دایره المعارف اسلام پدیا » درمان پر حرفی
منوی اصلی

درمان پر حرفی

تاریخ: ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ در باب: گناهان زبان

زبان، ترجمان دل، نمایندۀ عقل، کلید شخصیت و مهم ترین دریچۀ روح آدمی است. آنچه بر صفحۀ زبان و در لابلای گفته های انسان ظاهر می شود، نمودی از آن چیزی است که بر صفحۀ روح انسان نقش می بندد. زبان در عین این که یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند و ابزاری برای رشد و روابط با دیگران بوده، در عین حال آفات فراوانی نیز دارد و می تواند سرچشمۀ گناهان بی شماری باشد؛ از این رو، برای کنترل زبان و استفاده به جا از آن، دو راه پیشنهاد می شود:

الف. درمان علمی:

توجه به خطرات زبان و مراقبت از آن، بهترین درمان عملی برای پرحرفی است. زبان و سخن گفتن با آن، در عین حال که در جاهایی بسیار مفید است، آفات و خطرات فراوانی هم دارد. هر صبح که انسان از خواب بیدار می شود، لازم است به خود توصیه کند که مراقب زبانش باشد؛ زیرا این عضو می تواند انسان را به اوج سعادت یا خاک ذلت و شقاوت بکشاند. امام سجّاد (ع) فرمود: «هر صبح، زبان آدمى تمام اعضاى بدنش را زیر نظر گرفته، و مى‏گوید: چگونه هستید؟ چگونه صبح کردید؟ پاسخ می دهند به خیر و خوبى است به شرط آن که تو [دست از سر ما بردارى] و ما را به خود رها کنى؟ و او را به خدا سوگند می دهند [که سخن ناروایی نگوید و آنان را به مشقّت نیندازد] و می گویند [شکی در این نیست که] به خاطر تو، ثواب و پاداش به ما مى‏رسد، و به سبب تو است که کیفر مى‏شویم».[۱]

پس انسان باید مواظب زبان و سخن خود باشد؛ زیرا هر کلامی که از او صادر شده در نامۀ عمل او ثبت و ضبط می شود. در قرآن کریم آمده است: «انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد، مگر این که همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموریت (و ضبط آن) است».[۲]

در احادیثی از امام علی (ع) می خوانیم:

۱٫ آن حضرت از نزدیک مردى عبور کردند که بسیار پرحرفى می کرد، حضرت در نزد او توقف کرده و فرمودند: اى مرد! تو بر فرشتگان حافظ خود با این پر حرفى کتابى را املاء می کنى؛ از آنچه به تو سود می دهد سخن بگو و از سخنان واهى دوری کن.[۳]

۲٫ «سخن در اختیار تو بوده مادامى که آن را بر زبان جارى نکرده‏اى، ولى هرگاه سخن گفتى تو در بند آن گرفتار مى‏شوی؛ اکنون زبانت را همانند طلا و نقره ات حفظ کن؛ بسا سخنى که نعمتى را از انسان سلب مى‏کند. پس هر چه نمى‏دانى از گفتن آن خوددارى کن. خداوند بر اعضا و جوارحت چیزهایى واجب کرده که روز قیامت از آنها سؤال خواهد کرد، در آن روز خوار خواهد شد کسى که زبانش بر او حکومت کند. هرکس پر حرف شد خطایش هم زیادتر مى‏شود، و هر کس این چنین باشد حیایش کم می شود، و هرکس حیایش کم شد، ورعش [دوری از گناهان و امور شبهه ناک] کم خواهد شد، دلش مى‏میرد و هر که دلش مرد، وارد دوزخ مى شود».[۴]

۳٫ «هنگامی که عقل کامل شود، سخن کم می‏شود».[۵]

بنابراین، از نگاه آیات و روایات، بهترین روش برای پرهیز از آفات زبان، خودداری از پرگویی و ترک گفتارهای بی فایده است؛ زیرا اگر انسان بداند سخنانش جزو اعمال او محسوب می‏شود و در برابر آن مسئول است، از پر حرفی که نوعاً به دروغ، غیبت، اتلاف وقت، آزار دیگران، قساوت قلب و… منتهی می‏شود اجتناب خواهد نمود.

شاید بتوان ریشه روانی زیاد حرف زدن را در این نکته دانست که ما انسان ها دوست داریم همیشه مورد توجه و محبت دیگران باشیم و برای این که محبت کافی را از دیگران کسب کنیم دست به کارهایی می زنیم که باعث جلب توجه شود، ولی نباید فراموش کرد که اگر انسان ارتباط خود را با خدا درست نماید و انگیزۀ او در انجام کارها کسب رضایت خدا باشد، و تلاش در این نماید که محبوب او شود، خداوند او را محبوب دیگران می کند، بدون این که نیازی به ریا و جلب توجه آنان داشته باشد. پس نیازی به پر حرفی و یا هر کار ناپسند دیگری برای جلب توجه دیگران نیست.[۶]

ب. درمان عملی:

می توان با تمرین و تلقین و احیاناً با نذر و یا جریمه کردن خود در صورت پرحرفی، به تدریج خود را به دوری از آن عادت داده و صفت ثابت و راسخی را در این زمینه کسب نمود.

نکته قابل توجه این که، منع زبان از پرگویی، کاری تدریجی و طولانی بوده و به گذر زمان نیاز دارد. کسی که به پرگویی و کنترل نداشتن بر زبانش عادت داشته و این عمل در او به صورت ملکه درآمده است، نمی تواند یک روزه بر خلاف آن عمل کند، بلکه باید قرار بر این بگذارد که هر روز مقداری از پرگویی اش را کم کند تا به تدریج با تسلط بر زبان و سخنانش بتواند به مقدار لازم و ضروری از زبانش استفاده کند و سخن بگوید.

برای آگاهی بیشتر نمایه های زیر را مطالعه کنید:

«راهنمایی برای زدودن رذایل»، سؤال ۲۶۰۴ (سایت اسلام کوئست:۲۷۴۱).

«مقایسۀ کلام و سکوت»، سؤال ۹۱۳۵ (سایت اسلام کوئست: ۹۶۰۸).

«راه های ترک گناهان زبانی»، سؤال ۱۳۸۶۸ (سایت اسلام کوئست: ۱۳۵۸۲).



[۱] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۰۲، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۲] . ق، ۱۸:«ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ».

[۳] . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۹۶، نشر جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.

[۴] . بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۲۸۶٫

[۵] . بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۵۹٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 12