دایره المعارف اسلام پدیا » وضو
منوی اصلی

وضو

تاریخ: ۰۴ مهر ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام, کلام قدیم
  1. تعریف وضو
  2. فلسفه وضو
  3. ادله وضو
  4. وضو در قرآن
  5. کلمه «الی» در آیه وضو
  6. وضو در روایات
  7. وضوی پیامبر اسلام (ص)
  8. روایاتی در باره مسح پا
  9. روایت رفع مانع در مسح سر
  10. آداب وضو
  11. آثار و فواعد وضو
  12. اقسام وضو
  13. وضو در مذاهب اسلامی
  14. اختلاف شیعه و سنی در مسح
  15. احکام و شرایط وضو
  16. ترتیب و موالات در وضو
  17. آب در وضو
  18. استفاده از آب خارج از وضو
  19. وضو گرفتن با بدن خیس
  20. شستن اعضای وضو
  21. کیفیت شستن دست ها در وضو
  22. شستن صورت با دست راست و چپ
  23. مسح در وضو
  24. چیستی مسح در وضو
  25. اندازه و کیفیت مسح سر
  26. ثابت بودن اعضای مسح در وضو
  27. حکم مسح بر موی مصنوعی سر
  28. تافت و مواد نگه دارنده مو در وضو
  29. مسح سر و موی چرب شده
  30. موانع در اعضای وضو
  31. اطمینان از نبود مانع در اعضای وضو
  32. صحت وضو با تاتو
  33. لاک ناخن و وضو
  34. کاشت ناخن و وضو
  35. وضو با ناخن بلند
  36. حکم خالکوبی در وضو
  37. جوهر خودکار در اعضای وضو
  38. به جا ماندن اثر جرم در وضو
  39. غسل بدل از وضو
  40. وضوی بعد از غسل جنابت
  41. غسل های غیر جنابت به جای وضو
  42. وضوی جبیره
  43. جراحت در اعضای وضو
  44. وجود مانع در اعضای وضو و جبیره
  45. لاک ناخن و وضوی جبیره
  46. شکیات وضو
  47. شک در اثناء و بعد از وضو
  48. شک در سرایت نجاست به اعضای وضو
  49. مبطلات وضو
  50. استفراغ، خون ریزی و صحت وضو
  51. تماس زوجین و ابطال وضو
  52. بطلان وضو در وسط نماز

تعریف وضو

(در حال تکمیل است)

فلسفه وضو

یکی از شرایط صحت نماز طهارت ظاهری بدن از هر نوع آلودگی و نجاست ظاهری است و آنچه با استحمام امثال آن حاصل می شود. طهارت ظاهری از این آلودگی ها است، اما علاوه بر طهارت ظاهری، یکی دیگر از شرایط نماز، تحصیل طهارت معنوی است که تنها از راه وضو و غسل به دست می آید و اگر استفاده از آب امکان پذیر نباشد، این طهارت معنوی و باطنی به وسیلۀ تیمّمی که خدای متعال آن را به جای وضو یا غسل قرار داده است، به دست می آید.

البته باید توجه داشت که نکتۀ بیان شده به معنای آن نیست که تیمم نقشی در پاکیزگی و آثار ظاهری ندارد. امروزه ثابت شده است که خاک اثر پاک کنندگی دارد و از این نکته سرّ این حکم الاهی دانسته می شود که چرا در بعضی موارد باید ظرف نجس را سه یا هفت مرتبه خاک مالی کرد.

خداوند متعال پس از آن که بعضی از اسباب پدید آمدن آلودگی های روحی و باطنی را بیان فرموده است، راه از بین بردن این آلودگی ها را بیان کرده که اگر از عواملی است که با وضو مشکل برطرف می گردد؛ مانند آنچه که در رساله ها آمده؛ مثل: خوابیدن، دستشویی کردن و غیره، باید وضوء بگیرد و اگر از عواملی است که با غسل برطرف می گردد باید غسل کند. سپس می فرماید که اگر استفاده از آب ب مقدور نبود به وسیلۀ خاک پاک تیممّ کند. آن گاه به حکمت آن می پردازد که «ولیطهّرکم ….. » تا پاکیزه گردید.[۱]

با نگاه به ظاهر آیه می توان متوجه شد که مراد خداوند از طهارت، اعم از پاکی ظاهری و معنوی است؛ زیرا پاکیزگی طبی و بهداشتی (پاکی ظاهری) گرچه شست و شوی با آب را شامل می شود، اما شاید نتوان اثر پاکیزگی بهداشتی خاک مال کردن دست و صورت را اثبات کرد، اما در این که از آثار او طهارت معنوی است، شکی نیست و از این رو است که سجده را بهترین حالت نماز شمرده اند، و برترین اذکار را نیز مختص به آن دانسته اند؛ زیرا سجده حالتی است که انسان به خاک می افتد، آدمی هر چه پایین تر رود عظمت خداوند را بهتر ادراک می کند، انسان در حالت رکوع به همان اندازه که خود را می شکند خداوند را ادراک می نماید، و ذکر مناسب با این حالت همان تسبیح و ستایش خداوند به بزرگی و عظمت است که عبارت از ذکر شریف «سبحان ربی العظیم و بحمده» است.

به هر حال باید توجه داشت که برطرف شدن آلودگی های روحی و تحصیل طهارت معنوی یک امر اعتباری است که خداوند متعال رسیدن به آن را از راه های خاصی معین کرده است و آگاه ترین کس به این امور خداوند است، در نتیجه او می داند که آیا آلودگی های روحی با آب فراوان برطرف می شود یا با آب کم، و یا این که با آب حاصل می گردد یا با خاک.

از طرفی کسی که می خواهد به خداوند نزدیک شود باید هر عملی را با همان کیفیّتی که مورد پسند او است به انجام برساند.

ادله وضو

(در حال تکمیل است)

وضو در قرآن

با استفاده از قرآن و آموزه های برگرفته از اهل بیت (ع) و بزرگان صحابه به دست می آید که وضو از دو شستن و دو مسح تشکیل می شود.[۲] بدین ترتیب که نخست صورت، آن گاه دست ها از آرنج تا سر انگشتان شسته می شود، پس از آن روی سر و روی پاها به ترتیب مسح می شود.

تنها آیه ای که در قرآن از وضو بحث می نماید این آیه است: “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ  وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ”؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که به نماز مى ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها  را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح کنید”.[۳]

مطابق قرائت مشهور لام “ارجلکم” به فتح خوانده می شود، از این رو دو نوع ترکیب روی آن صورت گرفته است:

الف. عطف بر وجوه است که منصوب و محکوم به شستن است، پس پاها نیز مانند صورت و دست ها باید شسته شود.

ب. گرچه کلمه “رؤسکم” مجرور است، امّا مجموع کلمه “برؤسکم” مفعول امسحوا، در محل نصب و محلاً منصوب است، کلمه ارجلکم عطف به محل برؤسکم و محکوم به حکم آن یعنی مسح است، پس باید پاها را نیز مانند سر مسح نمود.

کلمه «الی» در آیه وضو

فقهای شیعه معتقدند که برای وضو ساختن، شستن دست ها از بالا به پایین واجب است، ولی اهل تسنن به اتفاق می گویند: «شخص مخیر است دست ها را از پایین به بالا یا به عکس بشوید، ولی شستن از پایین (از سر انگشت ها) به بالا مستحب است».[۴]

دلیل فقهای شیعه «روایات بیانیه» می باشد، که می فرمایند: رسول الله (ص) دست ها را از بالا به پایین می شست[۵] و روایت صحیحه ای که امامان معصوم (ع) در مقام تفسیر آیه مربوط به وضو[۶] فرموده اند: «باید دست ها را از بالا به پایین بشویید».[۷]

اما درباره کلمه “الی” در این آیه شریفه قرآن: «یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الی الصلاه فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق …»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که به نماز می ایستید، صورت و دست ها را تا آرنج بشویید…»، باید گفت که فقط برای بیان حد شستن و مقدار آن می باشد نه کیفیت شستن.

توضیح این که: در آیه مبارکه حد و مقدار دست که باید در وضو شسته شود تا آرنج[۸] تعیین شده است، و از آن جایی که وقتی گفته شود دست را بشویید، ممکن است به ذهن بیاید که اگر دست ها را تا مچ بشوییم، کافی است؛ چرا که عرفاً این مقدار شسته می شود. برای رفع این توهم فرموده است، تا آرنج بشویید.

برای روشن شدن مطلب بالا می توان از این مثال بهره جست که مثلاً؛ به خادم مسجد می گویند: «اکنس المسجد من الباب الی المحراب»؛ مسجد را از درب آن تا محراب جارو بزن، در این جا منظور گوینده بیان حد و مقداری است که باید جارو زده شود و نمی خواهد بگوید از کجا شروع و به کجا ختم کن، خصوصاً که در آیه، کلمه «من» نیامده است.

پس کلمه «الی» در آیه فوق، به نحو استحباب هم نمی گوید که دست ها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشویید.

عمل و سنت رسول الله (ص) که به وسیله اهل بیت آن حضرت بیان شده است، بهترین گواه بر این معنا می باشد.[۹]

پس «الی» یا به معنای «غایت»[۱۰] است، اما غایت مغسول[۱۱] نه غَسْل و شستن،[۱۲] و یا طبق فرمایش شیخ طوسی، به معنای «من»[۱۳] یا «مع»[۱۴] می باشد.[۱۵]

وضو در روایات

(در حال تکمیل است)

وضوی پیامبر اسلام (ص)

شیخ کلینی از زراره نقل می کند که امام باقر (ع) فرمود: “آیا برای شما کیفیت وضوی پیامبر (ص) را نقل نمایم؟ عرض کردیم: آری، حضرت دستور داد که قدحی از آب حاضر کنند و آن را جلو روی خود گذارد، سپس آستین های خود را تا آرنج بالا زد و کف دست راست خود را در آب وضو فرو برد و فرمود: در صورتی که دست پاک باشد باید چنین کرد. سپس مشت خود را پر از آب کرد و بر پیشانی خود ریخت و فرمود: «بسم الله» و آب را بر محاسن خود جاری ساخت و دست خود را بر صورت و پیشانی خود کشید. سپس دست چپ خود را پر از آب کرد و بر روی آرنج دست راست خود ریخت و آن را بر ساق دست خود کشید، آن گاه آب تا سر انگشتانش جاری شد. سپس دست راست خود را پر از آب کرد و بر آرنج دست چپ ریخت و بر ساق دست چپ خود کشید و آب را بر اطراف انگشتانش جاری ساخت و بعد جلو سر خود و روی پاهای خود را با تری باقیمانده در دست راست و دست چپ خود مسح کشید.

زراره می گوید: امام باقر (ع) فرمود: شخصی از امیرمؤمنان (ع) درباره وضو پیامبر (ص) سؤال کرد. حضرت درست این جریان را برای او نقل فرمود.[۱۶]

روایاتی در باره مسح پا

یکی از کتاب های معتبر حدیثی شیعه، وسائل شیعه است که در جلد اول، احادیث و روایات متعددی را با ذکر سند صحیح، آورده است. این روایات دلالت بر واجب بودن مسح پا بعد از مسح سر می کنند. ما در این جا به چند نمونه از این روایات اشاره می کنیم.

الف. از امام صادق (ع) نقل شد است: (در وضو) بر قسمت جلوی یک چهارم سر و دو پا مسح کنید و در مسح پا ابتدا از پای راست شروع کنید.[۱۷]

ب. زراره که از راویان قابل اعتماد ائمه و از شاگردان امام باقر (ع) است، از آن حضرت درباره مسح پا روایت می کند. وی می گوید: از امام باقر در باره مسح پا سؤال شد، آن حضرت در پاسخ فرمودند: مسح پا همان چیزی است که از طرف خداوند به وسیلۀ جبرئیل نازل شده است.[۱۸]

ج. زراره همچنین از امام باقر (ع) نقل می کند که آن حضرت با استناد به آیۀ ۶ سورۀ مائده فرمودند: مسح بر پا (بعض پا) واجب است.[۱۹]

د. زراره در جایی دیگر نقل می کند: از امام باقر (ع) دربارۀ کیفیت وضوی حضرت رسول اکرم (ص) سؤال شده که ایشان دستور دادند تشت آبی آوردند، حضرت برای وضوگرفتن به ترتیب صورت، دست راست و دست چپپش را شست سپس سر  و دو پای خود را با خیسی دست که از آب وضو مانده بود مسح کرد و فرمود: از اول سر انگشتان تا کعب پا را باید مسح کرد. پرسیدند کعب کجا است؟ حضرت  فرمودند: بند پا و پایین تر از ساق پا است.[۲۰]

روایت رفع مانع در مسح سر

رفع مانع در کشیدن مسح سر لازم است؛ به این معنا که کشیدن مسح سر از روی مانع؛ مانند کلاه یا چادر و … باعث بطلان وضو می شود. در این باره روایات متعددی آمده است که می توان در کتاب وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۵۵ به این روایات مراجعه کرد. از این روایات تنها به یک مورد اشاره می کنیم:

“عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ عَنْ أَخِیهِ (ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَهِ هَلْ یَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَمْسَحَ عَلَى الْخِمَارِ قَالَ لَا یَصْلُحُ حَتَّى تَمْسَحَ عَلَى رَأْسِهَا”.

از حضرت دربارۀ زنی پرسیده شد که آیا می تواند بر چادرش مسح کند، که حضرت می فرمایند: خیر باید به سرش مسح کند.

آداب وضو

از آن جا که وضو دارای دو نوع آداب و شرایط است؛ یعنی هم آداب ظاهری دارد و هم آداب و شرایط باطنی و معنوی، و مسائل مختلفی در مورد این آداب از منظر فقها و عرفا، چه در کتاب های فقهی و چه در کتاب های عرفانی بیان شده است، و از آن جا که در این مختصر مجال پرداختن به آنها نیست، لذا برای دیدن هر دو گونه از آداب، در آثار امام خمینی (ره) می توانید به آدرس های زیر مراجعه کنید:

۱٫ آداب و شرایط ظاهری وضو را در کتاب توضیح المسائل حضرت امام در بحث شرایط وضو و یا توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۱۶۲ بیابید.

۲٫ آداب و شرایط باطنی وضو را می توانید در کتاب “آداب الصلاه، ص ۶۸، انتشارات مؤسسه نشر و آثار امام خمینی، قم، ۱۳۷۸″،مطالعه کنید.

آثار و فواعد وضو

(در حال تکمیل است)

اقسام وضو

(در حال تکمیل است)

وضو در مذاهب اسلامی

(در حال تکمیل است)

اختلاف شیعه و سنی در مسح

به نظر می رسد منشأ اختلاف در مسح و شستن پا، اعراب کلمه “ارجل” (پاها) در آیه ششم سوره مائده و کیفیت عطف آن به ما قبل باشد.

در کیفیت قرائت لام در “ارجلکم” دو نظریه وجود دارد. عده ای آن را به کسر خواندند که در این صورت، بنابر پذیرش این قرائت هیچ اختلافی نباید وجود داشته باشد، ولی در این حالت نیز برخی از مفسران اهل سنت بر این باورند که قول اهل سنت ترجیح دارد؛ زیرا در این صورت عطف “ارجل” بر “رؤوس” نه به این جهت است که مثل سر مسح شود، بلکه چون پا بر خلاف بقیه اعضای بدن هنگام شستن، آب روی آن ریخته می شود، برای جلوگیری از اسراف عطف به آن شده است.[۲۱]

آیا معنای تفسیر به رأی غیر از این است؟! مگر این نوع تفسیرها غیر از به خدمت گرفتن قرآن جهت توجیه افکار و معتقدات خویش است؟! در صورتی که قرآن کلام وحی است. ما باید در خدمت قرآن باشیم و از آموزه های آن بهره مند شویم و باورهایمان را از قرآن گرفته و محکم گردانیم و از هر گونه پیش داوری بپرهیزیم.

این نوع دیدگاه ها تفسیر نیست، بلکه تحلیل و دیدگاه شخصی و فردی است که آن را بر قرآن تحمیل می نماییم، از این رو لازم است پیرامون آیه مربوطه بحث نماییم.

امّا برخی دیگر لام در “ارجلکم” را به فتح قرائت نمودند.

برخی از دانشمندان اهل سنت چنین استدلال نمودند: شستن در آیه وضو،[۲۲] شامل مسح هم می شود؛ یعنی شستن عبارت است از: تری و رطوبت بیشتر، اما عکس آن درست نیست؛ یعنی مسح شامل شستن نمی شود. بنابر این اگر کسی پاها را بشوید، یقین به برائت ذمه پیدا می کند؛ زیرا بر فرض وجوب مسح، کسی که پا را شسته مسح هم نموده است، بر خلاف زمانی که مسح کرده باشد. در این صورت اگر واقعاً شستن واجب باشد تکلیف از ایشان ساقط نمی شود؛ چرا که وی فقط مسح نموده، در حالی که شستن واجب بوده است.[۲۳]

روشن است که این نوع استدلال نادرست است؛ زیرا که شستن و مسح کردن دو ماهیت جدا از هم بوده و در حقیقت نسبتشان، نسبت تضاد است. بنابر این هیچ کدام بر دیگری صدق نمی کنند؛ یعنی نه به شستن مسح اطلاق می شود و نه به مسح، شستن، بلکه در این گونه موارد بهترین معیار تشخیص فهم لغات، عرف همان لغت است.

آیا واقعاً عرف از این دو کلمه همین را می فهمد که در این استدلال بیان شده؛ یعنی اگر کسی پایش را بشوید می گویند مسح کرده است.

اگر با تسامح بپذیریم که نسبتشان عام و خاص مطلق است نه تضاد، و شستن عبارت است از مسح و زیادی، اولاً: پس باید بتوان این را تعمیم داده و هر جا که تکلیف ما مسح باشد بتوان گفت که شستن کفایت می کند. بنابر این باید در مسح سر نیز قائل شد که اگر کسی به جای مسح، آن را بشوید کفایت می کند، در صورتی که این قول بدیهی البطلان است و کسی قائل به آن نیست.[۲۴]

ثانیاً: در این صورت باز هم نمی توان پا را به جای مسح، شست؛ زیرا وضو از عبادات است و عبادات هم توقیفی هستند؛ به این معنا که کسی حق تصرف و کم و زیادی در آن را ندارد و باید دقیقاً مانند پیامبر (ص) وضو گرفت؛ چون در این صورت این استدلال اجتهاد در مقابل نص است که به ضرورت باطل است.

رشید رضا از دانشمندان اهل سنت می گوید: از نظر عقل هم می بینیم که شستن مناسب تر است؛ شستن نظافت است و این برای ایستادن در مقابل رب الارباب شایسته تر است.

بدون تردید وی در این جا بدون این که از قیاس اسمی ببرد، متوسل به آن شده است، یعنی گفته: این شستن نظافت است و هر چه که نظافت باشد بهتر است، و این مورد هم مثل بقیه موارد پس شستن بهتر است، در صورتی که برای قیاس در اثبات احکام دین جایگاهی وجود ندارد و این چیزی نیست که خود صاحب المنار به آن قائل باشد؛ زیرا او در ذیل آیه شریفه “أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین”؛ “من از او بهترم مرا از آتش آفریده اى و او را از گل‏”،[۲۵] دو روایت از امام صادق (ع) در مذمت قیاس نقل می کند و می گوید: ابو نعیم در حلیه (حلیه الأولیاء) و دیلمی از جعفر صادق از پدرش و او از جدش نقل می کند که رسول الله (ص) فرمود:  اولین کسی که امر دین را با نظر خود قیاس کرد ابلیس بود.[۲۶] باز می گوید: جعفر (صادق) گفت:  کسی که امر دین را با نظر خود قیاس کند خداوند در روز قیامت او را همنشین ابلیس قرار خواهد داد.[۲۷]

نتیجه:

آنچه در این گفتار بیان شد دو حکم برای دو موضوع بود؛ یعنی شستن و مسح کردن صورت و سر، و هر یک از آن دو به چیزی عطف شد؛ دست ها به صورت و پاها به سر؛ یعنی همان طور که در وضو شستن صورت واجب است، شستن دو دست از آرنج هم واجب است و همان طوری که مسح (بعض) سر واجب است، مسح پا تا برآمدگی نیز واجب است.[۲۸]

احکام و شرایط وضو

(در حال تکمیل است)

ترتیب و موالات در وضو

(در حال تکمیل است)

آب در وضو

(در حال تکمیل است)

استفاده از آب خارج از وضو

استفاده از آب خارجی جهت مسح سر و پا در وضو، باعث بطلان وضو می شود، و اگر در هنگام شستن دست و صورت، کمی آب خارجی هم با آب وضو مخلوط شود، باعث باطل شدن وضو نخواهد شد؛ مانند این که هنگام باز و بسته کردن شیر آب در بین وضو قطراتی از آب روی دست ما بریزد.

نظر بعضی از مراجع عظام تقلید در این مورد به شرح زیر می باشد:

حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی):

اگر شخص وضو گیرنده، هنگام شستن دست ها و صورت به قصد وضو اقدام به باز و بسته کردن شیر آب نماید، این کار اشکال ندارد و به صحت وضو لطمه اى نمى زند. ولى اگر بعد از فراغت از شستن دست چپ و قبل از مسح با آن، دستش را روى شیرى که خیس است بگذارد و آب وضوى دست با آب خارج از وضو مخلوط شود، صحت مسح با رطوبتى که مختلط از آب وضو و آب خارج است، محل اشکال مى باشد.[۲۹]

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

پاشیدن آب وضوی دیگران بر دست و صورت شخصی که مشغول وضو گرفتن می باشد، در صورتی که اطرافیان وضوى خودشان را با نیت مجموع آبى که در دست آنها است -چه آبى که خودشان مى‌ریزند و چه آبى که از وضوى دیگرى ترشح کرده- ادامه دهند اشکال ندارد.[۳۰]

در مورد باز بسته کردن شیر آب هنگام وضو، جلوگیری از اسراف و صرفه جویی در مصرف آب به همین مقدار هم مطلوب است و در وضو هم مانعی ندارد که این عمل چند مرتبه انجام شود. اما پس از شستن کامل دست چپ، انگشتان را به آب خارج مخلوط نکنید که مسح با آن صحیح نیست.

حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (مدظله العالی):

۱٫ اسراف حرام است.

۲٫ آب فراوان ریختن بر روی اعضای وضو که شسته می شود، مستحب است.

۳٫ بستن شیر آب در بین افعال وضو جایز، بلکه برای جلوگیری از اسراف واجب است.

۴٫ در هنگام وضو پس از شست و شوی کامل دست چپ، نباید آب خارجی به دست برسد که مسح پا یا سر با رطوبت خارجی انجام شود. بنابراین، اگر شیر آب مرطوب است و رطوبت آن بر رطوبت دست غلبه دارد، و اگر  واجب است بعد از آخرین باری که آب روی دست چپ می ریزد و قبل از شست و شوی کامل آن، شیر را ببندد، باید در هنگام مسح سر یا پا، قسمتی از دست که با شیر تماس داشته است برای مسح به کار نرود، تا مسح فقط به رطوبت با قیمانده از وضو صورت پذیرد.

وضو گرفتن با بدن خیس

وضو گرفتن با بدن خیس اشکالی ندارد، ولی باید به هنگام مسح کشیدن حتماً محل مسح در سر و روی پاها خشک باشد.[۳۱]

شستن اعضای وضو

(در حال تکمیل است)

کیفیت شستن دست ها در وضو

آنچه که در وضو لازم است، شستن دست راست و چپ از آرنج تا نوک انگشتان است که تمام اطراف آن باید شسته شود، ولی مستحب است مردها از قسمت بیرونى آرنج شروع کنند و زن ها از قسمت داخلى آن.[۳۲]، [۳۳]

شستن صورت با دست راست و چپ

دست راست و چپ هر دو مخلوق و نعمت خداوند هستند و بر هر کدام از آن دو حقوقی است که از این جهت فرقی بین آن دو نیست.

در عین حال می بینیم در آموزه های اسلامی برای دست و پای راست فضیلت هایی بیان شده که برای دست و پای چپ نیست، اما با این وجود شستن صورت با دست چپ طبق نظر مراجع عظام تقلید اشکالی ندارد.[۳۴]

مسح در وضو

(در حال تکمیل است)

چیستی مسح در وضو

مسح مرور دادن و گذراندن چیزی بر چیزی را می گویند[۳۵] و در اصطلاح فقهی به کشیدن دست تر به روی سر و پاها اطلاق می شود.

قرآن در سوره مائده آیۀ ششم متعرض این مسئله شده و تفاسیر قرآن نیز در ذیل این آیۀ شریفه این موضوع را مورد بحث قرار دادند.

در منابع و کتاب های معتبر شیعه احادیث و روایات متعددی دال بر وجوب مسح پا بعد از وضو گرفتن وجود دارد.

بنابر این، بر اساس احادیث و البته آیه ۶ سورۀ مائده مسح سر و پا بعد از شستن صورت و دست ها واجب و محدوۀ آن در پا از نوک انگشتان تا بند (قوزک) پا است.

اندازه و کیفیت مسح سر

فتوای مراجع عظام تقلید، درباره اندازه مسح سر چنین است: «یک قسمت از چهار قسمت سر، که مقابل پیشانى است جاى مسح مى باشد و هر جاى این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافى است. اگر چه احتیاط مستحبّ آن است که از درازا به اندازه درازاى یک انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته، مسح نماید».[۳۶]

بنابر این از جهت اندازه مسح سر، به هر مقدار که باشد کافی است. اما درباره بالا یا پایین کشیدن مسح سر، برخی از مراجع عظام تقلید بالا به پایین کشیدن مسح سر را لازم ندانسته و پایین به بالا را هم کافی می دانند:

امام خمینی (ره): بعد از شستن هر دو دست باید جلوى سر را با ترى آب وضو که در دست مانده مسح کند. و لازم نیست با دست راست باشد یا از بالا به پایین مسح نماید.

حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی): کشیدن مسح سر از بالا به پایین لازم نیست.

حضرت آیت الله نوری همدانی (مدظله العالی): لازم نیست که از بالا به پائین مسح نماید.

حضرت آیت الله سیستانی (مدظله العالی): احتیاط مستحب آن است که مسح را از بالا به پایین انجام دهد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی (مدظله العالی): بهتر این است که از بالا به پایین دست بکشد، ولى عکس آن یعنى از پایین به بالا نیز اشکال ندارد.

حضرت آیت الله صافی (مدظله العالی): احتیاط آن است که مسح از بالا به پایین باشد اگر چه أقوى جواز مسح از پایین به بالا است.[۳۷]

و برخی دیگر، به احتیاط واجب، مسح از بالا به پایین را لازم دانسته اند.

حضرت آیت الله بهجت (مدظله العالی): احتیاط واجب در مسح سر از بالا به پائین است.

حضرت آیت الله زنجانی (مدظله العالی): احتیاط آن است که مسح را از بالا به پایین انجام دهد.

ثابت بودن اعضای مسح در وضو

در هنگام کشیدن مسح سر یا پا، در مورد تحرک اعضای مسح باید به نکات زیر توجه کرد:

در مسح سر و پا تکیه دادن به تکیه گاه یا تکیه ندادن شرط نشده است، بلکه ملاک آن است که سر و پا ثابت نگه داشته شوند و دست روى آنها کشیده شود. و اگر گفته شده است که پا به تکیه گاهی تکیه داده شود؛ برای آن است که ثابت بماند.

حضرت إمام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند: “در مسح سر و روى پا باید دست را روى آنها بکشد و اگر دست را نگه دارد و سر یا پا را به آن بکشد وضو باطل است، ولى اگر موقعى که دست را مى کشد سر یا پا مختصرى حرکت کند، اشکال ندارد”.[۳۸]

حکم مسح بر موی مصنوعی سر

حکم چگونگی مسح سر فردی که به دلایلی همچون ریزش مو ناچار به استفاده از کلاه گیس می باشد، طبق پاسخ دفاتر مراجع تقلید به شرح زیر می باشد:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

موى مصنوعى اگر به نحو کلاه گیس باشد، واجب است براى مسح سر و غسل، آن را بردارد، ولى اگر موى مصنوعى بر پوست سرکاشته شده باشد و برداشتن آن از جلوى سر باعث عسر و حرجى شود که عادتاً قابل تحمل نیست، مسح سر و غسل با آن مجزى است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

به مقداری که موجب عسر و حرج می شود می توانید بر روی آن مسح کنید.

پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به سؤال مذکور به این شرح است:

۱٫ اگر موی کاشته شده، موی طبیعی و دارای رشد باشد و جزء بدن محسوب شود، حکم موی اصلی شخص را دارد.

۲٫ اگر موی کاشته شده، الیاف مصنوعی یا طبیعی بدون رشد باشد، چون برداشتن آن میسور نیست، مسح روی آن جایز است، اگر امکان مسح انتهای آن که در تماس با پوست است وجود نداشته باشد، و الا باید انتهای آن را مسح کند. در غسل هم باید آب را به پوست برساند.

۳٫ اگر موی مصنوعی با چسب به پوست سر چسبیده باشد و کندن آن متعذر یا متعسر باشد و تمام جلوی سر (محل مسح) را پوشانده باشد، مسح بر روی آن جایز است و برای غسل شستن آن مجزی است.

۴٫ اگر موی مصنوعی چسبیده برای وضو برداشتن آن عسر و حرج داشته باشد، ولی برای غسل برداشتنش ممکن باشد، در وضو مسح بر آن در صورتی که تمام محل مسح را پوشانده باشد، مجزی است، ولی برای غسل باید آن را بردارد.

۵٫ در نماز استفاده از موی مصنوعی اگر از اجزای حیوان غیر مأکول اللحم یا نجس نباشد، اشکالی ندارد.

تافت و مواد نگه دارنده مو در وضو

در وضو باید صورت و دست ها شسته و قسمتی ازجلوی سر و روی پاها مسح شود.[۳۹] بنابراین، اگر انسان در موقع وضو موها را کنار زده و بر پوست سر مسح بکشد، وضویش صحیح است و استفاده از تافت و مواد نگه دارنده برای وضو ضرری ندارد.

نظر حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به این شرح است:

اگر تافت یا مواد نگه دارنده، مانع رسیدن رطوبت به پوست سر یا موی جلوی سر نباشد، وضو با آن اشکالی ندارد. برای آگاهی بیشتر به نمایه: مسح بر موی سر ژل دار، سؤال ۳۲۷۴ (سایت اسلام کوئست: ۳۵۴۹) مراجعه کنید.

مسح سر و موی چرب شده

شرط وضوی صحیح آن است که آب به اعضای وضو برسد. یکی از اعضای وضو سر انسان است که باید با رطوبتی که از آب وضو در کف دست باقی مانده است مسح شود، اما همیشه لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد، بلکه بر موى جلوى سر هم صحیح است. ولى کسى که موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است که اگر مثلًا شانه کند به صورتش مى‏ریزد، یا به جاهاى دیگر سر مى رسد، باید بیخ موها را مسح کند (یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید) و اگر موهایى را که به صورت مى ریزد یا به جاهاى دیگر سر مى رسد، جلوى سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موى جاهاى دیگر سر، که جلوى آن آمده مسح کند باطل است.[۴۰]

از سوی دیگر کسی که می خواهد وضو بگیرد، باید هر چیزى را که مانع رسیدن آب به اعضای وضو است، برطرف کند. بنا براین کسانی که مسح بر روی موی سر برای وضویشان کفایت می کند، باید دقت کنند که مانعی در رسیدن آب به موی آنان نباشد و اگر ژلی که به سر یا موهای خود زده اند مانع رسیدن آب به موها باشد، باید آن را بر طرف کنند و یا پوست سر را مسح کنند.

موانع در اعضای وضو

(در حال تکمیل است)

اطمینان از نبود مانع در اعضای وضو

در همۀ رساله های عملیه آمده است که: “اگر انسان شک کند که به اعضاى وضوى او چیزى چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد؛ مثل آن که بعد از گِل کارى شک کند گِل به دست او چسبیده یا نه، باید وارسى کند، یا به قدرى دست بمالد که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده یا آب به زیر آن رسیده است‏”.[۴۱] بنابر این؛ چون در وضو لازم است آب به همۀ اعضای وضو برسد، کسی هم که به هر دلیل قسمتی از پوست اعضای وضویش کنده شده، اما هنوز کاملاً جدا نشده است و گاهى به بدن مى چسبد و گاهى فاصله پیدا می کند، باید آن را قطع کند یا در هنگام وضو دقت کند که آب به زیر آن برسد. همۀ کسانی که با رساله و مسائل شرعی مأنوس هستند، در مواقعی که احتمال عقلائی به وجود مانعی در اجزای وضو می دهند، چنین دقت ها و وارسی هایی را انجام می دهند؛ زیرا در صورت صحیح نبودن وضو، نماز به تبع آن باطل می شود. پس لازم نیست که همیشه قبل از هر بار وضو گرفتن یک بار تمام اعضای وضو بررسی گردد، بلکه تنها در مواردی که احتمال عقلائی به وجود مانعی در اجزای وضو داده می شود، ابتداء باید از نبودن مانع اطمینان حاصل نموده و سپس وضو گرفت.

صحت وضو با تاتو

در مورد نقش تاتوی ابرو در صحت یا بطلان وضو، پاسخ هایی از دفاتر آیات عظام دریافت شده، که به این شرح می باشد:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

اگر مانع رسیدن آب به محل وضو یا غسل باشد، باید آن را برطرف کرد مگر این که تاتو زیر پوست باشد که در این صورت اشکال ندارد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

مانع وضو نیست.

دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مدظله العالی):

اگر عمل مذکور مانع از رسیدن آب وضو و غسل به بشره باشد، جایز نیست.

لاک ناخن و وضو

تمام مراجع معظم تقلید در شرایط وضو فرموده اند: یکی از شرایط صحیح بودن وضو این است که مانعی از رسیدن آب بر عضوی که باید در وضو شسته یا مسح شود، نباشد. بنابر این قبل از وضو باید هر چیزی که مانع رسیدن آب به اعضای وضو است برطرف شود و الا وضو باطل است،[۴۲] ولی اگر بعد از وضو گرفتن موانع پیش آید نماز اشکالی ندارد. همچنین اگر موانع مانند لاک، روی ناخن انگشتان پا باشد بر طرف کردن موانع یک انگشت از هر پا برای وضو کافی است و لازم نیست در همۀ انگشتان پا برطرف شود.[۴۳]

کاشت ناخن و وضو

حکم مراجع عظام تقلید در مورد مانع بودن کاشت ناخن برای وضو، به شرح زیر است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

اگر ناخن کاشته شده قابل برداشتن نبوده یا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقّت باشد و با وجود ناخن ها قدرت بر رساندن رطوبت به پوست دست نباشد، مسح بر روى همین ناخن‌ها کافى ‌است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

مانع وضو است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

باید قبل از وضو آنچه را که مانع رسیدن آب به عضو وضوء باشد جدا کرد.

وضو با ناخن بلند

در وضو لازم است دست ها از آرنج تا سر انگشت ها به طور کامل شسته شود.[۴۴] بنابراین ناخن ها و مقدار معمولی از آن که بلند شده است (۲ تا ۳میلی متر) جزو انگشت به حساب می آید و لازم است به طور کامل شسته شود و اگر موانعی (لاک، رنگ و… ) دارد بر طرف شود.

پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی:

۱٫ شستن ناخن در محدودۀ دست در وضوء واجب است و اگر مانعی از رسیدن آب به آن وجود داشته باشد، باید برطرف شود.

۲٫ شستن ناخنی که از محدودۀ دست خارج است، در وضوء از نظر مشهور علما واجب است و اگر مانعی از رسیدن آب به آن وجود داشته باشد، باید برطرف شود. این نظر هرچند مطابق احتیاط است، ولی از آن جا که چنین ناخنی از محدوده دست خارج است و اطلاق «فاغسلوا وجوهکم و أیدیکم الی المرافق» (مائده: ۶) آن را شامل نمی شود و بنابر صحیحۀ زراره[۴۵] محدودۀ دست در وضوء از مرفق (آرنج) تا نوک انگشتان است، اقوی عدم وجوب شستن ناخن خارج از محدوده دست در وضوء است و وجود مانع از رسیدن آب به آن ضرری به صحت وضوء وارد نمی کند.

حکم خالکوبی در وضو

اکثر مراجع تقلید در خصوص خالکوبی فرموده اند: اگر خالکوبى مجرد رنگ باشد و یا در زیر پوست بوده و بر ظاهر پوست چیزى که مانع از رسیدن آب بر آن شود، وجود نداشته باشد، وضو صحیح است.[۴۶] مگر زمانی که مانع مذکور روی پوست بوده و دارای جرم باشد به نحوی که مانع از رسیدن آب به پوست شود؛[۴۷] در این صورت می بایست ابتداء مانع را برطرف و سپس اقدام به وضو کرد.

بنابراین؛ اگر خالکوبی و شبیه به آن، جرم داشته باشد و مانع از رسیدن آب وضو به بدن شود باید قبل از وضو برطرف شود.[۴۸] در غیر این صورت اگر همانند خالکوبی و زیر پوست باشد که مانع از رسیدن آب بر آن نشود اشکالی ندارد.

جوهر خودکار در اعضای وضو

چنانچه جوهر خودکار جرم داشته باشد مانع وضو است و باید برطرف شود،[۴۹] اما اگر جرم نداشته باشد و تنها رنگ آن باقی باشد وضو صحیح است. بنابر این نمی توان یک حکم برای همۀ خودکارها بیان کرد.

به جا ماندن اثر جرم در وضو

گاهى اثر اشیاء مانند گچ یا صابون، بعد از وضو گرفتن در اطراف ناخن هاى دست و پا مشاهده مى شود که هنگام وضو دیده نمى شد، ولى بعد از فارغ شدن از وضو، سفیدى صابون یا گچ آشکار مى شود. در حالى که بعضى از افراد هنگام وضو به این مسئله جاهل هستند و یا توجهى به آن ندارند و با فرض وجود اثر گچ یا صابون یقین به رسیدن آب به زیر آن حاصل نمى شود. در این صورت مجرد وجود اثر گچ یا صابون که بعد از خشک شدن اعضاء ظاهر مى شود، ضررى به وضو یا غسل نمى رساند، مگر این که داراى جرمى باشد که مانع از رسیدن آب به بشره شود.[۵۰]

غسل بدل از وضو

(در حال تکمیل است)

وضوی بعد از غسل جنابت

اگر کسی غسل جنابت انجام داده باشد، تا زمانی که حدثی (ادرار، مدفوع، …) از او صادر نشده، باید با همان غسل جنابت نماز بخواند و نباید وضو بگیرد. ولی اگر بدون صادر شدن حدث، وضو گرفت، کار حرامی انجام داده است، ولی غسل و نمازش صحیح است.[۵۱] و اگر به هر دلیل وضویش باطل شد باید برای نماز وضو بگیرد.[۵۲] اما اگر احتمال می دهد بعد از غسل عملی که وضو را باطل می کند از او سر زده هر چند وضو گرفتن واجب نیست، ولی بهتر است وضو بگیرد.

پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) در این مورد به این شرح است:

بعد از غسل جنابت، مادامی که حدث اصغر حادث نشده، وضو لازم نیست، بلکه بنابر احتیاط، وضو جایز نیست و اگر شخص وضو بگیرد، هر چند بنابر احتیاط فعل حرامی انجام داده است، ولی غسل و نماز وی صحیح است.

اما اگر بعد از غسل جنابت حدث اصغر، مانند ادرار، حادث شود، برای نماز یا هر عمل مشروط به طهارت از حدث باید وضو گرفت.

غسل های غیر جنابت به جای وضو

در خصوص این که غسل غیر واجب از وضو کفایت می کند یا خیر؟ نظرات گرانقدر مراجع عظام (حفظهم الله تعالی) چنین است:

آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى و صافى: تنها با غسل جنابت مى توان نماز خواند، ولى با غسل هاى دیگر باید وضو هم گرفت.[۵۳]

آیت الله مکارم: با همه غسل هاى واجب و مستحب، مى توان نماز خواند و گرفتن وضو واجب نیست، اما احتیاط مستحب آن است که در غیر غسل جنابت، وضو هم بگیرد.[۵۴]

آیت الله فاضل: با همه غسل هاى واجب -غیر از غسل استحاضه متوسطه- مى توان نماز خواند، اگر چه احتیاط مستحب آن است که [در غیر غسل جنابت‏] وضو هم بگیرد.[۵۵]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، نورى و وحیدخراسانی: با همه غسل هاى واجب و مستحب -غیر از غسل استحاضه متوسطه- مى توان نماز خواند، اگر چه احتیاط مستحب آن است که [در غیر غسل جنابت‏] وضو هم بگیرد.[۵۶]

وضوی جبیره

چیزى که با آن زخم و شکسته را مى بندند (بانداژ) و دوایى که روى زخم و مانند آن مى گذارند جبیره نامیده مى شود. وضوی با آن را، وضوی جبیره ای می گویند. مراجع تقلید درباره وضوی جبیره ای فرموه اند:

اگر زخم یا دُمل یا شکستگى در صورت و دست ها است و روى آن باز است و آب ریختن روى آن ضرر دارد، اگر جبیره اطراف آن را بشوید کافى است، ولى چنانچه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است که دست تر بر آن بکشد و بعد پارچه پاکى روى آن بگذارد و دست تر را روى پارچه هم بکشد. و اگر این مقدار هم ضرر دارد یا زخم نجس است و نمى شود آب کشید، باید اطراف زخم را به طورى که در وضو گفته شد، از بالا به پایین بشوید و بنابر احتیاط مستحبّ پارچه پاکى روى زخم بگذارد و دست تر روى آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست شستن اطراف زخم کافى است و در هر صورت تیمم لازم نیست.[۵۷]

اگر نمى شود روى زخم را باز کرد ولى زخم و چیزى که روى آن گذاشته پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن است و ضرر و زحمت و مشقت هم ندارد، باید آب را به روى زخم برساند و اگر زخم یا چیزى که روى آن گذاشته نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب به روى زخم ممکن باشد بدون زحمت و مشقت، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم برساند و در صورتى که آب براى زخم ضرر دارد، یا آن که رساندن آب به روى زخم ممکن نیست، یا زخم نجس است و نمى شود آن را آب کشید باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است روى آن را مسح کند و اگر جبیره نجس است یا نمى شود روى آن را دست تر کشید؛ مثلًا دوایى است که به دست مى چسبد، پارچه پاکى را به طورى که جزو جبیره حساب شود روى آن بگذارد و دست تر روى آن بکشد و اگر این هم ممکن نیست، احتیاط واجب آن است که وضو بگیرد و تیمم هم بنماید.[۵۸]

اما اگر زخم یا دمل یا شکستگى در محل مسح است (جلوى سر یا روى پاها) و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح کند، باید پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو که در دست مانده مسح کند و بنابر احتیاط مستحبّ تیمم هم بنماید و اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد، باید به جاى وضو تیمم کند و بهتر است یک وضو بدون مسح هم بگیرد.[۵۹]

جراحت در اعضای وضو

در رساله های عملیه آمده است: “اگر در صورت و دست ها و جلوى سر و روى پاها به واسطۀ سوختن یا چیز دیگر، برآمدگى (تاول) پیدا شود، شستن و مسح روى آن کافى است. و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتى که کنده نشده برساند، ولى چنانچه پوستى که کنده شده گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.[۶۰]

بنابراین، در جاهایی که لازم است آب به زیر قسمتى که کنده نشده برسد، اگر انسان فراموش کرد و آب را به زیر آن  نرساند و نماز خواند، وضویش باطل و در نتیجه نمازش نیز باطل است. و باید به صورت صحیح وضو بگیرد و نماز را دوباره بخواند.

وجود مانع در اعضای وضو و جبیره

فتوای فقها در مورد وضوی شخصی که مانع در اعضای وضویش وجود دارد، متفاوت است که در ذیل مطرح می شود:

۱٫  چنین شخصی باید به دستور جبیره عمل کند[۶۱] و بنا بر احتیاط واجب اگر تمام یا بعض محلّ تیمّم بى مانع باشد، تیمّم هم بنماید.[۶۲]

۲٫ فقط در صورتی که آن چیزى که چسبیده، دوا باشد؛ حکم جبیره را دارد.[۶۳]

۳٫ وظیفه اش تیمّم است،[۶۴] مگر در صورتى که در جاى تیمم هم (مانع) چسبیده باشد که در این صورت، وضو کافى است.[۶۵]

۴٫ وظیفه اش تیمّم است، مگر آن که آن چیز در مواضع تیمّم باشد که در این صورت لازم است بین وضو و تیمّم جمع کند.[۶۶]

لاک ناخن و وضوی جبیره

چنانچه لاکی برای ناخن استفاده شده که بتوان آن را به راحتی برطرف نمود، در آن صورت وظیفۀ چنین شخصی وضو می باشد، بر این اساس اگر از رنگ استفاده کرده که دارای جرم باشد به نحوی که مانع از رسیدن آب به ناخن شود، وضوی گرفته شده و کلیۀ اعمالی که مشروط به وضو و غسل بوده، باطل است،[۶۷] پس از برطرف شدن مانع می بایست مجدداً اعاده گردد، ولی زمانی که برطرف نمودن آن ممکن نباشد و یا به قدری مشقت دارد که قابل تحمل نباشد، در آن صورت می بایست به دستور جبیره عمل نماید[۶۸] بدین نحو که اطراف آن را بشوید و روی آن دست بکشد، اما اگر مانع مذکور در موضع های تیمم باشد و نیز برطرف نمودن آن هم ممکن نباشد، می بایست بین وضو و تیمم جمع نماید.[۶۹]

این مسئله از دفاتر مراجع عظام استفتاء شده که پاسخ های آن به شرح زیر می باشد:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

در فرض سؤال باید وضوى جبیره بگیرد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

نماز با لاک ناخن باطل است وضو و غسل نیز باطل می باشد، البته انجام کاری که باعث شود انسان نتواند وضو بگیرد جایز نیست. بنابر این لازم است لاک را زائل کند و وضو بگیرد. در صورت تنگی وقت باید تیمم کند، ولی فعل حرامی مرتکب شده؛ زیرا انسان نمی تواند کاری کند که موجب اخلال در اداء فعل واجب باشد.

دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی  (مدظله العالی):

وضوی جبیره ای بگیرد.

نظر حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) بدین شرح می باشد:

وضوی متعارف جبیره ای در این فرض کافی است، هر چند احتیاط جمع بین وضو و تیمم است.

شکیات وضو

(در حال تکمیل است)

شک در اثناء و بعد از وضو

اگر در بین وضو شک شود که عضوی از اعضای وضو شسته یا مسح شده است؟ باید برگشته و جزء مشکوک انجام داده شود، سپس به ترتیب وضو تمام گردد. ولی اگر بعد از پایان وضو، شک شود که عضوی از اعضای وضو را شسته یا مسح کرده، به شک اعتنا نمی کند.

در زیر فتوای برخی از فقها بیان می شود:

حضرت امام خمینی (ره): «اگر شک بعد از فراغ (اتمام) وضو است اعتنا نکند و چنان چه در اثنای وضو شک کند، اعتنا کند، مگر این که کثیر الشک باشد».[۷۰]

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: «اگر بعد از فراغت وضو شکّ کند همۀ کارهاى وضو را انجام داده یا نه، یا شرایط در آن جمع بوده یا نه، اعتنا نکند، امّا اگر در حال وضو شکّ کند باید به جا آورد».[۷۱]

حضرات آیات گلپایگانی، صافی، بهجت: «اگر بعد از وضو یا در بین آن یقین کند که بعضى جاها را نشسته یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت جاهایى که پیش از آن است خشک شده باشد باید دوباره وضو بگیرد و اگر خشک نشده باید جایى را که فراموش کرده و آن چه بعد از آن است بشوید یا مسح کند و اگر در بین وضو در شستن یا مسح کردن جایى شکّ کند باید به همین دستور عمل کند».[۷۲]

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی: «اگر بعد از آن که از وضو فارغ شده شک کرده، اعتنا نکند و وضویش صحیح است، ولی اگر در اثنا شک کرده باید برگردد و مشکوک را بیاورد، پس از آن به ترتیب وضو را تمام کند».[۷۳]

شک در سرایت نجاست به اعضای وضو

شخصی وضو می گیرد و بعد از وضو می فهمد صورتش قبل از وضو خونی بوده است، در این صورت اگر هنگام وضو خون صورت خود را شسته باشد و یک مشت دیگر آب برای وضو به صورت خود زده باشد (که معمولا اکثر افراد در موقع وضو گرفتن عادت دارند بیش از یک مشت آب به صورت خود می زنند) هم صورت پاک شده و هم وضو صحیح است و همۀ قسمت های بدن هم پاک است و هر جایی که دست زده باشد نیز پاک است و جای هیچ گونه شکی نیست.

ولی اگر با دو مشت آب، صورت را شسته باشد صورت و چیزهایی که با رطوبت با صورت تماس پیدا می کند نجس خواهد بود و وضو باطل است. و اگر پس از شستن صورت دست ها را زیر شیر آب گرفته باشد دست ها قطعا پاک است؛ زیرا تنها دست راست در اثر تماس با صورت نجس شده بود که اگر بعد از شستن صورت این دست را شسته باشد این هم پاک شده است. و در این حالت نیز به جاهایی که دست رسیده، مثل سر و روی پاها (برای مسح کشیدن) نجس نشده است.

به هر حال در صورتی که یقین به نجاست دست باشد، چیزهایی که با رطوبت آن تماس داشته باشند و رطوبت نیز منتقل گردد موجب نجس شدن آن چیز می شود، اما باید توجه داشت که در این امر نباید وسواس به خرج داد و باید از وسواس اجتناب نمود.

مبطلات وضو

هفت چیز وضو را باطل مى کند:

اول: بول.

دوم: غائط.

سوم: باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود.

چهارم: خوابى که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبیند و گوش بشنود وضو باطل نمى شود.

پنجم: چیزهایى که عقل را از بین مى برد؛ مانند دیوانگى و مستى و بى هوشى.

ششم: استحاضه زنان.

هفتم: کارى که براى آن باید غسل کرد، مانند جنابت.[۷۴]

استفراغ، خون ریزی و صحت وضو

خونریزی و نجاست اعضای وضو و سایر اعضای بدن، و یا استفراغ کردن بعد از وضو یا در حال وضو به اتفاق تمام علماء موجب باطل شدن وضو نمی باشد. مبطلات وضو هفت چیز است که موارد مذکور جز آن هفت چیز نیست.

البته یکی از شرایط وضو این است که با آب پاک باشد، بنابر این اگر در حین وضو از یکی از اعضای وضو خون جاری شود ممکن است آب وضو یا مسح نجس شود که از این جهت ممکن است وضو دچار مشکل شود؛ از این رو در موارد خون ریزی بدن باید مواظبت کرد که آب وضو نجس نشود و نجاست به اعضاء دیگر سرایت نکند.

تماس زوجین و ابطال وضو

در صورتی که تماس زن و شوهر در حدی باشد که هیچ یک از موارد ابطال وضو -در موضوع مبطلات وضو به آن پرداخته شد- اتفاق نیفتاده باشد موجب نقض وضو نمی گردد. و آب هایی که در چنین مواقعی از انسان خارج می شود محکوم به طهارت است. (تنها بول و منی نجس هستند و خروج شان موجب بطلان وضو می شوند).

اما اگر انسان جماع کند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، در زن باشد یا در مرد در قُبُل باشد یا در دُبُر، بالغ باشند یا نابالغ اگر چه منى بیرون نیاید، هر دو جنب شده و می بایست غسل کنند. مگر زمانی که شک کنند به مقدار ختنه گاه داخل شده است یا خیر، که در این صورت غسل بر آنها واجب نیست،[۷۵] و به تبع، وضو نیز نقض نمی گردد.

بطلان وضو در وسط نماز

اگر انسان مرضى دارد که بول او قطره قطره مى ریزد یا نمى تواند از بیرون آمدنِ غائط یا باد معده خوددارى کند؛ یا، از اول وقت نماز تا آخر وقت به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا مى کند و یا نمی کند.

در صورت اول: باید نماز را در وقتى که مهلت پیدا مى‏کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهاى واجب نماز است، باید در وقتى که مهلت دارد فقط کارهاى واجب نماز را به جا آورد و کارهاى مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید.

اما در صورت دوم: اگر در بین نماز چند دفعه بول از او خارج مى‏شود، وضوى اوّل کافى است، ولى چنانچه در بین نماز چند مرتبه غائط یا باد معده از او خارج مى شود، اگر نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، مى تواند چند نماز را با یک وضو بخواند، مگر اختیاراً بول یا غائط کند یا چیز دیگرى که وضو را باطل مى کند پیش آید.[۷۶]

اما اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگیرد سخت نیست، باید ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت غائط از او خارج شد وضو بگیرد و بقیه نماز را بخواند،[۷۷] اما اگر وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او سخت است، باید براى هر نماز یک وضو بگیرد.[۷۸]

کسى که غائط پى در پى از او خارج مى شود، براى به جا آوردن سجده و تشهّد فراموش شده و نماز احتیاط -که باید بعد از نماز انجام داد- در صورتى که آنها را بعد از نماز فوراً به جا بیاورد، وضو گرفتن لازم نیست.[۷۹]



[۱]. مائده، ۵ و ۶٫

[۲]. طوسی، تهذیب الأحکام، ج ۱، ص ۶۳، حدیث ۲۵، چاپ دار الکتب الاسلامیه، سال ۱۳۶۵ ش؛ “رُوِیَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ  قَالَ: غَسْلَتَانِ وَ مَسْحَتَانِ”.

.[۳] مائده، ۶٫

[۴]. مغنیه، محمد جواد، الفقه علی المذاهب الخمسه، ص ۸۰؛ جزیری، عبد الرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۶۵، مبحث بیان عدد السنن و غیرها…؛ صلاه المؤمن القحطانی، ج ۱، ص ۴۱و۴۲٫

[۵]. وسائل‏الشیعه ج ۱، ص ۳۸۷، ابواب الوضوء، باب ۱۵، بَابُ کَیْفِیَّهِ الْوُضُوءِ وَ جُمْلَهٍ مِنْ أَحْکَامِهِ.

[۶]. مائده،۶٫

[۷]. وسائل الشیعه، ج۱، ابواب الوضوء، باب ۱۹، ح ۱٫

[۸]. «مرافق» جمع «مرفق» به معنای «آرنج» است.

[۹]. برای آگاهی بیشتر رجوع شود به: عطائی اصفهانی، علی؛ چرا؟ چرا؟؛ ص، ۲۷-۱۹٫

[۱۰]. غایت به معنای «تا».

[۱۱]. یعنی محدوده دستی که باید شسته شود تا آرنج است.

[۱۲]. یعنی نه این که شستن تا آرنج است و از این جهت توهم شود که کیفیت شستن باید به سمت و سوی آرنج باشد.

[۱۳]. من به معنای «از».

[۱۴]. مع به معنای «با».

[۱۵]. وسائل‏الشیعه ج۱، ص، ۴۰۶٫

[۱۶]. کلینی، کافی، ج ۳ ص، ۲۵، حدیث ۴، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.

[۱۷]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱،ص ۴۱۸، چاپ دوم، انتشارات موئسسه آل البیت، قم، ۱۴۱۴٫

[۱۸]. وسائل الشیعه، ج ۱،ص ۴۱۹٫

[۱۹]. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۵، ص ۳۷۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم.

[۲۰]. تفسیر المیزان، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۵، ص ۳۷۹٫

[۲۱]. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‏۱، ص۶۱۱ ‏، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۰۷ ق‏.

.[۲۲] مائده، ۶، “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ  وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ”.

[۲۳]. رازی، ابو عبد الله فخر الدین محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ۱۱، ص  ۳۰۶، دار احیاء التراث العربى، چاپ سوم، بیروت، ۱۴۲۰ ق؛ رشید رضا، محمد، تفسیر القران الحکیم (تفسیر المنار)، ص ۲۳۳، دار المعرفه، چاپ دوم، بیروت.

[۲۴]. نک: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، موسوی همدانی، ج ‏۵، ص ۳۶۳، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.

[۲۵]. اعراف،۱۲٫

[۲۶]. شیطان در پاسخ به خداوند که به او فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟» گفت: «من از او بهترم (چون) مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل‏.

[۲۷]. تفسیر القران الحکیم ( تفسیر المنار)، ج ۸، ص ۳۳۱٫

[۲۸]. طوسی، تهذیب‏الأحکام، ج ۱، ص ۶۲، ح ۲۰؛ برای اطلاع بیشتر به تضارب آراء در این باب به رساله شیخ مفید، المسح على الرجلین، ص ۲۵ در این زمینه مراجعه کنید.

[۲۹]. توضیح المسائل (محشى – امام خمینى)، ج‌۱، ص ۲۰۰، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هشتم، قم، ۱۴۲۴ق.

[۳۰]. صافی گلپایگانى، لطف الله، جامع الأحکام (صافى)، ج‌۱، ص، ۳۵، انتشارات حضرت معصومه، چاپ چهارم، قم، ۱۴۱۷ ق.

[۳۱]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۵۸، م ۲۵۶: جاى مسح باید خشک باشد. و اگر به قدرى تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است. ولى اگر ترى آن به قدرى کم باشد که رطوبتى که بعد از مسح در آن دیده مى شود بگویند فقط از ترى کف دست است اشکال ندارد.

[۳۲]. توضیح المسائل، (المحشى للإمام الخمینی) ج‏۱، ص ۱۵۵، م ۲۴۵٫

[۳۳]. همان، ص ۲۰۵، احکام وضو (استفتاءات از مقام معظم رهبرى) س، ۱۴۶٫

[۳۴]. گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل ،ج‏۱، ص ۶۶٫

[۳۵]. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۴، ص ۱۹۸،چاپ دوم، مکتب نشر ثقافته الاسلامیه، ۱۴۰۸ ق.

[۳۶]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۵۷٫

.[۳۷] همان، ص ۱۵۶٫

.[۳۸] توضیح المسائل، (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۵۹، م ۲۵۵٫

.[۳۹]توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۵۲، م ۲۳۶٫

.[۴۰] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۵۷، م ۲۵۱٫

[۴۱]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۷۷، م ۲۹۳٫

[۴۲]. توضیح المسائل مراجع مطابق با فتوای ۱۲ تن از مراجع، ج ۱، ص ۱۶۳ و ۱۷۳ و ۱۸۷ و ۱۸۸ و ۲۱۷، چاپ سوم، دفتر انتشارات اسلامی، قم ۱۳۷۸ش.

[۴۳]. نک: امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، کتاب طهارت، ص ۲۴، م ۱۴ – ۱۶٫

.[۴۴] نجاه العباد (للإمام الخمینی)، ص ۱۹، م ۵، “بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشوید، و براى آن که یقین کند آرنج را کاملًا شسته باید مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشوید”.

[۴۵]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۵، ح ۸۸٫

[۴۶]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص، ۲۰۵٫

[۴۷]. همان، ص، ۲۰۱٫

[۴۸]. مجمع المسائل، (للگلپایگانی) ج‏۱، ص، ۶۵٫

[۴۹]. امام خمینی، استفتائات، ج ۱، ص ۳۶٫

.[۵۰] استفتاء از دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)

.[۵۱] وضو گرفتن برای نماز بعد از غسلی که در اثناء آن و یا بعد از آن حدثی از انسان صادر نشده است، حرام می باشد. ولی غسل و نماز صحیح است؛

نک: العروه الوثقی (المحشی)، ج ۱، ص ۴۷۹؛ به نقل از نرم افزار پرسمان.

.[۵۲] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۲۲۷، م ۳۹۱، کسى که غسل جنابت کرده، نباید (لازم نیست) براى نماز وضو بگیرد، ولى با غسل هاى دیگر نمى شود نماز خواند و باید وضو هم گرفت.

[۵۳]. توضیح المسائل مراجع، ۳۹۱ و ۶۴۶٫

[۵۴]. همان، م ۳۹۱ و ۶۴۶٫

[۵۵]. همان.

[۵۶]. همان؛ آیت الله وحید، توضیح‏المسائل، م ۳۹۷؛ آیت‏الله نورى، توضیح‏المسائل، م ۳۹۲ و ۶۴۷٫

[۵۷]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۸۹، م ۳۲۵٫

.[۵۸] همان، ص ۱۹۲، م ۳۲۹٫

[۵۹]. همان، ص ۱۹۰، م ۳۲۶٫

[۶۰]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص، ۱۷۶، م ۲۹۲٫

.[۶۱] آیات عظام: امام خمینی، خامنه ای، فاضل، بهجت، مکارم، نوری.

.[۶۲] آیات عظام: گلپایگانى، صافى.

.[۶۳] آیات عظام: خوئى، تبریزى و سیستانی.

.[۶۴] آیت الله العظمی زنجانى.

.[۶۵] آیات عظام: خوئى و تبریزى.

.[۶۶] آیت الله العظمی سیستانى توضیح المسائل؛ (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۹۶، م ۱۳۳۸٫

[۶۷]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۲۰۱٫

[۶۸]. همان، ص ۱۹۶٫

[۶۹]. همان، سیستانی و زنجانی؛ بهجت: باید بنا بر أظهر به دستور جبیره عمل کند. و احتیاط در جمع بین تیمّم و وضوى جبیره اى است.

[۷۰]. امام خمینى، استفتاءات، ج ۱، ص ۴۳، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، قم، ۱۴۲۲ ق.

[۷۱]. امام خمینى، توضیح المسائل، بنى هاشمى خمینى، سید محمد حسین، ج ۱، ص ۱۷۸، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ هشتم، قم، ۱۴۲۴ ق.

[۷۲]. همان، ص ۱۸۰٫

[۷۳]. فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ص ۵۶، س ۱۵۱، چاپ مهر، چاپ دوم، قم، ۱۳۷۵ش.

[۷۴]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۱۸۸٫

[۷۵]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص۲۱۰٫

[۷۶]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۱۸۳، م ۳۰۹ و ۳۱۰٫

[۷۷]. همان، ص ۱۸۱، م ۳۰۶ و ۳۰۷ و م ۳۱۱٫

.[۷۸] همان، ص ۱۸۲، م ۳۰۸ .

.[۷۹] همان، ص ۱۸۴، م ۳۱۲٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


3 + = 8