دایره المعارف اسلام پدیا » اختلافات کلامی معتزله و شیعه
منوی اصلی

اختلافات کلامی معتزله و شیعه

تاریخ: ۰۳ شهریور ۱۳۹۰ در باب: معتزله

شیعه و معتزله در مسائل بسیاری با یک دیگر اختلاف دارند و اگر شیعه افکار خویش را از معتزله گرفته باشد، این اندازه اختلاف با آنان قابل توجیه نیست. در این جا به برخی از اختلافات اشاره می کنیم:

۱٫ اتفق اهل الامامه علی انه لابد فی کل زمان من امام موجود… و اجمعت المعتزله علی خلاف ذلک و جواز خلو الازمان الکثیره من امام موجود.[۱]

۲٫ اتفقت الامامیه علی ان الامامه لا تثبت مع عدم المعجز لصاحبها الا بالنص علی عینه و التوقیف و اجمعت المعتزله… علی خلاف ذلک.[۲]

۳٫ اتفقت الامامیه علی ان الامامه بعد النبی(ص) فی بنی هاشم خاصه… و اجمعت المعتزله…علی خلاف ذلک.[۳]

۴٫ اتفقت الامامیه علی ان رسول الله (ص) استخلف امیر المؤمنین(ع) فی حیاته و نص علیه… و اجمعت المعتزله. .. علی خلاف ذلک.[۴]

۵٫ اتفقت الامامیه علی ان النبی(ص) نص علی امامه الحسن و الحسین بعد امیرالمؤمنین(ع)… و اجمعت المعتزله… علی خلاف ذلک.[۵]

۶٫ اتفقت الامامیه علی ان الامام لایکون الا معصوماً من الخلاف لله تعالی… و اجمعت المعتزله… علی خلاف ذلک.[۶]

۷٫ اتفقت الامامیه علی ان رسول الله(ص) نص علی علی بن الحسین و… واجمعت المعتزله…علی خلاف ذلک.[۷]

۸٫ اتفقت الامامیه علی ان الائمه بعد الرسول(ص) اثنی عشر اماماً و خالفهم فی ذلک کل من عداهم من اهل المله.[۸]

۹٫ اتفقت الامامیه… علی ان المتقدمین علی امیرالمؤمنین ضلال فاسقون… و اجمعت المعتزله علی خلاف ذلک.[۹]

۱۰٫ اتفقت الامامیه و الزیدیه و الخوارج علی ان الناکثین و القاسطین من اهل البصره و الشام اجمعین، کفار ضلال ملعونون بحربهم امیرالمؤمنین(ع)… و اجمعت المعتزله سوی العزال و عمر بن عبید ابن باب… علی خلاف ذلک.[۱۰]

۱۱٫ اتفقت الامامیه و الزیدیه و جماعه من اصحاب الحدیث علی ان الخوارج … فی النار بذلک مخلدون و اجمعت المعتزله علی خلاف ذلک.[۱۱]

۱۲٫ اتفقت الامامیه علی ان من انکر امامه احد الائمه و جحد ما اوجبه الله تعالی من فرض الطاعه فهو کافر ضال مستحق للخلود فی النار و اجمعت المعتزله علی خلاف دلک.[۱۲]

۱۳٫ اتفقت الامامیه علی ان العقل محتاج فی علمه و نتائجه الی السمع و انه غیر منفک عن سمع ینبه العاقل علی کیفیه الاستدلال و انه لابد فی اول التکلیف و ابتدائه فی العالم من رسول و وافقهم فی ذلک اصحاب الحدیث و اجمعت المعتزله… علی خلاف ذلک.[۱۳]

۱۴٫ اتفقت الامامیه علی وجوب رجعه کثیر من الاموات الی الدنیا قبل یوم القیامه و ان کان بینهم فی معنی الرجعه اختلاف و اتفقوا علی اطلاق لفظ البداء فی وصف الله تعالی و ان ذلک من جهت السمع دون القیاس و اتفقوا علی ان ائمه الضلال خالفوا فی کثیر من تالیف القرآن و عدلوا عن موجب التنزیل و سنه النبی(ص) و اجمعت المعتزله… علی خلاف الامامیه فی جمیع ما عددناه.[۱۴]

۱۵٫ اتفقت الامامیه علی ان الوعید بالخلود فی النار متوجه الی الکفار خاصه دون مرتکبی الذنوب من اهل المعرفه بالله تعالی و الاقرار بفرائضه من اهل الصلاه… و اجمعت المعتزله علی خلاف ذلک و زعموا ان الوعید بالخلود فی النار عام فی الکفار و جمیع فساق اهل الصلاه.[۱۵]

۱۶٫ اتفقت الامامیه علی ان من عذب بذنبه من اهل الاقرار و المعرفه و الصلاه لم یخلد فی العذاب و اخرج من النار الی الجنه… و اجمعت المعتزله علی خلاف ذلک.[۱۶]

۱۷٫ اتفقت الامامیه علی ان رسول الله (ص) یشفع یوم القیامه لجماعه من مرتکبی الکبائر من امته و ان امیرالمؤمنین(ع) یشفع فی اصحاب الذنوب من شیعته و ان ائمه آل محمد (علیهم السلام) یشفعون کذلک… و اجمعت المعتزله علی خلاف ذلک و زعمت ان شفاعه رسول الله للمطیعین دون العاصین و انه لایشفع فی مستحق العقاب من الخلق اجمعین.[۱۷]

۱۸٫ اتفقت الامامیه علی ان مرتکب الکبائر من اهل المعرفه و الاقرار لایخرج بذلک عن الاسلام… و اجمعت المعتزله… علی خلاف ذلک.[۱۸]

۱۹٫ اتفقت الامامیه علی ان الاسلام غیر الایمان… و اجمعت المعتزله… علی خلاف ذلک.[۱۹]

۲۰٫ اتفقت الامامیه علی ان قبول التوبه، تفضل من الله عزوجل و لیس بواجب فی العقول اسقاطها لما سلف من استحقاق العقاب… و اجمعت المعتزله علی خلافهم و زعموا ان التوبه مسقطه لما سلف من العقاب علی الوجوب.[۲۰]

۲۱٫ معتزله قائل به تفویض است و می گوید: «افعال العباد غیر مخلوقه فیهم و انهم المحدثون لها[۲۱] و… ان العبد قادر خالق لافعاله خیرها و شرها[۲۲] و ان الله تعالی لیس له فی افعال العباد المکتسبه صنع و لا تقدیر لا بایجاد و لا نفی »[۲۳] ولی شیعه معتقد به امر بین امرین است.[۲۴]

۲۲٫ امامیه معتقد است اگر نصوص شرعی بر خلاف احکام قطعی عقل دلالت داشته باشد،باید تاویل شود، ولی معتزله در پیروی از عقل افراط کرده، تا جایی که برخی از نصوص شرعی را که با عقل تلائم ندارد، منکر شده است.[۲۵]

۲۳٫ امامیه امر به معروف و نهی از منکر را به دلیل کتاب و سنت واجب می دانند و معتزله به حکم عقل آن را واجب می دانند.[۲۶]

۲۴٫ معتزله میان وجود و عدم به حد وسط معتقد است و آن را حال می نامند، اما امامیه هیچ اعتقادی به آن ندارد و می گویند بین وجود و عدم حد فاصلی نیست.[۲۷]،[۲۸]


[۱]. شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۴٫

[۲]. همان جا.

[۳]. همان جا.

[۴]. همان جا.

[۵]. همان جا.

[۶]. همان، ص ۴ و ۵٫

[۷]. همان، ص ۵٫

[۸]. همان، ص ۶٫

[۹]. همان جا.

[۱۰]. همان، ص ۷٫

[۱۱]. همان جا.

[۱۲]. همان جا.

[۱۳]. همان، ص ۷ و ۸٫

[۱۴]. همان جا.

[۱۵]. همان جا.

[۱۶]. همان جا.

[۱۷]. همان،ص ۹ و ۱۰٫

[۱۸]. همان، ص ۱۰٫

[۱۹]. همان جا.

[۲۰]. همان، ص ۱۰٫

[۲۱]. شرح اصول الخمسه، ص ۳۲۳٫

[۲۲]. المنیه و الامل، ص ۱۴۹٫

[۲۳]. الفرق بین الفرق، ص ۹۴٫

[۲۴]. اعتقادات صدوق، ص ۶۹٫

[۲۵]. معالم الفلسفه الاسلامیه، ص ۱۷۳٫

[۲۶]. همان، ص ۱۷۱ – ۱۷۲٫

[۲۷]. همان، ص ۱۷۲٫

[۲۸]. برگرفته از مقاله” تأثیر اندیشه های کلامی شیعه بر معتزله” نوشتۀ قاسم جوادی.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


3 + = 4