دایره المعارف اسلام پدیا » رابطه ایمان با عمل
منوی اصلی

رابطه ایمان با عمل

تاریخ: ۱۰ آبان ۱۳۹۰ در باب: ایمان

ایمان واقعى ملازم با عمل به دستورات شرع است، لذا اظهار ایمان و اسلام بدون عمل به دستورات خدا و رسول (ص) – گرچه سبب اجراى احکام ظاهرى اسلام بر فرد است – مفید هدایت و سعادت واقعى او نخواهد بود؛ از این رو قرآن کریم دستیابى به حیات طیبه را منوط به ایمان و عمل صالح توأمان مى‏داند.[۱]

کسى که تنها یکى از این دو را دارد؛ یعنى یا ادعاى ایمان دارد و عمل نمى‏کند، یا صالح است ولى ایمان ندارد، بسان مرغى که یک بال دارد و هرگز قادر به پریدن و اوج گیرى و صعود بر قله سعادت و کمال نیست، مگر این که تغییر روش دهد و ایمان خود را با عمل صالح یا عمل صالح خود را با اظهار اسلام و پذیرش معارف عالیه‏ آن توأم نماید تا از این راه مقرب درگاه الهى شود و به بهشت درآید. هر چه درجه معرفت انسان نسبت به اسلام، ایمان و دستورات خدا و رسول (ص) بالاتر رود و عمل او به دستورات شرع بیش تر و خالص تر باشد، درجه ایمان او نیز بالاتر خواهد رفت.

در اینجا لازم است به چند نکته اشاره شود:

۱٫ بین ایمان و عمل صالح رابطه‏اى متقابل وجود دارد. هر چه ایمان قوى‏تر باشد، کیفیت و کمیت اعمال صالح و اجتناب از عصیان و طغیان نیز بیشتر است و هر چه به اعمال صالح و اجتناب از کبائر عنایت بیشترى شود، ایمان نیز در قلب، رسوخ بیشترى مى‏یابد تا آن جا که انسان به سعادت نهایى‏اش مى‏رسد و در فراز قله‏ انسانیت سرافرازانه جلوه‏گر مى‏شود؛ و برعکس، گناهان و اصرار بر آنها سبب محو تدریجى ایمان از قلب مى‏گردد و صدور گناه نشانه‏ ضعف ایمان است.

۲٫ تصدیق سایر انبیا و کتب اصیل ایشان، مستلزم عمل به شریعت آنها نمى‏باشد؛ زیرا شریعت برخى از آنها تنها مخصوص قوم خودشان بوده و شریعت برخى دیگر نیز با آمدن شریعت و کتاب بعدى منسوخ گشته است؛ یعنى تاریخ عمل به آنها منقضی شده است. پس تصدیق آنان به معناى پذیرش آنها به عنوان پیامبر خداوند و احترام به مقامات و زحمات آنها است، نه عمل به شریعت ایشان.

۳٫ اهم اعمال عبادى که یک مسلمان را از غیر مسلمان جدا مى‏کند، تحت عنوان “فروع دین” مشهورند و یادگیرى و عمل به همه‏ آنها، بر کسانى که این تکالیف بر عهده‏ ایشان مى‏آید، ضرورى است .

از سوى دیگر عدم عمل به آنها، بدون انکار ضرورتشان، نیز سبب سقوط انسان از درجات بهشت مى‏گردد و اگر تا آخر عمر استمرار یابد و جبران نشود، سبب عقاب دایم خواهد گشت.

۴٫ ایمان باید مطلق باشد، زیرا اصولاً ایمان تبعیض بردار نیست. اگر کسى واقعاً مسلمان و مؤمن است، نمى‏تواند بگوید: من تنها بخشى از معارف دینى را پذیرفته و تنها به بخشى از احکام تکلیفى عمل مى‏کنم؛ زیرا از دیدگاه قرآن این چنین رفتارى، هواپرستى و مطابق میل خود عمل کردن است و کفر محسوب مى‏شود؛ نه ایمان به خدا و روز جزا و نبوت انبیا.[۲]

۵٫ ایمان و عمل صالح داراى مراتب و شدت و ضعف مى‏باشند. همه مؤمنان صالح در یک درجه واقع نمى‏شوند و رتبه همه در پیشگاه الهى و در بهشت یکسان نیست. پس باید در تعمیق ایمان و ارتقاى کمیت و کیفیت عمل صالح با کسب معارف حقه و دقت و همت بیشتر کوشید تا به مراتب بالاتر دست یافت.[۳]

۶٫ انکار هر یک از اصول اعتقادی اسلام و همچنین انکار وجوب هر یک از واجبات که وجوب آنها ضرورى باشد و همچنین انکار حرمت هر یک از محرماتی که حرام بودن آنها ضرورى باشد به منزله‏ انکار ضروریات دین است و با شرایط خاصى سبب خروج از اسلام مى‏گردد و مرتکب آن، مرتد محسوب مى‏شود.



[۱]. نحل، ۹۷، بقره، ۱۰۳ ، نساء، ۱۲۲ و ۵۷٫

[۲]. بقره، ۸۵، نساء، ۱۵۱ و ۱۵۰٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


3 + = 9