دایره المعارف اسلام پدیا » صدقه
منوی اصلی

صدقه

تاریخ: ۲۱ تیر ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام

اهمیت و آثار صدقه

اخبار و روایات وارده در فضیلت صدقه بسیار است و فواید زیادی برای آن بیان شده است؛ مانند این که صدقه سبب زیادی رزق و روزی، شفای بیماری ها، دوری آتش جهنم، دفع هفتاد بلا و مصیبت در دنیا، طولانی شدن عمر و … می شود.[۱]

با توجه به این که صدقه دادن براى به دست آوردن رضایت خدا انجام مى‏گیرد که یک طرف آن بینوایان و فقیران، و طرف دیگرش خدا است؛ بنابر این و با استفاده از آیات قرآن و روایات، صدقه باید از طیبات باشد؛ یعنی اموال پاک و حلالی که شخص از راه حلال آنها را به دست می آورد. علاوه باید سعی شود از اموال پست و ناقابل در صدقه استفاده نشود و اگر مؤمنان این مسائل را رعایت ننمایند، هم توهین به خداوند است و هم تحقیرى نسبت به نیازمندان و بینوایان‏.[۲]

 

کیفیت و چگونگی صدقه دادن

خداوند در قرآن دو قسم صدقه دادن را مطرح می کند، یکى صدقه آشکار و دیگرى پنهان، و هر دو را ستوده است؛ براى این که هر کدام از آن دو آثار و نتایجی دارند، امّا صدقۀ آشکار که خود تشویق و دعوت عملى مردم به کار نیک، و نیز مایۀ دلگرمى فقرا و مساکین است؛ چرا که فقرا و ضعفا مى‏بینند در جامعه مردمى مهرورز هستند که به حال آنان ترحم مى‏کنند، و اموالی را براى آنان و رفع حوایجشان قرار مى‏دهند، تا براى روز قیامتشان که روز گرفتارى است ذخیره‏اى باشد. این کار باعث مى‏شود که روحیۀ یأس و ناامیدى از فقرا زدوده شود، و در کار خود داراى نشاط گردند، و احساس کنند اگر سرمایه‏دار کسب و تجارتى مى‏کند، تنها براى منافع شخصی نیست، و این خود آثار نیک بسیارى دارد.

اما آثار صدقه پنهانى این است که انسان از ریا دورتر است، آبروى فقیر محفوظ مى‏ماند، و فقیر احساس ذلّت و خفت نمى‏کند؛ پس مى‏توان گفت: صدقه علنى نتیجه‏هاى بیشترى دارد، و صدقه پنهانى خالص‏تر و پاک‏تر انجام مى‏شود. از آن جا که بناى دین بر اخلاص است، بنابراین عمل هر قدر خالص تر باشد فضیلت بیشتری دارد، و به همین جهت خداى سبحان صدقه مخفی را بر صدقه علنى ترجیح داده و مى‏فرماید: “اگر مخفیانه صدقه دهید برایتان بهتر است”.[۳]

از امام صادق (ع) روایت شده است: “هر چیزى را که خدا بر تو واجب ساخته، علنى آوردنش بهتر از آن است که مخفی و پنهانى بیاورى، و آنچه را که مستحبّ کرده، انجام پنهانیش بهتر از انجام علنى آن است”.[۴]

البته انسان در صدقه دادن باید اعتدال را رعایت کند؛ یعنی نه به گونه ای باشد که در صدقه دادن بخیل باشد و نه آن گونه صدقه دهد که برای خود مشکل ایجاد کند.[۵]

 

آفات صدقه

با توجه به این که خداوند متعال صدقه دادن را بسیار ستوده و مدح کرده، اما در عین حال دو روش صدقه دادن را نمى‏پسندد، یکى صدقه ریایى که از همان اول باطل انجام مى‏شود، و دیگری صدقه ای که بعد از انجام آن، به وسیله منت و اذیت، ثواب و ارزش آن از بین می رود. بطلان این دو قسم صدقه از این رو است که به این وسیله روشن می شود که این عمل براى رضاى خدا انجام نشده، و یا اگر هم برای رضای خدا بوده، شخص نتوانسته نیت خود را خالص نگه دارد، و با منت و اذیت آن را باطل کرده است.[۶]

 

موارد مصرف صدقه

از نگاہ فقه اسلامی انسان مى تواند زکات (صدقه) را در هشت مورد مصرف کند:

اوّل: فقیر (کسى که مخارج سال خود و خانواده اش را ندارد. اما کسى که صنعت یا ملک یا سرمایه‏اى دارد که مى‏تواند مخارج سال خود را بگذراند فقیر نیست).

دوم: مسکین (کسى که گذران زندگی اش از فقیر سخت‏تر است).

سوم: کسى که از طرف امام (ع) یا نایب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهدارى نماید و به حساب آن رسیدگى کند و آن را به امام (ع) یا نایب امام یا فقرا برساند.

چهارم: کافرهایى که اگر زکات به آنان بدهند به دین اسلام مایل مى‏شوند، یا در جنگ به مسلمانان کمک مى‏کنند.

پنجم: جهت خریدارى بنده‏ها و آزاد کردن آنان.

ششم: بدهکارى که نمى‏تواند قرض خود را بدهد.

هفتم: سبیل اللَّه؛ یعنى کارى که مانند ساختن مسجد منفعت عمومى دینى دارد، یا مثل‏ ساختن پل و اصلاح راه که نفعش به عموم مسلمانان مى‏رسد و آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد.

هشتم: ابن السبیل؛ یعنى مسافرى که در سفر درمانده شده است.[۷]

 

اولویت در دادن صدقه

در روایتی آمده است: «عمرو بن جموح» که پیر مرد بزرگ و ثروت مندی بود. به پیامبر (ص) عرض کرد: از چه چیز صدقه و به چه کسانى بدهم؟ آیه نازل شد که ای پیغمبر بگو: «هر خیر و نیکى (و هر گونه سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مى‏کنید، براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان، اگر فقیر باشند و مستمندان و واماندگان در راه باید باشد».[۸]

مسلّماً ذکر این موارد به عنوان بیان مصداق هاى روشن است، و گرنه منحصر به آنها نبوده، بلکه در حقیقت هم اشیایى که از آن می توان انفاق کرد و هم کسانى که به آنها می شود انفاق کرد، دایرۀ وسیعى دارد.

بنابراین، در عین گسترده بودن مورد انفاق، اولویت ها نیز بیان شده است. مسلّماً پدر و مادر و سپس نزدیکان نیازمند در این مسئله اولویت دارند و بعد از آنها یتیمان و سپس نیازمندان و حتى کسانى را که ذاتاً فقیر نیستند،- ولى بر اثر حادثه‏اى؛ مثل تمام شدن مخارج در سفر نیازمند شده‏اند- شامل مى‏شود.[۹] بنابراین، مقدار حداقل صدقه به توان شخص بستگی دارد، حتی در برخی روایات یک جرعه آب هم به عنوان صدقه بیان شده است.[۱۰]

نتیجه:

طبق آیات و روایات مقدار صدقه هر مقداری که در توان شخص باشد کافی است. در پرداخت آن هم باید نزدیکان خود را در اولویت قرار دهد.

 

صدقه دادن به سید

دادن صدقات مستحبّی به سیّد اشکال ندارد، امّا صدقات واجب مثل زکات اگر شخص زکات دهنده غیر سیّد باشد نمی تواند زکات واجب را به سیّد بدهد، مگر این که خمس و سایر وجوهات، کفایت مخارج آن سیّد را نکند و از گرفتن زکات ناچار باشد. بله اگر شخص زکات دهنده سیّد باشد باز در دادن زکات واجب به سیّد اشکالی وجود ندارد.[۱۱]

 

صدقه و قرض الحسنه

از آن جا که اسلام مخالف هرگونه گداپروری است، و پیامبرش بر دست کارگری که با کد یمین و عرق جبین به تأمین معیشت خویش می پردازد، بوسه می زند،[۱۲] و با مرور روایاتی که درباره قرض و صدقه آمده است، برتری قرض بر صدقه کاملاً آشکار می شود. در این فرصت چند نمونه از این روایات را بیان می کنیم.

رسول گرامى اسلام (ص) فرمود:”شبى که به معراج برده شدم، این نوشته را بر در بهشت دیدم: اَلصَّدَقَهُ بِعَشْرِ اَمْثالِها وَالْقَرْضُ‏بِثَمانِیَهَ عَشَر”؛[۱۳] صدقه ده برابر پاداش دارد و قرض الحسنه هیجده برابر.

حضرتش هم چنین فرمود: “اگر هزار درهم را دو بار قرض دهم بیشتر دوست دارم تا این که آن را یک بار تصدق دهم”.[۱۴]

امام صادق (ع) فرمود: “اگر مالی را قرض دهم پیش من محبوب تر است تا همانند آن را صله دهم”.[۱۵]

بنابر این طبق این احادیث، قرض الحسنه، نسبت به صدقه‌، از جایگاه بالاتری برخوردار است‌. بعضی از جهت‌های امتیاز آن می تواند چنین باشد:

۱٫ در قرض الحسنه‌، مال به دست کسی می‌رسد که به آن نیاز دارد؛ چراکه انسان بی نیاز قرض نمی‌گیرد، برخلاف صدقه که ممکن است به دست انسان بی نیاز بیفتد. امام صادق‌ (ع) در این باره می‌فرماید: “پاداش قرض از این رو از پاداش صدقه بیش‌تر است که قرض گیرنده جز از روی نیاز قرض نمی‌گیرد، ولی صدقه گیرنده گاهی با این که نیاز ندارد، صدقه می‌گیرد”.[۱۶]

۲٫ در قرض الحسنه‌، عزّت نفس قرض گیرنده از بین نمی‌رود، ولی صدقه گیرنده‌، با گرفتن صدقه‌، به گونه‌ای رفته رفته‌، عزت نفس خود را از دست می‌دهد و نفس او به پستی می‌گراید.

۳٫ قرض الحسنه‌، سبب می‌شود که شخص قرض گیرنده به تلاش و فعالیت وادار شود تا بتواند قرض خود را ادا کند، که این خود باعث رونق اقتصادی و شکوفایی خلاقیت‌ها و استعدادها می‌شود، ولی در صدقه، گیرنده ـ از آن جا که انگیزه‌ای برای رد مال ندارد ـ چنین تلاشی مشاهده نمی‌شود.

۴٫ در قرض الحسنه‌، انسان مالی را که به دیگری می‌دهد، دوباره‌، پس از مدتی پس می‌گیرد و بر قرض گیرنده نیز واجب است در وقت معین مال قرض گرفته شده را به صاحبش برگرداند، ولی در صدقه چنین نیست‌؛ یعنی چیزی که صدقه داده شد، چنین نیست که دوباره به دست صاحبش برگردد، بلکه چون این مال بخشش بدون عوض است‌، بر صدقه گیرنده نیز لازم نیست صدقه را برگرداند و یا در عوض آن کاری انجام دهد.

البته این موارد و موارد دیگر، تنها امتیاز قرض الحسنه را در شرایط مساوی اثبات می‌کند و گرنه گاهی اوقات‌، رفع معضلات اجتماعی‌، در انفاق و صدقات منحصر بوده و نمی توان تنها با قرض گره از کار درماندگان گشود که در این صورت صدقه اولویت خواهد داشت‌.

نتیجه: طبق آموزه های دینی، اعم از آیات قرآن و روایات، در بیشتر موارد قرض الحسنه در مقایسه با برخى دیگر از انفاق هاى مالى؛ نظیر صدقه فضیلت و برترى دارد.

 



[۱]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۵۷، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ق.

[۲]. داور پناه، ابوالفضل، انوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۵۰۰، انتشارات صدر، تهران، ۱۳۷۵(با اندکی تصرف).

[۳]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۲، ص ۶۱۰، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴٫

[۴]. کلینی، فروع کافی، ج ۱، ص ۷، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵٫

[۵]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۳۰، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴٫

[۶]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی همدانی، محمد باقر، ج ۲، ص ۶۰۱، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴٫

[۷]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۱۴۱، م ۱۹۲۵٫

[۸]. بقره، ۲۱۵٫

[۹]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۱۰۴٫

[۱۰]. طیب، سید عبد الحسین، تفسیر اطیب البیان، ج ۱، ص ۲۳۰، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸٫

[۱۱]. امام خمینی (ره) می فرماید: سیّد نمى‏تواند از غیر سیّد زکات بگیرد، ولى اگر خمس و سایر وجوهات، کفایت مخارج او را نکند و از گرفتن زکات ناچار باشد، مى‏تواند از غیر سیّد زکات بگیرد، ولى احتیاط واجب آن است که اگر ممکن باشد، فقط به مقدارى که براى مخارج روزانه‏اش ناچار است بگیرد.

آیت الله فاضل: سیّد مى‏تواند از سیّد زکات بگیرد، ولى سیّد نمى‏تواند از غیر سیّد زکات بگیرد.

آیت الله بهجت: فقط به مقدارى که براى مخارج سالانه‏اش ضرورى باشد بگیرد و اگر در اثناء سال از زکات بى نیاز شد آن را عودت یا با اذن زکات دهنده به مصرف مستحقین زکات برساند و خودش از خمس استفاده کند. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۱۵۵، م ۱۹۵۵؛ تحریر الوسیله، ج ‏۱، ص ۳۴۱٫

[۱۲]. اسد الغابه، ج ۲، ص ۷۲٫

[۱۳]. همان، ج ۱۶، ص ۳۱۸،

[۱۴]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۳۹، موسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.

[۱۵]. همان.

[۱۶]. وسائل الشیعه‌، ج ۱۶، ص ۳۱۸؛ کلینی، کافی، ج ۴، ص ۴۱۱، باب الصدقه علی القرابه، نشر مؤسسه آل البیت.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


3 + 6 =