دایره المعارف اسلام پدیا » ماهیت
منوی اصلی

ماهیت

تاریخ: ۰۹ مرداد ۱۳۹۰ در باب: فلسفه اسلامی

مفهوم و چیستی ماهیت

(در حال تکمیل است)

 

فرق مفهوم با ماهیت

برای تبین بهتر تفاوت بین ماهیت و مفهوم لازم است آن را در ضمن چند نکته بیان نماییم.

۱٫ مفهوم اعم از ماهیت است. مفهوم حقیقی که به آن معقول اولی نیز گفته می شود، همان ماهیت است، البته ماهیت به حمل شایع؛ یعنی مفاهیمی مانند سیاهی، سفیدی، سنگ، چوب و نظایر آن، نه ماهیت به حمل اولی که خودش یک مفهوم اعتباری در شمار معقولات ثانوی است.[۱] معقولات ثانوی بر خلاف مفاهیم حقیقی، اعتباری و غیر ماهوی هستند و این قابلیت را ندارند که هم در ذهن بیایند و هم در خارج موجود شوند، در مورد این گونه مفاهیم باید گفت که میان مفهوم و مصداق، عینیت برقرار نیست، و حملشان بر مصادیقشان بسان حمل ماهیت بر افرادش نیست، که یک تطابق ذاتی میانشان برقرار باشد، و از طریق مفهوم بتوان به حقیقت مصداق راه یافت .

این گونه مفاهیم خود بر دو گونه اند: معقول ثانوی فلسفی و معقول ثانوی منطقی. معقول ثانوی فلسفی بر خلاف ماهیت که نسبت به خارجیت و منشائیت برای آثار لا بشرط و لا اقتضاء است، عین واقعیت و ترتب آثار است؛ یعنی مفاهیمی اند که حیثیت مصداقشان حیثیت در خارج بودن و منشاء آثار خارجی بودن است؛ مانند وحدت و فعلیت و وجوب و … معقول ثانوی منطقی، مفاهیمی اند که از این جهت با ماهیت تفاوت دارند که حیثیت مصداقشان، بودن در ذهن است و لذا محال است که در خارج تحقق یابند.[۲]

۲٫‌ ماهیت یک مصدر جعلی است که از ماهو گرفته شده است و به معنای اسم مصدری که مرادف فارسی آن «چیستی» است، به کار می رود .مفاهیم ماهوی مفاهیمی هستند که ذات و ذاتیات مصادیق خود را منعکس می سازند و بیان می کنند که اشیاء خارجی چه چیزی هستند.

۳٫ ماهیت گاهی به وجود خارجی و گاهی به وجود ذهنی موجود می شود و خارجیت و ذهنیت عین ذات او نیست، اما مفهومی که در مقابل ماهیت است، محال است که در خارج یافت شود. به عبارت دیگر ماهیت قابل تبدل به وجود با حفط اصل ذات می باشد بر خلاف مفهوم که قابل تبدل به وجود نمی باشد. و لذا به محکی ٌعلیه ماهیت، فرد و به محکیٌ علیه مفهوم، مصداق اطلاق می شود؛ یعنی در خارج، مفهوم، مصداق دارد و ماهیت، فرد. و از خصوصیات مفهوم این است که بر مصادیق خود حمل می شود، اما نه از قبیل حمل جنس و نوع بر افراد خود و لذا مفهوم برای مصادیق خود از قبیل عرض برای ذات است، ولی ماهیت به عنوان یکی از کلیات خمس بر افرادش حمل می شود و به عبارت دیگر، مفهوم انتزاعی است ولی ماهیت همان ذات شی است.[۳]

تشکیک در ماهیت

بحث تشکیک در ماهیت در جائی قابل تصور است که یک ماهیت واحد مانند سیاهی، ظلمت، نور و … دارای درجات شدت و ضعف باشد. همچنین معانی ای مانند انسانیت، علم، حیات و… را هم می توان از این دیدگاه دارای تشکیک دانست.

تشکیک در ماهیت یکی از مباحث اختلافی بین فلاسفه مشاء و اشراق است و فلاسفه مشاء قول به تشکیک در ماهیت را جایز نمی دانند و آنچه به نظر تشکیک در ماهیت می آید را این گونه تفسیر کرده اند که: وقتی گقته می شود؛ مثلاً این سیاهی شدیدتر از سیاهی دیگر است معنایش این است که یکی از آن دو در خصوصیت فردی خود به گونه ای است که کمالی نسبت به دیگری دارد، نه این که آن معنای مشترک از حیث معنا دارای شدت و ضعف باشد.[۴]

ولی رواقیون یا همان فلاسفه اشراق تشکیک در ماهیت را جایز می دانند از جمله شیخ اشراق برای اثبات تشکیک در ماهیت چنین استدلال کرده است:

 در یک مقدار تام و ناقص، زائد بودن یکی بر دیگری امری عرضی نیست، بلکه تفاوت در مقادیر به نفس مقدار است و آن امر زائد چیزی خارج از “مقدار” نیست بلکه آن زیادتی که در یکی هست با آن مقدار مساوی و مشترک  از یک حقیقت است پس اختلاف طولی بین دو خط به عنوان مثال، به دلیل کمال یکی و نقص دیگری است هم چنین است  بین سیاهی تام و ناقص، چرا که هر دو در سیاه بودن مشترک هستند و چیزی که باعث افتراق آنها شده است امری خارج از سیاهی نیست پس اختلاف در نفس سیاهی است و این همان معنای تشکیک است.[۵]

این استدلال را ملاصدرا در جلد اول از “اسفار اربعه” ضمن مباحث وجود مطرح کرده سپس به اشکالاتی که بر این استدلال وارد شده  نیز پرداخته است، ولی در نهایت حق را به رواقیون داده و تشکیک در ماهیت را جایز دانسته است.[۶]

وی در کتاب دیگر خود “الشواهد الربوبیه” که بعد از اسفار به نگارش در آمده، چنین آورده است:

تفصیل این بحث را در اسفار آورده ایم و در آن جا جانب قول به اشدیت (تشکیک در ماهیت) را ترجیح داده ایم و در این جا می گوئیم این تفاوت [در شدت و ضعف ماهیات مثل سیاهی تام و ناقص] بازگشتش به تفاوت در انحاء وجودات است؛ چرا که وجود در نفس خود دارای اطوار مختلفی است که معانی و ماهیات هم راجع به همین اطوار هستند.[۷]

بنابراین می توان گفت، ملاصدرا تشکیک در ماهیت را پذیرفته، اما بنابر قول به اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت این تشکیک در ماهیت را برخواسته از تشکیک در وجود دانسته است. شاید دلیل این قول هم ناتمام بودن ادلّه کسانی بوده است که تشکیک در ماهیت را جایز ندانسته اند.

تعریف ماهیت و مفهوم با حد

از آن جا که سؤال از ماهیت، سؤال از حقیقت و چیستی شیء است، بنا براین، در مقام سؤال از ماهیت باید پاسخی داده شود که به اصطلاح، تعریف حدی آن شیء باشد، هم چنان که گفته اند: “حد عبارت است از قولی که ماهیت شیء را بیان می کند”.[۸] و می دانیم که در علم منطق تعریف شیء با حد عبارت است از: تعریف با فصل قریب (وجه تمایز اصلی شیء)؛ چه حد تام که باید جنس قریب و فصل قریب آن ذکر شود و چه حد ناقص که شامل جنس بعید و فصل قریب یا فصل قریب به تنهایی می باشد.

بنابراین ماهیت از آن جا که اشاره به حدود حقیقی اشیاء دارد و آن را از سایر حدود وجودی مشخص می کند قابل تعریف با حد است، اما مفهوم (غیر از مفاهیم حقیقی که همان ماهیت است) از چنین اتحاد و تطابق ذاتی با شیء یا فرد خارجی برخوردار نیست، بنابراین قابل تعریف با حد هم نخواهد بود. مگر آن که بخواهیم خود مفهوم را باقطع نظر از این که مفهوم  برای چه چیزی باشد تعریف کنیم که در این صورت به عنوان کیف نفسانی قابل تعریف خواهد بود.

 

اقسام ماهیت

(در حال تکمیل است)

 

ماهیت مبهم(مشترک)

(در حال تکمیل است)

 

ماهیت معیّن(مختص)

(در حال تکمیل است)

 

اعتبارات ماهیت

(در حال تکمیل است)

ماهیت لابشرط

(در حال تکمیل است)

 

ماهیت مقیده یا مخلوط (بشرط شی)

(در حال تکمیل است)

 

ماهیت مجرده (بشرط لا)

(در حال تکمیل است)

 

اصالت ماهیت یا وجود

(در حال تکمیل است)

 

مسائل ماهیت

(در حال تکمیل است)



[۱]. شیروانی، علی، شرح مصطلحات فلسفی بدایه الحکمه و نهایه الحکمه ، ص ۱۶۰؛ کرجی، علی، اصطلاحات فلسفی و تفاوت آنها با یک دیگر ، ص ۲۳۷٫

[۲]. شیروانی، علی، شرح مصطلحات فلسفی بدایه الحکمه و نهایه الحکمه ، ص ۱۵۷ و ۱۵۸٫

[۳]. کرجی، علی، اصطلاحات فلسفی و تفاوت آنها با یک دیگر، ص ۲۲۰ و ۲۲۱؛ سجادی، سید جعفر، فرهنگ علوم عقلی، ص ۵۱۳ و ۵۶۷- ( یک جلدی)، شرح مبسوط منظومه ج ۱ ، شهید مطهری ص ۳۲ ( چهار جلدی).

[۴] . شیرازی، صدر المتالهین، الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، ص ۱۳۴، المرکز الجامعی للنشر.

[۵] . شیرازی، صدر المتالهین، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، ج ۱، ص ۴۳۴، دار احیاء التراث.

[۶] . همان ، ص ۴۳۶٫

[۷]. شیرازی، صدر المتالهین، الشواهد الربوبیه فى المناهج السلوکیه، ص ۱۳۵٫

[۸]. مطهری، مرتضی، شرح مبسوط منظومه، ج ۱، ص ۳۰۱، ( چهار جلدی).




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


7 + = 11