دایره المعارف اسلام پدیا » مقصود پیامبر در حدیث قلم و قرطاس
منوی اصلی

مقصود پیامبر در حدیث قلم و قرطاس

تاریخ: ۲۰ تیر ۱۳۹۰ در باب: پیامبر (ص)

حدیث معروف “دوات و قلم” یا “قرطاس” با سندهای متعدد در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده است. این حدیث و این ماجرا را بخاری شش بار و مسلم سه بار در کتاب خود آورده اند . متن این حدیث از صحیح بخاری به سند های مختلف این است:

۱٫ “حدثنا قَبِیصَهُ حدثنا بن عُیَیْنَهَ عن سُلَیْمَانَ الْأَحْوَلِ عن سَعِیدِ بن جُبَیْرٍ عن بن عَبَّاسٍ (رضی الله عنهما) أَنَّهُ قال یَوْمُ الْخَمِیسِ و ما یَوْمُ الْخَمِیسِ ثُمَّ بَکَى حتى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ فقال اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه و سلم) وَجَعُهُ یوم الْخَمِیسِ فقال ائْتُونِی بِکِتَابٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا و لا یَنْبَغِی عِنْدَ نَبِیٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ (صلى الله علیه و سلم) قال دَعُونِی فَالَّذِی أنا فیه خَیْر مِمَّا تدعوننی إلیه”.[۱]

۲٫ “حدثنا قُتَیْبَهُ حدثنا سُفْیَانُ عن سُلَیْمَانَ الْأَحْوَلِ عن سَعِیدِ بن جُبَیْرٍ قال قال بن عَبَّاسٍ یَوْمُ الْخَمِیسِ و ما یَوْمُ الْخَمِیسِ اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلى الله علیه و سلم) وَجَعُهُ فقال ائْتُونِی أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا و لا یَنْبَغِی عِنْدَ نَبِیٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا ما شَأْنُهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ فَذَهَبُوا یَرُدُّونَ علیه فقال دَعُونِی فَالَّذِی أنا فیه خَیْرٌ مِمَّا تدعوننی إلیه”.[۲]

۳٫ حدثنا إِبْرَاهِیمُ بن مُوسَى حدثنا هِشَامٌ عن مَعْمَرٍ وحدثنی عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا مَعْمَرٌ عن الزُّهْرِیِّ عن عُبَیْدِ اللَّهِ بن عبد اللَّهِ عن بن عَبَّاسٍ (رضی الله عنهما) قال لَمَّا حُضِرَ رسول اللَّهِ (صلى الله علیه و سلم) و فی الْبَیْتِ رِجَالٌ فِیهِمْ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ قال النبی (صلى الله علیه و سلم) هَلُمَّ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ فقال عُمَرُ إِنَّ النبی (صلى الله علیه و سلم) قد غَلَبَ علیه الْوَجَعُ وَ عِنْدَکُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَیْتِ فَاخْتَصَمُوا منهم من یقول قَرِّبُوا یَکْتُبْ لَکُمْ النبی (صلى الله علیه و سلم) کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ وَ مِنْهُمْ من یقول ما قال عُمَرُ فلما أَکْثَرُوا اللَّغْوَ وَ الِاخْتِلَافَ عِنْدَ النبی (صلى الله علیه و سلم) قال رسول اللَّهِ (صلى الله علیه و سلم) قُومُوا قال عُبَیْدُ اللَّهِ فَکَانَ بن عَبَّاسٍ یقول إِنَّ الرَّزِیَّهَ کُلَّ الرَّزِیَّهِ ما حَالَ بین رسول اللَّهِ (صلى الله علیه و سلم) وَ بَیْنَ أَنْ یَکْتُبَ لهم ذلک الْکِتَابَ من اخْتِلَافِهِمْ وَ لَغَطِهِمْ؛[۳] یعنی:” « هنگامى که رسول خدا(ص) در آستانه رحلت از دنیا، قرار گرفت و اطراف حضرت گروهی از جمله عمر بن خطاب در خانه آن حضرت حاضر شده بودند ، فرمود: قلم و کاغذى بیاورید تا چیزی براى شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: بیمارى بر پیامبر(ص) غلبه کرده (و العیاذ باللّه هذیان مى گوید) و ما قرآن را داریم و براى ما کافى است. در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضى مى گفتند: بیاورید تا حضرت بنویسد و هرگز گمراه نشوید. و بعضى سخن عمر را مى گفتند، هنگامى که سر و صدا و غوغا در حضور آن حضرت و اختلاف زیاد شد، فرمودند : برخیزید و از نزد من بروید. عبیدالله گفت : ابن عباس بعد از این قضیه بارها می گفت: مصیبت و تمام مصیبت این است که نگذاشتند پیامبر چیزی را که می خواست برای آنها بنویسد تا اختلاف نکنند و گمراه نشوند …”.

این حرکت که از بعضی از مسلمانان سر زد و در حضور آن حضرت نه تنها فرمان ایشان را اطاعت نکردند، بلکه با کمال بی ادبی اهانت نمودند برای  رسول خدا بسیار سخت و گران بود و لازم بود عکس العمل مناسبی از خود بروز دهند.

مطابق روایات بالا دو نوع عکس العمل ازآن حضرت نقل شده است:

۱٫ فرمود: «قوموا عنّی و لاینبعی عندی التنازع»[۴]؛ «از نزد من برخیزید (و دور شوید) که در محضر من نزاع و کشمکش سزاوار نیست».

این روایت مشخص می نماید که رسول خدا(ص) تا چه اندازه از اختلاف و سخنان جسارت آمیز آنان ناراحت شده است.

۲٫ هنگامی که نزاع و کشمکش پیش آمد و حرف های زشتی به آن حضرت زده شد، فرمود:

«ذرونی فالذّی أنا فیه خیر ممّا تدعونی إلیه»[۵]؛ «مرا به حال خودم واگذارید! چراکه این حالتی که من در آن هستم، بهتر از چیزی است که مرا بدان فرا می خوانید.

در هردو صورت معنی کلام رسول خدا(ص) واضح و روشن است؛ زیرا آن حضرت وظیفه امت خود را در تمام زمینه ها بیان کرده بودند. از جمله در زمینه امام و جانشین بعد از خود بارها و بارها امام علی (ع) را معرفی کرده بودند، اما اکنون می دیدند که عده ای در حضور ایشان به خاطر ریاست خود دارند اصل نبوت را زیر سؤال می برند و کسی را که قرآن در باره ایشان فرموده است: “ما ینطق عن الهوی” (سخنان او از روی هوی و هوس نیست) متهم به هذیان و یاوه گویی می کنند و …  به همین دلیل این اهانت بزرگ به ساحت مقدس نبوت را برنتافته و آنان را از پیش خود راندند.

برای آگاهی بیشتر در این زمینه به نمایه های زیر مراجعه فرمائید.

الف. نمایه: منع از نوشته شدن وصیت پیامبر (ص) سؤال ۱۵۲۷ (سایت اسلام کوئست: ۱۶۹۲).

ب. نمایه: شیعه و خلافت و جانشینی بعد از پیامبر(ص)، سؤال ۱۲۸۹ (سایت اسلام کوئست: ۱۲۷۳)

ج. نمایه: پیرامون حدیث قلم و دوات، سؤال ۱۰۱۶۳ (سایت اسلام کوئست:  ۱۰۱۷۷).



[۱]. بخاری جعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله، صحیح البخاری، د. مصطفى دیب البغا، ج ۳، ص ۱۱۱۱، ش ۲۸۸۸، دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت – چاپ سوم، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷٫

. صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۶۱۲، ش ۴۱۶۸[۲]

[۳] . صحیح البخاری  ج ۵   ص ۲۱۴۶ ، ش ۵۳۴۵، باب قول المریض قوموا عنی.

[۴] صحیح البخاری  ج ۵   ص ۲۱۴۶ ش ۵۳۴۵ باب قول المریض قوموا عنی

[۵] صحیح البخاری  ج ۴   ص ۱۶۱۲ ش ۴۱۶۸  ، صحیح البخاری  ج ۳   ص ۱۱۱۱ ش ۲۸۸۸، اسم المؤلف:  محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاه: ۲۵۶ ، دار النشر : دار ابن کثیر , الیمامه – بیروت – ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷ ، الطبعه : الثالثه ، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 5 = 8