دایره المعارف اسلام پدیا » عبادت فرشتگان
منوی اصلی

عبادت فرشتگان

تاریخ: ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ در باب: فرشتگان

عبادت، چیزى جز اظهار عبودیت در مقابل رب و مولى و مالک خود نیست. هر چه درک عظمت و هیبت حق متعال بیشتر باشد، این ظهور عبودیت و اظهار کوچکى در مقابل آن عظیم، نمود بیشترى مى یابد. این ظهور و اظهار بندگى نشانه کمال و درایت خود عبد است و از این عبادت چیزى عاید معبود و ربّ نمى شود و لازم هم نیست که چیزى عاید آن ذات اقدس گردد تا این امر سبب خلق و تکوّن این بندگان شود؛ زیرا اصل تکوّن و پیدایش این ها، نمایش قدرت اله و اعطا نعمت وجود به این ها است.

حال اگر بنده اى مختارانه مشغول عبادت شود، این عبادت او سبب صفاى باطن و کمال نفس خود او و در نتیجه پیشرفت او در مراتب عبودیت و انسانیتش مى شود. پس اثر این تسبیح و تحمید و تکریم و تعظیم، در بنده است و از این عبادت فایده اى متوجه ربّ نمى شود که با ترک آن ضررى متوجه خدا شود. بلکه با ترک عبادت، این عبد است که خود را از ثمرات عالى آن محروم مى کند.

ظاهراً این شبهه براى برخى از ملایکه هم مطرح بود؛ زیرا وقتى خداوند به ایشان اعلام نمود که مى خواهم خلیفه اى در زمین قرار دهم؛ گفتند: ما که تسبیح و تقدیس تو را مى نماییم، چرا در زمین کسى را مى آفرینى که فساد کند و خون بریزد. پس خدا علم خاص را در اختیار آدم (علیه السلام) نهاد و آنها از تعلّم آن عاجز ماندند، پس گفتند: ما علمى و توانى نداریم جز آنچه تو آن را به ما تعلیم داده اى! پس به عجز خود معترف شده و بر آدم (علیه السلام) سجده کردند![۱] در جاى خود مسلم است که عبادت مختارانه و آگاهانه بر عبادت تکوینى جبرى ارزش بیشترى دارد، لذا آن یکى اثرى دارد که این یکى ندارد، آن یک؛ موجود بالقوه را بالفعل مى کند، اما این یکى ثمره فعلیت ثابت است که به بالاتر راهى ندارد و اگر تخلف کند، سقوط مى کند!

عبادات فرشتگان مقتضاى علم شهودى ایشان به ذات حق و خوف و خشیت آنان ناشى از هیبت و عظمت حق تعالى است. البته این علم به تناسب وجود محدود آنها برایشان حاصل است و عبادتشان نیز متناسب با ذات محدود این ها است، نه متناسب با ذات اقدس خدا.

آن اعتراف ملائکه موقع خلق آدم؛ ناشى از محدودیت علمشان بود و چون این امر برایشان مکشوف و مسجّل بوده و عجز خود را از احاطه به حکمت هاى خلقت توسط اله دریافتند، به جهالت و تقصیر خویش اعتراف نموده پس بر آدم -به امر خدا- سجده کردند.

خلاصه این که عبادت ملایکه؛ اختیارى و به آن گونه که در انسان مطرح است و ملاک تشریع و تکلیف است، نیست؛ لذا سبب ترقى و تعالى و تکامل و رشد آنها نمى شود، بله اگر این عبادت را رها کرده یا تقصیر کنند، سقوط مى کنند.

پس منشأ عبادت آنها علم آنها به ذات اقدس اله و درک هیبت و عظمت او از یک سو و حقارت و محدودیت وجودى خود از طرف دیگر است؛ چنانچه این امر در فطرت انسان نیز نهفته است و لکن از عبادت تکوینى و جبرى ملایک نیز فایده اى عاید رب نگشته و خداوند به اینها و عبادتشان نیازى ندارد، اما وجود اینها که واسطه بین عالم ملکوت یا عالم ملک و طبیعت هستند، لازمه خلقت و آفرینش نظام احسن است و خود جلوه اى از قدرت نمایى خالق قادر حکیم است.



[۱]. بقره، ۳۳ – ۳۰٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


4 + = 7