دایره المعارف اسلام پدیا » تفاوت مردم در رزق و روزی
منوی اصلی

تفاوت مردم در رزق و روزی

تاریخ: ۱۲ آبان ۱۳۹۰ در باب: رزق و روزی

خداوند متعال، رزق و به عبارتی ثروت را میان همۀ افراد بشر؛ چه شکرگزار و چه ناسپاس؛ تقسیم نموده و تمام آنها از این لطف عام الهی برخوردارند، به گونه­ای که قرآن کریم خطاب به پیامبر (ص)فرموده: «رزق خداوند تو محدودیت و منعی نداشته و به مؤمنان و کافران خواهد رسید».[۱] و به عبارتی، اصل ثروت و در کلیت آن، جدا از مقدار و نیز کیفیت به دست آوردن و هزینه نمودن آن، به عنوان لطف عامی از جانب خداوند به حساب می­آید که همگان از آن، برخوردار می­باشند.

اما در قرآن کریم آمده است: “خداوند بعضى از شما را بر بعضى دیگر از نظر روزى برترى داد …”.[۲]

خداوند؛ طبق حکمت خود؛ مقرر فرموده که افراد بشر؛ بدون در نظر داشتن این که آیا مؤمنند و یا کافر؛ در مقدار روزی با هم متفاوت باشند. برای آن که حکمت این تفاوت روشن شود ابتدا باید فرق بین تفاوت و تبعیض معلوم شود.

تفاوت آن است که در شرایط نامساوى، فرق گذاشته شود، ولى تبعیض آن است که در شرایط مساوى و استحقاق‏هاى همسان، بین اشیا فرق گذاشته شود. به عبارت دیگر، تبعیض از ناحیۀ دهنده است، ولى تفاوت مربوط به گیرنده است؛ مثلاً، اگر معلم به شاگردانش که در شرایط مساوى و یکسان هستند نمره‏هاى مختلفى بدهد، این تبعیض است، ولى اگر با امتحان و بر اساس استعداد و لیاقت هر شاگردى نمره‏ى او را بدهد، تفاوت محقق مى‏شود.[۳] آنچه در خلقت وجود دارد “تفاوت” است نه “تبعیض”.

تفاوت موجودات ذاتى آنها مى‏باشد و لازمه نظام علت و معلول است، چون همه جهان، از آغاز تا انجام به یک اراده الهى به وجود مى‏آید، و نه با اراده‏هاى جدا جدا، آن هم یک اراده بسیط، چنانکه قرآن کریم مى‏فرماید: “ما همه چیز را با اندازه و قدر مشخص آفریده‏ایم و کار ما جز یکى نیست، همچون چشم بر هم زدن”.[۴]

نظام هستى مانند وجود انسان است که باید از اجزاى مختلف تشکیل شود و هر جزئى در جاى مناسب خود قرار داشته باشد. به عبارت دیگر، هم باید اجزا با هم مختلف باشند تا این مجموعه محقق شود و هم هر چیزى در جاى مخصوص خود قرار بگیرد تا نظام احسن به وجود آید.[۵]

وجود تفاوت در جهان ضرورى است. وقتى که جهان را مجموعاً مورد نظر قرار دهیم ناچاریم بپذیریم که در نظام کل و در توازن عمومى، وجود پستى‏ها و بلندى‏ها، فراز و نشیب‏ها، رنج‏ها و لذت‏ها، موفقیت‏ها و ناکامى‏ها، همه لازم است. اگر اختلاف و تفاوت وجود نداشته باشد، موجودات گوناگونى وجود نخواهد داشت. شکوه و زیبایى جهان در تنوع پهناور و اختلاف‏هاى رنگارنگ آن است. زشتى‏ها نمایانگر زیبایى‏ها است. زشتى‏ها نه تنها از این نظر ضرورى مى‏باشند که جزئى از مجموعۀ جهانند و نظام کل، به وجود آنها بستگى دارد، بلکه از نظر نمایان ساختن و جلوه دادن به زیبایى‏ها نیز وجود آنها لازم است. اگر ما بین زشتى و زیبایى مقارنت برقرار نمى‏شد، نه زیبا، زیبا بود و نه زشت، زشت بود. اگر همه یکسان بودند نه تحرکى بود و نه کشش و جنبش و عشقى؛ زیرا در هم سطح بودن است که همۀ زیبایى‏ها و خوبى‏ها و همه جوش و خروش‏ها و تکامل‏ها از بین مى‏رود.

جهان چون چشم و خط و خال و ابرو ست

که هر چیزى به جاى خویش نیکو ست

تفاوت در رزق نیز در همین راستا است. امام علی (ع) می فرماید: “خداوند روزی ها را مقدر فرمود و آنها را زیاد و کم به صورت عادلانه تقسیم نمود، تا از این طریق سپاس گزاری و شکیبایی توانگر و تهی دست را به آزمایش گذارد”.[۶] پس یکی از حکمت های تفاوت در رزق در بین انسان ها آن است که وسیله­ای برای آزمایش آنها ­باشد.

در عین حال باید این تصور را از خود دور نماییم که اگر خداوند به شخصی امکانات مالی بهتری داده و او را از دشواری هایی همانند بیماری و آوارگی و غیره دور داشته، پس خداوند او را بیشتر دوست دارد، بلکه باید به این یقین برسیم که خداوند بهتر از دیگران، خوبی بندۀ مؤمن خود را خواسته و هر تصمیمی که برای او گرفته، در آن خیری نهفته است.

امام صادق(ع) می فرمایند: من از بندۀ مؤمن در عجبم، زیرا خداوند هر چیزی که برای او مقدر نماید، سرانجامش برای این بنده خیر است، اگر مقدر شود که او را با قیچی تکه تکه نمایند، برای او خوب است و اگر مقدر شود که شرق و غرب عالم از آن او باشد، باز هم  به نفع او تمام می شود![۷] و این تفاوت ها را حتی در میان پیامبران نیز مشاهده می نماییم به گونه ای که پیامبری همانند سلیمان(ع) برسرزمین پهناوری حکمرانی می نموده و جن و انس و پرندگان در خدمت او بودند،[۸] و بادها در اختیارش قرار گرفته و او را به هر مکانی که خواسته بود می بردند،[۹] و از طرف دیگر، پیامبری همانند ایوب(ع) در دشواری ها و گرفتاری های فراوانی قرار داشت،[۱۰] و این نمی تواند دلیل باشد بر این که خداوند سلیمان(ع) را بر ایوب(ع) ترجیح داده، بلکه دلیل آن است که هر یک از بندگان به گونه ای مورد آزمایش قرار می گیرند. با دانستن این مسئله و این که جایگاه ویژه ای برای بندگان نزد خداوند وجود دارد که به جز با از دست دادن اموال و یا رسیدن آسیب جسمی به شخص، نمی توان به آن جایگاه رسید[۱۱] و یا این که دشواری های زندگی هرچه بیشتر باشد پاداش خداوند در مقابل آن نیز بیشتر خواهد بود، و خدا زمانی که بنده ای را دوست می دارد، او را به دشواری های بزرگ مبتلا می سازد،[۱۲] تحمل دشواری ها بر ایمان آسان تر خواهد گردید.

این نکته نیز قابل توجه است که هر افزایش ثروتی را نمی­توان لطف خاص خداوند دانست، بلکه تنها ثروتی از این خصوصیت برخوردار است که از راه مشروع به فرد با ایمان عطا شده و او نیز این ثروت را در راه هایی که مورد پسند خداوند است، هزینه نماید. در غیر این صورت، سرمایه و ثروت، نه تنها لطف خاص نیست، بلکه شاید نشانه­ای از عذاب الهی باشد که قرآن کریم، تعبیر “استدراج” را برای آن به کار برده[۱۳] و بیان نموده که اگر اشخاصی، آیات و نشانه­های الاهی را که برایشان قرار دادیم، به فراموشی بسپرند، ما نیز در مقابل، درهای رسیدن به تمام مقاصد دنیوی را برای آنان باز می­نماییم، تا آن که از ثروت ها و موقعیت های به دست آمده برای خود شادمان شوند، سپس آنها را در حالی که امر برایشان مشتبه شده، به عذاب ناگهانی دچار خواهیم نمود.[۱۴] مطمئنا چنین ثروتی را نباید نشانۀ لطف خاص خدا بدانیم، بلکه باید از گرفتار شدن در چنین دامی به او پناه ببریم.

نکته پایانی آن که تمام جهان آفرینش متعلق به خداوند است و او بهتر می داند که چه قانونی وضع نماید. به عبارت دیگر، همۀ ما، حیات و زندگی خود را وامدار او هستیم و حتی اگر او بدون آن که از عدالت خارج شود، برخی از انسان ها را بر برخی دیگر برتری دهد، جای اعتراضی وجود نخواهد داشت. همین که معتقد باشیم او دانا و حکیم است و بر اساس علم و حکمت، تفاوت هایی را در نظر گرفته است، برای پذیرش و قبول آن کافی است.

خداوند، صلاح دیده که شوهران در مدیریت خانواده، برتر از همسرانشان باشند و این صلاحدید او باید مورد پذیرش ما قرار گیرد، حتی اگر هیچ دلیلی هم برای این موضوع ارائه ننموده باشد! همان گونه که انسان ها را بر بسیاری از موجودات دیگر برتری داده،[۱۵] و اقوام و خانواده هایی را از میان بشر، از مواهب و هدایای بیشتری برخوردار نموده،[۱۶] و یا حتی تمام مردان را نیز به یک اندازه قرار نداده، بلکه برخی را به مقام پیامبری برگزیده و بر دیگر مردان برتری داده است.[۱۷] جالب آن که حتی برخی پیامبران را نیز برتر از دیگر پیامبران قلمداد فرموده است.[۱۸] در زندگی روزمره خود نیز مشاهده می نماییم که برخی مردم، از لحاظ هوش و استعداد و برخی دیگر از لحاظ رزق و روزی بر دیگران برتری دارند.[۱۹] این برتری ها، جزئی از نظام آفرینش بوده و با عدالت خداوند نیز منافاتی ندارد.



[۱]. اسراء، ۲۰٫

.[۲] نحل، ۷۱: “و الله فضل بعضکم علی بعضٍ فی الرزق”.

[۳]. ر.ک: مطهرى، مرتضى، عدل الهى، ص ۱۰۱٫

[۴]. قمر، ۴۹و۵۰٫

[۵]. طباطبایى، محمد حسین، المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۴؛ مطهرى، مرتضى، عدل الهى، ص ۱۰۷؛ طباطبایى، محمد حسین، نهایه الحکمه، مرحله هشتم، ص ۱۵۶، جامعه مدرسین؛ ملاصدرا، اسفار اربعه، ج ۲، بحث علت و معلول، ص ۲۶۸، انتشارات وزارت ارشاد؛ مصباح یزدى، محمد تقى، آموزش فلسفه، درس ۳۵ و ۳۶٫

.[۶] نهج البلاغه، خ ۹۱٫

[۷]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۳ ، ص ۲۵۰ ، ح ۳۵۴۴، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ه ق.

[۸]. نمل، ۱۷٫

.[۹] سبأ، ۱۲٫

.[۱۰] انبیاء، ۸۳٫

.[۱۱] وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۶۲، ح ۳۵۸۷٫

.[۱۲] همان، ج ۳، ص ۲۵۲، ح ۳۵۵۳٫

.[۱۳] اعراف، ۱۸۲؛ قلم، ۴۴٫

.[۱۴] انعام، ۴۴٫

.[۱۵] اسراء، ۱۷، و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً.

.[۱۶] جاثیه، ۱۶؛ آل عمران، ۳۳٫

[۱۷]. انعام، ۸۶-۸۳، … و کلّاً فضّلنا علی العالمین.

[۱۸]. بقره، ۲۵۳، و تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض.

.[۱۹] نحل، ۷۱٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 9 = 12