زمین واژۀ “خلق” به کار گرفته شده است؛ یعنی این چهار روز تقدیر ارزاق است نه خلقت آن. با این بیان شاید اصل شبهه به کلی از بین برود؛ زیرا شبهه جایی است که ایام تقدیر روزی را در ردیف خلقت بیاوریم، در غیر این صورت، اشکال از اصل زائل می شود.

علامه طباطبایی (ره) در این باره می فرماید: «ایامى که در این آیات براى خلقت آسمان ها و زمین آمده، چهار روز است: دو روز براى خلقت زمین، و دو روز براى به پا داشتن آسمان هاى هفت گانه، بعد از آن که دود بود و اما ایامى که در آن روزی ها درست شده ایام تقدیر آنها است، نه خلقت روزی ها، و آن چه که در کلام خدا مکرر آمده این است که خدا آسمان ها و زمین را در شش روز آفریده، نه مجموع خلق و تقدیر روزی را.

پس حق این است که ظرف مزبور تنها قید براى جمله اخیر است و دیگر نه حذفى لازم مى‏آید، و نه تقدیرى، و مراد بیان تقدیر ارزاق زمین در چهار فصل سال است‏».[۱۸۸]



.[۱] جوهرى، اسماعیل بن حماد، الصحاح،  ج ۴، ص۱۴۸۱، دار العلم للملایین، چاپ اول، بیروت، ۱۴۱۰ ه‍ ق، «الرِّزْقُ: ما یُنْتَفَعُ به و الجمع الْأَرْزَاقُ».

[۲]. اصفهانى، حسین بن محمد راغب، مفردات ألفاظ القرآن، ص ۳۵۱، دار العلم – الدار الشامیه، چاپ اول، لبنان – سوریه، ۱۴۱۲ ه‍ ق.

[۳]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج ‌۳، ص ۸۲، دار الکتب الإسلامیه، چاپ ششم، تهران، ۱۴۱۲ ه‍ ق.

[۴]. اعراف، آیۀ ۳۲: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

[۵]. سید رضى، نهج البلاغه، حکمت ۳۹۰، ص ۵۴۵، هجرت، چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ ق، «وَ قَالَ (ع) لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَهٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَهٌ یَرُمُّ مَعَاشَهُ[مَعَایِشَهُ[ وَ سَاعَهٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَهٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّم».

.[۶] حسینى همدانى، سید محمد حسین‏، انوار درخشان، بهبودى‏، محمد باقر، ج ‏۱۵، ص ۴۷۵، کتابفروشى لطفى‏، چاپ اول، تهران‏، ۱۴۰۴ ق‏.

[۷]. جمعه، ۱۰٫

[۸]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ۹‏۱، ص ۴۶۱و۴۶۲، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم، قم‏، ۱۳۷۴ ش‏.‏

.[۹] همان، ج‏۲، ص ۶۱۷٫

[۱۰]. اخوان حکیمى، الحیاه، آرام، احمد، ج ‏۵، ص ۴۶۷، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، ۱۳۸۰ ش،«إنّ اللَّه- تبارک و تعالى- لیحبّ الاغتراب فی طلب الرّزق».

[۱۱]. ترجمه المیزان، ج‏۱۰، ص ۲۶۵٫

[۱۲]. هود، ۶٫

.[۱۳] سید رضی، نهج البلاغه، دشتى، محمد، ص ۷۱۵، حکمت ۳۵۶، مشهور، چاپ اول، قم، ۱۳۷۹ش.

.[۱۴] بقره، ۲۸۴؛ آل عمران، ۱۰۹ و ۱۲۹؛ نساء، ۱۲۶ و … .

.[۱۵] بقره، ۱۵۶٫

.[۱۶] انعام، ۱۲٫

.[۱۷] ملک، ۱۵٫

.[۱۸] انفال، ۴۱٫

.[۱۹] نساء، ۱۲-۱۱٫

.[۲۰] یس، ۷۱٫

.[۲۱] جاثیه، ۱۳٫

.[۲۲] گفتنی است که بخشی از این امور، مدلول صریح آیات قرآن است و بخشی دیگر، بر اساس قرائن و شواهد موجود در آیات به دست می آید.

.[۲۳] نحل، ۲ و ۱۰۲؛ عبس، ۱۶٫

.[۲۴] نازعات، ۵؛ معارج، ۴٫

.[۲۵] اسراء، ۷۰٫ تعبیر «رزقناهم» در این آیه که به صیغۀ جمع ذکرشده است، حاکی از وساطت فرشته ها در روزی رسانی است.

.[۲۶] مؤمن، ۷؛ انبیا، ۲۸٫

.[۲۷] آل عمران، ۱۲۴ و ۱۲۵٫

.[۲۸] بقره، ۱۴۱؛ آل عمران، ۸۷٫

.[۲۹] یونس، ۲۱؛ زخرف، ۸۰؛ انفطار، ۱۱٫

.[۳۰] انعام، ۶۲؛ نساء، ۹۷٫

.[۳۱] نحل، ۲۸ و ۳۲٫

.[۳۲] زمر، ۷۲؛ انبیاء، ۱۰۳٫

.[۳۳] مدثر، ۲۰٫

.[۳۴] ذاته تعالى أجل أن یفعل فعلا جزئیا متغیرا مستحیلا کائنا فاسدا و من نسب إلیه تعالى هذه الانفعالات و التجددات فهو من الذین لم یعرفوا حق الربوبیه و معنى الإلهیه وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ أو لم یعرفوا معنى الفاعلیه و التأثیر و أن وجود کل معلول من فاعله القریب کوجود الضوء من المضی‏ء و الکلام من المتکلم لا کوجود البناء من البناء و لا شک لمن له قدم راسخ فی العلم الإلهی و الحکمه التی هی فوق العلوم الطبیعیه أن الموجودات کلها من فعل الله بلا زمان و لا مکان و لکن بتسخیر القوى و النفوس و الطبائع و هو المحیی و الممیت و الرازق و الهادی و المضل و لکن المباشر للإحیاء ملک اسمه إسرافیل و للإماته ملک اسمه عزرائیل یقبض الأرواح من الأبدان و الأبدان من الأغذیه و الأغذیه من التراب و للأرزاق ملک اسمه میکائیل یعلم مقادیر الأغذیه  و مکائیلها و للهدایه ملک اسمه جبرئیل و للإضلال دون الملائکه جوهر شیطانی اسمه عزازیل و لکل من هذه الملائکه أعوان و جنود من القوى المسخره لأوامر الله و کذا فی سائر أفعال الله سبحانه و لو کان هو المباشر لکل فعل دنی لکان إیجاده للوسائط النازله بأمره إلى خلقه عبثا و هباء تعالى الله أن یخلق فی ملکه عبثا أو معطلا و ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا. (الأسفارالأربعه، ج‏۸، صص ۱۱۸ و ۱۱۹٫)

[۳۵]. قمی، شیخ عباس، مفاتیح‏الجنان، الاهی قمشه ای، زیارت جامعه کبیره، ص۱۰۶۸و۱۰۶۹، مؤمنین، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۱ش.

[۳۶]. همان، دعاى عدیله،  ص۱۷۶و۱۷۷٫

[۳۷].ترخان، قاسم، مهر ماه، ص۲۷۲، چلچراغ، چاپ اول، قم، ۱۳۸۹ش.

[۳۸] . ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۰۰، مرتضوى، چاپ اول، نجف، ۱۳۵۶ ق. «وَ بِکُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِکُمْ تُخْرِجُ الْأَرْضُ [الْأَشْجَارُ] أَثْمَارَهَا وَ بِکُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ رِزْقَهَا- وَ بِکُمْ یَکْشِفُ اللَّهُ الْکَرْب.

[۳۹]. بقره، ۱۸۹٫

[۴۰]. عروسى حویزى، عبد على بن جمعه‏، تفسیر نور الثقلین ، رسولى محلاتى‏، سید هاشم، ج۱، ص۱۷۷، اسماعیلیان، چاپ چهارم، قم،۱۴۱۵ ق‏.فی تفسیر العیاشی عن سعد عن أبى جعفر (ع) قال: سألته عن هذه الایه: «وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» فقال آل محمد (ص) أبواب الله و سبیله، و الدعاه الى الجنه، و القاده إلیها، و الأدلاء علیها الى یوم القیامه.

[۴۱]. امام صادق(ع)، مصباح الشریعه، باب۴۶، ص۱۰۲، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰ ه ق.

[۴۲]. قمی، شیخ عباس، مفاتیح‏الجنان، الاهی قمشه ای، زیارت عاشورا، ص۸۹۲-۸۹۷، مؤمنین، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۱ش.

[۴۳]. بقره، ۲۳۳٫

.[۴۴] هود، ۸۸٫

[۴۵]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج‏۳، ص ۲۱۵و۲۱۶، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم، قم‏، ۱۳۷۴ ش‏.

.[۴۶] بقره، ۲۰۱٫

[۴۷]. جنتى‏، احمد، نصایح، ص  ۹۶، الهادى‏، چاپ بیست و چهارم‏، قم‏، ۱۳۸۲ ش‏.

.[۴۸] طه، ۱۳۱٫

.[۴۹] صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم‏، تفسیر القرآن الکریم، خواجوى‏، محمد، ج‏۱، ص ۲۹۱، بیدار، چاپ دوم‏، قم‏، ۱۳۶۶ ش.‏ «و غذاء کلّ موجود من جنسه و مما یشابهه. فکما انّ غذاء الأبدان من جنسها و هو نیل المطعومات المحسوسه، فغذاء العقول الإنسانیّه إدراک العلوم العقلیّه. إذ بها حیوه تلک العقول و بها تکمل و تزید و بفقدها تموت و تهلک، و بحسب نقصانها تذبل و تضعف و إلى الرزق المعنوی العلمی وقعت الإشاره فی قوله تعالى وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏».

.[۵۰] کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، کافی، ج‌۱، ص ۷۳، دار الحدیث للطباعه و النشر، چاپ اول، قم، ۱۴۲۹ ه‍ ق.«قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَقُولُ أَیُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ کَمَالَ الدِّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَیْکُمْ مِنْ طَلَبِ الرزق…»

[۵۱]. علامه مجلسى‏، بحار الأنوار، ج ۱، ص ۱۸۴، اسلامیه،‏ تهران. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): ” مَنْ غَدَا فِی طَلَبِ الْعِلْمِ أَظَلَّتْ عَلَیْهِ الْمَلَائِکَهُ وَ بُورِکَ لَهُ فِی مَعِیشَتِهِ وَ لَمْ یَنْقُصْ مِنْ رِزْقِه‏ “

.[۵۲] آل عمران، ۱۳۹،”وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ”.

.[۵۳] اسلامى، محمد جعفر، شأن نزول آیات، ص ۱۴۶،نى، چاپ اول، ‏تهران‏، ۱۳۸۳ ش‏.

.[۵۴] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مترجمان، ج‏۴، ص ۳۳۹، فراهانى‏، چاپ اول، تهران‏، ۱۳۶۰ ش.

.[۵۵]صافات،۴۱٫

[۵۶]. بانوى اصفهانى، سیده نصرت امین‏، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ‏۱۵، ص ۲۱۸ و ۲۱۹، نهضت زنان مسلمان‏، تهران‏، ۱۳۶۱ ش.‏

.[۵۷] ابن عربى، ابو عبدالله محیى الدین محمد، تفسیر ابن عربی، رباب، سمیر مصطفى، ج‏۱، ص ۱۳۰، دار احیاء التراث العربى، چاپ اول، بیروت‏، ۱۴۲۲ ق‏‏. «یُرْزَقُونَ من الأرزاق المعنویه، أی المعارف و الحقائق و استشراق الأنوار، و یرزقون فی الجنّه الصوریه کما یرزق سائر الأحیاء. فإنّ للجنان مراتب بعضها معنویه و بعضها صوریه، و لکل من المعنویه و الصوریه درجات على حسب الأعمال، فالمعنویه جنّه الذات و جنه الصفات و تفاضل درجاتها على حسب تفاضل درجات أهل الجبروت و الملکوت، و الصوریه جنّه الأفعال و تفاوت درجاتها على حسب تفاوت درجات عالم الملک من السموات العلى، و جنات الدنیا».

[۵۸]. حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه،  ج ‌۱۵، ص ۱۶، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، قم، ۱۴۰۹ ه‍ ق.

[۵۹]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، ج‌۳، ص ۱۳۹، دار الحدیث للطباعه و النشر، چاپ اول، قم، ۱۴۲۹ ه‍ ق.

.[۶۰] سید رضى، نهج البلاغه، ص ۴۰۴و۵۵۲، نامۀ۳۱و حکمت ۴۳۱، هجرت‏، چاپ اول، قم‏، ۱۴۱۴ ق‏.

.[۶۱] علامه مجلسى، بحار الأنوار ، ج ‏۷۴، ص ۸۹، اسلامیه‏، تهران.

.[۶۲] همان، ج ۷۴، ص ۷۰، ح ۷، مؤسسه الوفاء، بیروت.

.[۶۳] طباطبایى، سید محمد حسین‏، المیزان فى تفسیر القرآن،‏ج ۱۸، ص۳۷۶و۳۷۷، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین، قم‏، ۱۴۱۷ ق‏.

.[۶۴]بحار الأنوار ، ج ‏۷۴، ص ۴۲۳، «وَ قَالَ (ع) اطْلُبُوا الرِّزْقَ فَإِنَّهُ مَضْمُونٌ لِطَالِبِه‏».

.[۶۵] پاینده‏، ابو القاسم، نهج الفصاحه مجموعه کلمات قصار حضرت رسول (ص)، ص ۳۲۶، دنیاى دانش‏، چاپ چهارم، تهران‏، ۱۳۸۲ ش‏،«‏ إنّ روح القدس نفث فی روعی أن نفسا لن تموت حتّى تستکمل أجلها و تستوعب رزقها».

.[۶۷] به عنوان نمونه ر.ک: مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۹۳، باب ۱۱۰ (دعاهای رزق و روزی)، مؤسسه الطبع و النشر‌، چاپ اول‌،، بیروت،۱۴۱۰ ه‍ ق‌.

.[۶۸] ر.ک: شیخ کلینى، کافی، ج ۲، ص ۵۵۰، بَابُ الدُّعَاءِ لِلرِّزْقِ، اسلامیه‏، چاپ دوم‏، تهران‏،۱۳۶۲ ش‏.

.[۶۹] همان، ص ۵۵۱، ح۴٫

.[۷۰] همان، ح۳٫

.[۷۱] شیخ صدوق، خصال، کمره‏اى، محمد باقر، ج‏۲، ص ۲۹۹، کتابچى‏، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۷ ش.

[۷۲].طه،  ۱۳۲٫

.[۷۳] استادولى، حسین، آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص ۸۷، پیام آزادى‏، چاپ سوم، تهران،‏ ۱۳۸۱ ش.‏

[۷۴]. شیخ صدوق،ثواب الاعمال، حسن زاده‏، صادق، ص ۷۱، ارمغان طوبى‏، چاپ اول‏، تهران، ‏۱۳۸۲ش‏.

.[۷۵] حرّ عاملى، محمد بن حسن‌، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۱۸، ح ۹۱۵۹، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‌، چاپ اول‌، قم، ۱۴۰۹ ه‍ ق‌.

.[۷۶] طبرسى ، على بن حسن بن فضل، هوشمند و محمدى،  ص ۲۵۱، دار الثقلین‏، چاپ اول‏، قم‏، ۱۳۷۹ ش‏.

[۷۷]. نور، ۳۲٫

.[۷۸] وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۹٫

[۷۹]. شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۳، ص ۲۸۷، ح ۱۴، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش، دختران دم بخت، ترجمه جمله “للنساء العواتق” در روایت است. ر.ک: لسان العرب، ج ۱۰، ص ۲۳۵٫

[۸۰]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۱۴۵، ح ۶۶۵۶، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ هـ ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۸۷، ص ۳۷۴، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق و … .

.[۸۱]  شیخ کلینى، کافی، ج ۵، ص ۳۳۱، اسلامیه‏، چاپ دوم‏، تهران‏،۱۳۶۲ ش‏،التَّمِیمِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَهَ الْعَیْلَهِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏.

[۸۲]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۳، ح ۲۴۹۸۵، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه ق.

[۸۳]. همان، ج ۲۰، ص ۴۲، ح ۲۴۹۸۳٫

[۸۴]. نحل، ۷۱٫(و الله فضل بعضکم علی بعض فی الرزق …)

[۸۵]. در این ارتباط می­توانید به پرسش شمارۀ ۲۶۱۹ سایت اسلام کوئست مراجعه نمایید.

[۸۶]. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۲۱، ح ۸۹۰۳٫

[۸۷]. احزاب، ۱۶٫

[۸۸]. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۱۳، ح ۲۱۶۳۶٫

[۸۹]. همان، ج ۲۷، ص ۳۲۵، ح ۳۳۸۵۰٫

[۹۰]. همان، ج ۲۱، ص ۵۵۶، ح ۲۷۸۶۳٫

[۹۱]. همان، ج ۲۱، ص ۵۵۸، ح ۲۷۸۶۷٫

[۹۲]. بقره، ۲۷۳٫

[۹۳]. وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۴۶، ح ۱۲۴۶۰-۱۲۴۶۱٫

[۹۴]. علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج‏۷۱، ص ۹۲،اسلامیه، تهران. «صلوا ارحامکم و ان قطعوکم‏».

.[۹۵] همان، ص۱۵۰، ح۴٫ «صله الارحام تزکی الاعمال و تنمی الاموال و تدفع البلوی و تیسر الحساب و تنسی‏ء فی الاجل‏».

.[۹۶] همان، ص ۱۵۱، ح۶٫ «صله الارحام تحسن الخلق و تسمح الکف و تطیب النفس و تزید فی الرزق و تنسئ فی الاجل‏».

.[۹۷] همان، ص ۱۵۲و۱۵۳، ح۱۷٫

.[۹۸] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۳۶۷، ابواب صدقه، مؤسسه آل البیت، چاپ اول، قم، ۱۴۰۹ق.

[۹۹]. همان، ج ۹، ص ۳۷۴و۳۷۵، ح ۱۲۲۷۶٫

[۱۰۰]. همان، ج ۹، ص ۳۶۹، ح ۱۲۲۶۰٫

[۱۰۱]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۷۴، ح ۱۳۷۱، انتشارات جامعۀ مدرسین، چاپ دوم، قم، ۱۴۱۳ ق.

[۱۰۲]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج‏۲، ص۳۶۳، داورى، چاپ اول، قم. «وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع صَلَاهُ اللَّیْلِ تُبَیِّضُ الْوَجْهَ وَ صَلَاهُ اللَّیْلِ تُطَیِّبُ الرِّیحَ وَ صَلَاهُ اللَّیْلِ تَجْلِبُ الرِّزْق».

[۱۰۳]. انفال،۴۱٫ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ …

[۱۰۴].  حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ‌۹، ص ۵۳۸ ، ابواب الانفال، باب ۳، ح۲،مؤسسه آل البیت (ع)، چاپ اول، قم ،  ۱۴۰۹ ه‍ ق.«ان اخراجه (خمس) مفتاح رزقکم و تمحیص ذنوبکم».

.[۱۰۵] طبرسى، على بن حسن بن فضل، مشکاه الانوار، هوشمند و محمدى، ص ۲۵۱، دار الثقلین‏، چاپ اول‏، قم‏، ۱۳۷۹ ش‏.

[۱۰۶]. آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص ۳۹۹، انتشارات دفتر تبلیغات، قم، ۱۳۶۶ش.

[۱۰۷]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۳۷۱، ح ۲۳۸۷۴، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ه ق.

[۱۰۸]. نوح ، ۱۰ و ۱۱٫

[۱۰۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۸۸، ص ۳۳۶، ح ۲۰؛ ج ۹۲، ص ۲۹۳ و …، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق.

[۱۱۰]. طبرسی، علی بن حسن، مشکاه الأنوار، ج۱، ص ۱۲۸، کتابخانۀ حیدریه، چاپ دوم، نجف، ۱۳۸۵ق.

[۱۱۱]. طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، ج ۱، ص ۳۵۰، ح ۲، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۹۰ق.

[۱۱۲]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۳۱۴، ح۱، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

.[۱۱۳] برای اطلاع بیشتر ر.ک: نمایه ۳۷۸۳ (سایت اسلام کوئست: ۴۰۰۷)، نمایۀ مقدر بودن روزی و نمایه ۲۶۲۶ (سایت اسلام کوئست: ۴۸۰۱) نمایۀ دعا برای کسب ثروت.

[۱۱۴]. اسراء، ۲۱ – ۱۸٫

[۱۱۵]. اسراء، ۲۰٫

.[۱۱۶] نحل، ۷۱: “و الله فضل بعضکم علی بعضٍ فی الرزق”.

[۱۱۷]. ر.ک: مطهرى، مرتضى، عدل الهى، ص ۱۰۱٫

[۱۱۸]. قمر، ۴۹و۵۰٫

[۱۱۹]. طباطبایى، محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۴؛ مطهرى، مرتضى، عدل الهى، ص ۱۰۷؛ طباطبایى، محمد حسین، نهایه الحکمه، مرحله هشتم، ص ۱۵۶، جامعه مدرسین؛ ملاصدرا، اسفار اربعه، ج ۲، بحث علت و معلول، ص ۲۶۸، انتشارات وزارت ارشاد؛ مصباح یزدى، محمد تقى، آموزش فلسفه، درس ۳۵ و ۳۶٫

.[۱۲۰] نهج البلاغه، خ ۹۱٫

[۱۲۱]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۳ ، ص ۲۵۰ ، ح ۳۵۴۴، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ه ق.

[۱۲۲]. نمل، ۱۷٫

.[۱۲۳] سبأ، ۱۲٫

.[۱۲۴] انبیاء، ۸۳٫

.[۱۲۵] وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۶۲، ح ۳۵۸۷٫

.[۱۲۶] همان، ج ۳، ص ۲۵۲، ح ۳۵۵۳٫

.[۱۲۷] اعراف، ۱۸۲؛ قلم، ۴۴٫

.[۱۲۸] انعام، ۴۴٫

.[۱۲۹] اسراء، ۱۷، و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً.

.[۱۳۰] جاثیه، ۱۶؛ آل عمران، ۳۳٫

[۱۳۱]. انعام، ۸۶-۸۳، … و کلّاً فضّلنا علی العالمین.

[۱۳۲]. بقره، ۲۵۳، و تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض.

.[۱۳۳] نحل، ۷۱٫

[۱۳۴]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۲۴، ح ۸۹۰۸، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ه ق.

[۱۳۵]. نحل،۹۷٫

[۱۳۶]. دیلمی، حسن بن ابى الحسن، ارشاد القلوب، مسترحمى، سید هدایت الله، ج‏۲، ص ۸۴و۸۶، مصطفوى، چاپ سوم، تهران، ۱۳۴۹ ش.

[۱۳۷]. ص،۳۵٫

.[۱۳۸] ارشاد القلوب، همان.

[۱۳۹] حج،۵۸٫

[۱۴۰]. ارشاد القلوب، همان.

[۱۴۱]. همان.

.[۱۴۲] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۵، ح ۲۱۹۴۰٫مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه ق. برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک: نمایه ۹۶۷ سایت اسلام کوئست.

[۱۴۳]. همان، ج ۷، ص ۱۲۴، ح ۸۹۰۸٫

[۱۴۵]. در این زمینه ر.ک: نمایه ۴۰۰۷ سایت اسلام کوئست.

[۱۴۶]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۵۶، ح ۲۱۹۶۶، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه ق.

[۱۴۷]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۸۵،، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش. “عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ إِنِّی لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ یَکُونَ کَسْلَاناً [کَسْلَانَ‏] عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَکْسَلُ”.

[۱۴۸]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ‏۳، ص ۱۶۳، جامعه مدرسین، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۴ ق.

[۱۴۹]. طلاق، ۳، “وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً”؛ و هر کس بر خداوند توکل کند و کار خود را به او واگذارد خدا کفایت امرش مى‏کند؛ برای آگاهی بیشتر ر.ک: نمایه های: عوامل توکّل شمارۀ ۷۶۹۳ (سایت اسلام کوئست: ۷۸۷۳) و توکّل به خداوند شمارۀ ۳۳۱۲ (سایت اسلام کوئست: ۵۴۳۵).

.[۱۵۰] کافى، ج ۱، ص ۱۸۳٫ با استفاده از نمایه ۲۹۰۰ (سایت اسلام کوئست: ۳۱۰۹). البته این امتناع غالبی است یعنی در اغلب موارد چنین است ولی برای این که انسان ها برای تحقق خواسته هایشان فقط به امور مادی دل نبندند و نقش خداوند را به مرور زمان نادیده نگیرند، خداوند اموری را بدون گذراندن سیر طبیعی آن مانند خلقت حضرت عیسی ( بدون پدر)، انجام می دهد.

.[۱۵۱] کافی، ج ۵، ص ۳۱۱، ح ۲۹٫

[۱۵۲]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۶۵، ح ۲۱۹۹۶، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه ق.

[۱۵۳]. اسراء، ۲۹٫

[۱۵۴]. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۵۳، ح ۲۷۸۵۲٫

[۱۵۵]. همان، ج ۱۷، ص ۶۹، ح ۲۲۰۱۰٫

[۱۵۶]. همان ، ص ۷۰، ح ۲۲۰۱۳٫

[۱۵۷]. همان، ص ۶۶، ح ۲۲۰۰۱٫

[۱۵۸]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵، ص ۱۴۷، ح ۵، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق.

[۱۵۹]. همان، ج ۴، ص ۹۵٫

[۱۶۰]. مائده، ۶۴٫

[۱۶۱]. وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۸، ح ۲۱۹۴۸٫

[۱۶۲]. همان، ص ۴۵، ح۲۱۹۴۰٫

[۱۶۳]. بحار الانوار، ج ۲، ص ۶۳، ح ۱۱٫

[۱۶۴]. وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۸، ح ۲۱۹۵۰٫

[۱۶۵]. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص ۷۵۸، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، قم، ۱۳۸۱ ش.

[۱۶۷]. مومن، ۴۴:” وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد…”.

[۱۶۸]. نحل، ۷۳:” وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ شَیْئاً وَ لا یَسْتَطیعُون‏”.

[۱۶۹]. طلاق، ۳، “وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً”؛ و هر کس بر خداوند توکل کند و کار خود را به او واگذارد خدا کفایت امرش مى‏کند؛ برای آگاهی بیشتر ر.ک: نمایه های: عوامل توکّل شمارۀ ۷۶۹۳ (سایت اسلام کوئست: ۷۸۷۳) و توکّل به خداوند شمارۀ ۳۳۱۲ (سایت اسلام کوئست: ۵۴۳۵).

[۱۷۰].اعراف،۳۲٫

[۱۷۱]. فرقان، ۴۷، “وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً …”؛ او کسی است که شب را برای شما لباس و خواب را مایه آرامش قرار داد.

[۱۷۲]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۳۵۲، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۹ق.

[۱۷۳]. حدید، ۲۰٫

[۱۷۴]. نهج البلاغه، خ متقین.

[۱۷۵]. همان.

[۱۷۶]. نهج البلاغه، نامه ۴۵، (نامه به عثمان بن حنیف).

[۱۷۷]. “إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّهِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَهِ النَّاسِ کَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ”، نهج البلاغه، ص ۳۲۴، کلمه ۲۰۹٫

[۱۷۸]. اعراف، ۵۴٫

[۱۷۹]. فصلت، ۹٫

[۱۸۰]. فصلت، ۱۰٫

[۱۸۱]. فصلت ، ۱۲٫

[۱۸۲]. مکارم شیرازى، ناصر، ترجمه قرآن(مکارم)، دار القرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامى)، چاپ دوم، قم، ۱۳۷۳ ش.

[۱۸۳]. آل عمران، ۱۴۰٫

[۱۸۴]. یونس، ۱۰۲٫

[۱۸۵]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۳۶۲ و ۳۶۳، دفتر انتشارات اسلامى جامعًۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، قم، ۱۴۱۷ ق.

[۱۸۶]. اعراف، ۵۴٫

[۱۸۷]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۲۲۵٫

[۱۸۸]. المیزان فى تفسیر القرآن، همان، ص ۳۶۳ و ۳۶۴٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


3 + 9 =