دایره المعارف اسلام پدیا » پالایش متنی حدیث
منوی اصلی

پالایش متنی حدیث

تاریخ: ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ در باب: علم حدیث

برای پالایش متن احادیث از هرگونه تغییر و تحریف عمدی و غیر عمدی، از روش هایی استفاده شده است که به آنها اشاره می کنیم:

۱٫ عرضۀ حدیث بر امامان و عالمان: یکی از روش های پالایش متنی که اصحاب ائمه (ع)، به خصوص اصحاب ائمه متأخر (ع) مانند امام رضا (ع) تا امام عسکری (ع) انجام می دادند. عرضۀ روایات بر معصومین (ع) و اطمینان از صحت و سقم روایات بود.

این شیوه که در روایات آن را «عرض الحدیث» می نامند، بیشتر در دوره نخستین تدوین حدیث، یعنی «دورۀ حضور»، جلوه کرده است. در این روش، حدیث بر امام معصوم (ع) و یا اصحاب بزرگ و مورد اعتماد او عرضه می شود و تأیید یا انکار امام نسبت به کلمات متن حدیث به دست می آید؛ به عنوان مثال عرضۀ مجموعه های متعدّد روایی بر امام صادق (ع) نشان گر تشدید این جریان در عصر آن امام همام است. دوره ای که هویت تشیع، تثبیت شد و شیعۀ جعفری از شیعۀ زیدی و فرقه های مختلف دیگر تمایز یافت. اصحاب و راویان تربیت یافته در این مکتب به عنوان شاخص هایی برای محک زدن درستی هر آنچه به شیعه و امامان او نسبت داده می شد، مطرح شدند و آنان نیز با عرضۀ مجموعه های حدیثی نوشته و یا نقل شده، خود، امنیت میراث شیعی را تضمین کردند. و همچنین یونس بن عبدالرحمن کتب زیادی از شیعه را محضر امام رضا (ع) عرضه کرد که در موردی حضرت احادیث فراوانی را انکار کرد؛ مانند این در مورد کتب بنی فضّال نیز وارد شده است. که امام حسن عسکری (ع) روایات این کتب را تأیید کردند.

شیوۀ عرضۀ حدیث موجب گشت، ساده اندیشی از دایره حدیث شیعه رخت بربندد و دست جاعلان کوته اندیش ـ که کم هم نبودند ـ تا حدودی از دامان حدیث کوتاه گردد. تنها احساس هولناک ردّ امام نسبت به حدیثی کافی بود که بسیاری از منافقان داخل شده در صفوف شیعه را از کرسی نقل حدیث، پائین کشد و آنان را از حریم پاک آن دور سازد، گرچه به کلّی کنار نرفتند.

۲٫ مقابله نسخه ها: این شیوه از قدیم الایام در بین علمای اسلام و اصحاب و یاران پیامبر و ائمه طاهرین (ع) مرسوم بوده که هر چند گاه یک بار نصوص و کتاب های حدیثی و خطی خود را با نوشته های صحیح و اصلی افراد مورد وثوق مقابله و تطبیق می کردند. این روش کوششی بود جهت زدودن تحریف ها، افزوده ها و کاستی های عمدی و سهوی.

۳٫ اجازۀ نقل حدیث: علمای حدیث، اجازۀ نقل را یکی از مهم ترین طرق تحمّل حدیث دانسته اند و به عنوان پشتوانۀ صحّت و درستی نقل احادیث، به اخذ و مبادلۀ آن همّت گماشته اند. بدین صورت که اساتید علم حدیث به طور کتبی یا شفاهی اذن روایت احادیث از خود را به شاگردانشان اعطا می نمودند و معمولاً در این اجازات نام اساتید و مشایخ و تألیفات خود را می آوردند. به عنوان مثال احمد بن ادریس اشعرى قمى؛ فقیه نامدار؛ محدث عالی قدر و یکى از چهره هاى درخشان قرن سوم هجرى در شهر مقدس قم است که توفیق یافت به محضر پیشواى یازدهم، حضرت امام حسن عسکرى (ع) شرفیاب شود. وی دانش هاى مختلف را از محضر اساتید و دانشوران نامدار امامیه عصر خویش، همچون احمد بن اسحاق قمى (سفیر امام زمان «عج» در شهر قم) و ده ها تن از چهره هاى درخشان شیعه، فرا گرفت و موفق به تألیف کتاب هاى ارزشمند فقهى و حدیثى شد. و روایات متعددى را از ائمه اطهار (ع) نقل کرده است. شاگردان دانشمندى در مکتب او تربیت شده‏اند و او به آنان اجازه روایت داد. از مهم ترین و مشهورترین شاگردان وى مى‏توان ثقه الاسلام، محمد بن یعقوب کلینى را نام برد که صاحب مطمئن ترین کتاب حدیثى شیعه یعنى «کافى» است و کلینى در آن روایات ابن ادریس را بدون واسطه نقل کرده است.

از فواید مهم اجازۀ روایت، اتصال سند اخبار به ائمه معصومین (ع) است و معمولاً اساتید در اجازۀ روایی سلسله سند را به یکی از مشایخ بزرگ؛ همچون ملامحمد تقی مجلسی، شهید اول، علامه حلی و یا شیخ طوسی رسانده و بر او توقف می کنند؛ چون طرق مشایخ بزرگ معلوم است.

۴٫ روش فهرستی: یکی دیگر از این روش ها، روش فهرستی است، قدماء چنین روشی داشتند؛ یعنی روایات را با یک سری از قرائن می سنجیدند آن گاه قبول یا ردّ می کردند؛ مثلاً چون مسلک قمی ها در غلّو بسیار سخت گیرانه بود، به طوری که ابن ولید تمام کتب صفار جز بصائر الدرجات را نقل می کند. با این که نویسنده همه محمد بن الحسن الصفّار است، یا ابن ولید تمام رجال کتاب نوادر الحکمه را تأئید می کند، ولی چند نفر را استثنا می کند، نه این که این افراد ضعیف باشند، بلکه روایتی که با این سند در این کتاب واقع شده مورد قبول نیست.

در این روش هم اگر چه کاری شخصی و اجتهادی است، ولی به نوع خود پالایش متنی روایات است.

۵٫ موافقت متن روایات با آموزه های صریح قرآن: یکی دیگر از این روش ها عرضۀ روایات بر آیات قرآن است. از پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمۀ طاهرین (ع) مکرّر روایت شده است که فرمودند: “هر گاه از ما حدیثی به شما رسید آن را بر کتاب خدا عرضه نمائید، پس آن را که موافق قرآن بود بگیرید (بر طبق آن عمل کنید) و آن را که مخالف قرآن بود کنار بگذارید یا به ما برگردانید (درستی و نادرستی آن را از ما بپرسید).

اینها و دیگر امور بسیار دقیق و فنّی راه هایی است که امروزه علما و مجتهدین برای قبول یا ردّ متن یک روایت به کار می گیرند.[۱]




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


4 + = 13