دایره المعارف اسلام پدیا » حدیث کساء
منوی اصلی

حدیث کساء

تاریخ: ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ در باب: درایة الحدیث

مفهوم حدیث کساء

حدیث کساء از احادیث مشهور بین خاصه و عامه است که در کتب فریقین (شیعه و اهل سنت ) به طرق و اسانید مختلف بیان شده است و مبدأ اصطلاحاتی همچون اصحاب کساء، آل عباء، پنج تن آل عبا و… گردیده است.

مقدار مسلّم و مورد اتفاق این حدیث در تمامی آثار شیعه و سنی چنین است: “روزی پیامبر اکرم و حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسن و حسین (علیهم السلام) در منزل ام سلمه گرد هم آمدند، پیامبر بالاپوشی بر سر خود و آن چهار تن دیگر افکند، و در آن حال چنین دعا کرد: «خدایا اینان اهل بیت و وابستگان خاص من هستند، پس هر پلیدی را از ایشان بزدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار» پس از آن جبرئیل فرود آمد، و آیه تطهیر: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً »[۱] را فرود آورد.

در جوامع روایی مراد از “حدیث کساء” گاه مجموعه‏اى از احادیث است که در کتب حدیثى و … اهل تسنن و تشیع در شأن نزول آیه‏ تطهیر و جریان اجتماع اصحاب خمسه ‏(ع) در زیر کساء آمده است، و گاه مراد حدیثى است که در برخى از کتب مانند: “المنتخب” و “عوالم العلوم…”[۲]  و “منتهى الآمال”[۳] “مفاتیح الجنان” و… ذکر گردیده است.

حدیث کساء و سند آن

با توجه به مطلب ذکر شده مبنی بر این که در جوامع روایی منظور از حدیث کساء یکی از دو صورت زیر است، سند هریک را به صورت مجزا بررسی می کنیم :

أ‌.         حدیث کساء در منابع اهل تسنن و تشیع:

واقعه‏ کساء که در جریان نزول آیه‏ تطهیر: “إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً”[۴] به دست مبارک پیامبر گرامى اسلام (ص) تحقق یافته است، امرى است مسلم و قطعى. و این واقعه که در متون و احادیث فراوانى از اهل تسنن (صحابه و تابعین) و تشیع (امامان معصوم ‏(ع) و سایرین) نقل شده است، از جمله مواردى است که بیانگر مقام شامخ و الاهى ذوات مقدسه‏ اصحاب کساء مى‏باشند. این واقعه به گونه‏ متواتر از محدثان شیعه و سنّى نقل گردیده و شواهد و قراین بسیارى در تاریخ مؤید آن مى‏باشد.

از این رو، روزى که این واقعه در آن رخ داد، به نام “روز کساء” و پنج نفرى که در آن روز مشمول آیه‏ شریفه و لطف ویژه‏ الاهى قرار گرفتند به نام “اصحاب کساء”[۵] شناخته و معروف شده اند. اصحاب (و اهل) کساء عبارتند از: پیامبر اکرم (ص)، امیرمؤمنان على، فاطمه، حسن و حسین (‏ع).

روایات فراوانى که در این زمینه وجود دارد، یکسان نبوده و اختلافاتى در محتوا و الفاظ دارند. عده‏اى از آنان اصل ماجرا را بیان نموده، خصوصیات آن را ذکر نمى‏کنند. عده‏اى هم به جزئیات و خصوصیات واقعه پرداخته‏اند، لکن هر کدام از آنان تشریح گوشه‏اى از ماجرا را عهده دارند.

بدین سبب سخن در باره‏ آیه‏ تطهیر و تفسیر و بررسى روایات مربوط به آن و این که آیه‏ کریمه، اختصاص به اهل بیت و اصحاب کساء (ع) دارد از مجال فعلى بحث بیرون است و گمان این است که با مراجعه به کتاب‏هایى که در این زمینه نگاشته شده، و نیز تفاسیر و مجامع روایى، غناى کافى براى خواننده‏ آن کتب حاصل خواهد شد.[۶]

شاید ذکر این مطلب کافى به نظر برسد که یکى از دانشمندان، پیرامون آیه‏ تطهیر کتابى تألیف نموده است که در صفحات قابل توجهى از مجلد اول آن به بیان متون حدیث پرداخته و تعداد صحابه را که این حدیث را نقل مى‏کنند، بیش از پنجاه تن ذکر نموده است.[۷]

تعداد روایات مربوط به آیه تطهیر افزون بر هفتاد حدیث مى‏باشد.[۸] قندوزى حنفى مذهب، پس از نقل مطالبى در مورد “مودت قربى” که مى‏گوید رسول خدا (ص) پس از فرود آمدن آیه‏ “و امر اهلک بالصلاه و اصطبر علیها” مدت نه ماه به در خانه فاطمه (ع) مى‏آمد و مى‏فرمود: ” إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً “، چنین گفته است: این خبر از سیصد تن از صحابه روایت شده است.

شایان ذکر است کسی که تلاش در انکار اکثر روایات مربوط به فضایل اهل بیت ‏(ع) دارد، به صحت حدیث کساء اعتراف نموده و مى‏گوید: “اما حدیث کساء صحیح است”.[۹]

با فحص در سندهاى احادیث مربوط به آیه‏ تطهیر و جریان کساء، اسامى راویان از اصحاب به بیش از سى نفر خواهد رسید. عده‏اى از آنان عبارتند از: ۱٫ امیرمؤمنان على (ع) ۲٫ امام حسن بن على (ع) ۳٫ امام على بن الحسین (ع) ۴٫ امام صادق (ع) ۵٫ امام رضا (ع) ۶٫ جابر بن عبداللَّه ۷٫ عبداللَّه بن عباس ۸٫ عبداللَّه بن جعفر الطیار ۹٫ بریده الاسلمى ۱۰٫ عبداللَّه بن عمر ۱۱٫ عمران بن حصین ۱۲٫ سلمه بن الاکوع ۱۳٫ ابوسعید الخدرى ۱۴٫ انس بن مالک ۱۵٫ ابوذر ۱۶٫ ابولیلى ۱۷٫ ابوالاسود دئلى ۱۸٫ عمرو بن میمون اودى ۱۹٫ سعد بن ابى وقاص ۲۰٫ ام سلمه ۲۱٫ عایشه ۲۲٫ عمربن ابى سلمه ۲۳٫ ابوالحمراء ۲۴٫ زینب بنت ابى سلمه ۲۵٫ عامر بن سعد ۲۶٫ البراء بن عازب ۲۷٫ واثله بن الاسقع (الاصقع) ۲۸٫ ثوبان غلام پیامبر (ص) ۲۹٫ عطاء بن سیار ۳۰٫ ابوهریره و… .[۱۰]

البته همان گونه که قبلاً بیان گردید، اختلاف‏هایى در الفاظ روایات و شرایط و مکان و زمان جریان کساء و نزول آیه‏ تطهیر ممکن است مشاهده شود، ولى هیچ جاى تردیدى در اصل حدیث کساء وجود ندارد، اما این که سرّ اختلاف‏ها چیست، خود موضوع مهمّ و جدایى است که ضرورت چندانى در مطرح نمودن آن در این نوشتار وجود ندارد، لکن به طور خلاصه مى‏توان گفت حادثه‏ کساء در منزل ام سلمه واقع گردیده است، گرچه برخى احتمال داده‏اند که در منزل دیگر همسران پیامبر (ص) اتفاق افتاده باشد. و این نه تنها نشانه‏ ضعف نیست، بلکه شواهد و قراین دیگرى است بر این که افرادى دیگرى مثل عایشه و زینب نیز، شاهد ماجرا بوده‏اند، هرچند که وقوع آن در خانه‏ ام سلمه، نشانه‏ مقام و شخصیت آن بانوى گرامى است.[۱۱]

حتى برخى احتمال این که حادثه کساء در منزل فاطمه زهرا (ع) واقع شده باشد را احتمالى قوى دانسته‏اند.[۱۲] عده‏اى از محدّثان احتمال تعداد و تکرار این حادثه را داده‏اند که چندان صحیح به نظر نمى‏رسد[۱۳] و مى‏توان گفت: اصل حادثه در منزل ام سلمه اتفاق افتاده و در همان جا آیه‏ تطهیر نازل شده، لکن بعداً رسول خدا (ص) در موارد مختلف داستان مزبور را تکرار نموده است تا قضیه روشن شود و مصادیق “اهل بیت” معین گردد تا بعداً کسى نگوید زنان رسول خدا مصادیق اهل بیت هستند یا بگوید، داستان مزبور یک امر عادى بوده است،[۱۴] یا در جریان کساء، جمعى از خویشاوندان و خدمتگزاران و یاران خاص رسول اکرم (ص)، شاهد و ناظر حادثه‏ کساء بوده و آن را نقل نموده‏اند؛ مانند: امام على (ع) ، امام حسن (ع)، ام سلمه، عایشه، زینب دختر ام سلمه، ثوبان، غلام آزاد شده‏ پیامبر (ص)، واثله بن اسقع.[۱۵] (با فرض صحت سند تمامى نقل‏ها).

پس در این که بعد از نزول آیه‏ تطهیر در خانۀ ام سلمه، پیامبر اکرم (ص) على و فاطمه و حسن و حسین‏ (ع) را به نزد خویش خوانده و جامه‏اى را که بر دوش داشت، بر سر آنها افکنده و فرمود: “پروردگارا، اینان اهل بیت من هستند، آلودگى را از ایشان برطرف کن و پاکیزه شان گردان”، هیچ تردید و شبهه‏اى میان علماى شیعه وجود ندارد و یقیناً، ام سلمه و … هرچند داراى منزلت و مقامى هم باشند، داخل در اهل بیت نبوده و از جمله‏ افرادى که در زیر کساء جمع شده بودند، نمى‏باشند.[۱۶]

ب. حدیث کساء به نقل از فاطمۀ زهرا (ع): از بخش نخست این نوشتار، چنین نتیجه گرفته شد که حدیث کساء، بنابر اتفاق شیعه و سنى، امرى قطعى و روشن است و جاى هیچ شک و شبهه‏اى در سند و متن حدیث وجود ندارد، ولى حدیثى تحت عنوان “حدیث کساء” به نقل از دخت گرامى پیامبر اسلام (ص) و سرور بانوان جهان، فاطمه زهرا (س) در برخى کتب آورده شده است؛ مثلاً در “مفاتیح الجنان” محدث قمى، این حدیث در پایان کتاب آورده شده است،[۱۷] ولى وجود این حدیث در مفاتیح، دلیلى بر صحت و درستى این حدیث در نزد علماى شیعه، حتى مرحوم محدث قمى نمى‏باشد چرا که این متنی که به عنوان حدیث کساء در مفاتیح آمده است، هم از نظر متن و هم از نظر سند، اشکال دارد….(زیرا) حدیث کساء به اتفاق شیعه و سنی در خانه «ام سلمه» بوده، ولی روایت جدید (مفاتیح الجنان ) می گوید در خانه حضرت فاطمه (س) بوده![۱۸]. ضمن این که در انتساب حدیث کسائی که در انتهای مفاتیح الجنان است به مرحوم محدث قمی شبهه وجود دارد و بسیاری از علما آن را منتسب به محدث قمی نمی دانند و معتقدند که پس از ایشان به کتاب اضافه شده است.

از این رو، مى‏توان گفت آنچه به عنوان “حدیث کساء” از فاطمه‏ زهرا (ع) نقل شده، سند معتبرى ندارد؛ زیرا:

۱٫ آن گونه که محدث قمى، فرموده است، شاید اولین کسى که این حدیث را بدون ذکر سند، نقل نموده است، شیخ طریحى در کتاب “المنتخب” مى‏باشد،[۱۹] که از علماى قرن یازدهم هجرى قمرى مى‏باشد و به مدت هزار سال و … از چنین حدیثى، خبرى نبوده است. چنان که مرحوم محدث قمى به این مطلب تصریح نموده است. او مى‏گوید: “حدیثى که در عصر ما به این شکل به حدیث کساء معروف شده است، در هیچ یک از کتاب‏هاى معتبر حدیث و یا اصول حدیثى و مجامع متقن محدثان دیده نشده است. و مى‏توانیم آن را از مختصات کتاب المنتخب بدانیم.”[۲۰]

۲٫ به رغم این که حدیث کساء در کتاب المنتخب، بدون سند مى‏باشد، در نقلى که در حاشیه‏ کتاب “عوالم العلوم” آمد، به صورت مسند ذکر گردیده است،[۲۱] “رأیت بخط الشیخ الجلیل السید هاشم، عن شیخه السید ماجد البحرانى، عن…، عن على بن ابراهیم، عن ابیه ابراهیم بن هاشم، عن احمد بن محمد بن ابى نصر البزنطى، عن قاسم بن یحیى الجلا الکوفى، عن جابر بن عبداللَّه الانصارى، عن فاطمه الزهرا (ع)، بنت رسول اللَّه (ص)، قال: سمعت فاطمه، انها قالت: دخل علىّ ابى رسول اللَّه (ص)، فقال: السلام علیک یا فاطمه…”.

لکن با فرض این که شیخ عبداللَّه ‏بن نوراللَّه بحرانى این سند را در حاشیه‏ عوالم نوشته باشد، بر اساس چه ملاک و معیارى تشخیص داده است که آنچه که مشاهده نموده است، همان خط سید هاشم بحرانى باشد؟

ثانیاً، سند (از ناحیه‏ برخى راویان مانند، قاسم بن یحیى و…) مشکل داشته و معتبر نمى‏باشد.

ثالثاً، با این که سید هاشم بحرانى در دو کتاب خود به نام‏هاى “تفسیر البرهان” و “غایه المرام” اهتمام خاصى به جمع آورى احادیث دارد (نه تصحیح احادیث)، چرا دلیل این حدیث را در آنها ذکر ننموده است؟

رابعاً، محدثان بزرگى مانند کلینى، شیخ طوسى، شیخ مفید و … در سلسله سند وجود دارند، لکن هیچ کدام این حدیث را در کتاب‏هاى خود ذکر نکرده‏اند!

۳٫ هیچ یک از منابع حدیثى اهل تسنن و تشیع که در صدد جمع آورى روایت‏هاى منسوب به اهل بیت ‏(ع) بوده‏اند، مانند بحارالانوار و…، این حدیث را ذکر ننموده است.

۴٫ با ملاحظه‏ نظر محدث قمى در مورد این حدیث در “منتهى الآمال” از یک سو و سخن او در مقدمۀ ملحقات مفاتیح الجنان که نگران کم و زیاد شدن بعضى زیارت‏ها و یا دعاها به کتاب خود مى‏باشد، و اهمیت و جایگاهى که این کتاب در میان مردم دارد، از سوى دیگر، و انضمام مطالب و اشکالاتى که قبلاً بیان شد، شاید بتوان گفت حدیث کساء با عنوان “حدیث کساء به سند صحیح از عوالم” از اضافاتى است که بعد از رحلت ایشان، در مفاتیح الجنان صورت پذیرفته است، یا… .[۲۲]

در نتیجه، حدیثى که در برخى کتب به فاطمه زهرا (ع) نسبت داده مى‏شود، نمى‏تواند معتبر باشد، به ویژه آن که، متن حدیث با سایر متن‏هاى معتبر، متفاوت است.

گروهی از دانشمندان شیعه رساله های مستقلی درباره اسناد حدیث کساء نگاشته و به اثبات اعتبار آن پرداخته اند که از جمله آنهاست:

۱ . سند حدیث کسا ء، اثر آیه الله مرعشی نجفی، چاپ ۱۳۵۶ ق.

۲٫ آیه التطهیر فی الخمسه اهل الکساء، اثر محیی الدین موسوی غریفی، چاپ ۱۳۷۷ ق؛

۳٫ حدیث الکساء عند اهل السنه، اثر سید مرتضی عسکری، چاپ اول

۴٫ سند حدیث شریف کساء، از علی اکبر مهدی پور، چاپ ۱۴۱۰ ق.

همچنین شرح هایی بر متن معروف حدیث کساء نوشته شده که از آن جمله است:

۱٫ التحفه الکسائیه، از شیخ بافقی یزدی (م ۱۳۱۰ ق)

۲٫ کشف الغطاء عن حدیث الکساء، از شیخ علی آل عبدالغفار کشمیری (م ۱۳۴۵ ق) . و نیز ده ها تن از شعرای نامدار عرب و فارس و ترک و لر و اردو، حدیث کساء را به نظم درآورده اند. [۲۳]

حدیث کساء و اثبات ولایت و عصمت اهل بیت

همانگونه که مشاهده شد روایات فراوانى در مورد حدیث کساء به طور اجمال وارد شده[۲۴] که از همۀ آنها استفاده مى‏شود، پیامبر (ص)، على، فاطمه، حسن و حسین (ع) را فرا خواند و یا به خدمت او آمدند؛ پیامبر (ص) عبایى بر آنها افکند، و فرمود:

خداوندا! اینها خاندان من هستند، رجس و آلودگى را از آنها دور کن، در این هنگام آیه إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ نازل گردید.

دانشمند معروف اهل سنت حاکم حسکانى نیشابورى در شواهد التنزیل[۲۵] و هم چنین سید ابن طاووس [۲۶] این روایات را به طرق متعدّد از راویان مختلفى گردآورى کرده اند.

این حدیث از نظر معنا دارای دو نکتۀ قابل توجه و دارای اهمیت است:

۱٫اثبات امامت و ولایت:

حدیث کساء در مرحلۀ اول به مسئلۀ امامت و ولایت اهل بیت اشاره می کند و این مقام را در ایشان منحصر می کند.

الف) مقام امامت اهل بیت: حضرت رسول (ص) در مناسبت ها و زمان های مناسب از جانشینی امام علی (ع) سخن گفته اند. حدیث کساء یکی از آن موارد است. آن حضرت (ص) در یکی از فرازهای حدیث، امام علی (ع) را برادر، وصی، خلیفه و پرچمدار خود معرفی می کند.[۲۷] و برای آن که به مقام اهل بیتش و اهمیت آنان نزد خود اشاره کند تا بعد از وفاتشان حرمت آنان حفظ شود، بعد از جمع نمودن اهل بیت در زیر کساء فرمودند: اینانند خاندان من و خواص و نزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است؛ مى آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد، و به اندوه مى اندازد مرا هرچه ایشان را به اندوه در آورد. من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد. از من اند و من از ایشانم پس درودهاى خود و برکت ها و مهر و آمرزشت را بر من و آنان بفرست و در صلحم با هر که با ایشان در صلح است و دشمنم با هر کس که با ایشان دشمنى کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد.

ب) انحصار مقام امامت: بعد از این که امام حسن، امام حسین، امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) به خدمت رسول گرامی اسلام (ص) رسیدند ایشان کساء یمانی را روی این بزرگوارن قرار دادند و از خداوند خواستند که آنها را از رجس و پلیدی دور شمرد که آیۀ شریفه نازل شد. اکنون سؤال این است که آیا واقعاً این کار پیامبر دلیلی داشته یا بیهوده و بدون دلیل صورت گرفته؟ در پاسخ باید گفت که  ممکن نیست پیامبر (ص) با آن عظمت و آگاهی کاری بیهوده انجام دهد.[۲۸] پس این کار حضرت دلیل و حکمتی داشته که با کمی دقّت در سیاق جمله های قبل و بعد از آیۀ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ…» روشن می شود، آن حضرت قصد داشته اهل بیت را کاملاً مشخص و جدا از دیگران کند و بگوید: آیۀ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ…»  تنها در باره این گروه صادق است، که مبادا کسى مخاطب در این آیه را تمام افراد خانوادۀ پیامبر (ص) و همه کسانى که جزء خاندان او هستند بداند؛ یعنی اگر پیامبر این کار را برای تمییز اهل بیتش انجام نمی داد، ممکن بود تمامی زنان و خویشاوندان آن حضرت از اطلاق آیه استفاده کنند و خود را داخل در مضمون آیه بدانند. فلذا در بعضى از روایات آمده است که پیامبر (ص) سه بار این جمله را تکرار کرد:” خداوندا اهل بیت من این ها هستند پلیدى را از آنها دور کن.[۲۹]

و در منابع اهل سنت نیز آمده که آن حضرت تا چهل شب نزدیک نماز صبح در خانۀ علی و فاطمه (ع) را می زد و می فرمود: «السلام علیکم أهل البیت و رحمه الله و برکاته ، الصلاه رحمکم الله »، إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا[۳۰].[۳۱]

۲٫ اثبات عصمت:

نکتۀ مهم دیگری که در این حدیث به آن اشاره شده، عصمت اهل بیت و به تبع آن تمامی امامان از رجس و پلیدی است. از آن جا که این حدیث شأن نزول برای آیۀ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ» است، همان طور که این آیه بر معصومیت اهل بیت(ص) دلالت می کند، حدیث کساء هم این گونه است.

در آیۀ فوق بعضى از مفسران،”رجس” را، تنها اشاره به شرک و یا” گناهان کبیره زشت” همچون” زنا” دانسته‏اند، در حالى که هیچ دلیلى بر این محدودیت در دست نیست، بلکه اطلاق “الرجس” (با توجه به این که الف و لام آن” الف و لام جنس” است) هرگونه پلیدى و گناه را شامل مى‏شود، چرا که گناهان همه رجسند، و لذا این کلمه در قرآن به”شرک”،”مشروبات الکلى”، “قمار”، “نفاق”، “گوشت هاى حرام و ناپاک” و مانند آن اطلاق شده است.[۳۲]

از سویی دیگر، با توجه به این که ارادۀ الاهى تخلف ناپذیر است، و جمله «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ‏» دلیل بر اراده حتمى او مى‏باشد، مخصوصاً با توجه به کلمه “انّما” که براى حصر و تأکید است، روشن مى‏شود که اراده قطعى خداوند بر این قرار گرفته که اهل بیت از هرگونه رجس و پلیدى و گناه پاک باشند، و این همان مقام عصمت است.

این نکته نیز قابل توجه است که منظور از ارادۀ الاهى در این آیه دستورات و احکام او در مورد حلال و حرام نیست (ارادۀ تشریعی)، چرا که این دستورات شامل همگان مى‏شود و اختصاص به اهل بیت ندارد، بنابر این با مفهوم کلمه “انّما” سازگار نمى‏باشد.

پس این اراده مستمر اشاره به یک نوع امداد الاهى است که اهل بیت را بر عصمت و ادامه آن یارى مى‏دهد و در عین حال منافات با آزادى اراده و اختیار ندارد.

در حقیقت مفهوم آیه همان چیزى است که در زیارت جامعه نیز آمده است: خداوند شما را از لغزش ها حفظ کرد و از فتنه انحرافات در امان داشت، و از آلودگی ها پاک ساخت و پلیدى را از شما دور کرد، و کاملاً تطهیر نمود.[۳۳] با این توضیح در دلالت آیه فوق بر مقام عصمت اهل بیت نباید تردید کرد.[۳۴]

با بیان نکات فوق اهمیت حدیث کساء که در اثبات ولایت و عصمت اهل بیت است، روشن شد.



[۱]. احزاب، ۳۳٫

[۲]. این‏کتاب، که “عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال” نام دارد، توسط محدث عالی قدر، شیخ عبداللَّه بن نوراللَّه بحرانى از علماى قرن دوازدهم، تألیف گردیده است.

[۳]. مؤلف کتاب “منتهى الآمال، در احوالات نبى و الآل” مرحوم حاج شیخ عباس قمى است که در سال ۱۳۵۹ ه ق وفات نموده است. و از محدثان عظیم الشأن جهان تشیع مى‏باشد.

[۴]. احزاب، ۳۳، همانا خداوند اراده کرده که ناپاکى و آلودگى را از شما اهل بیت برطرف کند و شما را پاک و طاهر گرداند”.

[۵]. ر.ک: مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۲۴۵ و ۲۴۶ و ص ۴۹۴ و ۴۹۵، ح۴۰٫

[۶]. ر.ک: تفاسیر ذیل آیه ۳۳ احزاب؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۶، ص ۳۰۹ – ۳۲۰؛ آیه التطهیر فى احادیث الفریقین، موحد ابطحى، محمد على؛ تفسیر البرهان، ج ۳، ص ۳۰۹ – ۳۲۹؛ احقاق الحق، ج ۲، ص ۵۰۲ – ۵۷۳، ج ۳، ص ۵۱۳ – ۵۳۱ و…؛ فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج ۱، ص ۲۲۴ – ۲۴۳؛ مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۲۴۵ – ۲۴۶ و ج ۳۵، ص ۲۰۶ – ۲۳۷؛ تأویل الآیات الظاهره، ج ۲، ص ۴۵۷ – ۴۵۹؛ بحرانى، سید هاشم، غایه المرام، – اثبات الهداه، محمد بن حسن حر عاملى؛ الامام الصادق و المذاهب الاربعه، اسد حیدر؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۵ -۱۴۰؛ سنن ترمذى؛ ینابیع الموده، سلیمان بن ابراهیم قندوزى؛ درالمنثور، سیوطى و…؛ مسند احمد، ج ۶، ص ۲۹۸؛ میرحامد حسین، عبقات الانوار ؛ المالکى، على بن محمد بن احمد فصول المهمه فى معرفه احوال الائمه ؛ امینى، ابراهیم، بررسى مسائل کلى امامت ، ص ۱۷۴ – ۱۹۶؛ مرتضى عاملى، سید جعفر، اهل بیت در آیه تطهیر؛ رى شهرى، محمد، اهل البیت فى الکتاب والسنه، ص ۳۵ – ۷۱٫

[۷]. مهد ابطحى، سید على، آیه التطهیر فى احادیث الفریقین (آیه‏ى تطهیر در احادیث شیعه و سنّى).

[۸]. طباطبایى، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۳۱۱٫

[۹]. مرتضى عاملى، سید جعفر، اهل بیت در آیه‏ تطهیر، ص ۲۷٫

[۱۰]. همان؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۲۳۶؛ امینى، ابراهیم، بررسى مسایل کلى امامت، ص ۱۷۸ – ۱۸۰؛ بحرانى، سید هاشم، غایه المرام؛ میرحامد حسین، عبقات الانوار؛ سیوطى، جلال الدین، درالمنثور؛ ترمذى، محمد بن عیسى سوره، سنن ترمذى؛ طبرى، احمد بن عبداللَّه، ذخائر العقبى؛ هیثمى، احمد بن حجر، الصواعق المحرقه؛ و… .

[۱۱]. جوادى آملى، عبداللَّه، تجلى ولایت در آیه‏ تطهیر، ص ۹۰ و ۹۱؛ امینى، ابراهیم، بررسى مسائل کلى امامت، ص ۱۷۹ و۱۸۰٫

[۱۲]. جوادى آملى، عبداللَّه، تجلى ولایت در آیه تطهیر، ص ۹۲٫

[۱۳]. ر.ک: رى شهرى، محمد، اهل البیت فى الکتاب والسنه، ص ۳۹؛ جوادى آملى، عبداللَّه، تجلى ولایت در آیه‏ تطهیر، ص ۹۱ – ۹۲٫

[۱۴]. ر.ک: امینى، ابراهیم، بررسى مسایل کلى امامت، ص ۱۷۹ – ۱۸۰٫

[۱۵]. همان، ص ۱۷۱ – ۱۷۹؛ جوادى آملى، عبدللَّه، تجلى ولایت در آیه تطهیر، ص ۹۱؛ شریف مرتضى الموسوى، ابوالقاسم على بن الحسین، الفصول المختاره من العیون و المحاسن، ص ۵۳ – ۵۴ و… .

[۱۶]. ینابیع الموده، ص ۱۲۵؛ جامع الاصول، ج ۱۰، ص ۱۰۱؛ ذخائر العقبى، ص ۲۱؛ درالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۸؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۶۵ – ۱۴۰؛ بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۲۲۲؛ مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۵۷؛ مسند احمد، ج ۶، ص ۲۹۲ و ۴۰۴٫

[۱۷]. مفاتیح الجنان، بخش آخر، حدیث کساء.

[۱۸] بر گرفته از سایت دانشکده علوم حدیث

[۱۹]. قمی، شیخ عباس، منتهى الآمال، ج ۱، ص ۵۲۷، به نقل از “اهل البیت فى الکتاب و السنه”، ص ۳۹ و ۴۰٫

[۲۰]. همان.

[۲۱]. عوالم العلوم، ج ۲، ص ۹۳۰، (نقل از اهل البیت فى الکتاب والسنه، ص ۴۱؛ تجلى ولایت در آیه تطهیر، ص ۹۲).

[۲۲]. ر.ک: رى شهرى، محمد، اهل البیت فى الکتاب و السنه، ص ۴۲ – ۳۴٫

[۲۳]. بر گرفته از سایت حوزه نت.

[۲۴]  حلى، حسن بن یوسف، نهج‏الحق و کشف الصدق، ص ۲۲۸ و ۲۲۹، مؤسسه دار الهجره قم، ۱۴۰۷ هـ ق، در “مسند أحمد بن حنبل” از طرق متعدد و در “الجمع بین الصحاح السته” عن أم سلمه نقل شده که گفت: فاطمه بر پیامبر وارد شد حضرت فرمود: همسر و دو فرزند پسرت را بگو بیایند همه زیر کساء خیبری بودند که این آیه نازل شد. “إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً” حضرت گوشۀ کساء را گرفت و به سوی آسمان اشاره کرد و گفت: هؤلاء أهل بیتی، ام سلمه می گوید: سرم را داخل کساء کردم عرض کردم من هم جزء اهل بیت هستم حضرت فرمود: تو شخص خوبی هستی (امّا داخل اهل بیت نیستی)؛ همین معنا از صحیح أبی داود، موطإ مالک و صحیح مسلم فی جاهای متعدد و طرق مختلف وارد شده است.

[۲۵]حسکانى، حاکم، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۲، ص۱۷،  تهران، ۱۴۱۱ ق، نشر موسسه طبع ونشر

[۲۶] سید ابن طاووس، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، جلد۱، ص۱۲۴،  نشر خیام، ۱۴۰۰ ق

[۲۷] قالَ لَهُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخى یا وَصِیّى وَخَلیفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى. بر اساس آنچه در مفاتیح الجنان آمده است.

[۲۸]  نجم، ۳ و ۴، و هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گوید آنچه مى‏گوید به جز وحى که به وى مى‏شود نمى‏باشد.

[۲۹] اللهم هؤلاء أهل بیتی و خاصتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیر. شیخ صدوق، أمالی الصدوق، نشر اعلمى، چاپ بیروت، ۱۴۰۰ ق

[۳۰]  احزاب، ۳۳٫

[۳۱]  المعجم الاوسط للطبرانی، ج ۱۷، ص ۴۳۸، ح ۸۳۶۰٫

[۳۲] حج، ۳۰٫ مائده، ۹۰٫ توبه، ۱۲۵٫ انعام، ۱۴۵٫

[۳۳] عصمکم اللَّه من الذلل و آمنکم من الفتن، و طهرکم من الدنس، و اذهب عنکم الرجس، و طهرکم تطهیرا

[۳۴] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۷، ص ۲۹۸، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


4 + 8 =