دایره المعارف اسلام پدیا » آشكار كنندۀ باطن و تفسیر قرآن (مفسران حقیقی)
منوی اصلی

آشکار کنندۀ باطن و تفسیر قرآن (مفسران حقیقی)

تاریخ: ۰۳ شهریور ۱۳۹۰ در باب: تفسیر

در مورد ائمه (ع) تعبیرهای مختلف وارد شده است. این که آنها نمایانگر ایمان، مفسّرین حقیقی قرآن، قرآن ناطق و آشکارکننده فرامین قرآن هستند و البته در رأس آنان؛ امام علی (ع) قرار دارد. البته این معنا، پشتوانۀ استدلالی نیز در عقاید اسلامی دارد، از جمله روایات در این زمینه؛ عبارت است از آنچه در زیارتی در وصف امام زمان (عجّ) آمده که: “نمایان کنندۀ ایمان و آشکار کننده فرامین قرآن…”.[۱] نیز از امیرالمومنین (ع) است: “این (قرآن) کتاب ساکت خداوند است و مقصود حقیقی آن منم…”.[۲] همچنین در حدیث دیگری از حضرتش آمده است که فرمود: “منم قرآن ناطق”.[۳] همین طور حدیثی از پیامبراکرم (ص) در مورد علی (ع) است و در قضیه‌ای که برخی از صحابه (عمر بن ‌خطّاب) کلام علی (ع) را قبول نکرده و از ایشان تفسیر رسول خدا (ص) را خواستند، حضرت می‌فرماید: “من به سوی پیامبر بازگشتم و جریان را بازگو کردم و پیامبر (ص) فرمودند: به مسجد من باز گرد و از منبر من بالا برو پس از حمد و ثنای خداوند و صلوات بر من از سوی من به مردم بگو: آنچه ما از سوی خدا برای شما آوردیم بدانید که تفسیرش نزد ما (اهل بیت) است و آگاه باشید که حقیقتش نزد ما است و من (علــی) پدر (معنوی و روحانی) شما (امّت) و مولای شما هستم”.[۴]

ناگفته نماند هرچند برخی از این اوصاف به ظاهر در مورد برخی از ائمه رسیده، اما در واقع وصف همۀ ائمه (ع) است. چنان که امام سجاد (ع) می‌فرماید: “همۀ ما یکی و از یک نور هستیم…”.[۵]



[۱]. “مظهرالایمان و معلن احکام القرآن…”، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار،ج ۹۹، ص۹۷، باب ۷، زیاره الامام المستتر…، موسّسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۲]. “هذا کتاب اللَّه الصامت، و أنا المعبّر عنه…”، ری شهری، محمد، موسوعه الإمام علی بن أبی طالب (ع) فی الکتاب و السنه و التاریخ، ج ۹، ص ۱۸۵، ح ۳۹۵۷، دارالحدیث، چاپ دوم، قم، ۱۴۲۵ ق.

[۳] “لمّا أراد أهل الشام أن یجعلوا القرآن حکماً بصفّین قال امیر المؤمنین (ع): أنا القرآن الناطق”؛ هنگامی که اهل شام در جنگ صفّین خواستند قرآن را حکم قرار دهند امام امیرالمومنین فرمود: منم قرآن ناطق، همان، ح ۳۹۵۵ .

[۴] “…فَرَجَعْتُ إِلَى النَّبِیِّ ص فَأَخْبَرْتُهُ الْخَبَرَ فَقَالَ ارْجِعْ إِلَى مَسْجِدِی حَتَّى تَصْعَدَ مِنْبَرِی فَاحْمَدِ اللَّهَ وَ أَثْنِ عَلَیْهِ وَ صَلِّ عَلَیَّ ثُمَّ قُلْ أَیُّهَا النَّاسُ مَا کُنَّا لِنَجِیئَکُمْ بِشَیْ‏ءٍ إِلَّا وَ عِنْدَنَا تَأْوِیلُهُ وَ تَفْسِیرُهُ أَلَا وَ إِنِّی أَنَا أَبُوکُمْ أَلَا وَ إِنِّی أَنَا مَوْلَاکُمْ…”، طبری عمادالدین، بشاره المصطفی، ص۲۶۰، کتابخانه حیدریه، نجف، ۱۳۸۳ق.

[۵] “کُلُّنَا وَاحِدٌ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ وَ رُوحُنَا مِنْ أَمْرِ اللَّهِ…”، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱۶، باب ۱۴ نادر فی معرفتهم صلوات‌الله‌علیهم…، موسّسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


+ 7 = 10