دایره المعارف اسلام پدیا » حدیث کساء و اثبات ولایت و عصمت اهل بیت
منوی اصلی

حدیث کساء و اثبات ولایت و عصمت اهل بیت

تاریخ: ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ در باب: حدیث کساء

همانگونه که مشاهده شد روایات فراوانى در مورد حدیث کساء به طور اجمال وارد شده[۱] که از همۀ آنها استفاده مى‏شود، پیامبر (ص)، على، فاطمه، حسن و حسین (ع) را فرا خواند و یا به خدمت او آمدند؛ پیامبر (ص) عبایى بر آنها افکند، و فرمود:

خداوندا! اینها خاندان من هستند، رجس و آلودگى را از آنها دور کن، در این هنگام آیه إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ نازل گردید.

دانشمند معروف اهل سنت حاکم حسکانى نیشابورى در شواهد التنزیل[۲] و هم چنین سید ابن طاووس [۳] این روایات را به طرق متعدّد از راویان مختلفى گردآورى کرده اند.

این حدیث از نظر معنا دارای دو نکتۀ قابل توجه و دارای اهمیت است:

۱٫اثبات امامت و ولایت:

حدیث کساء در مرحلۀ اول به مسئلۀ امامت و ولایت اهل بیت اشاره می کند و این مقام را در ایشان منحصر می کند.

الف) مقام امامت اهل بیت: حضرت رسول (ص) در مناسبت ها و زمان های مناسب از جانشینی امام علی (ع) سخن گفته اند. حدیث کساء یکی از آن موارد است. آن حضرت (ص) در یکی از فرازهای حدیث، امام علی (ع) را برادر، وصی، خلیفه و پرچمدار خود معرفی می کند.[۴] و برای آن که به مقام اهل بیتش و اهمیت آنان نزد خود اشاره کند تا بعد از وفاتشان حرمت آنان حفظ شود، بعد از جمع نمودن اهل بیت در زیر کساء فرمودند: اینانند خاندان من و خواص و نزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است؛ مى آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد، و به اندوه مى اندازد مرا هرچه ایشان را به اندوه در آورد. من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد. از من اند و من از ایشانم پس درودهاى خود و برکت ها و مهر و آمرزشت را بر من و آنان بفرست و در صلحم با هر که با ایشان در صلح است و دشمنم با هر کس که با ایشان دشمنى کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد.

ب) انحصار مقام امامت: بعد از این که امام حسن، امام حسین، امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) به خدمت رسول گرامی اسلام (ص) رسیدند ایشان کساء یمانی را روی این بزرگوارن قرار دادند و از خداوند خواستند که آنها را از رجس و پلیدی دور شمرد که آیۀ شریفه نازل شد. اکنون سؤال این است که آیا واقعاً این کار پیامبر دلیلی داشته یا بیهوده و بدون دلیل صورت گرفته؟ در پاسخ باید گفت که  ممکن نیست پیامبر (ص) با آن عظمت و آگاهی کاری بیهوده انجام دهد.[۵] پس این کار حضرت دلیل و حکمتی داشته که با کمی دقّت در سیاق جمله های قبل و بعد از آیۀ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ…» روشن می شود، آن حضرت قصد داشته اهل بیت را کاملاً مشخص و جدا از دیگران کند و بگوید: آیۀ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ…»  تنها در باره این گروه صادق است، که مبادا کسى مخاطب در این آیه را تمام افراد خانوادۀ پیامبر (ص) و همه کسانى که جزء خاندان او هستند بداند؛ یعنی اگر پیامبر این کار را برای تمییز اهل بیتش انجام نمی داد، ممکن بود تمامی زنان و خویشاوندان آن حضرت از اطلاق آیه استفاده کنند و خود را داخل در مضمون آیه بدانند. فلذا در بعضى از روایات آمده است که پیامبر (ص) سه بار این جمله را تکرار کرد:” خداوندا اهل بیت من این ها هستند پلیدى را از آنها دور کن.[۶]

و در منابع اهل سنت نیز آمده که آن حضرت تا چهل شب نزدیک نماز صبح در خانۀ علی و فاطمه (ع) را می زد و می فرمود: «السلام علیکم أهل البیت و رحمه الله و برکاته ، الصلاه رحمکم الله »، إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا[۷].[۸]

۲٫ اثبات عصمت:

نکتۀ مهم دیگری که در این حدیث به آن اشاره شده، عصمت اهل بیت و به تبع آن تمامی امامان از رجس و پلیدی است. از آن جا که این حدیث شأن نزول برای آیۀ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ» است، همان طور که این آیه بر معصومیت اهل بیت(ص) دلالت می کند، حدیث کساء هم این گونه است.

در آیۀ فوق بعضى از مفسران،”رجس” را، تنها اشاره به شرک و یا” گناهان کبیره زشت” همچون” زنا” دانسته‏اند، در حالى که هیچ دلیلى بر این محدودیت در دست نیست، بلکه اطلاق “الرجس” (با توجه به این که الف و لام آن” الف و لام جنس” است) هرگونه پلیدى و گناه را شامل مى‏شود، چرا که گناهان همه رجسند، و لذا این کلمه در قرآن به”شرک”،”مشروبات الکلى”، “قمار”، “نفاق”، “گوشت هاى حرام و ناپاک” و مانند آن اطلاق شده است.[۹]

از سویی دیگر، با توجه به این که ارادۀ الاهى تخلف ناپذیر است، و جمله «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ‏» دلیل بر اراده حتمى او مى‏باشد، مخصوصاً با توجه به کلمه “انّما” که براى حصر و تأکید است، روشن مى‏شود که اراده قطعى خداوند بر این قرار گرفته که اهل بیت از هرگونه رجس و پلیدى و گناه پاک باشند، و این همان مقام عصمت است.

این نکته نیز قابل توجه است که منظور از ارادۀ الاهى در این آیه دستورات و احکام او در مورد حلال و حرام نیست (ارادۀ تشریعی)، چرا که این دستورات شامل همگان مى‏شود و اختصاص به اهل بیت ندارد، بنابر این با مفهوم کلمه “انّما” سازگار نمى‏باشد.

پس این اراده مستمر اشاره به یک نوع امداد الاهى است که اهل بیت را بر عصمت و ادامه آن یارى مى‏دهد و در عین حال منافات با آزادى اراده و اختیار ندارد.

در حقیقت مفهوم آیه همان چیزى است که در زیارت جامعه نیز آمده است: خداوند شما را از لغزش ها حفظ کرد و از فتنه انحرافات در امان داشت، و از آلودگی ها پاک ساخت و پلیدى را از شما دور کرد، و کاملاً تطهیر نمود.[۱۰] با این توضیح در دلالت آیه فوق بر مقام عصمت اهل بیت نباید تردید کرد.[۱۱]

با بیان نکات فوق اهمیت حدیث کساء که در اثبات ولایت و عصمت اهل بیت است، روشن شد.



[۱]  حلى، حسن بن یوسف، نهج‏الحق و کشف الصدق، ص ۲۲۸ و ۲۲۹، مؤسسه دار الهجره قم، ۱۴۰۷ هـ ق، در “مسند أحمد بن حنبل” از طرق متعدد و در “الجمع بین الصحاح السته” عن أم سلمه نقل شده که گفت: فاطمه بر پیامبر وارد شد حضرت فرمود: همسر و دو فرزند پسرت را بگو بیایند همه زیر کساء خیبری بودند که این آیه نازل شد. “إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً” حضرت گوشۀ کساء را گرفت و به سوی آسمان اشاره کرد و گفت: هؤلاء أهل بیتی، ام سلمه می گوید: سرم را داخل کساء کردم عرض کردم من هم جزء اهل بیت هستم حضرت فرمود: تو شخص خوبی هستی (امّا داخل اهل بیت نیستی)؛ همین معنا از صحیح أبی داود، موطإ مالک و صحیح مسلم فی جاهای متعدد و طرق مختلف وارد شده است.

[۲]حسکانى، حاکم، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۲، ص۱۷،  تهران، ۱۴۱۱ ق، نشر موسسه طبع ونشر

[۳] سید ابن طاووس، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، جلد۱، ص۱۲۴،  نشر خیام، ۱۴۰۰ ق

[۴] قالَ لَهُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخى یا وَصِیّى وَخَلیفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى. بر اساس آنچه در مفاتیح الجنان آمده است.

[۵]  نجم، ۳ و ۴، و هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گوید آنچه مى‏گوید به جز وحى که به وى مى‏شود نمى‏باشد.

[۶] اللهم هؤلاء أهل بیتی و خاصتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیر. شیخ صدوق، أمالی الصدوق، نشر اعلمى، چاپ بیروت، ۱۴۰۰ ق

[۷]  احزاب، ۳۳٫

[۸]  المعجم الاوسط للطبرانی، ج ۱۷، ص ۴۳۸، ح ۸۳۶۰٫

[۹] حج، ۳۰٫ مائده، ۹۰٫ توبه، ۱۲۵٫ انعام، ۱۴۵٫

[۱۰] عصمکم اللَّه من الذلل و آمنکم من الفتن، و طهرکم من الدنس، و اذهب عنکم الرجس، و طهرکم تطهیرا

[۱۱] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۷، ص ۲۹۸، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


3 + = 11