دایره المعارف اسلام پدیا » کرامات و مقام حضرت علی (ع)
منوی اصلی

کرامات و مقام حضرت علی (ع)

تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ در باب: معجزه و کرامت

در حدیثی از کتاب اصول کافی نقل شده است.

ابو بصیر مى‏گوید: یک روز که پیامبر اکرم (ص) نشسته بود ناگاه امیر المؤمنین (ع) وارد شد و پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: تو به عیسى بن مریم (ع) شبیه هستی، و اگر ترس از این نبود که گروه هایى از امّتم در بارۀ تو همان را بگویند که مسیحیان در بارۀ عیسى ‏گفتند، در باره تو چیزهایى مى‏گفتم که از میان مردم عبور نکنى مگر آن که خاک پایت را براى تبرّک بردارند.! برخی گفتند: پیامبر براى عموزاده‏اش به نمونه‏اى پایین‏تر از عیسى بن مریم (ع) راضى نیست که در این زمان این آیه نازل شد: ” و چون عیسى بن مریم مثل زده مى‏شود ناگهان قوم تو سر و صدا راه مى‏اندازند و گفتند: آیا معبودان ما بهتر هستند یا او. آنان این مقایسه را به عنوان مثل براى تو نزدند مگر از روى جدال بى‏منطق و ستیزه‏جویى ، بلکه اینان گروهى ستیزه‏جو هستند. او نبود جز بنده‏اى که به او نعمت عطا کردیم و وى را براى بنى‏اسرائیل نشانه‏اى بزرگ قرار دادیم  و ما اگر بخواهیم برخى از شما را در زمین فرشتگانى قرار مى‏دهیم که جانشین باشند[۱].

راوى مى‏گوید: حارث بن عمرو فهرى به خشم آمد و گفت: خدایا! اگر این حکم درست است و از نزد تو است که مقرّر شده بنى هاشم پیشوایى امّت را مانند هراکلیوس پس از هراکلیوس به ارث برند [یعنى به رسم پادشاهان‏] پس بر سر ما از آسمان سنگ بباران یا عذاب دردناکى بر ما فرود آر. خداوند سخن حارث را به پیامبر (ص) فرو فرستاد و این آیه هم نازل شد: ” و خداوند بنا ندارد ایشان را با این که تو در میانشان هستى و مادام که استغفار مى‏کنند عذاب کند”[۲]. پیامبر به او فرمود: اى عمرو! یا توبه کن یا از این جا برو. او در پاسخ گفت: اى محمّد! از آن چه دارى براى قریشیان بهره‏اى مقرر کن؛ زیرا بنى هاشم بزرگوارى و کرم عرب و عجم را دارند. پیامبر (ص) فرمود: این در اختیار من نیست و آن را باید در اختیار خداوند سبحان دانست. او گفت: اى محمّد! دلم از توبه پیروى نمى‏کند، ولى از کنار تو مى‏روم، و دستور داد شترش را بیاورند، او سوار آن شد. و چون به حومه مدینه رسید تکّه سنگى به سر او خورد و بر فرقش کوفت، و در این جا به پیامبر (ص) وحى آمد که: “سائلى از کفار درخواست عذابى کرد که لا محاله واقع مى‏شد [عذابى که‏] ویژه کافران است، [و] آن را بازدارنده‏اى نیست. [این عذاب‏] از سوى خداى صاحب درجات است[۳]. پس پیامبر به منافقانى که در پیرامون او بودند فرمود: در پى دوستتان بروید که آن چه را خواسته بود به سرش آمد، خداوند مى‏فرماید: :” آنها  تقاضاى فتح و پیروزى کردند، و هر گردنکش ستیزه‏جو نومید و نابود شد.”[۴].[۵]



[۱]. زخرف، ۵۷ – ۶۰،”وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ* وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَیْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَکَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ*  إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَیْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِی إِسْرائِیلَ*  وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْکُمْ مَلائِکَهً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ”.

[۲]. انفال، ۳۳، “وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ”.

[۳]. معارج،۱-۳، “سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ* لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ* مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ”.

[۴]. ابراهیم، ۱۵،” وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ کُلُّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ “.

[۵]. کلینى، الکافی، ج ۸، ص ۵۷، دار الکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هـ ش، (ترجمه روضه کافى، ص ۹۰ و ۹۱)؛ طبرسى‏، إعلام ‏الورى بأعلام الهدى، ص ۱۸۶، اسلامیه‏.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 1 = 6