دایره المعارف اسلام پدیا » شبهه موروثی بودن مقام امامت
منوی اصلی

شبهه موروثی بودن مقام امامت

تاریخ: ۲۳ تیر ۱۳۹۰ در باب: امامت

شیعۀ امامیه بر این اعتقاد است که برای امام شروطی از جمله: عصمت، افضل بودن، علم لدنّی و… لازم است.[۱] این شرط‏ ها چیزی جز بیان لیاقت ها نیست،[۲] و بدیهی است که از این شایستگی ها تنها خداوند آگاهی دارد. بر این اساس تنها راه تعیین امام، نصّ از جانب خداوند متعال و معرّفی از جانب رسول خدا (ص) و امامان معصوم است؛ یعنی شیعه معتقد است که از آغاز نام و مشخصات امامان معلوم بوده است و خداوند نام تمام آنان را قبل از به دنیا آمدنشان از طریق جبرئیل به رسول گرامی ابلاغ کرده و پیامبر اکرم (ص) نیز تعداد و ترتیب و نام آنها را در احادیث متعددی بیان فرموده است.[۳]

از این رو پس از امام حسن (ع) برادر گرامی آن حضرت امام حسین (ع) امام می شود و پس از آن حضرت، فرزندش امام سجاد (ع) در حالی که محمّد بن حنفیه برادر امام حسین (ع) هنوز زنده بود و هم چنین در بین فرزندان ائمه (ع) گاهی فرزند کوچک تر به امامت می رسید نه فرزند بزرگ تر،[۴] و این نیست مگر این که مقام امامت، یک لیاقت ذاتی را طلب می کرده و خداوند به کسانی که شایستگی این مقام والا را دارا بودند، این مقام را موهبت نموده است.

اما اگر در مصادر فریقین آمده است که رسول خدا (ص) خلافت را در قریش منحصر کرده است،[۵] آیا این روایت دلیلی بر آن است که اهل سنت به حکومت موروثی در قبیلۀ قریش معتقد است؟! و آیا توجیهی غیر از این می توان ارائه کرد که خلافت به قابلیت ها است و این قابلیت ها را خداوند در قریش قرار داده است. با این حال چرا همین بیان را نتوان دربارۀ اهل بیت عنوان کرد؟!

برخی می گویند قریش از نسل های زیاد و مختلفی تشکیل شده اند، و این روایت دلیل بر وراثتی بودن نیست.

در جواب می گوییم: حقیقت خلاف این برداشت است؛ چرا که اموی ها و عباسی ها برای مشروعیت حکومت و خلافت موروثی خود به این حدیث استناد کرده اند، به اعتبار این که این حکومت در خاندان قریش بوده است.

در آیۀ ۱۲۴ سورۀ بقره،[۶] حکومت موروثی و نسبی،[۷] به طور مطلق نفی نشده، بلکه به خصوص ستمگران از ذریه حضرت ابراهیم (ع) نفی شده است. از این رو ذریه و نسل حضرت ابراهیم (ع) و هر پیامبر دیگری در صورتی که ظالم نباشند، (چه ظلم به خدا، چه ظلم به خلق و چه ظلم به نفس، نداشته باشند) و شایستگی لازم را دارا باشند، می‏توانند مقام امامت و رهبری جامعه را به عهده گیرد. بدیهی است که در خواست حضرت موسی (ع) نیز بر اساس لیاقت برادرش هارون بوده است.[۸] و آیا فرقی است بین پیامبر اسلام (ص) و دیگر پیامبران در حالی که حکومت وراثتی، با در نظر گرفتن قابلیت‏ها در انبیای گذشته مشاهده می شود.[۹]

در ادامه تذکر این نکته لازم و ضروری است که گرچه از سرّ قرار گرفتن امامت، خلافت و یا نبوّت و لو به جهت لیاقت های لازم در نسل پیامبر سابق، خداوند آگاهی کامل دارد، اما شاید بتوان گفت که:

پیامبران با ثبوت نبوت و کمالاتشان، در قلب ها جا گرفته و در میان مردم محبوبیت خاصی پیدا می کنند. مردم نیز در صورتی که کسی را دوست بدارند وابستگان صالحِ او را نیز دوست می دارند و هر کسی که مورد محبت قرار گرفت در صدد اطاعت از فرامین او بر می آیند، از همین رو بهترین افراد برای امامت و جانشینی و یا نبوت، ذریه و نسل آن پیامبر می باشند، هر چند ما این را مطلق نمی‏دانیم، بلکه قیدها و شرط هایی را که از جمله عصمت و افضل بودن و… است نیز در امام معتبر می‏دانیم.[۱۰]

دلیل بر این که معیار امامت لیاقت و شایستگی است و این ویژگی فراوان در امامان وجود داشت، این است که همان گونه که می دانیم اکثر امامان بیش از یک فرزند پسر داشتند، ولی در عین حال امامت به یکی از آنها می رسید. گذشته از این، شبهه موروثی بودن امامت شبهه ای است که امروزه از طرف وهابی ها علیه شیعه مطرح و به آن دامن زده می شود. آنان می گویند شیعه معتقد به موروثی بودن امامت است، در حالی که می بینیم خود آنان در کنف حمایت و تحت لوای دولت ها و حکومت هایی زندگی می کنند که بر اساس حکومت موروثی تشکیل شده اند؛ مانند حکومت های اطراف خلیج فارس. هم چنین آنان حکومت هایی را تأیید می کنند که بر اساس وراثت شکل گرفته اند و مبدأ تاسیس آنها بر اساس وراثت بوده، بدون هیچ شرط و لیاقتی در حاکم، تا آن جا که به حکومت بعضی از بچه های حاکمان نیز راضی شده و تن در داده اند، حاکمانی که مبدأ حکومت آنها موروثی بوده؛ مثل حکومت اموی ها و عباسی ها.



.[۱] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۶۸، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ هـ.ق؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، باب ما جاء عن الرضا فی علامات الامام، ص ۱۹۲، منشورات اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۴هـ ق؛ شیخ حر عاملی، التنبیه بالمعلوم من البرهان فی تنزیه المعصوم عن السهو و النسیان.

.[۲] بیان این شرط ها از سوی امامیه خود دلیل آن است که آنان امامت را موروثی نمی دانند.

[۳]. در این باره مطالعۀ نمایه: دلایل اعتقاد به امامت و امامان، سؤال ۳۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۲۷۰۷)، کافی به نظر می رسد.

[۴]. برای نمونه با آن که اسماعیل بزرگ ترین فرزند امام صادق (ع) بود، حضرت موسی بن جعفر به مقام ولایت رسید. و نیز با آن که محمد بزرگ ترین فرزند امام علی نقی بود، برادرش حضرت حسن به مقام ولایت دست یافت؛ شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج ۲، ص ۲۹۴ و ۶۸۷ – ۶۸۸، هجرت، قم، ۱۳۷۷؛ الهامی، داود، کتاب ایران و اسلام، ص ۶۹۸-۶۹۷، دفتر مجله مکتب اسلام، قم، ۱۳۷۴٫

[۵]. رسول خدا فرمود: این امر ـ دنیا ـ تمام نمی شود تا آن که دوازده خلیفه که همگی از قریشند بر آنان حکومت کنند. صحیح مسلم، ج ۲، ص ۳، کتاب الاماره، باب: “الناس تبع لقریش و الخلافه لقریش”.

[۶]. “وَ إذِ ابْتَلى إبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنّى جاعِلُکَ لِلنّاسِ إماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتى قالَ لا یَنالُ عَهْدى الظّالِمینَ”؛ «[بیاد آر] هنگامی که خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان فرمود و همه را به جای آورد، خدا بدو گفت من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم عرض کرد این پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا خواهی کرد؟ فرمود: [آری اگر شایسته آن باشند] عهد من هرگز به ستمکاران نمی رسد.

[۷]. این تعبیر مسامحی است، زیرا ماهیت حکومت موروثی با خلافت پیامبران و ائمه متفاوت است و این از آن رو است که در حکومت های موروثی خداوند هیچ نقشی در تعیین پادشاه ندارد و شایستگی افراد ملاک نیست.

[۸]. “و اجْعَلْ لى وَزیرًا مِنْ أهْلى هارُونَ أخى”؛ برای من وزیری از اهلم قرار ده، هارون برادرم را؛ طه، ۳۰٫

” .[۹]أمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إبْراهیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظیماً”؛ یا حسد می ورزند با مردم چون آنها را خدا به فضل خود بهره مند نمود که البته ما بر آل ابراهیم کتاب و حکمت فرستادیم و به آنها فرمانروایی بزرگ عطا کردیم. نساء، ۵۴٫

[۱۰]. رضوانی، علی اصغر، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ج ۲، ص ۴۹۵ـ ۴۹۹٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


5 + = 6