دایره المعارف اسلام پدیا » غیبت کبری و فلسفه وجودی امامت
منوی اصلی

غیبت کبری و فلسفه وجودی امامت

تاریخ: ۲۳ تیر ۱۳۹۰ در باب: امامت

امامت، همان ادامه‏ مسیر نبوت است[۱] و امام تمام ویژگى هاى یک نبى را دارد، مگر این که دیگر وحى و نزول آیات قطع مى‏شود. پس امام نیز مانند پیامبر، سه وظیفه[۲] اصلى را بر عهده دارد:

۱٫ اقدام براى برقرارى حکومت و رها نمودن مردم از سلطه حاکمان جور

۲٫ تبیین معارف الاهى و رساندن آن به گوش مردم

۳٫ ارشاد و هدایت مردم، به سوى راه راست الاهى

سه مورد بیان شده، عمده ترین وظایف امام را نشان مى دهند. اما اگر شرایط نا بسامان اجتماعى و یا سستى امت اسلامى، باعث شد که امام نتواند برخى از وظایف را که جنبه طرفینى دارد و اتمام آن به امت وابسته است انجام دهد، قصور و کوتاهى از ناحیه امام نبوده و مشخص است که این امر، با فلسفه امامت، منافات ندارد.

مسائلى چون قیام و حکومت یک حرکت اجتماعى است که نیاز به بسترى مناسب دارد. اگر بگوییم که وظیفه رهبری است تا در هر شرایطى اگر چه به صلاح مسلمانان نباشد، قیام کرده و حکومت را به دست بگیرد، سخن گزاف گفته ایم؛ زیرا مى دانیم که پیامبر اسلام قبل از هجرت و تا زمانى که در مکه بودند، حتى در انجام شئونات ظاهرى اسلام به تناسب شرایط روز جامعه، توفیق چندانى نداشتند، تا چه رسد به قیام و یا بر پایى حکومت! این مطلب، هرگز دامن رسول اکرم (ص) را به سستى و یا کوتاهى، آلوده ننموده، بلکه نشان دهندۀ اوضاع اجتماعى نامناسب آن روز، براى پذیرش حکومت اسلامى است.

این مطلب، انحصار به عصر پیامبر (ص) نداشته، مى بینیم که فراموشى و دین گریزى مردم، در دوران امامت دیگر ائمه (‏ع) غیر از امام اوّل،- آن هم در اواخر عمر شریف آن حضرت-، منجر به عدم توفیق آنان، در برپایى حکومت اسلامى شده است و این خللى به فلسفه امامت وارد نمى کند.

دوران غیبت کبرى نیز، با بیانی که گفته شد، منافاتى با این وظیفه امام ندارد. اساساً هرگاه که امکان اجراى فرامین الاهى، در قالب حکومت اسلامى پیش آید، آن روز، روزِ اتمام غیبت خواهد بود. شاید بتوان گفت که بزرگ ترین شناسه امام دوازدهم (عج)[۳] حکومت گسترده وى که حاکى از عدل الاهى است، می باشد. پس غیبت امام نمى تواند مغایر با فلسفه و نظریه امامت، در جنبه بر پایىِ حکومت اسلامى باشد.

اما بعد دوم از وظایف امام:

از آن جا که در دوران صدر اسلام، براى پیامبر اکرم (ص)، امکان نداشت تا خود به نحو مستقیم به همه جا رفته و با تمام قبایل و اقشار مردم دیدار کند، مردان آگاه به امور دین و حافظان قرآن کریم را به منظور تبیین معارف دینى به نقاط مختلف، گسیل مى داشتند[۴]. این یک سنت حسنه و یادگارى نیکو از پیامبر اسلام است که راهى عقلانى، براى نشر معارف الاهى است.

امام دوازدهم (عج) نیز در دوران غیبت صغرى، از این روش استفاده می کرد و با تعیین نایبان خاص خویش، نیازهاى علمى و مرجعیت دینىِ مردم را برطرف مى نمود. این روش پس از غیبت صغرى نیز ادامه پیدا کرد، ولى نمود آن عوض شد؛ یعنى امام عصر (عج) نایبانى را که شرایط احراز این عنوان را داشتند به نحو عام، منصوب کرده و مردم را در پیش آمدها و رویدادهاى نو پیدا، به آنان ارجاع دادند.[۵]

این مسئله به این جا ختم نمى شود؛ زیرا ممکن است که مسئله اى پیش آید که این نایبان، در رفع آن موفق نبوده و قدرت پاسخ گویى نداشته باشند. این جاست که امام عصر، یا به شایستگان زمانه، رخ مى نمایاند و یا از راه های دیگر راه هدایت را نشان مى دهد. کافى است تا در این باره، به نظریه اجماع[۶] دخولى در فقه اسلامى و یا به کتاب های تشرف یافتگان به محضر حضرتش نگاه مختصرى داشته باشیم.

گذشته از این موارد، غیبت امام، غیبت جسمانى حضرت نیست؛ زیرا ما مى دانیم که وى نیز، همانند دیگر افراد جامعه، یک زندگى عادى دارند، مگر این که عمر شریف ایشان به اذن خداوند متعال طولانى است و این نیز خلاف قواعد عقلى و زیستى نیست. پس وقتى ما مى گوییم غیبت امام دوازدهم، منظور غیبت عنوانى ایشان است؛ یعنی آن حضرت تا زمان ظهور، خود را به عنوان امام و پیشواى شیعیان جهان، به طور عمومى معرفى نخواهند کرد.



[۱]. مصباح، محمد تقی، آموزش عقاید، ص ۳۰۶٫

[۲]. طباطبائی، محمد حسین، شیعه در اسلام، ص ۱۷۶٫

[۳]. الطبری، محمد بن جریر، دلائل الإمامه، ص ۲۴۰٫

[۴]. سبحانی، جعفر، فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام، ص ۳۰۷٫

[۵]. شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۰۱٫

[۶]. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ص ۳۵۸٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


5 + 8 =