دایره المعارف اسلام پدیا » ازدواج دائم
منوی اصلی

ازدواج دائم

تاریخ: ۰۶ تیر ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام

مشورت در امر ازدواج

مردی مسلمان شده و می خواهد با زنی مسلمان ازدواج کند؛ و فرد دیگری که از حال این مرد اطلاع دارد می داند که وی قبلاً همجنس باز بوده و نمی داند که راجع به گذشته خود به آن زن چیزی گفته است یا نه ؛ ضمن اینکه این مرد باید برایHIV  (ایدز) و STD (بیماری های منتقل شونده ازطریق روابط جنسی) و … آزمایش شود. آیا لازم است که این مسئله به اطلاع آن زن برسد؛ راه حل اسلامی این مشکل چیست؟

قبل از ذکر پاسخ آیات عظام باید گفت:

وظیفۀ هر زن مسلمانی است که وقتی کسی به خواستگاری او می آید، درباره اش تحقیق کند تا فرد مورد نظر و علاقۀ خود را پیدا کند (از هر جهت) و اگر برای تحقیق از همسر آیندۀ خود، از دیگران چیزی را پرسید همه وظیفه دارند اگر مسائلی هست، به او بگویند. اما اگر او چیزی نپرسید، دیگران وظیفه ندارند چیزهایی را که می دانند، به او بگویند.

پاسخ حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

اطلاع دادن به زن لازم نیست و آزمایش مذکور فى نفسه شرعاً لزومى ندارد.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

احتیاط آن است که با آزمایش های مذکور از سلامت خود اطمینان حاصل کند در این صورت لازم نیست از گذشتۀ خود چیزی به همسر آینده­اش بگوید.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره):

این کارها لازم نیست. نه لازم است به زن بگوید نه این آزمایش ها را انجام دهد.

پاسخ دفتر حضرت آیت الله العظمی بجهت (مدظله العالی):

تا ممکن است سعی کند که خود مرد اقدام به آزمایش کند – اگر امر او مشکوک است و اگر ممکن نیست اطلاع دادن به زن مانعی ندارد که احتمال را ذکر کند نه این که عیب را قطعی ذکر کند با این که قطعی نیست.[۱]

حلقه نامزدی و ازدواج

حلقه نامزدی و ازدواج یک امر عرفی و سلیقه ای است که اختیار و عدم اختیار و انتخاب نوع آن بر عهده  طرفین (زن و شوهر ) است. بنا بر این دختر و پسری که قصد ازدواج دارند می توانند با توافق هم دیگر هر حلقه انگشتری که بخواهند تهیه کنند خواه نگین دار یا بدون نگین باشد، اما در مورد این که شاید نگین از چیزهایی زینتی باشد در این باره برخی از مراجع عظام فرموده اند: چنانچه زن با خود زینت داشته باشد؛ مانند حلقه ازدواج یا انگشترى در دست یا چهره آراسته کرده باشد، آیا واجب است وجه و کفّین را بپوشاند؟ جواب داده اند: در مورد حلقه و انگشتر مانعى ندارد، ولى در مورد آرایش مشکل است.[۲]

در این باره نک: نمایه: زینت بودن انگشتر ، سؤال ۴۵۰۱ (سایت اسلام کوئست: ۴۷۵۷).

البته لازم به تذکر است که اولاً: پوشیدن حلقه و انگشتر و … از جنس طلا به هر رنگ که باشد (سفید، زرد، …) برای مرد حرام است.[۳]

ثانیاً: اسلام برای استفاده انگشتر با برخی از انواع نگین ها استحباب قایل شده است که شما برای اطلاع از آنها می توانید به سؤالات زیر مراجعه کنید: نمایه: ثواب و فواید انگشتر با سنگ های گران بها، سؤال ۱۷۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۱۹۶۲)؛ نمایه: انگشتر در انگشت سبابه دست چپ، سؤال ۵۸۱۸ (سایت اسلام کوئست: ۶۰۳۵)؛ نمایه: استحباب گذاشتن انگشتر در دست راست، سؤال ۹۷۱ (سایت اسلام کوئست: ۱۱۴۴).

آموزش قبل از ازدواج

افرادی که در صدد ازدواج هستند بهتر است برای آشنایی بیشتر به کتب متعدّدی که در خصوص ازدواج در اسلام به زبان های مختلف (فارسی، عربی، انگلیسی و … ) وجود دارد، مراجعه نمابند همچنین کتاب “نظام خانواده در اسلام” (The Islamic Family Structure)، اثر حسین انصاریان در سایت زیر (http://erfan.ir/english/book/book.php?id=3) مراجعه نموده و مطالب دلخواه خود را انتخاب و مورد استفاده قرار دهند.

اما برای آشنایی با اعمال زناشویی و شیوه های آمیزش مورد تأیید اسلام می توان به کتاب های زیر مراجعه نمود:

۱٫ اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ازدواج مکتب انسان سازى، ج ۳ دکتر سید رضا پاک‏نژاد، انتشارات کتابفروشی اسلامیه.

۲٫ بهداشت ازدواج از نظر اسلام ، دکتر صفدر صانعى ، انتشارات کتابفروشی جعفری، مشهد.

۳٫ حلیه‏المتقین ،علامه مجلسى، ص ۷۰ – ۷۵٫

۴٫ بهشت خانواده دکتر مصطفوى، انتشارات دارالفکر، قم.

۵- ازدواج و مسائل جنسى، گروهى از نویسندگان.

۶- مشاوره جنسی و زناشویی، علی اسلامی نسب، انتشارات نسل نواندیش.[۴]

لازم به ذکر است، در این زمینه (ازدواج در اسلام) پاسخ های مفیدی در سایت اسلام کوئست (که در نمایه های زیر آمده است) وجود دارد.

۱٫ نمایه: فلسفه ازدواج در اسلام، سؤال شماره ۱۳۰۰ (سایت اسلام کوئست: ۱۲۸۳).

۲٫ نمایه: شرایط زمانی آمیزش با همسر، سؤال شماره ۲۰۲۰ (سایت اسلام کوئست: ۲۰۶۶).

۳٫ نمایه: مراسم عروسی زمان پیامبر، سؤال شماره ۳۸۰۸ (سایت اسلام کوئست: ۴۰۳۸).

۴٫ نمایه: شرایط زمان و مکان آمیزش، سؤال شماره ۵۵۵۶ (سایت اسلام کوئست: ۵۸۱۳).

ازدواج و مهریه

در ازدواج حتماً چیزی باید به عنوان مهریه قرار داده شود. خداوند در قرآن می فرماید: “زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید.[۵]

در مورد مهریه اموری باید ملاحظه شود که در این جا در ضمن چند نکته بیان می کنیم:

الف. مهریه باید مالیت و ارزش مالی داشته باشد (در قبال آن مالی پرداخته شود) و لو به اندازۀ یک مشت گندم باشد. بنابر این اگر برخی از امور معنوی به گونه ای باشند که در ازای آن مالی پرداخته شود؛ مثل نماز خواندن، قرائت یا آموزش قرآن، ده هزار تا صلوات و … اگر مهریه قرار گیرد اشکالی ندارد.

ب. از نظر اسلام در مهریه مقدار معینی به عنوان تکلیف مشخص نشده است.[۶]

ج. مستحب است زوجین مهر السنه (پانصد درهم)[۷] را مهریۀ ازدواج خود قرار دهند.[۸]

د. مکروه است که مهریه را کمتر از ده درهم قرار دهند، بلکه خوب است بیشتر از آن باشد. امام صادق (ع)، از على (ع)، نقل می کند که آن حضرت فرمود: “من خوش ندارم که مهر را کمتر از ده درهم قرار دهند، بلکه بیشتر از آن قرار دهند تا به مهر زنان نابکار (زانیه) شباهت پیدا نکند.[۹]

هـ. اگر کسى مهریۀ زن خود را چیزی قرار دهد که مالیت و ارزش مالی ندارد، یا اصلاً مهریه ای قرار ندهد و با او نزدیکی کند برای این زن مهر المثل (مهریۀ زنان دیگر مثل او) قرار داده می شود.[۱۰]

و. مهریه چون حق زن است با درخواستش باید به او پرداخته شود.

ازدواج بین دو عید

یکی از بزرگ ترین مزیت های دین اسلام عقل گرایی و مبارزه با خرافاتی است که در زمان جاهلیت وجود داشته و یا بعد از آن به وجود می آید. از جملۀ خرافاتی که ممکن است در میان مردم پیدا شود، فال بد زدن یا همان تشاؤم است. در احادیث متعدّدی از مسلمانان خواسته شده است تا از فال بد زدن بپرهیزند. برای نمونه پیامبر گرامی اسلام می فرماید: “فال بد زدن را کنار بگذارید”.[۱۱] و در روایت دیگری می فرماید: “… اگر گاهی به عملی فال بد زدی آن را ( با توکل بر خدا) انجام ده”.[۱۲]

در صدر اسلام نیز اعراب جاهلی به خاطر برداشت نادرستی که از ماه های سال داشتند، ازدواج در ماه شوّال – بین عید فطر و عید قربان- را جایز نمی دانستند،[۱۳] و معتقد بودند هر ازدواجی که در این ماه انجام شود منجر به جدایی یا فوت می شود. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه در فصل بیان احوال و اخبار عایشه؛ همسر پیامبر گرامی اسلام می گوید: پیامبر (ص) در ماه شوال با عایشه ازدواج کرد و عایشه نیز دوست داشت که دختران را در ماه شوال همسر دهد و بارها می گفت: با این که من در ماه شوال ازدواج کرده ام؛ آیا در میان زنان پیامبر (ص) خوش بخت تر از من سراغ دارید! سپس ابن ابی الحدید می افزاید: عایشه با این حرفش در صدد ردّ عقیدۀ کسانی بود که در صدر اسلام گمان می کردند ازدواج در ماه شوّال و بین دو عید ( عید فطر و عید قربان) مکروه و ناپسند است.[۱۴] امروزه نیز در بین برخی از مسلمانان به خصوص اهل سنت، و در برخی از مناطق آسیا، این عقیدۀ باطل، که از همان عقیدۀ جاهلی نشأت گرفته است، رایج است.

بنابراین؛ و با توجه به مطالبی که ذکر شد؛ چنین عقیده ای صحیح نیست و ازدواج بین این دو عید بزرگ منع شرعی ندارد.[۱۵]

فلسفه ازدواج

در دین اسلام، ازدواج، با این که از مقوله لذّات و شهوات است، یک امر مقدّس و یک عبادت تلقّی شده است.

از علل آن این است که: ازدواج اولین قدمی است که انسان از خودپرستی و خود دوستی به سوی غیر دوستی‏ بر می‏دارد. تا قبل از ازدواج، فقط یک “من” وجود داشت و همه چیز برای “من” بود. ازدواج اولین مرحله‏ای است که باعث می شود این حصار شکسته ‏شود و‏ موجود دیگری هم در کنار این “من” قرار ‏گیرد و برای او معنا پیدا ‏کند.

علاوه از علل نابسامانی هاى اجتماعى در جوامع صنعتى عصر ما، متلاشى شدن نظام خانوادگى است که نه احترامى از سوى فرزندان وجود دارد، نه محبتى از سوى پدران و مادران، و نه پیوند مهر و عاطفه اى از سوى همسران.

از سویی دیگر؛ ازدواج از نظر اسلام وسیله‏اى براى پاک‏دامنى و پاک‏دامن زیستن است. رسول خدا )ص( به زید بن حارثه فرمودند: ازدواج کن تا پاک ‏دامن باشى. [۱۶] و در سخنى دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیکو، ارزاقشان را وسیع و جوانمردیشان را زیاد گرداند.[۱۷] در روایتى دیگر، به زنى که گفته بود، دیگر ازدواج نخواهم کرد، فرمودند: «ازدواج براى حفظ عفاف لازم است».[۱۸]

ازدواج باعث آرامش و امنیت روحی و فکری انسان است، قرآن در این باره می فرماید: “یکی از نشانه های او این است که از خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما مهر و محبت قرارداد”.[۱۹]

از دیدگاه اسلام، میل جنسی از غرایزی است که خداوند در وجود انسان قرار داده تا به واسطه آن بنیان خانواده شکل گرفته و بقای نسل و ادامه حیات جوامع بشری تضمین شود.

نگاهی به تاریخ تمدن بشری نشان می دهد که انسان در هیچ زمینه ای این اندازه آسیب پذیر نیست و هیچ غریزه ای از لحاظ سرکشی به پای این غریزه نمی رسد؛ از این رو بشر در هیچ زمینه ایی تا این حدّ نیازمند کنترل و مراقبت نیست.

از آن جا که میل و نیاز جنسی باعث بروز آسیب های بسیاری درجوامع مختلف شده، متفکران و صاحب نظران در پی چاره جوئی بر آمده اند.

عده ای مثل «بودا، مانی، گاندی و تولستوی» گفته اند: این میل و غریزه را به کلی باید از بین برد تا بشر از آسیب های آن آسوده بماند. استدلال این گروه این است که میل جنسی اصولا ًمیل پلیدی است و باعث بسیاری از مفاسد و جنایت ها است .

این عقیده قرن ها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرت انگیز خود قرار داده و به عقیده روانکاوان نفوذ این عقیده اختلالات روانی و بیماری های روحی فراوانی را موجب شده است.

گروه دیگر معتقدند برای از بین بردن مفاسد و جنایات باید راه پیش روی میل جنسی را باز گذاشت. البته اجرای این نظریه جامعه را در فساد فرو برد و از دین چیزی جز نام آن در جوامع غرب باقی نگذاشت.

اما در میان این افراط و تفریط، اسلام معتقد است که میل جنسی نه میلی پلید است که باید به طور کلی با آن مبارزه کرد، و نه باید به کلی آن را آزاد گذاشت، بلکه باید آن را در مسیر صحیح هدایت کرد. نظر اسلام این است که تمایل جنسی مثل امیال دیگر باید اختیارش در دست خود انسان باشد و باید انسان بر آن غلبه داشته باشد نه او بر انسان. اسلام راه طبیعی و سالم را برای ارضای میل جنسی ازدواج می داند.

حال باید ببینیم مسیحیتی که کلا ًبا ارضای این میل مخالف است چه نظری در مورد ازدواج دارد.

ظاهراً علت اوج گرفتن این تفکر در میان مسیحیان که «علاقه و آمیزش جنسی» پلیدی است، تفسیری بود که از بدو تشکیل کلیسا ، از طرف کلیسا برای مجرد زیستن حضرت عیسی مسیح، صورت گرفت و گفته شد علّت این که مسیح تا آخر مجرد زیست پلیدی ذاتی این عمل است و به همین جهت قدیسین و روحانیون مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام عمر دانستند و پاپ از میان چنین کسانی انتخاب می شود.

ترک ازدواج و مجرد زیستن کشیش ها و کاردینال ها کم کم این فکر را پیش آورد که اساساً زن عنصر گناه و فریب است؛ یعنی شیطان کوچک است، مرد به خودی خود گناه نمی کند و این زن است که همیشه وسوسه می کند و مرد را به گناه وامی دارد. آنها قصه آدم و شیطان و حوا را چنین شروع می کنند، که شیطان نمی توانست در آدم نفوذ کند، لذا ابتدا حوا را فریفت و سپس حوا آدم را. آنها می گویند شیطان بزرگ، زن را و زن مرد را وسوسه می کند. ولی قرآن درست خلاف این را می گوید و آن گاه  که این داستان را ذکر می کند برای یکی اصالت و برای دیگری تبعیت قائل نمی شود، بلکه می فرماید: ما به این دو نفر گفتیم به درخت نزدیک نشوید بعد می فرماید: شیطان این دو را وسوسه کرد نمی گوید اول یکی را وسوسه کرد و او دیگری را وسوسه نمود. آدم همان مقدار لغزش داشت که حوا داشت. و شاید برای همین است که قرآن در کنار قدیسین از قدیسات بزرگ مثل حضرت مریم یاد می کند.

در حالی که مسیحیت ازدواج را تنها برای تداوم نسل مجاز دانسته، امّا اسلام ازدواج را سنت پیغمبر خویش می داند و می گوید: هر کس ازدواج کند نیمی از دین خود را کامل کرده است و برای کسانی که شرایط ازدواج ندارند راه عفاف را برای کنترل میل جنسی معرفی می کند.

در ذیل به چند آیه و حدیث اشاره می کنیم:

حضرت رضا (ع) می فرماید: «اگر در مورد ازدواج دستوری صادر نشده بود، همان فواید (اجتماعی) که خدا درآن نهاده (از قبیل نیکی با خویشان و پیوند با بیگانگان) کافی بود که مصلحت اندیشان را به آن ترغیب کند».

پیغمبر (ص) می فرماید: «مردان مجرد را زن دهید تا خداوند اخلاقشان را نیک، و ارزاقشان را وسیع، و جوانمردیشان را زیاد فرماید».[۲۰]

زنی حضور امام ششم (ع) شرفیاب شده عرض کرد: خدایت صلاح و سداد افزاید، من زنی هستم تارک دنیا. فرمود: منظورت از ترک دنیا چیست؟ عرض کرد: شوهر اختیار نکرده ام. فرمود: چرا؟ گفت: برای اجر و ثواب. فرمود:برگرد؛ اگر تنها زیستن فضیلتی بود، فاطمه زهرا بانوی اسلام (س)، از تو سزاوارتر بود. کسی را نرسد که در فضایل بر زهرا تقدم جوید.

از پیغمبر نقل شده: درهای آسمان، چهار موقع گشوده شود: هنگام باریدن باران، وقتی که فرزند درصورت پدر می نگرد، زمانی که در خانه کعبه را باز می کنند، و در وقت اجرای عقد نکاح.[۲۱]

امام صادق  می فرماید: دو رکعت نماز مرد زن دار از هفتاد رکعت نماز کسی که عزب است افضل می باشد.[۲۲]

در روایات آمده: هر کس از ترس فقر زن نگیرد، به خدا گمان بد برده؛ چرا که خداوند فرموده: اگر (مردان) فقیر باشند، خدا از فضل و کرم خویش بی نیازشان گرداند.[۲۳]

احادیث و روایات از این دست زیاد است که نشان می دهد ازدواج در اسلام نه تنها نکوهیده نیست، بلکه مستحب مؤکّد است.

اما این دلیل نمی شود که اسلام هر گونه ازدواجی را درست بشمارد؛ زیرا اسلام معتقد است که جامعه ای سالم است که خانواده هایش سالم باشند و خانوادۀ سالم در گرو ازدواجی درست و از روی شناخت می باشد.[۲۴]

فلسفه حرمت ازدواج هم زمان با دو خواهر

شاید حکمت و فلسفۀ این که اسلام از ازدواج هم زمان با خواهران جلوگیری کرده، این باشد که اوّلاً: حرمت و شخصیت زن را حفظ کند، چنان که در ازدواج با دختر برادر زن و دختر خواهر زن رضایت و اجازه زن را شرط دانسته است.

ثانیاً: دو خواهر به حکم نسبت و پیوند نسبی و عاطفی، نسبت به یک دیگر علاقۀ شدید دارند، ولی هنگامی که رقیب هم شوند، نمی ‏توانند علاقه گذشته را حفظ کنند. به این ترتیب تضاد عاطفی در آنها پیدا می‏شود که برای زندگی زیان بار است و اساس خانواده را از هم می پاشد؛ زیرا همیشه انگیزۀ محبت و رقابت در وجود آنها در کشمکش است.[۲۵]

ثالثاً: ازدواج با شوهر خواهر با طبع زنان که شوهر خواهر را از خود می‏دانند و با آنان احساس خویشاوندی می‏کنند، سازگار نیست.

در پایان تذکر این نکته ضروری است که اگر چه در جای خود ثابت شده است که احکام الاهی بر اساس مصالح و مفاسد وضع شده اند، ولی کشف مصالح و مفاسد در جزئیات و مصادیق، بسیار مشکل است؛ زیرا اولاً: نیازمند داشتن امکانات وسیع، در ابعاد مختلف علمی است.

ثانیاً: بشر هر قدر از نظر علم پیشرفت کند، باز معلومات او در برابر مجهولاتش، قطره ای است در برابر دریا:  “جز اندکی از دانش به شما داده نشده است” .

شاید علت بیان نکردن فلسفۀ تمام احکام، از سوی اولیای دین، این بوده که بیان تمام اسرار احکام برای انسان هایی که بسیاری از حقایق هنوز برایشان کشف نشده؛ مانند گفتن معما است که چه بسا موجب تنفر شنوندگان می گردد. امام علی (ع) می فرمایند: “مردم، دشمن آن چیزی هستند که نمی دانند”[۲۶] لذا اولیای الاهی در حد فهم انسان ها به بعضی از علت ها و فلسفۀ احکام اشاره نموده اند.

وانگهی هدف از دین و شریعت، آراستگی انسان ها به خوبی های علمی و عملی، و اجتناب از زشتی های فکری و عملی است، و این هدف با عمل به شریعت به دست می آید، و لو این که افراد فلسفه و علت احکام را ندانند؛ نظیر این که مریض با انجام دادن دستورات پزشک، بهبودی را به دست می آورد و لو فایده و فلسفۀ دارو و دستورات پزشکی را نداند.

مضافاً این که مؤمنان چون اطمینان و یقین دارند به این که دستورات دینی، از کسانی صادر می شود که علم و آگاهی آنان خطاناپذیر است، پس یقین به اثربخشی و مفید بودن این دستورات دارند.

تفاوت استمنا با ازدواج

پیش از پرداختن به تفاوت، نخست به برخی از روایاتی که پیرامون استمنا وارد شده می پردازیم.

از نظر فقهی مسلم است که استمنا گناه و حرام است[۲۷] و گناه دارای ضررهایی است که به راحتی قابل جبران نیست و اگر نبود ضررهایی که از جانب گناه متوجه انسان می شود، آن عمل در شرع مقدس اسلام به عنوان گناه معرفی نمی شد و حرام نمی گردید، گرچه ممکن است بشر در دوره ای به تمام آثار تخریبی گناه، علم کافی نداشته باشد یا به علم ناقص خود بنازد و گمان کند که به تمام مجهولات دست یافته است.

اما این که استمنا گناه و حرام است روایات متعددی دلالت بر آن دارند:

رسول خدا(ص) فرمود: لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خود ارضا.[۲۸]

همچنین امام صادق(ع) در این باره می فرماید: برای کسی که خود ارضایی کند در قیامت عذاب دردناکی در نظر گرفته شده است.[۲۹]

و نیز از امام صادق در مورد حکم استمناء می پرسند، آن حضرت می فرماید: «مثل این است که با خودش نکاح کرده (ازدواج کرده) و اگر کسی را که چنین کاری می کند بشناسم، با او هم خوراک نخواهم شد». راوی حدیث می‌پرسد از کجای قرآن حکم آن فهمیده می شود، فرمود : از آیه «و من ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون»[۳۰]، «هر کس با غیر از همسر و کنیزش شهوتش را دفع کند ایشان تجاوز کار هستند». راوی پرسید گناه زنا بزرگ تر است یا استمناء؟ حضرت فرمود: استمناء گناه بزرگی است».[۳۱]

اما در باره این نکته که گناه دارای ضررهای مهمی است که به راحتی قابل جبران نیست باید توجه داشت که: اولاً؛ گناهان از اعضا و جوارح به قلب سرازیر می شوند، پس گناه آسیب به قلب و دل است. قرآن کریم می فرماید: اعمال خلافشان چون زنگاری بر دل‏هایشان نشسته، لذا از درک حقیقت باز مانده اند: «کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ » کلمه «ران» در آیه مذکور به معنای زنگار است. و بدترین اثر گناه، تاریک ساختن قلب و از میان بردن نور علم و حس تشخیص است. [۳۲]

حضرت علی (ع) می فرماید: برای دل‏ها، بیماریی، دردناک‏تر از گناه نیست.[۳۳]

ثانیاً: بیماری قلب مهم‏ترین بیماری به حساب می آید؛ چون هیچ بُعد از وجود آدمی به ارزش، کارایی، حساسیت و لطافت قلب و دل نیست. و از این بیماری به تعابیر مختلف یاد می کنند: قلب بیمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، کور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب است. وقتی ظرف وارونه شود هیچ چیز در آن قرار نمی گیرد، قلب هم در اثر گناه طوری وارونه می شود که دیگر علم و حقیقت در آن جای نمی گیرد.

امّا در باره این مطلب که واقعاً چه فرقی بین ازدواج و استمنا وجود دارد باید گفت: یکی از نیروهای نهفته شده در وجود انسان شهوت جنسی است که باید به طور صحیح ارضا و تأمین شود. و راه درست آن ازدواج است که اشباع طبیعی و واقعی نیاز شهوانی است، و به همین دلیل دارای آثار مفید و فواید زیادی است.

ازدواج وسیله‏اى است براى آرامش و سکون، و ایجاد محبت و مهر برای زن و مرد.[۳۴] علاوه وقتی که با ازدواج غریزۀ جنسى مهار شود، و روح پر اضطراب جوان، اعتدال پیدا کند، حقایق زندگى را بهتر درک مى‏کند.

امّا استمنا چون برخلاف طبیعت است، نیاز انسان را به صورت واقعی بر طرف نمی کند و اشباع کاذب است؛ به این دلیل که نیاز شهوانی انسان با صرف خروج منی برآورده نمی شود، بلکه باید همراه با عشق، عاطفه و انس و محبت باشد و به همین جهت کسانی که دست به این عمل می زنند در درون خود احساس نقص می کنند که چه بسا مریضی های جسمی و روحی را بدنبال داشته باشد.

در اینجا به مواردی از آسیب های این عمل ضد اخلاقی اشاره می کنیم:

الف) آسیب‏های جسمانی

برخی از پزشکان در باره آسیب‏های جسمانی استمنا معتقدند که موجب تحریک زیاد هیپوتالاموس و در نتیجه تحریک افراطی غدد جنسی که سبب پرکاری و نامتناسب شدن آن‏ها می شود. و عوارضی از جمله تورم غدد وذی، تورم کانال نطفه، تورم قسمت پایینی و عقب کانال ادرار، شل شدن عضلات تناسلی، خروج بی اختیار منی با کوچکترین حادثه‏، انزال زود هنگام‏، بیماری های مقاربتی، عقیم شدن‏ را به دنبال دارد. همچنین؛۱٫ ضعیف شدن چشم؛ ۲٫ لاغر شدن صورت؛ ۳٫ ضعف اعصاب؛ ۴٫ تحلیل رفتن بدن؛ ۵٫ سردرد و سرگیجه؛ ۶٫ سرماخوردگی زود به زود؛ ۷٫ کم خونی؛ ۸٫ سست شدن زانو؛ ۹٫ سیاه شدن دور چشم؛۱۰٫ زرد شدن صورت؛ ۱۱٫ ضعف و اختلالات شنوایی؛ ۱۲٫ جوش صورت؛ ۱۳٫ اختلال در خواب؛ ۱۴٫ آزارطلبی یا خودآزاری در موارد شدید آن، را از ضررهای استمنا شمرده اند.

ب) آسیب‏های روانی

۱٫ ضعف حافظه، حواس پرتی و ناتوانی در تمرکز فکری

۲٫ اضطراب، دلهره و دلواپسی از ویژگی هایی است که دائماً فرد خود ارضا را رها نمی کند، او مرتب با خود درگیر است و نمی تواند با خود کنار آید و افکارش همیشه آشفته است و حالت وسواس و تردید دارد.

۳٫ افسردگی: از نشانه‏های بارز، افسردگی، بی احساسی و بی تفاوتی، بی نشاطی و بی ذوقی، سستی و گوشه‏گیری، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنری، ورزشی، مسائل معنوی و… است.

۴٫ پرخاش‏گری و بداخلاقی: شخصِ خودارضا نسبت به کوچک‏ترین محرک محیطی حساس است، حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد، زود رنج است و سریعاً از کوره در می رود، به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و … حساسیت فوق‏العاده دارد.

۵٫ یأس از زندگی

۶٫ از بین رفتن خلاقیت‏ها، توانایی ها و سرکوب شدن استعدادها.

۷٫ عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمی و فعالیت‏های فکری.

۸٫ هوس باز و بی بند و بار شدن و اعتیاد به ارضای جنسی نامشروع.

۹٫ بی عاطفه، کم رو و خجل شدن.

۱۰٫ عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده داشتن.

۱۱٫ از بین رفتن صفای دل و بی علاقه‏گی نسبت به امور معنوی، مجالس دعا، جماعات و … .

۱۲٫ احساس گناه، عذاب وجدان.

ج) آسیب‏های اجتماعی

خودارضایی یک حس گریز از اجتماع پدید می آورد که در اثر افراط و تکرار در او ریشه‏دارتر خواهد شد. فرد در گوشه‏ای خود را منزوی و به افکار دور و دراز می پردازد. توجه به لذات شخصی، سبب سستی روابط اجتماعی می گردد و حیات جمعی را دچار مخاطره می سازد.[۳۵]

در مورد این آسیب ها (جسمانی، روانی و اجتماعی) نیز باید متذکر شویم که علوم تجربی و دانش بشری علی رغم تمام پیشرفت‏هایی که داشته، به اندازه‏ای رشد نکرده است که به تمام مصالح و مفاسد و یا فوائد و ضررهای مربوط به ضررهای این گونه امور دست یابد. و آنچه که برخی از پزشکان بیان نمودند در واقع  آثار احتمالی است که شاید بتوان گفت در صورت اعتیاد شدید به این عمل، پدید می آیند و دلیل این که این آثار را در مورد استمنا مطرح کردند، ولی در ازدواج مطرح نکردند به نظر می رسد این باشد که استمنا خلاف طبیعت است و موجب می شود فرد قدرت کنترل و تسلط بر نفس را از دست بدهد و گرفتار اعتیاد شدید گردد، ولی ازدواج براساس طبیعت است و فرد را متعادل می کند، و در نتیجه قدرت او بیشتر می شود و کنترل و تسلّط او بر نفس افزایش می یابد.

شرایط ازدواج موفق

ازدواج یکی از زیبایی های آفرینش و از سنن و رسوم قطعی همۀ ملل و اقوام بشری است. در اسلام نیز به ازدواج اهمیت فراوانی داده شده است و از جوانب مختلفی به آن نگاه شده است، به طوری که با هیچ چیز، قابل عوض شدن نیست. رفتار و عمل امامان و اولیاء دین که بالاترین درک از اسلام را دارند این کلام را قویاً تأیید می کند. امام باقر (ع) از قول پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود: در اسلام هیچ بنایی نزد خداوند محبوب تر از ازدواج نیست.[۳۶]

در روایت دیگری امام علی (ع) می فرماید: ازدواج کنید که ازدواج سنت رسول خدا است، هر کسی دوست دارد که پیرو رسول خدا (ص) باشد باید به سنت او عمل کند.[۳۷]

مسئلۀ ازدواج در اسلام آن قدر مورد توجه و اهمیت قرار داده شده است که انجام آن در بعضی از روایات مساوی با احراز نیمی از دین است. با ازدواج ، شخص نیمی از دین خود را تحصیل کرده است، [۳۸] یعنی شخصیت مؤمن با ازدواج به مرحله ای می رسد که نیمی از دین خود را حفظ می کند. در روایات آمده است که دو رکعت نماز انسانی که ازدواج کرده برتر از هفتاد رکعت نماز شخض مجرد است.[۳۹]

این همه تأکید حکایت از اهمیت فوق العادۀ اسلام به امر ازدواج و تشکیل خانواده دارد، بنائی که هستۀ اولیّۀ تشکیل یک اجتماع سالم و الاهی در آن شکل می گیرد. اسلام همان طور که در اصل ازدواج تأکیدات فراوانی دارد در نحوۀ شکل گیری و استمرار آن نیز مطالب و معارف مهمی دارد که باید به آن توجه شود.[۴۰]

اسلام برای تمام مراحل، رهنمودها و الگوهای بسیارخوبی پیش روی ما قرار داده؛ و ویژگی های همسر خوب و  ازدواج سالم را برای ما بیان کرده است، در ذیل به گوشه ای از آن اشاره می شود:

۱٫ داشتن ایمان واقعی و پای بند بودن به مسائل اخلاق اسلامی؛ زیرا چنین شخصی به علت داشتن ارتباط قلبی با خدا، فردی قابل اعتماد است. و از طرف دیگر جوانی که پایبند به چنین مسائل اصولی نباشد، معلوم نیست بعداً بتواند به تعهدات خود پای بند باشد. امام رضا (ع) می فرماید: “اگر مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت باز دارد”.[۴۱]

۲ . داشتن اخلاق خوب در زندگی که باعث نشاط و جوانی طرفین و سایر افراد خانواده می شود، در روایات آمده همسر بد اخلاق انسان را به پیری زودرس مبتلا می کند.

۳٫ صداقت و راست گویی: اگر جوانی در ابتدای مراسم خواستگاری و ازدواج حرف هایی بزند و تعهداتی بدهد که تقیّدی در عمل به آنها نداشته باشد، زندگی آنان خالی از اعتماد خواهد بود.

۴٫ اصالت خانوادگی، چنان که پیامبر (ص) فرموده اند: از سبزه مزبله بپرهیزید؛ یعنی زن زیبا در خانواده بد. قرآن می فرماید: ما زن و مرد را برای یک دیگر آفریدیم و زن را مایه تسکین مرد دانسته و تذکر می دهد که زن برای مرد خیر است.

۵٫ پرهیز از مهریه سنگین. پیامبر اکرم می فرماید: بهترین زنان امت من، زنی است که زیباییش بیشتر و مهرش کمتر باشد.[۴۲]

۶٫ کفو و هم شأن بودن دختر و پسر . زیرا اختلاف شأن دختر و پسر مخصوصاً از جهت فرهنگی بسیار مشکل ساز است. انسان تا می تواند باید با هم شأن خود ازدواج کند، مؤمن است که فقط هم شأن مؤمن است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “وقتی شخصی که هم شأن دختر شما بود به خواستگاری دخترتان آمد به او دختر بدهید…” .[۴۳]

شرط بودن اذن پدر در ازدواج

مراجع تقلید اجازۀ پدر را برای ازدواج دختر شرط می دانند و این به جهت آن است که سرمایۀ دختران بکارت و عفاف آنان است. بسیاری از دختران با خلوص خود، به ابراز عشق مردان دل می بندند و هر مردی را وفادار می پندارند در حالی که از رفتار خاص مردان تا قبل از ازدواج اطلاعی ندارند و بعد از ازدواج متوجه بی وفایی ها و احیانا خیانت آنان می شوند. به همین دلیل لازم است پدر یا ولیّ دختر که از طرفی خصوصیات مردان و حیله های آنها را به خوبی می داند و از طرفی خیر خواه دختر خود است با این شرط که سخت گیری بیهوده نکند در این مورد نظر بدهد.[۴۴]

با توجه به این مقدمه باید گفت: اگر چه وجود شاهد شرط صحت عقد نیست، امّا اساساً یکی از شرایط صحت عقد اجازه پدر یا جد پدری است، با این شرط جایی برای مخفی کاری نمی ماند، و برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی است که شرع مقدس اجازۀ پدر را شرط دانسته است.

اگر اذن پدر قبل از ازدواج و یا اجازه او بعد از ازدواج وجود نداشته باشد، عقد باطل است، اگرچه بنا بر احتیاط باید طلاق هم بگیرید.[۴۵]

نظر آیت الله مهدی هادوی تهرانی به شرح زیر است:

۱٫ اذن پدر برای ازدواج دختر باکره رشیده موافق با احتیاط است، هرچند شرط صحت عقد ازدواج نیست.

۲٫ اگر اذن پدر در صحت ازدواج دختر باکره رشیده شرط باشد، با تحقق آن ولو بعد از عقد، عقد صحیح خواهد بود.[۴۶]

برای آگاهی بیشتر نمایه های زیر را مطالعه کنید:

ازدواج دختر بدون اذن پدر، سؤال ۶۵۵۰ (سایت اسلام کوئست: ۷۲۱۳).

فلسفۀ نیازمندی دختر به اذن پدر در ازدواج موقت و دائم، ۲۰۷۴ (سایت اسلام کوئست: ۲۱۲۵).

جواز ازدواج موقت پنهانی، ۷۴۵۰ (سایت اسلام کوئست: ۷۶۴۷).

تاریخ ازدواج

اسلام در صحت عقد ازدواج هیچ گونه محدودیت سنّی را مطرح نکرده و این امر را بر عهده طرفین (در صورتی که بالغ باشند) و اولیای آنان گذاشته است.[۴۷]

بنابراین، دین اسلام سن خاصی را برای ازدواج معین نکرده است، اما به این مطلب پرداخته که اگر انسان به سن تکلیف رسیده؛ یعنی پسران سن پانزده سال قمری و دختران نه سال را پشت سر گذاشته و به بلوغ جنسی رسیده باشند؛ یعنی در خود احساس نیاز به جنس مخالف کنند، اگر بدون ازدواج به گناه می افتند، در این صورت ازدواج بر آنها واجب خواهد شد، ولی به نظر می رسد بهترین سن ازدواج زمانی باشد که جوانان علاوه بر بلوغ جنسی به رشد و بلوغ فکری نیز رسیده باشند تا بتوانند با دقت بیشتر و با فکر و اندیشه شریک زندگی آینده خود را انتخاب کنند؛ برای زندگی آینده خود برنامه ریزی کنند و … تا در نتیجه زندگی موفق تر و بهتری را با استعانت از خدای متعال برای خود رقم بزنند.

عربی بودن در صیغه ازدواج

برای عقد موقت و دائم چند چیز شرط است از جمله:

۱٫ باید صیغه عقد خوانده شود. (تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست، بلکه باید به همراه انشاء الفاظ خاصی باشد).

۲٫ به احتیاط واجب صیغه عقد باید به عربی صحیح خوانده شود. و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است، و لازم هم نیست که وکیل بگیرند، اما باید لفظی بگویند که معنای “زوّجت” و “قَبِلتُ” را بفهماند. [۴۸]

برای آگاهی بیشتر به نمایه: ازدواج موقت (متعه) و شرایط آن،سؤال ۴۷۵

ازدواج فامیلی

شاید همه ما، دست کم یک بار، این جمله را شنیده باشیم که: «عقد دخترعمو و پسرعمو، در آسمان بسته شده است»، اما آیا واقعا این گونه است؟ در جواب باید گفت: به جز خداوند متعال و پیشوایان معصوم (ع)، چه کسی خبر صادقی از آسمان دارد؟ طبعاً هیچ کس! امّا باید تصریح کنیم که هر چه بیشتر جستجو کنید، کمتر اثری از این عبارت سرنوشت‌ساز در کتاب‌های حدیث مسلمانان (اعم از شیعه و اهل سنّت) خواهید یافت.[۴۹]

بلکه در مقابل این سخن معروف، از پیامبر خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «با غریبه ازدواج کنید تا فرزند ضعیف نیاورید».[۵۰] از امام صادق(ع) نیز نقل شده است که فرمود: «با خویشان نزدیک، ازدواج نکنید؛ چرا که فرزند ضعیف، پدید می‌آید».[۵۱]

شاید به استناد این گونه احادیث و توصیه‌های پیشگیرانه پزشکان و متخصّصان ژنتیک است که برخی فقیهان معاصر، ازدواج فامیلی را «مکروه» شمرده اند.[۵۲]؛[۵۳]

به هر حال باید این نکته تذکر داده شود که از نظر شرع اسلام چنین ازدواجی از حرمت برخوردار نیست.

زنا با دختر باکره و ازدواج با او

زنا که عبارت است از عمل جنسی با غیر همسر شرعی (دائم یا موقت)، از نظر قرآن گناه بزرگى است که خداوند در بارۀ آن مى‏فرماید: “نزدیک زنا نشوید چرا که عمل بسیار زشتى است و راه و روش بدى است”.[۵۴]

اما اگر (نعوذ بالله) کسی قبل از عقد و ازدواج با دختری زنا کند این مسئله از دو نظر باید مورد بررسی قرار گیرد:

۱٫ فقهی، ۲٫ اخلاقی و روحی،

أ- از نظر فقهی

در بیان حکم فقهی مسئله، باید دو مطلب را متذکر شویم:

۱٫ از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بین دختر و پسر، قبل از ازدواج، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، حتی در حد گفت و شنودهای عاشقانه، اگر با قصد لذت (جنسی) باشد، یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد.[۵۵]،[۵۶]

۲٫ ازدواج با چنین زنی حرام نیست در رابطه با ازدواج با چنین زنی امام خمینی (ره) فرموده اند: “اگر با زن بى شوهرى که در عدّه نیست زنا کند، بعداً مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نماید، ولى احتیاط مستحبّ آن است که صبر کند، تا آن زن حیض ببیند بعد او را عقد نماید، (بلکه احتیاط مزبور حتى الامکان نباید ترک شود و همچنین است اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد کند”.[۵۷]

از نظر اخلاقی

آن چه را که از نظر اخلاقی باید بدان توجه نمود، این است که گناه از هر نوع که باشد؛ مانند غذای مضر برای بدن است. همان گونه که غذای مضر رسوباتی در رگ های بدن ایجاد می کنند و مانع رسیدن خون و مواد لازم به سلول ها می شوند، گناه نیز مانع تعالی روح و موجب هلاک و بدبختی آن می شود و به تعبیر قرآن کریم فهم قلبی و بصیرت درونی را از دست می دهد. چنان که قرآن در این زمینه می فرماید: “… آنها دل ها [عقل ها] یى دارند که با آن (اندیشه نمى‏کنند، و) نمى‏فهمند و چشمانى که با آن نمى‏بینند و گوش هایى که با آن نمى‏شنوند … )![۵۸]

از آن جا که تکرار گناه موجب تبدیل این حالت به عادت می شود و در آن صورت درمان آن مشکل تر خواهد بود، بنابراین، تنها درمان آن توبۀ فوری و تصمیم جدی بر ترک آن است.

برای اطلاع بیشتر مراجعه نمایید به نمایۀ: ارتباط با نامحرم قبل از ازدواج، سؤال ۱۴۰۷ (سایت اسلام کوئست: ۱۴۲۷) و نمایه: توبه از گناه، سؤال شماره ۳۷۰ (سایت: ۳۷۹).

ازدواج دختر سنی با مرد شیعی

در مورد ازدواج مرد شیعی با زن سنی اقوالی در فقه آمده است، و مشهور این است مرد شیعی می تواند با زن سنی ازدواج کند؛ ولی در مورد ازدواج زن شیعی با مرد سنی اختلاف است و مشهور فقها می گویند که جایز نیست.[۵۹]

دلایل این فتوا:

۱٫ کفو بودن در ازدواج

کفو بودن در نکاح از جمله مسائلی است که در مباحث و کتب فقهی فقهای شیعه و سنّی همواره مطرح بوده و باب ویژه ای را نیز به خود اختصاص داده است. این امر ناشی از ثمرات فقهی متعدّدی است که بر طرح و بررسی این مسئله و تبیین آن مترتب می گردد.

در کتاب های لغت آمده است: «کُفؤ » و «کُفُؤ» و جمع آن «أکفاء» به معنای «همتا» و «مانند» است و «کفا» و «کفائه»، هر دو به معنای یکسانی، برابری، شباهت، شایستگی و صلاحیت اند.[۶۰]

چون اجماع فقها بر این است که در ازدواج، کفائت به معنای تساوی در اسلام، کافی بوده، و از طرف دیگر هم یک شخص سنی مسلمان محسوب می شود، پس ازدواج زوج (مرد) شیعه با زوجه (زن) سنّی جایز است.

۲٫ روایات:

روایات متعددی در مورد نکاح مخالف وجود دارد، که در این روایات فرق بین اسلام و ایمان ذکر شده است و از آنها استفاده می شود که اسلام به شهادتین است و کسی که شهادتین را بگوید مسلمان و طاهر بوده و نکاح آنها حلال است.[۶۱]

در اینجا به دو نمونه اشاره می شود:

الف. در روایتی، شخصی از حضرت امام صادق (ع) در مورد فرق بین اسلام و ایمان می پرسد که حضرت این طور پاسخ فرمودند: اسلام همین صورت ظاهری است که مردم دارند؛ یعنی شهادت دادن به این که شایسته پرستش جز خدای یگانه بی شریک نیست و این که محمّد بنده و رسول او است و گزاردن نماز و دادن زکات و حجّ خانه کعبه و روزه ماه رمضان. این است اسلام، اما ایمان، معرفت این امر (ولایت) است. با این (صورت ظاهری که بیان شد) پس اگر کسی به آنها اقرار کند و به این امر (ولایت) عارف نباشد، مسلمان است و گمراه.[۶۲]

ب. حمران بن اعین از امام باقر (ع) روایت کرده است که حضرت فرمودند: ایمان، آن است که در دل مستقر شود و بنده را به سوی خدای عزّ و جلّ کشاند و اطاعت خدا و گردن نهادن به  فرمانش، مصدق آن باشد، ولی اسلام گفتار و کردار ظاهری است که تمام فرق و جماعت مردم آن را دارند، و به وسیله آن جان ها محفوظ ماند و میراث پرداخت شود و زناشویی رواگردد… .[۶۳]

این روایات با صراحت می گویند که اهل سنت مسلمان هستند و این حکم تمام فرق مسلمین را شامل می شود و احکام اسلام، مثل نکاح، بر آنها جاری است.[۶۴]

این که در پایان روایت دوم، حضرت فرمود که «نکاح» جایز است، این کلمه مطلق است؛ یعنی چه زن بدهی و چه زن بگیری، هردو را شامل است.[۶۵]

البته زن دادن به سنی ها را، فقها از جهت عنوان ثانوی جایز نمی دانند؛ به این بیان که اگر به آنها زن داده شود، چون زن غالباً تحت تأثیر شوهر واقع می شود ترس تغییر مذهب وجود دارد؛ از این رو بنابر احتیاط واجب، زن دادن به آنها جایز نیست.[۶۶]

در پایان، به فتوای برخی از مراجع در این باره اشاره می شود:

سؤال: ازدواج مسلمان با غیر مسلمان و ازدواج شیعه با اهل سنت چه صورت دارد؟

مرحوم حضرت آیه الله فاضل لنکرانی: ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان صحیح نیست و ازدواج زن شیعه با مرد سنی مکروه است و ازدواج مرد مسلمان با زن غیر مسلمان اگر موقت باشد و همچنین ازدواج مرد شیعه با زن سنی مانعی ندارد.

حضرت آیه الله بهجت: اوِّلی (ازدواج مسلمان با غیر مسلمان) در صورت کتابی بودن، عقد موقت بی اشکال است و در فرض دوم (زن شیعه با مرد سنی) نمی توان دختر یا زن شیعه را به عقد آنها درآورد به احتیاط تکلیفی.

حضرت آیه الله سیستانی: ازدواج با اهل کتاب به احتیاط واجب جایز نیست و با اهل سنت اگر خوف انحراف نباشد، جایز است.

حضرت آیه الله مکارم شیرازی: ازدواج مسلمان با غیر مسلمان جایز نیست و ازدواج مردان شیعه با زنان اهل سنت اشکالی ندارد؛ ولی ازدواج زنان شیعه با مردان اهل سنت با توجه به خطر انحراف مذهبی اشکال دارد.[۶۷]

حور العین بهشتی و ازدواج

یکی از نعمت های بزرگی که خداوند برای بندگان مؤمن و با تقوا در نظر گرفته است بهشت و نعمت های فراوان و جاویدان آن است. البته رضا و خشنودی خداوند از آنها، بالاترین پاداش است. تنها چیزی که باعث ورود به بهشت است، ایمان و عمل صالح انسان در این دنیا است و هر چه ایمان انسان، بیشتر و اعمال صالحش فراوان تر باشد، مقام او در بهشت بالاتر است و فرقی میان زن و مرد نیست. هر انسانی می تواند به چنین مقاماتی برسد. خداوند می فرماید: “هر کس از مردان یا زنان که عمل صالحی انجام دهد، و ایمان هم داشته باشد به درستی که وارد بهشت می شوند و بدون حساب در آن جا روزی دریافت می کنند”.[۶۸]

بهشت جای تکلیف نیست؛ چرا که با وجود تکلیف باید بهشت و جهنم دیگری پدید آید تا نتیجۀ اعمال جدید در آن به انسان داده شود و این امر همین گونه ادامه خواهد داشت. در حالی که خداوند تمام نعمت های بهشتی را پاداش اعمال همین دنیای ما و ایمان و عمل ما می داند. از مجموع آیات و روایات استفاده می شود که هر چه بهشتیان بخواهند در اختیارشان گذاشته می شود[۶۹]، از جمله یکی از نعمت های بهشتی، حور العین است که در اختیار مردان مؤمن گذاشته می شود.

حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه چون چشم آهو باشد، “عین” جمع کلمۀ “عیناء” به معنای درشت چشم است، و ظاهراً حور العین موجوداتی غیر از زنان دنیا هستند.[۷۰] خداوند در مورد آنان می فرماید: “حورالعین را به ازدواج آنها درمی آوریم”.[۷۱] بنابر تفسیر اغلب مفسّران، ازدواج به معنای دنیوی آن، در بهشت وجود ندارد. پس این جا، نزدیک کردن و عطا کردن حور العین از طرف خداوند به بندگان بهشتی اش مراد است.[۷۲]

از صفات بیان شده برای حور العین در قرآن و بعضی روایات می توان چنین استفاده کرد که حور العین در بهشت بیش از یک همسر ندارد؛ زیرا خداوند در مورد صفات حور العین می فرماید: “…نه هیچ انسانی قبل از ایشان (قبل از آن شخص بهشتی) آنها را لمس کرده و نه هیچ جنّی”.[۷۳]

مرحوم مجلسی در تفسیر “قاصرات الطرف” که در ابتدای همین آیه آمده است، می گوید: یعنی زوج هایی هستند که نگاه شان فقط برای شوهران شان است و به هیچ کس غیر از شوهران شان رغبتی ندارند.[۷۴]

اما آیا زنان دنیایی هم همین گونه اند یا نه؟ شاید بتوان گفت که اگرچه اهل بهشت هر آنچه در بهشت بخواهند بر ایشان آماده است، اما هرگز درخواستی به عنوان تعدّد زوجات ندارند. همان گونه که زنان پاک در دنیا، چشم به غیر از همسر خود ندارند، در بهشت هم که جای پاکان است، خواهان زوج های متعدد برای خود نیستند.

در روایتی از امام صادق (ع) در مورد ازدواج مرد و زن زمینی در بهشت سؤال شد، حضرت فرمودند: “اگر رتبۀ زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینی اش ازدواج کند می تواند او را انتخاب کند (و مرد نمی تواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او می گردد، ولی اگر رتبۀ مرد بالاتر بود او می تواند زن را اختیار کند (این جا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد می شود”؛[۷۵] یعنی زن یکی از همسران مرد می شود، ولی مرد تنها همسرِ زن می گردد، این مطلب را برخی دیگر از روایات نیز بیان می کند.

همچنین در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: “زن اگر در دنیا دو شوهر داشته باشد در آخرت هر کدام را که بهتر دید (از حیث اخلاق) انتخاب می کند”.[۷۶] حضرت نفرموده اند که می تواند هر دو را انتخاب کند، بلکه فرمود بهترین آنها را انتخاب می کند.

در پایان تذکر این نکته به جا است که برای خدمت گزاری بهشتیان، “غلمان” هایی وجود دارد و در این بین فرقی میان زن و مرد نیست.

قرآن مجید در این باره می فرماید: “پیوسته بر گردشان نوجوانانی برای (خدمت) آنان گردش می کنند که چون مروارید های درون صدفند”.[۷۷]

ظاهر این آیه آن است که پسران زیبای بهشتی فقط برای خدمت گزاری بهشتیان آفریده شده اند.

ازدواج انسان با جن

ضروری است به این نکته توجه شود که اولاً: دانستن این گونه مسائل هیچ گونه اثری در زندگی و هیچ نفع مادی و معنوی ندارد، ثانیاً اگرچه اصل این مسئله که انسان و جن بتوانند از هم دیگر استفاده های جنسی ببرند ممکن است و استبعادی ندارد، اما دربارۀ جواز این کار از نظر شرعی میان دانشمندان اهل سنت و شیعه به آرا و نظرات مختلفی برخورد می کنیم. به هر حال ما به دلیل معتبری از شرع که آن را تأئید کرده باشد، برخورد نکردیم.[۷۸] برای آگاهی بیشتر در باره جن و ارتباط انسان با او می توانید به سؤال های زیر: ۱۲۹۶ (سایت: ۱۲۷۹)، ۳۰۴۴ (سایت: ۳۲۹۴)، ۴۳۸ (سایت: ۴۶۸) و ۵۵۶ (سایت: ۶۰۶) که در سایت اسلام کوئست موجود است، مراجعه کنید.

ازدواج دائم و موقت در رمضان

برای روشن شدن این موضوع توجه به چند مورد خالی از لطف نیست:

۱٫ اصل ازدواج موقت ؛ مانند ازدواج دائم از نظر شیعه، جایز است و حکم آن، حکم ازدواج دائم است، مگر برخی استثناءات، مانند ارث نبردن از شوهر و … .

۲٫ شرایطی که برای ازدواج ذکر شده است، زمان خاص در آن نیامده است، البته برخی از علما برای اجرای عقد در زمان های خاص کراهت قائل اند.

۳٫ آن چه که در روز ماه رمضان ممنوع است، نزدیکی (جماع) با همسر، برای شخص روزه دار است، نه خواندن عقد.

۴٫ نتیجه این که انسان می تواند در ماه مبارک رمضان ازدواج کند – چه دائم و چه غیر دائم- ؛ یعنی اجرای عقد می تواند در روز باشد، اما نزدیکی (برای روزه دار) فقط شب ها بعد از افطار تا هنگام اذان صبح، به مقداری که وقت برای انجام غسل، یا تیمم – در صورت عدم دسترسی به آب یا محذور استفاده از آن- داشته باشند.[۷۹]

ازدواج با خواهر همسر

خداوند می فرماید: “بر شما حرام شده است (ازدواج با) مادرانتان و دخترانتان، و خواهرانتان و عمّه‏هایتان و خاله‏هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و آن مادرانتان که به شما شیر داده‏اند و خواهران رضاعى (شیرى) شما و مادران همسرانتان و دختران همسرانتان (از شوهر قبلى) که در دامن شما تربیت یافته‏اند، به شرط آن که با مادرانشان، همبستر شده باشید، پس اگر آمیزش نکرده‏اید مانعى ندارد (که با آن دختران ازدواج کنید) و (همچنین حرام است ازدواج با) همسران پسرانتان که از نسل شما هستند (نه پسر خوانده‏ها) و (حرام است در ازدواج) جمع بین دو خواهر، مگر آن چه پیشتر انجام گرفته است. همانا خداوند بخشنده و مهربان است‏”.[۸۰]

بنا بر تصریح قرآن کریم، مرد نمی تواند همزمان با دوخواهر ازدواج کند (موقت یا دائم). به همین علت و به خاطر وجود روایات فراوانی که در این باب داریم[۸۱] مراجع محترم تقلید می گویند:” هرگاه مردی زنی را برای خود عقد کند، تا وقتی که زن در عقد او است، نمی‏تواند با خواهر وی ازدواج کند، خواه عقد دائم باشد یا موقت. حتی بعد از طلاق تا وقتی که در عدّه است (در صورتی که عدّه رجعی باشد) نمی‏تواند خواهر او را بگیرد، اما هنگامی که همسرش را طلاق داد، یا از دنیا رفت و عدّه او تمام شد، می ‏تواند با خواهر وی ازدواج کند”.[۸۲]

بنا براین؛ مرد تا زمانی که زنی را به عقد (موقت یا دائم) خود داشته باشد نمی تواند با خواهر او ازدواج کند. و اگر با علم به این موضوع با خواهر همسرش رابطۀ زناشویی داشته باشد، زنا تحقق یافته است. در هر صورت اگر با خواهر همسرش ارتباط داشته باشد، همسرش بر او حرام نمی شود، ولی رابطۀ او با خواهر همسرش زنا است و اجازۀ همسر دلیلی بر جواز ازدواج با خواهر همسر نمی باشد.

نمایه مربوط:

سؤال ۵۵۰ (سایت اسلام کوئست: ۶۰۰) (ازدواج هم زمان با دو خواهر).

ازدواج با خواهر رضاعی

از نظر اسلام صحت ازدواج دایم و موقت دارای شرایطی است، که یکی از آنها این است که برادر و  خواهر رضاعی ( از راه شیر دادن) نباشند.

از نظر مذهب شیعه امامیه شیر دادنی که علت محرم شدن است هشت شرط دارد:

۱٫ بچه شیر زن زنده را بخورد نه شیر زن مرده را.

۲٫ شیر آن زن از حرام مثل زنا، نباشد.

۳٫ بچه شیر را از پستان زن بمکد نه این که با وسیله ای شیر را در کام بچه بریزند.

۴٫ شیر خالص بوده و با چیز دیگری مثل غذا، مخلوط نباشد.

۵٫ شیر از یک شوهر باشد، ولی اگر زن از شیر شوهر اول خود بچه ای را شیر دهد و بعد شوهر دیگر کند و از شیر آن شوهر، هم بچه دیگری را شیر دهد آن دو بچه با هم محرم نمی شوند و نیز اگر زن شیردهی را طلاق دهند و آن زن شوهر دیگری کند و از آن شوهر، فرزند آورد و تا موقع زاییدن، شیری که از شوهر اول داشته، باقی باشد و مثلاً هشت دفعه، پیش از زائیدن، از شیر شوهر اول و هفت دفعه بعد از زاییدن، از شیر شوهر دوم، بچه ای را شیر دهد، آن بچه به کسی محرم نمی شود.

۶٫ بچه به واسطه مرض، شیر را برنگرداند و اگر برگرداند، بنابر احتیاط واجب، کسانی که به واسطه شیر خوردن، به آن بچه محرم می شوند، باید با او ازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند.

۷٫ پانزده مرتبه یا یک شبانه روز، شیر سیر بخورد و یا مقداری شیر به او بدهند که بگویند از آن شیر، استخوانش محکم شده و گوشت در بدن او روییده است بلکه اگر ده مرتبه هم به او شیر دهند احتیاط مستحب آن است کسانی که به واسطه شیر خوردن به او محرم می شوند، با او ازدواج نکرده و نگاه محرمانه هم به او ننمایند که این شیر خوردن چند شرط دارد:

۱٫ در بین این پانزده مرتبه یا یک شبانه روز شیر خوردن، بچه غذا نخورد.

۲٫ در بین آن، بچه شیر زن دیگری را نخورد.

۳٫ در هر مرتبه، بچه بدون فاصله شیر بخورد، ولی نفس تازه کردن و یا صبر کردن مختصر اشکالی ندارد.

۴٫ دو سال بچه تمام نشده، بلکه کمتر از دو سال داشته باشد.[۸۳]

اما اگر در تحقق این شرایط شک داشته باشند، مثلاً شک کنند که پانزده مرتبه شیرخواری بوده است یا نه؟ یا در دیگر شرایط شک شود، اصل، عدم محرم شدن دو شیر خوار است و می توانند ازدواج کنند اگر چه در این صورت، احتیاط بهتر است.[۸۴]

نمایه مربوط:

سؤال ۴۰۷۱ (سایت اسلام کوئست: ۴۳۴۵) (حکم خواهر و برادر رضاعی).

حرمت ازدواج با زنان پیامبر

خداوند در آیۀ ۶ از سورۀ احزاب می فرماید:” پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها )مؤمنان‏( محسوب مى‏شوند.” بر طبق این آیه، همسران وی در حکم مادران مؤمنان هستند و طبیعی است که ازدواج مؤمنان با مادرشان جایز نمی باشد.[۸۵] امّا از جایی که اصطلاح ” ام المؤمنین ” توسط خود قرآن برای همسران پیامبر، ایجاد شده است، باید محدودۀ احکام تابع آن نیز توسط شارع مقدس تبیین شود. به همین خاطر؛ خداوند در آیۀ ۵۳ از سورۀ احزاب در ضمن بیان ادب برخورد با پیامبر(ص) می فرماید:” ….امّا خداوند از (بیان) حق شرم ندارد! و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (به عنوان عاریت) از آنان )همسران پیامبر( مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این کار براى پاکى دل هاى شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است!”

برطبق صریح این آیه، ازدواج با همسران پیامبر، بعد از وفات ایشان جایز نمی باشد. علت این حکم را در چند مطلب می توان یافت:

۱٫ اگر این مساله مجاز بود جمعى به عنوان این که همسر پیامبر (ص) را بعد از او در اختیار خود گرفته‏اند ممکن بود این کار را وسیله سوء استفاده قرار دهند، و به این بهانه موقعیت اجتماعى براى خویش دست و پا کنند، و یا به عنوان این که آگاهى خاص از درون خانه پیامبر (ص) و تعلیمات و مکتب او دارند به تحریف اسلام پردازند، و یا منافقین مطالبى را از این طریق در میان مردم نشر دهند که مخالف مقام پیامبر باشد. خداوندى که بر اسرار نهان و آشکار آگاه است براى بر هم زدن این توطئه زشت یک حکم قاطع صادر فرمود و جلو این امور را به کلى گرفت، و براى تحکیم پایه‏هاى آن به همسران پیامبر (ص) لقب ام المؤمنین داد تا بدانند ازدواج با آنها همچون ازدواج با مادر خویش است! با توجه به آنچه گفته شد روشن مى‏شود که چرا همسران پیامبر )ص( لازم بود از این محرومیت استقبال کنند؟

در طول زندگى انسان، گاه مسائل مهمى مطرح مى‏شود که به خاطر آنها باید فداکارى و از خودگذشتگى نشان داد، و از بعضى از حقوق حقه خود چشم پوشید، به خصوص این که همیشه افتخارات بزرگ مسئولیت هاى سنگینى نیز همراه دارد، بدون شک همسران پیامبر (ص) افتخار عظیمى از طریق ازدواجشان با پیامبر (ص) کسب کردند، داشتن چنین افتخارى نیاز به چنین فداکارى هم دارد. به همین دلیل زنان پیامبر (ص) بعد از او در میان امت اسلامى بسیار محترم مى‏زیستند، و از وضع خود بسیار راضى و خشنود بودند، و آن محرومیت را در برابر این افتخارات، ناچیز مى‏شمردند.

این خطر هنگامى ملموس‏تر مى‏شود که بدانیم گروهى خود را براى این کار آماده ساخته بودند بعضى آن را به زبان آورده و بعضى شاید تنها در دل داشتند. از جمله کسانى را که بعضى از مفسران اهل سنت در این جا نام برده‏اند طلحه است.[۸۶]‏ به عقیدۀ استاد مطهری؛ سرّ ممنوعیت ازدواج زنان پیامبر (ص) با اشخاص دیگر، این است که همسر بعدی از شهرت و احترام آن زن – که در میان مسلمان دارای احترام خاصی بود – سوء استفاده نکند و احیاناً آن زنان ابزار عناصر خود خواه و ماجرا جو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقع نشوند.[۸۷]

۲٫ احترام نهادن به شخصیت خود پیامبر اکرم (ص) است. چنان که از شأن نزول آیه استفاده می شود تعدادی از مخالفان، به عنوان انتقام جویی و توهین به ساحت مقدس پیامبر (ص)، قصد داشتند بعد از رحلت آن حضرت با همسرانش ازدواج کنند.

۳٫ به جهت احترام نهادن به زنان پیامبر (ص) است. از آن جا که آنان همسران رسول خدا (ص) و به او منسوب بوده و در بین مسلمانان از احترام خاصی برخوردار بودند بدیهی است که با دیگر زنان هم نوع خود فرق داشتند، چنان که قرآن کریم فرموده است.[۸۸]

ازدواج و گشایش روزی

یکی از اهداف ازدواج رفع نیازهای جنسی است، و گرنه ازدواج هدف های مهم تری نیز دارد که در جای خودش به آنها پرداخته شده است.[۸۹] اگر چه شرایط زمانه، ازدواج جوانان را بسیار سخت نموده، اما کسانی که به آداب اسلامی پایبند و معتقد باشند که گشایش تمام امور به دست خداوند است، می توانند با توکل بر خدا به روش و شیوه ائمه (ع) اقتدا کنند و در امور مادی به دور از تشریفات با یک مراسم ساده و کم ترین امکانات، زندگی مشترک را شروع کنند، که اگر چنین کنند خداوند خود وعده داده که از فضل خود آنها را به بی نیازی  می رساند. چنان که در قرآن می فرماید: “عَزب هایتان (افراد مجرد) را و غلامان و کنیزان خود را که شایستگی ازدواج دارند، همسر بدهید. اگر بینوا باشند خدا به کرم خود توانگرشان خواهد ساخت، که خدا گشایش‏ دهنده و دانا است.[۹۰] بنابر این بهترین راهی که برای جوانان پیشنهاد می شود تا به گناه نیفتند راحت گرفتن مسئله ازدواج است. انسان اگر بخواهد در ابتدای جوانی تمام امکانات یک زندگی را داشته باشد، در نهایت تشریفات مراسم عروسی برگزار کند، درآمد ماهیانۀ بالایی داشته باشد و … باید بداند که نه امروزه و نه در گذشته غیر از تعداد اندکی، برای عموم مردم چنین چیزی امکان نداشته است، بلکه عموماً جوانان پس از رسیدن به بلوغ سنی و فکری اقدام به ازدواج می کردند، سپس مشغول کار و تلاش می شدند و با کار و تلاش و به لطف و عنایت خدا به مرور زمان صاحب شغل، منزل و … می شدند.

نمایه مرتبط:

رابطه تلاش و کوشش و دعا در امر ازدواج، ۷۹۳ (سایت اسلام کوئست: ۸۵۲).

شرایط ازدواج موفق، ۲۷۷۶ (سایت اسلام کوئست: ۳۰۲۷).


[۱]. جامع المسائل، ج ۲، ص ۴۶۸٫

[۲]. مکارم شیرازی، توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏ ۲، ص ۹۲۸، سؤال ۳۴٫

[۳] . توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص ۴۶۲، م ۸۳۲٫

[۴]. اقتباس از سؤال شماره ۶۳۲۹ سایت اسلام کوئست.

[۵]. نساء، ۲۴٫

[۶]. الشهید الثانی، زین الدین بن علی بن أحمد العاملی‏، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج ‏۲، ص ۱۰۴، (ط- القدیمه).

[۷]. طبق نظر کارشناسان هم اکنون این مبلغ در حدود یک میلیون تومان برآورد می شود.

[۸]. شیخ صدوق، علل‏الشرائع، ج ۲، ص ۴۹۹، انتشارات مکتبه الداورى، قم.

[۹]. همان، ص ۵۰۱، ترجمه، ذهنى تهرانى، ج ‏۲، ص ۶۰۱٫

[۱۰]. حرعاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۲۱، ص ۲۶۹، تهران المکتبه الاسلامیه، چاپ پنجم، ۱۳۹۸ هـ ق؛ موسوی‏ گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج ‏۲، ص ۱۶۸، ناشر: دار القرآن الکریم، چاپ دوم، قم، ۱۴۰۹ هـ ق.‏

[۱۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۱۹۶، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵٫

[۱۲]. حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۶۲٫

[۱۳]. آنان شوال را مشتق از “اشال” به معنای “ازال = از بین رفت ” می دانستند. نک: القاری، ملا علی، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج ۱۰، ص۸۱، مصدر، سایت المشکاه الإسلامیه.

[۱۴]. ابن ابی الحدید المعتزلی، شرح نهج البلاغه، ج ۹، ص ۱۹۰، ناشر: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۳۳۷٫

[۱۵]. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص ۴۵۳، مؤسسه سیدالشهداء، قم، ۱۴۰۵٫

[۱۶]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۵٫

[۱۷]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۲٫

[۱۸]. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۶٫

[۱۹]. روم ، ۲۱، «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک ‏لآیات لقوم ‏یتفکرون».

[۲۰]. راوندی،  النوادر، ص  ۳۶٫

[۲۱]. بحارالأنوار، ج ۱۰۰، باب ۱، ص ۲۲۱، کراهه العزوبه و الحث على… .

[۲۲]. همان.

[۲۳]. کلینی، کافی، ج ۵، ص۳۳۱٫

[۲۴]. نک: مقاله: اهمیت ازدواج در اسلام و مقایسه آن با مسیحیت، پور سیدی.

[۲۵] . تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۶۸٫

[۲۶]. “الناس اعداء ماجهلوا”، گزیده میزان الحکمه، ج ۱، ص ۲۱۴٫

[۲۷]. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۸۳۵٫

[۲۸]. میزان الحکمه، ح ۱۸۷۴۸٫

[۲۹]. همان، ح ۱۸۷۴۹٫

[۳۰]. مؤمنون، ۷ .

[۳۱]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۸، ص ۳۶۴؛ همچنین نک: همان، ج ۱۴، ص ۲۶۷٫

[۳۲]. طباطبایی، تفسیر المیزان، آیه ۱۴ سوره مطففین.

[۳۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۴۲٫

[۳۴]. وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (سوره روم آیه ۲۱).

[۳۵]. برای آگاهی بیشتر از آسیب های استمنا، نک: مقاله پیامدهای خودارضایی و مبارزه با آن، درگاه پاسخ گویی به مسائل دینی، گروه تربیتی با همکاری دکتر حسن قدوسی زاده و حجت الاسلام شاکرین، مقاله ۹/۱۲/۸۵٫

[۳۶]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۳، نشر آل البیت (ع).

[۳۷]. همان، ص ۱۵٫

[۳۸]. همان، ص ۱۷؛ پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “هر کسی ازدواج کند نیمی از دین خود را تحصیل کرده است”.

[۳۹]. وسائل‏الشیعه ج ۲۰، ص ۲۰، “وَ فِی الْخِصَالِ قَالَ قَالَ (ع) رَکْعَتَانِ یُصَلِّیهِمَا الْمُتَزَوِّجُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَکْعَهً یُصَلِّیهَا غَیْرُ مُتَزَوِّجٍ”.

.[۴۰] سؤال ۲۴۷۸ (سایت اسلام کوئست: ۲۶۱۹)، نمایه: ترک ازدواج.

[۴۱]. ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۰، نشر دار الحدیث.

[۴۲]. سؤال ۱۳۰۰ (سایت اسلام کوئست: ۱۲۸۳)، نمایه: فلسفه ازدواج در اسلام.

[۴۳]. نهج الفصاحه، ص ۳۷، حدیث ۱۹۳٫

[۴۴]. اقتباس از پاسخ، ۲۰۷۴ (سایت اسلام کوئست ۲۱۲۵).

[۴۵]. با استفاده از سؤال ۶۵۵۰ (سایت اسلام کوئست ۷۲۱۳).

[۴۶]. با استفاده از سؤال ۶۵۵۰ (سایت اسلام کوئست ۷۲۱۳).

[۴۷]. اقتباس از پاسخ شماره ۷۵۵۴ (سایت اسلام کوئست: ۷۶۱۹).

[۴۸]. آن چه بیان شد نظر امام خمینی (ره) می باشد. برای آگاهی از فتاوای سایر مراجع نک: توضیح المسائل مراجع، ج ۲، از ص ۴۴۹ – ۴۶۰؛ تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۷۰۱ – ۷۰۷ و نیز از ص ۷۳۴ – ۷۳۶٫

[۴۹]. در این مورد، می ‌توانید منابع بسیار گسترده فقه و حدیث شیعه و اهل سنّت را در نرم‌افزاری که معرفی می شود، جستجو نمایید: کتاب‌خانه اهل بیت، تولید مرکز معجم فقهی (وابسته به دفتر ایه الله سید علی سیستانی در قم).

[۵۰]. ابن اثیر، النّهایه، ج ۳، ص ۱۰۶؛ المَجازات النّبویه، شریف رضی، ص ۹۲؛ ابن منظور، محمد بن مکرم ، لسان العرب، ج ‏۱۴، ص ۴۸۹٫

[۵۱]. لسان العرب، ج ‏۱، ص ۶۳۹؛ شهید ثانی، مسالک الأفهام، ج ۲، ص ۳۸؛ فیض کاشانی، المَحجَّه البَیضاء، ج ۳، ص ۹۴٫٫

[۵۲]. به عنوان نمونه، رجوع کنید: بهداشت و تنظیم خانواده، تهران: اداره کل بهداشت عمومی و پیشگیری (وزارت بهداشت)، ۱۳۷۳، ص ۱۲۱ (پاسخ ایه الله ناصر مکارم شیرازی به پرسش دانشکده علوم پزشکی ایلام).

[۵۳]. این پاسخ با تلخیص و تصرف از سایت حوزه نت اقتباس شده است.

[۵۴]. اسراء، ۳۲٫ وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبِیلًا؛ در بارۀ حرمت زنا، نک: فرقان، ۶۸و ۶۹؛ اعراف، ۳۳؛ انعام، ۱۵۱؛ کلینی، یعقوب، اصول کافی، مصطفوی، سید جواد، ج ۳، ص ۳۹۱، انتشارات وفا، ۱۳۸۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۸، کتاب الحدود؛ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۴۱، ص۲۶۰- ۲۵۸؛ دار احیاء التراث العربی لبنان، ۱۹۸۱٫

[۵۵]. ظهور این عبارات در آن است که این هم شرط تکلیفی است و هم شرط وضعی؛ یعنی هم عقد دختر باکره بدون اذن پدر حرام  و هم باطل است.

[۵۶]. برگرفته از پاسخ سؤال ۱۴۰۷ (سایت اسلام کوئست ۱۴۲۷).

[۵۷]. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۴۷۰، مسئلۀ ۲۳۹۹٫

[۵۸]. اعراف، ۱۷۹٫ “لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها”.

.[۵۹]مکارم شیرازی، ناصر، درس خارج فقه، بحث نکاح، سال تحصیلی ۱۳۸۱و ۱۳۸۲، سایت معظم له؛ روحانی، سید صادق، فقه الصادق، ج ۲۱، ص ۴۶۹، از نرم افزار این کتاب به نام موسوعه الامام الروحانی.

[۶۰]. سیاح، احمد، فرهنگ سیاح، ج ۳ ، ص ۱۶۷، انتشارات اسلام، تهران، چاپ اول.

.[۶۱]مکارم شیرازی، ناصر، درس خارج فقه، بحث نکاح.

.[۶۲]کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، مصطفوی، سید جواد، ج ۳، ص ۳۹، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت (ع)، تهران

.[۶۳]اصول کافی، ج ۳، ص ۴۲، روایت ۵٫

.[۶۴]مکارم شیرازی، ناصر، درس خارج فقه، بحث نکاح.

[۶۵] . همان.

[۶۶] همان .

[۶۷] اقتباس از نمایه شماره ۱۲۵۴ (سایت اسلام کوئست: ۱۳۳۳)، جواب تفصیلی.

[۶۸]. غافر، ۴۰٫

[۶۹]. فصلّت، ۳۱٫

[۷۰].  ترجمۀ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫

[۷۱]. دخان، ۵۴٫

[۷۲]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۹۹؛ ترجمۀ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫

[۷۳]. “فیهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَان‏”؛ در این قصرهاى بهشتى زنانى هستند که جز به همسران خود چشم ندوخته، و جز به آنها عشق نمى‏ورزند، الرحمن، ۵۶٫

[۷۴]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۹۷٫

[۷۵]. همان، ص ۱۰۵٫

[۷۶]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۱۹

.[۷۷] “وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ”، طور، ۲۴٫

[۷۸]. در این باره نک: آل طوق القطیفی، أحمد بن صالح‏، رسائل آل طوق القطیفی، ج‏۳، ص ۴۷۳، دار المصطفى لإحیاء التراث‏، تاریخ الطبع: ۱۴۲۲ هـ ق‏، الطبعه: الأولى‏، مکان الطبع: بیروت- لبنان، المحقق / المصحح: لجنه التحقیق فی دار المصطفى لإحیاء التراث‏.

[۷۹]. نک: کتاب القضاء (گلپایگانی)، ج ۲، ص ۹۹؛ تلخیص المرام فی معرفه الاحکام، ص ۱۸۳؛ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۲۵۶؛ اللمعه الدمشقیه، فی فقه الامامیه، ص ۱۸۲٫

[۸۰]. نساء، ۲۳٫

[۸۱]. وسائل شیعه، ج‏۲۰، ص ۴۷۶، بَابُ تَحْرِیمِ الْجَمْعِ بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ فِی التَّزْوِیجِ نَسَباً وَ رَضَاعاً دَائِماً وَ مُتْعَه؛ وسائل الشیعه، ج‏۲۱، ص ۷۸، بَابُ تَحْرِیمِ الْجَمْعِ بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ فِی الْمُتْعَهِ حَتَّى فِی الْعِدَّه.

[۸۲]. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، م ۲۳۹۰ و ۲۳۹۱٫

[۸۳]. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۵۱۰ – ۵۱۶، م ۲۴۸۴ – ۲۴۷۴، دفتر انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۸۳٫ با استفاده از سؤال ۲۲۹۳ (سایت اسلام کوئست: ۲۴۰۳).

[۸۴]. همان، ج ‏۲ ،ص ۵۱۵، « اگر شک کنند بچه به مقدارى که علت محرم شدن است شیر خورده یا نه؟، یا گمان داشته باشند که به آن مقدار شیر خورده، بچه به کسى محرم نمى‏شود، ولى بهتر آن است که احتیاط کنند».

[۸۵]. برای آگاهی از فلسفۀ این نسبت برای همسران پیامبر به سؤال ۴۳۳ (سایت اسلام کوئست: ۴۶۲) مراجعه کنید.

[۸۶]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۴، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴٫

[۸۷]. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۹، ص ۴۳۱؛ همچنین جهت اطلاع بیشتر، رک: تفسیر المیزان، ج ۱۶، آیات ۱- ۵۴ سورۀ احزاب؛ تفسیر نمونه، ج ۱۷، همان آیات، ص۴۰۶ و ۴۰۵؛ با استفاده از سؤال ۴۳۳ (سایت اسلام کوئست: ۴۶۲).

[۸۸]. احزاب، ۳۲٫

[۸۹]. ر.ک: فلسفه ازدواج در اسلام، ۱۳۰۰ (سایت اسلام کوئست: ۱۲۸۳).

[۹۰]. نور، ۳۲٫






کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


8 + = 16