دایره المعارف اسلام پدیا » برهان پروردگار برای حفظ یوسف از گناه
منوی اصلی

برهان پروردگار برای حفظ یوسف از گناه

تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ در باب: یوسف

“برهان” در اصل از مصدر “بره” به معناى سفید شدن است،[۱] و به هر گونه دلیل محکم و نیرومندی که موجب روشنایى شود و یقین آور باشد، برهان گفته شده است. به همین ترتیب است که قرآن در جاهای دیگر، معجزه[۲] و حجت قاطع[۳] را برهان نامیده است.

اما برهانى که یوسف از پروردگار خود دید هر چند در کلام خداوند تعالى کاملاً روشن نشده است که چه بوده، ولی به هر حال، یکى از وسائل یقین آور بوده است و مفسران دربارۀ حقیقت و کیفیت آن احتمالاتی را ذکر کرده اند:

۱٫ برهان مذکور از قبیل علم هاى مکشوف؛ یعنى علم به حسن و قبح و مصلحت و مفسده افعال نبوده، بلکه از برهان هایى است که خدا به بندگان مخلص خود نشان مى‏دهد و آن نوعى از علم مکشوف و یقین مشهود و دیدنى است، که نفس آدمى با دیدن آن، چنان مطیع و تسلیم مى‏شود که دیگر به هیچ وجه میل به معصیت پیدا نمى‏کند.[۴]

۲٫ برهان الاهی همان مقام نبوت و معصوم بودن از گناه یوسف بود. چنان که در روایتی نیز از امام صادق (ع) آمده است: برهان حق، جمال نبوت و نور علم و حکمت بود که خدا در دل او نهاد، چنان که ‏فرمود: “به او علم و حکمت دادیم”.[۵]، [۶]

۳٫ نوعی امداد و کمک الاهى بود که به خاطر اعمال نیکش در این لحظۀ حساس به سراغ او آمد.[۷]

۴٫ از روایتى استفاده مى‏شود[۸] که در آن جا بتى بود که معبود همسر عزیز محسوب مى‏شد، ناگهان چشم آن زن به بت افتاد، گویى احساس کرد با چشمانش به او نگاه مى‏کند و خیانتش را با خشم مى‏نگرد، برخاست و لباسى به روى بت افکند، مشاهدۀ این منظره، طوفانى در دل یوسف پدید آورد و گفت: تو که از یک بت بى ‏عقل و شعور و فاقد حس و تشخیص، شرم دارى، چگونه ممکن است من از پروردگارم که همه چیز را مى‏داند و از همۀ خفایا و خلوت گاه ها با خبر است، شرم و حیا نکنم؟

این احساس، توان و نیروى تازه‏اى به یوسف بخشید و او را در مبارزۀ شدیدى که در اعماق جانش میان غریزه و عقل بود کمک کرد، تا بتواند امواج سرکش غریزه را عقب براند.[۹]

۵٫ برهان مزبور همان حجت و دلیلى بود که‏ خداوند دربارۀ زنا تعیین کرده و اطلاع از عذاب و عقابى بود که شخص زنا کار مستحق آن می گردد.[۱۰]

البته لازم است گفته شود که بعضى از مفسران روایات غیر معتبری را نیز نقل کرده‏اند که مى‏گوید یوسف تصمیم بر گناه گرفته بود که ناگهان در یک حالت مکاشفه، جبرئیل یا یعقوب را مشاهده کرد، که انگشت خود را با دندان مى‏گزید، یوسف این منظره را دید و عقب نشینى کرد.

این گونه روایات که هیچ سند معتبرى ندارند، به روایات اسرائیلى می ماند که یا زائیدۀ مغزهاى انسان هاى کوتاه فکرى است که هرگز مقام انبیا را درک نکرده‏اند[۱۱] و یا زائیدۀ مغزهاى انسان هاى معاند و دشمنی است که هرگز نمی خواهند مقام انبیا را درک کنند.



[۱]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۹، ص ۳۷۳،  دار الکتب الإسلامیه، تهران‏، ۱۳۷۴ ش.‏

[۲]. قصص، ۳۲٫

[۳]. نمل، ۶۴٫

[۴]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱۱، ص ۱۷۴، جامعۀ مدرسین حوزه علمیه، قم‏، ۱۳۷۴ ش‏.

[۵]. یوسف، ۲۲٫

[۶]. میبدی، رشید الدین، کشف الاسرار و عده الابرار، ج ۵، ص ۵۸، چاپ پنجم، امیر کبیر، تهران‏، ۱۳۷۱ ش.

[۷]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۹، ص ۳۷۳٫

[۸]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۴۵، جهان، ۱۳۷۸ ق.

[۹]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۹، ص ۳۷۳٫

[۱۰]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۲، ص ۱۹۷، فراهانی، تهران، ۱۳۶۰ ش.

[۱۱]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، ج ۹، ص ۳۷۴٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + 5 =