دایره المعارف اسلام پدیا » فلسفه علم
منوی اصلی

فلسفه علم

تاریخ: ۰۷ تیر ۱۳۹۰ در باب: علم

در مورد فلسفۀ علم نکتۀ مهمی که وجود دارد، این است که هنوز توافق کاملی دربارۀ چیستی فلسفه علم وجود ندارد، اما با مطالعۀ آثار فیلسوفان علم، می توان چهار دیدگاه کلی را در تعریف فلسفه علم و وظیفۀ آن به شر ح زیر بیان داشت:[۱]

الف. صورت بندی جهان بینی کلان و سازگار بر نظریه های علمی

ب. ظاهر ساختن پیش فرضیه ها و تمایلات باطنی دانشمندان در طرح و داوری نظریه های علمی

ج. تحلیل و تشریح مفاهیم و نظریه های علمی

د. مطالعه درباره چیستی علم و پاسخ به پرسش هایی از قبیل:

۱٫ چه مشخصه هایی تحقیق علمی را از دیگر انواع پژوهش متمایز می‌سازد؟

۲٫ دانشمندان در مطالعۀ طبیعت از چه مفاهیم و روش‌هایی باید تبعیت کنند؟

۳٫ برای آن که یک تبیین علمی صحیح باشد، چه شرایطی باید احراز شود؟

۴٫ قوانین و اصول علمی از نظر معرفتی چه جایگاهی دارند؟ و …[۲]

و این که موضوع در فلسفۀ علم خود علم و چیستی علم از یک جهت و حیثیت خاصی است.[۳]

فلسفۀ علوم اعم از علوم تجربی و حتی علوم اجتماعی، به معرفت شناسی نزدیک تر است. به گونه ای که یافتن تمایز بین معرفت شناسی و فلسفۀ علوم مشکل است. با نگاهی گذرا به مسائل فلسفۀ علوم می توان دید که بخش عمدۀ از آنها، از مسائل معرفت شناسی تکون یافته است. به عنوان نمونه در فلسفه علوم تجربی این مسائل مطرح می شود که معیار صدق و کذب گزارهای تجربی چیست؟ و یا این که آیا حواس به تنهایی توان کشف حقیقت را دارد؟ و … لذا به این نتیجه می رسیم که بخش عمدۀ فلسفۀ علم مباحث معرفت شناسی است. اما تمایز آنها به مطلق و مقید بودن آنها است؛ چون در فلسفه علوم به مباحث خاصی پرداخته می شود و نسبت به معرفت شناسی محدودتر است؛ لذا معرفت شناسی را به دو بخش مطلق و مقید تقسیم می کنند و فلسفۀ علوم را از نوع معرفت شناسی مقید می دانند در مقابل خود معرفت شناسی؛ چون گستردگی بیشتری دارد و به عنوان یک معرفت شناسی مطلق لحاظ می شود.[۴]

در فلسفۀ علم به طور خاص بحث می کنیم، اما در مورد این که از چه زمانی فلسفه علم به عنوان یک علم مطرح شد، می توان گفت: فلسفهٔ علم نسبت به بسیاری از شاخه های دیگرِ فلسفه، بسیار تازه و جوان است. اگر برخی از اظهارِ نظرهای ارسطو، و فرانسس بیکن در قرن شانزدهم، و تعداد اندکی از متفکران قرن نوزدهم؛ مانند جان استوارت میل و هرشل را استثنا کنیم، بحث های جدی آن به طور متمرکز و مفصل اولین بار در قرن بیستم توسط پوزیتویست های منطقی گسترش داده شد.[۵]


[۱]. جان لازی، در آمدی تاریخی بر فلسفه علم، ترجمه، علی پایا، ص ۱۶، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۶۲٫

[۲]. حبیبی، رضا، درآمدی بر فلسفه علم، ص ۴۷، موسسه امام خمینی، چاپ دوم، ۱۳۸۷٫

[۳]. همان، ص ۵۲٫

[۴]. همان، ص ۳۴٫

[۵]. در آمدی تاریخی بر فلسفه علم، ص ۴٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 11