دایره المعارف اسلام پدیا » نام امامان در قرآن
منوی اصلی

نام امامان در قرآن

تاریخ: ۲۳ تیر ۱۳۹۰ در باب: امامت

در ابتدا باید به این نکته توجه شود که اوّلاً: نام امامان معصوم (ع) به طور صریح در کلام پیامبر اکرم (ص) آمده است، مخصوصاً نام مبارک حضرت على (ع) که در چندین مورد، پیامبر اکرم بر جانشینى آن حضرت و ولایت ایشان، تصریح نموده اند که یک مورد آن در ابتداى بعثت، هنگام ابلاغ رسالتش به عشیره و قوم و خویشان بود که فرمودند: “نخستین کسى که به من ایمان آورد وصى، وزیر و جانشین من خواهد بود”، و غیر از حضرت على (ع) کسى جواب مثبت نداد و در نهایت پیامبر (ص) به او فرمودند: “بعد از من، تو وصى و وزیر و خلیفه من خواهى بود.”[۱] مورد دیگر “حدیث غدیر” است که پیامبر صریحاً فرمودند: “من کنت مولاه فعلى مولاه”[۲]، “هر کس من مولاى اویم على (ع) مولاى اوست”. و هم چنین “حدیث منزلت” که پیامبر به حضرت على فرمودند: “انت منى بمنزله هارون من موسى ،الاّ انه لانبى بعدى”.[۳]  احادیث پیامبر (ص) مربوط به خلافت و جانشینى حضرت على (ع) اکثرا متواتر هستند و به این مطلب در بسیارى از کتب عامه و خاصه اشاره شده است.[۴] در حدیث دیگرى پیامبر (ص) نام ائمه معصومین (ع) از حضرت على (ع) تا حضرت حجت (ع) را به جابربن عبدالله انصارى بیان مى فرمایند.[۵]

پس این نکته را باید در نظر داشت که گرچه نام ائمه اطهار (ع) در قرآن صریحاً ذکر نشده است، اما پیامبر اکرم (ص)، که به تصریح  قرآن سخنانش همگى حق و وحى هستند،[۶] نام ایشان را صراحتاً بیان داشته و به جانشینى و امامتشان تاکید نموده است.

ثانیاً: در قرآن مجید به ولایت امیر المومنین على (ع)، اشاره شده است هرچند که صریحاً نام ایشان نیامده است عموم مفسران، چه شیعه و چه سنى، اذعان دارند که این آیه در شأن حضرت على (ع) نازل شده، و جز او مصداقى ندارد[۷] و آن آیه‏ ۵۵ سوره مائده است که مى فرماید: “انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون”، جز این نیست که ولى شما خدا و رسولش و مؤمنینی که نماز را بپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى دهند، مى باشند.

با توجه به این که در اسلام دستور و قانونى نداریم که انسان در حال رکوع زکات بدهد، معلوم مى شود که این آیه، اشاره به واقعه اى است که یک بار در خارج وقوع پیدا کرده است، و آن این بود که حضرت على (ع)‏ درحال رکوع بود که سائلى پیدا شد و درخواست کمک نمود، حضرت به انگشت خود اشاره کرد، آن سائل آمد و انگشترى حضرت را از انگشتش بیرون آورد و رفت.[۸] از این رو آیه مى فرماید: منحصراً[۹] ولایت و سرپرستى شما مسلمانان بر عهده خدا و پیامبر (ص) و حضرت على (ع) است و جز او کسى ولایتى بر شما ندارد.

پس تاکنون روشن شد که نام معصومین (ع) صریحاً بر زبان پیامبر اکرم (ص) جارى شده و اشاره و کنایه روشنى هم به ولایت امیر مؤمنان (ع) در قرآن شده است، به گونه اى که اگر شخص پژوهش گر منصفى خواهان حق و به دنبال حق باشد، با اندک تحقیق و تفحصى متوجه مى گردد که نظر پیامبر (ص)، در مورد جانشینى و امامت پس از حضرت، خلافت حضرت على (ع) و اولاد طاهرینش بوده است. اما این که نام ائمه (ع) صریحاً در قرآن ذکر نشده، دو دلیل مى تواند داشته باشد:

۱٫ بناى قرآن بر این است که مسائل را به صورت کلى و به شکل اصل و قاعده بیان کند نه این که جزئیات و ریز آنها را تشریح نماید، چنان که در مورد بسیارى از اصول و فروع، این گونه بوده است.

این جواب در روایتى از امام صادق (ع)[۱۰] ارایه شده است، و  امام (ع) سه مثال مى زنند: یکى این که در مورد نماز، قرآن مسئله را به شکل کلى مطرح ساخته و نفرموده است که کیفیت و کمیت هر نمازى چگونه انجام شود ولى پیامبر (ص) طریقه اقامه نماز و تعداد رکعات هر نماز را براى مسلمانان بیان فرمودند. دیگر به مسئله زکات مثال ‏مى زنند که در قرآن فقط به صورت یک اصل مطرح شده ولى پیامبر (ص) تعیین فرمود که به چه اقلامى زکات تعلق مى گیرد و نصاب هر یک چقدر باید باشد. و سوم به احکام حج اشاره فرمودند که در قرآن فقط وجوب حج آمده است، اما پیامبر (ص) شخصاً راه و روش انجام آن را براى مسلمانان تشریح فرمودند.[۱۱]

پس این که ما از قرآن انتظار داشته باشیم که در همه موارد و در جزئیات مسایل وارد شود انتظار نابجایى است، و اگر در مسئله امامت و اهل بیت (ع) به تک تک نام ائمه اطهار (ع) تصریح نشده، نمى تواند مبنایى براى عدم تمسک به مکتب اهل بیت باشد، چنان که به بهانه این که در قرآن نیامده که نماز ظهر ۴ رکعت است نمى شود آن را دو رکعتى خواند. یا این که در قرآن نیامده که در حج باید هفت مرتبه طواف را انجام داد، طواف را ترک نمود.

۲٫ در مانند چنین مسئله اى که احتمال مخالفت زیاد است، مصلحت درآن است که قرآن به صورت غیر صریح مطلب را بیان کند؛ زیرا احتمال دارد که دامنه مخالفت با مسئله امامت تا خود قرآن مجید نیز کشیده شود و این مسلماً به صلاح مسلمانان نمى باشد، البته باید توجه داشت این که قرآن مى فرماید: “انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون” به درستى که ما قرآن را نازل کردیم و محققاً خود حافظ آن هستیم،[۱۲] یکى از راه هاى صیانت قرآن از تحریف و کم و زیاد شدن همین است که به شکلى بیان شود تا انگیزه تحریف از منافقان مسلمان نما گرفته شود، تا اگر کسى یا گروهى، به خاطر هوا و هوس و اختلاف و وجود انگیزه قوى براى تحریف یا تغییر، لااقل قرآن را به مورد نظر خود تغییر ندهد و از این رهگذر ارزش و حرمت قرآن هتک نگردد.[۱۳]



[۱]. ابن البطریق، العمده، ص ۱۲۱ و ۱۳۳؛ سید هاشم بحرانى، غایه المرام، ص ۳۲۰؛ علامه امینى، الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸٫

[۲]. این حدیث متواتر است و در کتب شیعه و سنى آمده است. در کتاب “الغدیر” ناقلان این حدیث طبقه به طبقه ازقرن اول تا قرن چهاردهم ذکر شده اند که در راس آنها بیش از ۶۰ تن از طبقه اصحاب پیامبر هستند که در کتب اهل سنت راوى این حدیث بودند و نام آنها در آن کتب ثبت شده است. و هم چنین در کتاب عبقات میرحامد حسین، تواتر حدیث غدیر ثابت شده است، الغدیر، ج ۱، ص ۱۴ – ۱۱۴؛ ابن المغازلى، مناقب، ص ۲۵ – ۲۶؛ مطهرى، مرتضى، امامت و رهبرى، ص ۷۲ – ۷۳٫

[۳]. العمده، ص ۱۷۳ – ۱۷۵؛ احمدبن حنبل، مسند احمد، ج ۳، ص ۳۲؛ الغدیر، ج ۱، ص ۵۱ ؛ ج ۳، ص ۱۹۷ – ۲۰۱٫

[۴]. در مورد تواتر احادیث مربوط به امامت حضرت على (ع) درکتاب الغدیر و کتاب عبقات کوشش هاى بسیارى صورت گرفته است. فاضل قوشجى نیز – از اهل سنت – در مورد بعضى روایات تواترشان را رد نمى نماید، شرح قوشجى بر تجرید الاعتقاد، خواجه طوسى.

[۵]. حرّ عاملى، محمدبن حسن، اثبات الهداه، ج ۳، ص ۱۲۳؛ قندوزى، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، ص ۴۹۴؛ غایه المرام، ص ۲۶۷، ج ۱۰، به نقل از مصباح یزدى، آموزش عقاید، ج ۲، ص ۱۸۵٫

[۶]. «و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى»، نجم، ۳، ۴٫

[۷]. ر.ک: به کتب تفسیر، ذیل آیه مورد بحث، مانند فخرالدین رازى، التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۲۵؛ تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۴۲۱ – ۴۳۰؛ سیوطى، جلال الدین، درالمنثور، ج ۲، ص ۳۹۳؛ هم چنین کتب روایى اهل سنت این جریان را نقل کرده اند؛ مانند: ذخایر العقبى، محّب الدین طبرى، ص ۸۸؛ نیز جلال الدین سیوطى، لباب النقول، ص ۹۰؛ علاء الدین على المتقى، کنزالعمال، ج ۶، ص ۳۹۱ و بسیارى کتب دیگر که به برخى از آنها در تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۴۲۵ اشاره شده است.

[۸]. تحلیل از کتاب امامت و رهبرى، اثر استاد مطهرى، ‏ص ۳۸ بر گرفته شده است.

[۹]. “انما” به گفته نحویون دلالت بر حصر دارد ر.ک: مختصر المعانى.

.[۱۰] کلینى، کافى، کتاب الحجه، باب ما نص الله و رسوله على الائمه واحداً فواحداً، ج ۱٫

.[۱۱] متن روایت چنین است: عن ابى بصیر قال: سالت اباعبدالله (ع) ‏عن قوله الله عزوجل “اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم”، فقال (ع) نزلت فى على بن ابى طالب و الحسن و الحسین فقلت له: انّ الناس یقولون: فما له لم یسم علیا و اهل بیته فى کتاب الله عزوجل؟ قال (ع) قولوا لهم: ان رسول الله نزلت علیه الصلاه و لم یسم الله لهم ثلاثاً و اربعا، حتى کان رسول الله هو الذى فسر لهم ذلک. و نزلت علیه الزکاه و لم یسم لهم من کل اربعین درهماً، حتى کان رسول الله هو الذى فسر لهم ذلک. و نزل الحج فلم یقل لهم طوفوا اسبوعاً حتى کان رسول الله هو الذى فسر لهم ذلک.

.[۱۲] این نکته را استاد هادوى تهرانى در جلسه درس “مبانى کلامى اجتهاد” ایراد فرمودند، که در ج ۲ کتاب مبانى کلامى اجتهاد به چاپ خواهد رسید.

.[۱۳] همان.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


6 + 4 =