دایره المعارف اسلام پدیا » اقوال مختلف در ماهیت فرشتگان
منوی اصلی

اقوال مختلف در ماهیت فرشتگان

تاریخ: ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ در باب: فرشتگان

برخى از علما و دانشمندان مسلمان قایل اند که ملائکه اجسام لطیف و نورانى هستند و قادرند به اشکال و صورت هاى مختلف متمثل شوند و انبیا و اوصیا، قادر به دیدن آنها مى باشند و قول به تجرد را خلاف ظاهر آیات و اخبار متواتر مى دانند. مانند محقق دوانى در شرح عقاید و شارح مقاصد که قایل اند ملائکه در علم و قدرت، موجودات کاملى هستند و شب و روز در حال عبادت اند بدون این که خستگى بر آنها عارض شود و یا مخالفت امر الاهى کنند.

اما ملائکه نزد فلاسفه، عقول مجرد و نفوس فلکى هستند که هیچ ارتباطى با اجسام ندارند.[۱] فخر رازى در تفسیرش گفته: در ماهیت و حقیقت ملائکه اختلاف است که اقوال از این قرار است: ملائکه موجوداتى هستند که قائم به نفس اند و به دو دسته تقسیم مى شوند، یا متحیزند (جسمانى اند) و یا متحیز نیستند. اما در تحیز ملائکه چند قول است:

۱٫ ملائکه اجسام لطیفى هستند و قادرند به اشکال مختلف درآیند و محل سکونت آنها هم آسمان ها است و این نظر اکثر مسلمانان است.

۲٫ نظر بت پرستان است که مى گویند ملائکه همین کواکب اند و بر دو گونه مى باشند. کواکب خوش یمن و سعید که ملائکه رحمت و کواکب نحس که ملائکه عذاب اند.

۳٫ قول اکثر مجوس و ثنویّه این است که عالم از دو جز اصلى نور و ظلمت تشکیل شده است. جوهر نور که ملائکه اند، موجوداتى کریم النفس و نفع رسان به موجودات عالم و جوهر ظلمت، که شیاطین مى‏باشند.

اما کسانى که مى‏گویند ملائکه متحیّز نیستند و عارى از جسم اند نیز، خود داراى دو قول اند:

۱٫ قول گروهى از نصارا به این که ملائکه در حقیقت نفوس ناطقه هستند و ذاتاً مفارق از ماده اند.

۲- قول فلاسفه، به این که ملائکه جواهر قائم به نفس و مجرد اند که از جهت ماهیت مخالف نفوس ناطقه انسان مى باشند و از جهت قدرت و علم، اکمل از نفوس انسانى اند و نسبت ملائکه به انسان، مثل نسبت خورشید به نورهاى ناشى از اوست (مثل منبع نور به نور است) که آنها دو گروه اند:

۱٫ ملائکه اى که نسبت آنها به اجرام و افلاک، مثل نسبت نفوس انسانى به بدن است؛ یعنى مدبر افلاک اند.

۲٫ گروه دوم، که شأن و مقام آنها بالاتر است، مستغرق در تسبیح و عبادت اند و ملائکه مقرب نامیده مى شوند.[۲]

بعضى از فلاسفه قسم دیگرى براى ملائکه قایل اند و آن گروهى هستند که مدبر عالم سفلى مى باشند.[۳]

از مجموع ادله و اقوال چنین استفاده مى شود که ملائکه دو دسته اند:

۱٫ ملائکه مقرب که دایماً در حال عبادت هستند، بدون این که خستگى و فترت و یا معصیت در آنها راهى داشته باشد که اصطلاحاً به آنها “کرّوبین” مى گویند، داراى تجرد عقلى هستند.

۲٫ ملائکه اى که تدبیر امور عالم را به عهده دارند؛ مثل فرستادن وحى، میراندن، نعمت دادن، عذاب دادن و امثال اینها که داراى ذات مجرد، به تجرد مثالى اند و مى توانند به اشکال مختلف درآیند. آنها نیز داراى قدرت و کمال و علم اند و آنچه را که از جانب معبود امر مى شود بدون کم و کاست اجرا مى کنند. این دسته از ملائکه را انبیا و جانشینان آنها قادر اند مشاهده نمایند و با آنها صحبت کنند. مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و غذا آوردن براى آنها، به گمان این که انسان هستند و یا صحبت با لوط پیامبر و عذاب کردن قوم لوط و نیز متمثل شدن جبرئیل (ع) به شکل دحیه کلبى برای پیامبر اسلام(ص).




[۱]. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۹، ص ۲۰۲ به بعد.

[۲]. همان، ۲۰۴ – ۲۰۶٫

[۳]. همان، ص ۲۰۶٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 1 = 2