دایره المعارف اسلام پدیا » تاریخ در قرآن
منوی اصلی

تاریخ در قرآن

تاریخ: ۲۷ شهریور ۱۳۹۰ در باب: تاریخ

نقل بخش هاى مهم تاریخ و آگاهى دادن به آن، یکى از شیوه هاى تربیتى است که قرآن نیز در مناسبت های متعددی به نقل آن پرداخته است. از جمله مواردی که در قرآن بسیار روی آن تکیه شده سرگذشت پیامبران (ع) است؛ زیرا بیان سرگذشت پیامبران (ع) اثرات تربیتى دارد، و در این راستا، داستان هاى قرآنى، برگزیده اى از سرگذشت زندگانى انبیا (ع) است.

داستان هاى قرآنى هدف دار است، نه وسیلۀ سرگرمى و یا اغفال. در نقل داستان باید آن فرازهایى مورد توجّه قرار گیرد که داراى بار ارزشى است. بهترین داستان آن است که مایۀ آرامش خاطر باشد. همۀ داستان هاى قرآنى حقیقت دارد و با نوعى برهان و دلیلِ قابل قبول همراه است.[۱]

آیات فراوانی در قرآن پیرامون تاریخ و اهمیت آن وجود دارد که به برخی از آن اشاره می نماییم:

۱٫ «نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُل»‏،[۲] اخبار پیامبران را برایت حکایت مى کنیم‏.

۲٫ «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْک»‏ [۳]پیش از تو پیامبرانى فرستاده ایم. داستان بعضى را برایت گفته ایم و داستان بعضى را نگفته ایم‏.

۳٫ «وَ رُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْک»،‏[۴] و پیامبرانى که پیش از این داستان هایشان را براى تو گفته ایم و آنان که داستان هایشان را براى تو نگفته ایم‏.

۴٫ «لَقَدْ کانَ فی‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ ما کانَ حَدیثاً یُفْتَرى‏ وَ لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصیلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ».[۵] در داستان هایشان خردمندان را عبرتى است. این داستانى برساخته نیست، بلکه تصدیق سخن پیشینیان و تفصیل هر چیزى است و براى آنها که ایمان آورده اند هدایت است و رحمت.

و آیات دیگر … .

البته مشاهدۀ آثار گذشتگان و اقوامى که بر اثر پشت پا زدن به حقایق؛ راه فنا و نابودى را پیمودند، تأثیرش بسیار بیشتر از مطالعه تاریخ آنها در کتاب ها است؛ زیرا این آثار حقیقت را محسوس و قابل لمس مى سازد.

شاید به خاطر همین است که جمله انظروا (نگاه کنید) را در آیۀ «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ»[۶]به کار برده نه “تفکروا” (بیندیشید).[۷]

لذا در چندین آیه به مسئلۀ گردش و سیاحت در زمین اشاره شده است.

۱- «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الْمُجْرِمِینَ»،[۸] بگو بروید در روى زمین گردش کنید سپس بنگرید عاقبت و سرانجام گناه کاران چگونه بوده است.

۲- «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ»[۹] بگو در زمین سیر کنید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را به وجود آورده است.

۳- «أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها …»[۱۰] این آیه مى گوید: این جهانگردى و سیر در زمین، قلب انسان را دانا و چشم انسان را بینا و گوش او را شنوا مى گرداند، و از خمودى و جمود، رهایى مى بخشد.



[۱]. قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج ‏۵، ص ۳۹۸، چاپ یازدهم، مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن، تهران، ۱۳۸۳ش.

[۲]. هود، ۱۲۰٫

[۳]. غافر، ۸۷٫

[۴]. نساء، ۱۶۴٫

[۵]. یوسف، ۱۱۱٫

[۶]. انعام، ۱۱٫

[۷]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۵، ص ۱۶۳، چاپ اول، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش.

[۸]. نمل، ۷۱٫

[۹]. عنکبوت، ۲۰٫

.[۱۰] حج، ۴۶٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


9 + 6 =