دایره المعارف اسلام پدیا » ارتباط تغییر و حدوث جهان
منوی اصلی

ارتباط تغییر و حدوث جهان

تاریخ: ۱۲ آبان ۱۳۹۰ در باب: جهان هستی

برخی این پرسش را مطرح نموده اند که چگونه تغییر می تواند نشانۀ حادث بودن دنیا باشد. این مسئله در واقع بخشی (مقدمه ای) از برهان حدوث (یکی از براهین خدا شناسی) است. برای ترسیم تصویری روشن از این مسئله ابتدا به بیان برهان حدوث می پردازیم .

این برهان در الهیات اسلامى ـ به ویژه نزد متکلمان ـ از اهمیت ویژه‎اى برخوردار است؛ تا آن جا که به عنوان طریق ویژه متکلمان نامیده شده است. برهان حدوث در کتب کلامى به گونه‎هاى مختلفى بیان شده است. [۱]

برهان حدوث از دو مقدمه زیر تشکیل شده است: الف: جهان حادث است.  ب: هر چه حادث است به پدید آورنده نیاز دارد.

نتیجه: جهان به پدید آورنده نیاز دارد.

مقدمه دوم این برهان، عقلى و بدیهى است و منکران وجود خدا نیز آن را قبول دارند، چرا که مقتضاى اصل علیت است. و دلیل بر مقدمه نخست آن، این است که:

۱٫ جهان متغیر و متحول است. ۲٫ آنچه متغیر و متحول است، حادث است. پس جهان حادث است.

مقدمه دوم این استدلال (آنچه متغیر و متحول است، حادث است) نیز بدیهى است و این بدیهى بودن از تأمل در حقیقت تغییر و حدوث به دست می‎آید؛ زیرا حدوث (حادث بودن) عبارت است از به وجود آمدن وجودى که مسبوق به عدم (نبوده و به وجود آمده) است و چیزى که متغیر و متحول است هیچ گاه ثبات و قرار ندارد و هر حالتى از آن مسبوق به عدم است، و چون این ویژگى عمومیت دارد حدوث نیز عمومى و فراگیر است. بنا بر این حادث بودن در ذات تغییر نهفته است؛  زبرا هر حالتی از تغییر یک حدوث است و حالتی است که نبوده و به وجود آمده است.

مقدمه اول این استدلال از طریق مشاهده حسى به دست می‎آید؛ زیرا هم مشاهده سطحى و هم کشفیات علمى بر حرکت و تغیر جهان طبیعت گواهى می‎دهند، چنان که برهان فلسفى نیز آن را تأیید می‎کند.[۲]

علامه طباطبائى در تقریر برهان حدوث چنین گفته است:

«هم مشاهده ابتدایى به ثبوت رسانده و هم با کنجکاوى علمى به دست می‎آید که اجزاء جهان با همدیگر ارتباط وجودى دارند و این ارتباط و به هم پیوستگى نه تنها در میان یک دسته ویژه‎اى از اجزاء جهان می‎باشد بلکه تا هر جا باریک بین شده و به بررسى بپردازیم رشته ارتباط را محکم‎تر می‎یابیم».[۳]

جهان در وجود خود متغیر و متحول می‎باشد؛ یعنى پس از نیستى، هستى می‎پذیرد؛ زیرا در هر راهى به محاسبه حوادث جهان بپردازیم سرانجام به حرکت عمومى (حرکت وضعى و مکانى و یا حرکت جوهرى) خواهیم رسید، و حرکت، هستى است پس از نیستى و وجودى است آغشته به عدم و به مقتضاى قانون علت و معلول هر موجود حادثى، علت وجود می‎خواهد.[۴]

برای آگاهی بیشتر به آدرس برهان حدوث مراجعه شود.



[۱]. در این باره به رازى، فخر الدین، المطالب العالیه، ج ۱، ص ۲۰۰ـ۲۳۲؛ محقق طوسى، قواعد العقائد، ص ۳۹ـ۴۵؛ گرگانى، سید شریف، شرح المواقف، ج ۸، ص ۳ـ۴،«الإلهیات فى مدرسه اهل البیت ـ علیه السلام ـ» على ربانى گلپایگانى رجوع شود.

[۲]. مقصود برهان حرکت جوهرى ماده است که صدرالمتألهین آن را ابداع و اثبات کرد.

[۳]. طباطبایی، محمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج ۵، ص ۹۱ـ۹۳، انتشارات صدرا، قم.

[۴]. برگرفته از برهان حدوث با اندکی تصرف.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


7 + = 15