دایره المعارف اسلام پدیا » تاریخچه تفسیر قرآن
منوی اصلی

تاریخچه تفسیر قرآن

تاریخ: ۰۲ شهریور ۱۳۹۰ در باب: تفسیر

تفسیر از قدیمى ترین اشتغالات علمى است که دانشمندان اسلامى را به خود جلب و مشغول کرده و تاریخ آن از عصر نزول قرآن شروع شده است. این معنا(تبیین و تفسیر آیات) از آیه “کَما أَرْسَلْنا فِیکُمْ رَسُولًا مِنْکُمْ، یتْلُوا عَلَیکُمْ آیاتِنا، وَ یزَکِّیکُمْ وَ یعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ”[۱] به خوبى استفاده می شود، چون مى‏فرماید: همان رسولى که کتاب قرآن به او نازل شد، آن کتاب را به شما تعلیم مى‏دهد.

ابتداء؛ بحث از قرآن از چارچوبه جهات ادبى آیات، و شأن نزول آنها، و مختصرى استدلال به آیات براى توضیح آیاتى دیگر، و اندکى تفسیر با روایات وارده از رسول خدا (ص)، در باب قصص و معارف مبدأ و معاد، و امثال آن تجاوز نمی کرد. در زمان تابعین جریان به همین منوال بود، تنها چیزى که به آن اضافه کردند، این بود که بیشتر از گذشتگان در تفسیر خود، روایت آوردند، (که متأسفانه در بین آن روایات، احادیثى بود که یهودیان جعل کرده، و در بین قصص و معارف مربوط به آغاز خلقت، و چگونگى ابتداء خلقت آسمان ها، و تکوین زمین، و دریاها، و بهشت شداد، و خطاهاى انبیاء و تحریف قرآن، و چیزهایى دیگر از این قبیل؛ داخل احادیث صحیح نمودند، و هم اکنون در پاره اى روایات تفسیرى و غیر تفسیرى، از آن قبیل روایات دیده مى‏شود).

در عصر خلفاء، فتوحات اسلامى شروع مى‏شود، و مسلمانان در بلاد فتح شده با فرقه هایى مختلف، و امّت هایى گوناگون، و با علماى ادیان و مذاهب مختلف آشنا می شوند، و این خلط و آمیزش سبب مى‏شود بحث هاى کلامى در مسلمانان شایع شود.

از سوى دیگر در اواخر سلطنت امویان و اوائل عباسیان؛ یعنى در اواخر قرن اول هجرت، فلسفه یونان به زبان عربى ترجمه شد و در بین علماى اسلام انتشار یافت به طوری که در همه جا مباحث عقلى ورد زبان ها و نقل مجالس علماء شد.

و از سوى سوم؛ مقارن با انتشار بحث هاى فلسفى، مطالب عرفانى و صوفى گرى نیز در اسلام راه یافته، جمعى از مردم به آن تمایل نمودند، تا به جاى برهان و استدلال فقهى، حقایق و معارف دینى را از طریق مجاهده و ریاضت هاى نفسانى دریابند.

و از سوى چهارم، جمعى از مردم سطحى؛ به همان تعبد صرف که در صدر اسلام نسبت به دستورات رسول خدا (ص) داشتند، باقى ماندند، و بدون این که کارى به عقل و فکر خود داشته باشند، در فهم آیات قرآن به احادیث اکتفاء نموده، و در فهم معناى حدیث هم هیچ گونه مداخله اى ننموده، به ظاهر آنها تعبد مى کردند، و اگر هم احیاناً بحثى از قرآن مى کردند، تنها از جهات ادبى آن بود، و بس. این چهار عامل باعث شد که روش اهل علم در تفسیر قرآن کریم مختلف شود.[۲]



[۱]. بقره، ۱۵۱٫

[۲]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی، محمد باقر، ج‏۱، ص ۴، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم ‏، ۱۴۱۷ ق‏.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 6 = 15