دایره المعارف اسلام پدیا » قرض الحسنه
منوی اصلی

قرض الحسنه

تاریخ: ۲۱ تیر ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام

اهمیت و جایگاه قرض الحسنه‌

یکی از کارهای خداپسندانه ای که می توان با آن، گره ای از کار فرو بسته انسانی گشود، دلی را شاد کرد و اسباب خرسندی خداوند را فراهم نمود، قرض دادن است. اهتمام بدین مهم؛ به گونه ای است که خداوند، وام دادن به غیر را قرض دادن به خود به حساب آورده است، چنان که می‌فرماید:

“مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِض‌ُ اللَّه‌َ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَـَاعِفَه‌ُ لَه‌ُ أَضْعَافًا کَثِیرَه‌ً وَاللَّه‌ُ یَقْبِض‌ُ وَیَبْصُـطُ وَ إِلَیْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ”؛[۱]  کیست که به خدا قرض نیکو دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ خداست که تنگدستى دهد و توانگرى بخشد و شما به سوى او باز گردانده مى‏شوید.

“… وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً …”؛[۲] … و به خدا قرض نیکو دهید … .

اگر چه منظور از “قرض الحسنه‌” در آیات مذکور، قرض به معنای مصطلح آن نیست، بلکه معنای عام آن مراد است و شامل وام دادن، انفاق کردن، صدقه و… به برادران دینی است، ولی قرض الحسنه یکی از مصادیق آن است، اما در روایات منظور از قرض، همین قرض عرفی است و بدان تصریح شده است.

 

قرض الحسنه‌ در روایات

قرض دادن به برادران دینى براى کسانى که توان مالى دارند، سنت اسلامى است و خوددارى از آن ‏عملى ناپسند و مورد نکوهش است.

پیامبر اسلام (ص) در نکوهش کسانی که توان مالی دارند، اما از قرض دادن خوددارى می کنند فرمود: “کسى که برادر مسلمان و نیازمندش براى قرض گرفتن به او روى بیاورد و او با این که توانایى ‏دارد، خواسته وى را تأمین نکند، خداوند از بهشت محرومش مى‏سازد”.[۳]

رسول خدا در بیان دیگری فرمودند: «کسی که به برادر مسلمان خود قرض دهد، در برابر هر درهمی که قرض داده به اندازۀ کوه های احد، رضوان و سینا پاداش خواهد داشت و اگر برای وصول طلب خود با بدهکار مدارا کند، از پل صراط همانند برق جهنده، بدون حساب و عذاب عبور خواهد کرد”.[۴]

امام صادق (ع) نیز در این باره می فرماید: “قرض دادن را از صدقه بیشتر دوست می دارم. حضرتش می فرمود: کسی که قرض دهد و برایش مدّت معین نماید و شخص مقروض در وقت معین آن را نپردازد، اجر و پاداش هر روز تأخیر مانند پاداش یک دینار صدقه در هر روز است”.[۵]

هم چنین امام صادق (ع) می فرماید: “قرض و عاریه دادن و پذیرایى از میهمان از سنّت های اسلامى است”.[۶]

بنابر این، در روایاتی که از  معصومان (ع) به ما رسیده قرض دادن، کار بسیار مثبتی ارزیابی شده است، هر چند که از قرض گرفتن ـ حتی الامکان ـ منع شده است.

البته، گفتنی است در روایات، قرض گرفتن بدون نیاز عملى نکوهیده تلقّى شده و از آن نهى شده است. براساس‏ این روایات، انسان باید در شرایطى روى به قرض آورد که ناچار و درمانده باشد؛ چون مدیون‏ کردن خود جز تحمّل مسئولیّت و زیر بار حقوق دیگرى رفتن و اغتشاش فکرى و دغدغه روحى ‏و غم و غصّه، چیز دیگری در پى نخواهد داشت؛ از این رو، از امام على (ع) نقل شده است که رسول خدا  (ص) پیوسته این دعا را مى‏خوانده است: “اَللَّهُمّ‏اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ غَلَبهِ الدَّیْن”؛[۷] خدایا از زیادى بدهی به تو پناه می برم.

از امام کاظم(ع) نقل شده است: “مَن طَلَبَ الرِّزْقَ مِنْ حِلِّه فَغُلِبَ فَلْیَسْتَقْرِضْ عَلَى اللَّهِ عَزَوَجَلَّ وَ عَلى رَسُولِهِ”؛[۸] کسى که براى کسب روزى از راه حلال تلاش کند، اما کمبود مالى بر او چیره گردد و راه به‏ جایى نبرد، پس برعهدۀ خداوند عزّوجلّ و رسولش قرض بگیرد.

از مجموع روایات مربوط به قرض‏الحسنه استفاده مى‏شود که یکى ازحکمت هاى مهم تشریع این سنّت اسلامى رفع نیاز ضرورى نیازمندان جامعه است، نه تولید و تجارت و تکاثر ثروت. انسان در شرایطى باید به قرض روى آورد که امور جارى روزمرّه‏اش ‏دچار اختلال شده و با قرض بخواهد آن را سامان دهد.

 

شرایط قرض الحسنه

برخی از مفسران برای این که قرض، عنوان حسنه پیدا کند، شرایطی را برای آن بیان کرده‌اند که عبارت است:

۱٫ قرض باید از مال حلال و سالم باشد.

۲٫ بی‌منت‌، بی‌ریا و همراه با عشق و ایثار پرداخت شود.

۳٫ برای مصارف‌ِ ضروری باشد.

۴٫ قرض دهنده‌، خداوند متعال را بر این توفیق شکرگزار باشد و… .[۹]

 

خمس قرض الحسنه

در بسیاری از مواقع قرض دادن موجب این می شود که سال خمسی بر آن بگذرد؛ از این رو این سؤال به ذهن می آید:

آیا پولی را که قرض داده ایم باید خمس آن را بپردازیم؟

مراجع عظام تقلید در این رابطه فرمودند: در صورتی که آن پول از درآمد کسب تهیه شده است و سال خمسی بر آن گذشته است دیدگاه همۀ مراجع این چنین است: چنان چه سرسال خمسى دریافت آن (بدون زحمت) ممکن باشد، باید خمس آن را بپردازد و در غیر این صورت هر زمان دریافت کرد، باید فورى خمس آن را بدهد.[۱۰] ولی اگر خود قرض دهنده نیاز مبرم به آن پول داشته باشد می تواند با مرجع تقلید خود یا نماینده او دستگردان کرده و برای پرداخت خمس از آنان مهلت بگیرید تا در زمان مناسبی که توانایی پرداخت را داشت، خمس مال خود را بپردازد.

 

خمس و حساب قرض الحسنه وام مسکن

یکی از پرسش هایی که پیرامون خمس مطرح می شود در مورد مبلغی است که معمولاً سپرده گذاران به عنوان سپرده گذاری وام مسکن در بانک می گذارند و گاهی از آن برداشت می کنند، که مقدار خمس آن چقدر است؟

پاسخ مراجع تقلید:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

هر مقدار از مبلغ مذکور که از درآمد کسب باشد، سر سال خمسی خمس دارد و باید یک پنجم آن را به عنوان خمس بپردازد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

چنان چه خمس آن را نپرداخته اید آن چه باقیمانده خمس دارد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

چنان چه مبلغی را که برداشت کرده در اثناء سال در مؤنه خرج شده باید سر سال، خمس موجودی را بدهد.

به هر حال اگر قرض باشد به مقداری که قسط آن را بدهد و اصل آن باقی باشد، خمس آن واجب است.

 

دریافت سود از حساب قرض الحسنه

این موضوع آن را در قالب پرسش و پاسخ از دفاتر مراجع عظام تقلید بیان می کنیم:

س): شرکت، وجهی را جهت انجام هزینه ای جاری به حساب قرض الحسنه این جانب واریز می کند که به آن سود تعلق می گیرد. آیا دریافت این سود اشکال دارد؟

پاسخ دفاتر مراجع عظام در خصوص سؤال مذکور به این شرح است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

تخلف از قوانین و مقررات جایز نیست.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

در صورتی که شرکت خصوصى باشد یعنى افراد حقیقى سرمایه آن را تامین می کنند می تواند در صورت احراز رضایت سرمایه گذاران سود آنرا تصرف نماید.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

سود حاصل متعلق به شرکت است. در صورتی که شرکت اجازه چنین تصرفی را داده باشد برداشت سود توسط شما جایز است.[۱۱]

دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

سود حاصل متعلق به شرکت است. در صورتی که شرکت اجازه چنین تصرفی را داده باشد برداشت سود توسط شما جایز است.[۱۲]

پاسخ حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) به این شرح است:

اگر شرکت به شما اجازه چنین تصرفی را داده باشد، انجام آن بلامانع و سود آن مال شما است (البته اگر شرکت سود حاصل را به شما بخشیده باشد) و اگر شرکت به شما اجازه چنین تصرفی را نداده است (که ظاهراً چنین است)، این کار جایز نیست و تمام سودها از آن شرکت است.

برای آگاهی بیشتر به نمایه های زیر مراجعه فرمایید:

۱٫ نمایه: تخفیف شرکت ها به مأمور خرید، سؤال شماره ۴۱۵۹ (سایت اسلام کوئست: ۵۸۵۱).

۲٫ نمایه: مأمور خرید شرکت و جبران حقوق با تغییر فاکتور، سؤال شماره ۵۱۴۷ (سایت اسلام کوئست: ۶۲۱۴).

 

قرض الحسنه‌ و فرق آن با صدقه

از آن جا که اسلام مخالف هرگونه گداپروری است، و پیامبرش بر دست کارگری که با کدّ یمین و عرق جبین به تأمین معیشت خویش می پردازد، بوسه می زند[۱۳] و با مرور روایاتی که درباره قرض و صدقه آمده است، برتری قرض بر صدقه کاملاً آشکار می شود. در این فرصت چند نمونه از این روایات را بیان می کنیم.

رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: “شبى که به معراج برده شدم، این نوشته را بر در بهشت دیدم: “اَلصَّدَقَهُ بِعَشْرِ اَمْثالِها وَالْقَرْضُ‏بِثَمانِیَهَ عَشَر”؛[۱۴] صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض الحسنه هیجده برابر.

حضرتش هم چنین فرمود: “اگر هزار درهم را دو بار قرض دهم بیشتر دوست دارم تا این که آن را یک بار صدقه دهم”.[۱۵]

امام صادق (ع) فرمود: “اگر مالی را قرض دهم پیش من محبوب تر است تا همانند آن را صله دهم”.[۱۶]

بنابر این طبق این احادیث، قرض الحسنه، نسبت به صدقه‌، از جایگاه بالاتری برخوردار است‌. بعضی از جهت‌های امتیاز آن می تواند چنین باشد:

۱٫ در قرض الحسنه‌، مال به دست کسی می‌رسد که به آن نیاز دارد؛ چراکه انسان بی نیاز قرض نمی‌گیرد، برخلاف صدقه که ممکن است به دست انسان بی نیاز بیفتد. امام صادق‌ (ع) در این باره می‌فرماید: “پاداش قرض از این رو از پاداش صدقه بیش‌تر است که قرض گیرنده جز از روی نیاز قرض نمی‌گیرد، ولی صدقه گیرنده گاهی با این که نیاز ندارد، صدقه می‌گیرد”.[۱۷]

۲٫ در قرض الحسنه‌، عزّت نفس قرض گیرنده از بین نمی‌رود، ولی صدقه گیرنده‌، با گرفتن صدقه‌، به گونه‌ای رفته رفته‌، عزت نفس خود را از دست می‌دهد و نفس او به پستی می‌گراید.

۳٫ قرض الحسنه‌، سبب می‌شود که شخص قرض گیرنده به تلاش و فعالیت وادار شود تا بتواند قرض خود را ادا کند، که این خود باعث رونق اقتصادی و شکوفایی خلاقیت‌ها و استعدادها می‌شود، ولی در صدقه گیرنده ـ از آن جا که انگیزه‌ای برای رد مال ندارد ـ چنین تلاشی مشاهده نمی‌شود.

۴٫ در قرض الحسنه‌، انسان مالی را که به دیگری می‌دهد، دوباره‌، پس از مدتی پس می‌گیرد و بر قرض گیرنده نیز واجب است در وقت معین مال قرض گرفته شده را به صاحبش برگرداند، ولی در صدقه چنین نیست‌، یعنی چیزی که صدقه داده شد، چنین نیست که دوباره به دست صاحبش برگردد، بلکه چون این مال بخشش بدون عوض است‌، بر صدقه گیرنده نیز لازم نیست صدقه را برگرداند و یا در عوض آن کاری انجام دهد.

البته این موارد، تنها امتیاز قرض الحسنه را در شرایط مساوی اثبات می‌کند و گرنه گاهی اوقات‌، رفع معضلات اجتماعی‌، در انفاق و صدقات منحصر بوده و نمی توان تنها با قرض گره از کار درماندگان گشود که در این صورت صدقه اولویت خواهد داشت‌.

نتیجه: طبق آموزه های دینی، اعم از آیات قرآن و روایات، در بیشتر موارد قرض الحسنه در مقایسه با برخى دیگر از انفاق هاى مالى؛ نظیر صدقه فضیلت و برترى دارد.



[۱]. بقره‌، ۲۴۵٫

[۲]. مزمل، ۲۰٫

[۳].حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۸۹، مؤسسه آل البیت‌، قم، ۱۴۰۹ق، “مَنِ احْتاجَ اِلَیْهِ اَخُوهُ الْمُسْلِمُ فى قَرْضٍ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْه فَلَمْ یَفْعَلْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ ریحَ الْجَنَّهِ”.

[۴]. شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقابها، ص ۴۱۴، شریف رضى، قم، ۱۳۶۴ش.

[۵]. وسائل‏الشیعه، ج ۱۸، ص ۳۳۰،”مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ … قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) یَقُولُ لَأَنْ أُقْرِضَ قَرْضاً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهِ وَ کَانَ یَقُولُ مَنْ أَقْرَضَ قَرْضاً وَ ضَرَبَ لَهُ أَجَلًا فَلَمْ یُؤْتَ بِهِ عِنْدَ ذَلِکَ الْأَجَلِ کَانَ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ فِی کُلِّ یَوْمٍ یَتَأَخَّرُ عَنْ ذَلِکَ الْأَجَلِ بِمِثْلِ صَدَقَهِ دِینَارٍ وَاحِدٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ”.

[۶]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۳۹۵، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ق، “اَلْقَرْضُ وَالْعارِیَهُ وَ قِرَى الضَّیْفِ مِنَ السُّنَّهِ”.

[۷]. مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۳۸۷،

[۸]. وس ائل الشیعه‌، ج ۱۸، ص ۳۲۱٫

[۹]. ر.ک‌: طبرسی، مجمع البیان‌، ج ۹، ص ۳۹۰، چاپ سوم، ناصر خسرو‌، تهران، ۱۳۷۲ش؛ قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج ۱، ص ۴۸۳ و ۴۸۴، چاپ یازدهم، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ، ۱۳۸۳ش‌.

[۱۰]. امام، استفتاءات، ج ۱، س ۹۶؛ آیت‏الله فاضل، جامع‏المسائل، ج ۱، س ۸۳۳؛ آیت‏الله مکارم، استفتاءات، ج ۱، س ۳۱۹؛ آیت‏الله بهجت، توضیح‏المسائل، م ۱۳۷۹؛ آیت‏الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج ۱، م ۱۲۵۱؛ آیت‏الله نورى، استفتاءات، ج ۲، س ۳۷۲؛ آیت‏الله تبریزى، استفتاءات، س ۹۴۶ ؛آیت‏الله خامنه‏اى، اجوبه الاستفتاءات، س ۸۷۰؛ آیت‏الله صافى، جامع‏الاحکام، ج ۱، س ۶۲۱؛ دفتر آیت‏الله وحید.

[۱۱] . استفتاء شفاهی از دفتر معظم له.

[۱۲] . استفتاء شفاهی از دفتر معظم له.

[۱۳]. اسد الغابه، ج ۲، ۷۲٫

[۱۴]. همان، ج ۱۶، ص ۳۱۸،

[۱۵]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۱۶]. همان.

[۱۷]. حر عاملی، وسائل الشیعه‌، ج ۱۶، ص ۳۱۸؛ کلینی، کافی، ج ۴، ص ۴۱۱، باب الصدقه علی القرابه، نشر مؤسسه آل البیت.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


1 + 5 =