دایره المعارف اسلام پدیا » اثبات حجیت سنت
منوی اصلی

اثبات حجیت سنت

تاریخ: ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ در باب: سنت

پس از تبیین معناى لغوى و اصطلاحى سنت، زمینه براى بحث پیرامون ارزش و اعتبار و حجیت آن فراهم است. شهید مطهری می گوید: درباره حجیت ظواهر سنت احدى بحثى ندارد، ولى در باب سنت -که مقصود همان اخبار و روایات است که قول یا فعل یا تقریر پیغمبر یا امام را بازگو کرده است- دو مطلب مهم وجود دارد که اصولیون درباره آنها بحث مى‏کنند. یکى حجیت خبر واحد است، دیگر مسئلۀ تعارض اخبار و روایات است؛ ازاین رو دو فصل مهم و پرشاخه در علم اصول باز شده است؛ یکى به نام «خبر واحد» و دیگر به نام «تعادل و تراجیح».[۱]

البته اصل اعتبار و حجیت سنت از همان ابتدا باید داراى دلیل باشد؛ زیرا پیامبر (ص) به لحاظ بشرى، بنده‏اى است مانند دیگر بندگان خدا: بگو: «من فقط بشرى هستم مثل شما…».[۲] و این که گفتار و عمل و تقریر او، اسوه و الگو و خط مشى براى دیگران قرار گیرد، نیاز به دلیل شرعى و عقلى دارد. به تعبیر فنى اصل اولى در این موارد عدم حجیت است، و حجیت آن نیاز به اثبات و اقامۀ برهان دارد.

اعتبار و حجیت سنت- اعم از قول و فعل و تقریر-  اگر چه نیاز به اثبات دارد، ولى با توجه به نصوص قرآنى اثبات آن کار دشوارى نیست و نیاز به بحث فراوان ندارد، لذا اندیشمندان اسلامى به روشنى آن را پذیرفته‏اند.

به هر حال، براى اثبات حجیت سنت رسول اللَّه (ص) به وجوهى تمسک شده است، از آن جمله:

۱٫ نصوص قرآنى‏

الف. “آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید”.[۳]

ب. “و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گوید”! آنچه مى‏گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست”![۴]

ج. “…تنها از آنچه به من وحى مى‏شود پیروى مى‏کنم…”.[۵]

د. آیات فراوانى که اطاعت و پیروى از رسول خدا (ص) را لازم شمرده است که به عنوان نمونه به چند آیه اشاره می شود: “ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى این که به فرمان خدا، از وى اطاعت شود…”.[۶] “هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد…”.[۷]

“اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را! و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داورى بطلبید)…”.[۸] “بگو: اگر خدا را دوست مى‏دارید، از من پیروى کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد…”.[۹] “کسى که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده…”.[۱۰]

از مجموع این آیات چنین استفاده مى‏شود که به فرمان الاهى، امر و نهى پیامبر (ص) بدون استثنا باید مورد پذیرش قرار گیرد؛ زیرا او جز به خواست خدا چیزى را نمى‏گوید و همه رسولان به اذن پروردگار مطاع بوده‏اند و هیچ مؤمنى نمى‏تواند قضاوت خدا و رسول او را نادیده انگارد. و اطاعت رسول خدا (ص) قرین اطاعت خدا است و همان گونه که مردم به‏ اطاعت خداوند در تمام امور؛ چه دنیوی چه اخروی و چه دینی دعوت شده‏اند، به اطاعت رسول خدا نیز مأمور گشته‏اند. براین اساس اطاعت از رسول خدا (ص) در حقیقت اطاعت از خدا است و براى تقرب به پروردگار باید از پیامبر (ص) او تبعیت کرد.

اگرچه برخى از آیات فوق، فقط حجیت قول و منطوق را مى‏رساند، ولى از مجموع آنها معلوم مى‏گردد که تبعیت و پیروى از رسول خدا لازم است و او اسوه و الگوى مردم در همه ابعاد زندگی چه دنیوی، چه دینی و چه اخروی می باشد: “مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود…”.[۱۱]

۲٫ احادیث‏

براى اثبات اعتبار و حجیت سنت رسول خدا (ص) برخى به احادیث نیز تمسک جسته‏اند.

در کتاب «المدخل الفقه الاسلامى» این گونه آمده است: “من دو چیز گرانبها در میان شما باقى مى‏گذارم، تا زمانى که به آن دو پناهنده شوید گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که خاندان من هستند. این دو از یکدیگر جدا نمى‏شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. و این حدیث دلالت بر حجیت و اعتبار سنت دارد.[۱۲]

و نیز حدیث معاذ بن جبل مفهم اعتبار سنت است؛ زیرا وقتى پیامبر (ص) به او فرمود چگونه بین مردم حکم مى‏کنى؟ گفت به کتاب خدا حکم مى‏کنم و اگر نیافتم به سنت رسول خدا (ص)، و پیامبر او را منع نفرمود، بلکه عمل او را امضا نمود و تقریر کرد.[۱۳]

عمر عبد اللَّه بنا بر آنچه در کتاب او است مى‏گوید: سنت به عنوان دلیل و مصدر تشریع اعتبار شده است و حدیث معاذ بن جبل گویاى آن است.[۱۴]

۳٫ دلیل عقلى‏

منظور از دلیل عقلى به خصوص آن ادله‏اى است که بر عصمت رسول خدا و امتناع غفلت و خطا و سهو آن حضرت دلالت دارد؛ زیرا اعتقاد به این امور باعث مى‏شود که مکلف یقین‏ پیدا کند تمام اعمال و گفتار رسول خدا موافق با موازین شرع است و براى دیگران مى‏تواند ملاک و حجت قرار گیرد. این دلیل عقلى خدشه ‏ناپذیرترین دلیلى است که براى اعتبار سنت رسول اللَّه آورده شده است.

به هر حال، از نظر جنبه‏هاى عملى نیز چاره‏اى جز پذیرفتن اعتبار سنت نیست؛ زیرا اگر سنت رسول اللَّه (ص) را فاقد اعتبار انگاریم، بهره گیرى از کتاب خدا، جهت دست یابى به احکام اسلامى بسیار اندک و محدود مى‏شود و در بیشتر ابعاد مسائل دینى، علمى و اجتماعى و .. با بن بست و سر در گمى روبرو خواهیم شد؛ چون در قرآن معمولا کلیات و اصول احکام بیان گردیده و بیان جزئیات و خصوصیات احکام به سنت واگذار شده است. قرآن در مقام بیان اصل تشریع حکم است، نه در مقام بیان تمام فروعات و ویژگی هاى حکم و موضوع.

جالب توجه است که اثبات ضرورت حجیت و اعتبار سنت از این طریق، خود نوعى استدلال عقلى خواهد بود و با دقت بیشتر و نیز با مراجعه به نمونه‏هاى آن در فقه و معارف‏ اسلامى استحکام آن آشکارتر مى‏گردد. به عنوان مثال: قرآن در باب نماز فقط مى‏فرماید: “و نماز را بپا دارید…”[۱۵] و اگر به سنت اعتماد نشود، هرگز نمى‏توان کیفیت و شرایط و اجزا و موانع آن را شناخت. یا در مورد زکات، قرآن مى‏فرماید: “و زکات را بپردازید”.[۱۶] و باز در این مورد نیز بدون مراجعه به سنت، خصوصیات و فروعات آن مبهم و ناشناخته است.

این واقعیتى است که در همه ابواب فقه بدون استثنا مشهود است، لذا باید گفت قول به عدم اعتبار سنت رسول (ص) مستلزم تعطیل دین و نقص قوانین شرعى است که با حکمت خداوندى سازگار نیست. براین اساس است که برخى از اندیشمندان، حجیت و اعتبار سنت رسول اللَّه (ص) را از ضروریات دین شمرده‏اند.[۱۷]



[۱] مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج‏۲۰، ص۴۱٫

[۲] کهف، ۱۱۰٫

[۳] حشر، ۷٫ «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا».

[۴] نجم، ۳و۴٫ «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى».

[۵] انعام، ۵۰٫ «…إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحى‏ إِلَیَّ”…».

[۶] نساء، ۶۴٫ «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ…».

[۷] احزاب، ۳۶٫ «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ…».

[۸] نساء، ۵۹٫ « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ …”.

[۹] آل،۳۱٫«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ…”.

[۱۰] نساء، ۸۰٫ « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ … »

[۱۱] احزاب، ۲۱٫ «لقد کان لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ”».

[۱۲] منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامى،ج ۱، ص ۷۸، به نقل از کتاب «المدخل للفقه الإسلامی»، ص ۲۲۵٫

[۱۳] منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامى، ج ۱، ص ۷۸٫

[۱۴] همان، به نقل از عمر عبدالله، سلم الوصول إلى علم الاصول، ص۲۶۱٫

[۱۵] بقره، ۴۳٫ « وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ”..».

[۱۶] همان. «وَ آتُوا الزَّکاهَ».

[۱۷] منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامى، ج۱، ص ۸۰٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + 7 =