دایره المعارف اسلام پدیا » مجازات کنیز
منوی اصلی

مجازات کنیز

تاریخ: ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ در باب: برده

برای تبیین بحث نخست آیه ای را که به این موضوع پرداخته بررسی می کنیم:

آیۀ ۲۵ سورۀ نساء می فرماید: «و آنها که توانایى ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن با ایمان را ندارند، مى توانند با زنان پاکدامن از بردگان با ایمانى که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه تر است و همگى اعضاى یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید به شرط آن که پاکدامن باشند، نه به طور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگیرند. و در صورتى که «محصنه» باشند و مرتکب عمل منافى عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت ‏…». همان طور که پیدا است این آیه دربارۀ ازدواج با کنیزان نازل شده و ازدواج با کنیزان مؤمن برای کسانی که توانایی ازدواج با زنان آزاد را ندارند، بیان می کند. در ادامۀ آیه، خداوند واژۀ «محصنه» را به کار برده که کنیزان اگر با دارا بودن این وصف زنا کنند نیمی از مجازات زنان آزاد را مستحق می شوند.

واژه محصنه از ریشۀ «حصن» به معنای قلعه استفاده شده است.[۱] خداوند می فرماید: «لا یُقاتِلُونَکُمْ جَمِیعاً إِلَّا فِی قُرىً مُحَصَّنَه؛ یعنی آنها هرگز با شما به صورت گروهى نمى جنگند جز در دژهاى محکم».[۲] اما همین معنا به طور مجاز در هر تحفّظ و نگهداشتن به کار می رود به کسی که خود را از بى عفّتى حفظ کند می گوییم: محصن و به زنی که در اثر شوهر دار بودن و یا عفّت، خود را از بى عفّتى نگه دارد محصنه (به صیغه فاعل و مفعول) می گویند.[۳]

در آیۀ می فرماید: «فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفاحِشَهٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ».

کلمه (احصن) هم به ضمه همزه قرائت شده تا صیغه مجهول باشد، و هم به فتحه همزه تا صیغه معلوم، بنابر قرائت اول معنایش این مى شود که هر گاه کنیزان به وسیله شوهران حفظ شوند (یعنی ازدواج کنند)، و بنا بر قرائت دوم چنین مى‏شود: هر گاه کنیزان با اسلام آوردن خود را حفظ کنند. از این دو قرائت، علامه طباطبائی قرائت دوم را ترجیح می دهند.[۴]

بنا بر قرائت اول که قرائت کنونی قرآن است، احصان به معنای ازدواج است، پس قطعاً منظور جایی است که کنیز بعد از شوهر داشتن، عمل فاحشه ای را انجام دهد، ولی چه شوهر داشته باشد و چه بدون شوهر باشد،در هر دو صورت،عقوبتش نصف عقوبت زن آزاد است.

اما اگر احصان در آیه بنابر قرائت دوم به معنای اسلام باشد، معنایش روشن تر است و معنایش چنین مى‏شود: کنیزان مسلمان اگر زنا بدهند -چه شوهر داشته باشند و چه نداشته باشند- نصف عذاب زنان آزاد را دارند.

پس بنابر هر دو قرائت معنای آیه این است که عقوبت کنیزان در صورت ارتکاب عمل زنا، نصف عقوبت زنان آزاد است.

بنابراین کلمۀ محصنات در تمام استعمالات این آیه به معنای زنان آزاد آمده است، در ابتدای آیه می فرماید: آنها که توانایى ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن و باایمان را ندارند می توانند…» مسلم است که محصنات به معنای زنان آزاد بی شوهر است و گرنه ازدواج با زن شوهر دار که معنا ندارد.

در ادامۀ آیه این وصف را برای کنیزان آورده است و می فرماید: «… آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید به شرط آن که پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند …»، بدون هیچ اشکالی ازدواج با کنیز شوهر دار نیز جایز نیست، پس محصنات در این جا هم به معنای کنیز پاکدامن و مسلمان است. و باز هم کلمۀ محصنات در آخرین استعمال خود در ادامۀ آیه که می فرماید: «فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَنات‏ …» به معنای زنان آزاد است، نه زنان شوهردار؛ زیرا در ابتدای آیه صحبت از آنان بود و الف و لام که در ابتدای این کلمه آمده است، الف و لام عهد ذکری است،[۵] یعنى همان محصناتى که در اول آیه بیان کردیم، نه محصناتى که در آیه قبلى[۶] ذکر کردیم، چون محصنات در آیه قبلى به معناى زنان آزاد شوهردار بود، که مى فرمود: ازدواج با آنان حرام است، و محصنات در آیه مورد بحث به معناى زنان آزاد است که مى فرماید: اگر توانایى آن را ندارید که با زن آزاد ازدواج کنید با کنیزان وصلت کنید.

پس منظور از عذاب و عقوبت کنیزان فقط تازیانه است که در صورت تنصیف به پنجاه تازیانه تقلیل پیدا می کند.[۷]

اگر هم بنابر هر توجیهی محصنات در «فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَنات‏…» به معنای زنان آزاد شوهر دار بگیریم که در صورت زنا با تحقق شرایطش، سنگسار می شوند، باز هم به علت عدم امکان تنصیف رجم، حکم به تنصیف عقلاً به عقوبت و حد بعدی یعنی تازیانه انتقال پیدا می کند.[۸]

 



[۱]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج‏۲، ص ۱۴۹، دار الکتب الاسلامیه، تهران،۱۳۷۱٫

[۲]. حشر، ۱۴٫

[۳]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۳۹، دار العلم، (الدار الشامیه، دمشق) بیروت،۱۴۱۲٫

[۴]. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان ( موسوی همدانی)، ج‏۴، ص ۴۴۴، دفتر انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۴٫

[۵]. همان.

[۶]. بقره، ۲۴٫

[۷]. فاضل مقداد، مقداد بن عبد الله، کنز العرفان فی فقه القرآن، ج‏۲، ص ۱۷۷،مجمع جهانی تقریب اسلامی.

[۸]. جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، ج‏۲، ص ۴۱۲، بی جا، بی تا.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 5 = 8