دایره المعارف اسلام پدیا » زکات
منوی اصلی

زکات

تاریخ: ۱۵ تیر ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام

معنای لغوی و اصطلاحی زکات

معناى لغوى زکات اعم است از معناى مصطلح آن، و صدقه را هم شامل مى‏شود. در حقیقت زکات در لغت مخصوصا اگر در مقابل نماز قرار گیرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آنست، کما اینکه همین مطلب از آیاتى که احوال انبیاى سلف را حکایت مى‏کنند بخوبى استفاده مى‏شود…». [۱]

در قرآن مجید در موارد زیادی به صدقات مستحبی هم زکات گفته شده است مثلا در بسیارى از سوره‏هاى مکى کلمه” زکات” آمده که منظور از آن همان زکات مستحبّی است[۲]، زیرا وجوب زکات مسلما بعد از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، بوده است.[۳]

علامه طباطبائی در المیزان می فرمایند:

اگر مى‏بینید امروز وقتى زکات گفته مى‏شود ذهن منصرف به زکات واجب شده و صدقه به ذهن نمى‏آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب صدقه زکات نباشد بلکه از این جهت است که در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام، متشرعه و مسلمین زکات را در واجب بکار برده‏اند، و گرنه در صدر اسلام زکات به همان معناى لغوى خود بوده و

آیه ۵۵ سوره ی مائده که به نقل اکثر مفسرین[۴] درباره ی جریان انفاق حضرت علی (ع) است، که در حال رکوع اتفاق افتاده و انگشترشان را به فقیر داده اند،نیز ممکن است از همین قبیل باشد.

پس بر فرض این که زکات واجب به حضرت علی(ع)  تعلق نمی گرفته، انفاق انگشتری می تواند صدقه به فقیر و یکی از انفاق های مستحبی ایشان باشد.

شیوۀ دریافت زکات در ایران

با همت دولت جمهوری اسلامی ایران و مسئولین و صاحب نظران فرهنگی کشور، چند سالی است که طرح زکات با هدف احیا و ترویج فرهنگ زکات به عنوان یکی از دستورات مهم اسلام که در جای جای قرآن در کنار نماز ذکر شده و از فروع دین مبین اسلام است و به منظور سهولت در جمع آوری زکات از بین کشاورزان و دامداران در سراسر ایران راه اندازی و اجرا می شود، این طرح در مراکز استان ها، به صورت یک حرکت خود جوش مردمی، البته با همکاری برخی مؤسسات و مراکز فرهنگی از قبیل کمیته امداد امام خمینی (ره)، ائمه جمعه و جماعات و … جمع آوری و پس از ساماندهی وجوه تحت نظارت مستقیم استانداری ها که مسئولیت ستاد احیای زکات شاخه استان را دارند طبق مصلحت و نظر اهالی همان روستا در امور خیر، به مصرف می رسد.

علل اجتماعی پرداخت زکات

در شرع مقدس اسلام تکالیف مادی از قبیل خمس و زکات در شرایط خاصی واجب شده است، زکات برای خودش نصاب خاصی دارد که اگر موادی که پرداخت زکاتش واجب است به آن مقدار معین نرسد زکات ندارد؛ به عنوان مثال: نصاب پرداخت زکات گوسفند در ابتدای امر چهل گوسفند است؛ یعنی کسی که ۳۹ گوسفند دارد زکاتش بر او واجب نیست و در صورتی که چهل گوسفند هم داشته باشد زکاتش تنها یک گوسفند است.[۵] در زکات گندم، جو، کشمش و خرما وزن ۲۷۰/۸۴۷ کیلو گرم است، یعنی تا قبل از رسیدن به این مقدار، زکات واجب نیست و در صورت رسیدن به این وزن معمولاً[۶] یک بیستم آن را باید بدهد به طوری که اگر ۹۰۰ کیلوگرم خرما داشته باشد تنها ۴۵ کیلوگرم آن به عنوان زکات داده می شود.

از طرفی باید توجه داشت که عده ای بر خلاف کسانی که مثلاً چهل گوسفند دارند، یا هر سال حداقل در حدود ۹۰۰ کیلو گرم از این گونه غلات برداشت می کنند و زندگی و موقعیتی در حد متوسط دارند، در وضعیت فقیرانه ای زندگی می کنند که توانایی تملّک بسیار کمتر از این موارد را ندارند و در هزینۀ خوراک و پوشاک خود مشکل دارند. فطرت و وجدان هر انسان منصفی در این گونه موارد پرداخت بخشی از دارائی افراد متمکن برای رفع فقر در جامعه را ضروری می داند، اسلام در پاسخ به همین ندای فطرت و در جهت قانونمند کردن پرداخت ها و دریافت ها، احکامی مالی از قبیل خمس و زکات را تشریع کرده است.

و بالاخره پرداخت زکات نوعی معامله با خداوند است که قطعاً اجر اخروی دارد چرا که زندگی محدود به این دنیا نیست.

بله! نباید تصور کنیم تکالیف مالی وقتی بر ما واجب است که حتماً خانه و ماشین و .. داشته باشیم ، خیر! اصلا چنین قانونی اجرایی نیست، هستند کسانی که درآمدهای ملیونی دارند، ولی منزل مسکونی ملکی ندارند، هستند کسانی که به خاطر بخل و خساست، خود و خانواده را از یک زندگی در شأن، محروم می کنند، ولی در آمد سالانۀ بالایی دارند.

بنابراین؛ برای پرداخت زکات از طرف مسلمانان،حداقل هایی بلکه بیشتر از آن، توسط اسلام رعایت شده است.

زکات فطر

کسى که موقع غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و هشیار است و فقیر و بنده کس دیگر نیست، باید براى خودش و کسانى که نان‏ خور او هستند، هر نفرى یک صاع که تقریباً سه کیلو است، گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرّت و مانند اینها به مستحقّ بدهد، و اگر پول یکى از اینها را هم بدهد کافى است.[۷]‏و تفاوتی بین انسان روزه دار و غیر روزه دار نیست. به عنوان مثال اگر سرپرست خانواده ای روزه نمی گیرد، بر او واجب است هم فطریه خود و هم فطریه زن و بچه اش را بپردازد.

نمایۀ مرتبط: سؤال ۶۲۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۶۶۰۹) (موارد مصرف زکات).

زکات مستحبی

زکات در چند چیز مستحب است، که به دو مورد از آن اشاره می شود:

۱٫ اسب مادیان (ماده) که پرداخت  زکات آن این گونه است:

زکات هر اسب مادیان در سال  دو دینار طلا است و اگر پدر و مادرش هر دو اصیل نباشند یک دینار است.

این موضوع در کتب روایی و فقهی بیان شده است[۸]، زکات اسب مادیان مستحب است؛ همان طور که در حدیثی امام علی (ع) برای زکات هر اسب مادیان نصاب دو دینار قرار داد.[۹]

این که امام علی (ع) برای اسب زکات قرار داده اند می تواند از باب حکم حکومتی باشد که مخصوص زمان ایشان است[۱۰]، این احتمال با عدم بیان وجوب زکات بر اسب توسط امامان متأخر می تواند تأیید شود.

۲٫ برخی دیگر از اشیاء:

الف: هر چیزی که از زمین بروید و به کیل و وزن در آید؛ مثل برنج، نخود، عدس، ماش و مانند آن و نصاب آن به طریق نصاب گندم و جو و خرما و مویز است، امّا زکات سبزی ها و خربزه و خیار و مانند آن، مستحب نیست.

ب: املاکی مانند باغ و کاروانسرا و دکان و مانند آنها که غرض از آن طلب نماء و کرایه دادن آن باشد.[۱۱] و هم چنین زکات مال التجاره که برخی از فقهاء قائل به استحباب آن هستند.[۱۲]

درباره این موارد، روایاتی هم وجود دارد که مثلاً بر استحباب زکات در هر چیزی که از زمین بروید و قابل کیل و وزن باشد، دلالت دارد، مگر در سبزیجات و مانند آن.[۱۳]

موارد تعلّق زکات

برای بیان موارد تعلق زکات توجه به نکاتی لازم به نظر می رسد:

۱٫ بنابر فتوای مراجع عظام تقلید «زکات در ۹ چیز واجب است: اوّل: گندم. دوم: جو. سوم: خرما. چهارم: کشمش. پنجم: طلا. ششم: نقره. هفتم: شتر. هشتم: گاو. نهم: گوسفند».[۱۴]

پس، زکات واجب عبارت از این نه چیز است و اگر کسى مالک یکى از این نُه چیز  باشد، طبق شرایط، باید مقدارى که معیّن شده به یکى از مصرف هایى که دستور داده‏اند برساند.[۱۵]

اما برخی از فقهاء علاوه بر نه چیز معروف، در مال التجاره (سرمایه کسب و کار و تجارت) هم به احتیاط لازم زکات را واجب می دانند.[۱۶] و برخی هم در سرمایه کسب و کار و تجارت، زکات را مستحب می دانند.[۱۷]

۲٫ طلا و نقره

در گذشته های دور، سکّه هایی از فلزات ارزشمند از جمله مس، نقره و طلا ضرب شده و از آنها به عنوان وسیله ای برای مبادله، واحد ارزش گذاری و محاسبه استفاده می شد و در حقیقت این سکه ها، با عنوان «دینار طلایی» و «درهم نقره ای»، پول رایج آن موقع بوده است.[۱۸]

در روایات و کتب فقهی، سخن از طلا و نقره مسکوک به عنوان «دینار» و «درهم»،  و «مثقال»[۱۹]برای تعیین مقدار نصاب برای زکات آمده است.[۲۰] و زکاتشان طبق شرایطی (مانند رایج بودن)  که در رساله های عملیه[۲۱] آمده، واجب است.

اما نقود حقیقی متداول در زمان تشریع دین اسلام اعم از دینار طلایی و درهم نقره ای رفته رفته جای خود را در عصر حاضر به نقود اعتباری محض داده است. امروزه پول اعتباری و یا همان «اسکناس» به عنوان پول رایج، جایگزین سکه های طلا و نقره؛ یعنی همان دینار و درهم، برای مبادله، واحد ارزش گذاری و محاسبه شده است.

۳٫ زکات اسکناس

در این که زکات اسکناس واجب است یا خیر، به فتوای برخی از مراجع تقلید اشاره می شود:

حضرات آیات:

امام خمینی:«به اوراق نقدی (مانند اسکناس[۲۲])، زکات تعلّق نمی گیرد».[۲۳]

گلپایگانی:«به اسکناس زکات تعلّق نمی گیرد».[۲۴]

مکارم شیرازی:« احتیاط مستحبّ آن است که از سایر پول هاى رایج مانند اسکناس، اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند».[۲۵]

نمایه های مرتبط:

سؤال ۶۲۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۶۶۰۹).

سؤال ۳۴۷۳ (سایت اسلام کوئست: ۳۶۹۷).

موارد مصرف زکات

پیش از پرداختن به موضوع لازم است به معنای لغوی و اصطلاحی فقیر بپردازیم.

در تعریف لغوی فقیر آمده است: شخصی که ستون فقراتش شکسته است. مسکین نیز به معنای فقیر است جز آن که در واقع، اوضاع او از فقیر بدتر است.[۲۶]

در اصطلاح شرعی نیز به کسی فقیر گفته می شود که خرج یک سالش را نداشته باشد. کسی که زمین یا سرمایه ای دارد که می تواند خرج سالش را از آن بدهد، فقیر محسوب نمی شود.[۲۷]

موارد مصرف:

قرآن کریم در مورد پرداخت زکات می فرماید: “زکات ها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانى است که براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏کشند، و کسانى که براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه دین، یک فریضه (مهم) الاهى است و خداوند دانا و حکیم است‏”.[۲۸]

مراجع محترم تقلید در بارۀ مصارف زکات می گویند:

“انسان مى تواند زکات را در هشت مورد مصرف کند: اوّل: فقیر و آن کسى است که مخارج سال خود و عیالاتش را  ندارد و کسى که صنعت یا ملک یا سرمایه‏اى دارد که مى‏تواند مخارج سال خود را بگذراند  فقیر نیست.

دوم: مسکین و آن کسى است که از فقیر سخت‏تر مى‏گذراند.

سوم: کسى که از طرف امام (ع) یا نایب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهدارى نماید و به حساب آن رسیدگى کند و آن را به امام (ع) یا نایب امام یا فقرا برساند.

چهارم: کافرهایى که اگر زکات به آنان بدهد به دین اسلام مایل مى‏شوند، یا در جنگ به مسلمانان کمک مى‏کنند. فقهاء دربارۀ پرداخت زکات به غیر مسلمان می گویند:” پرداخت زکات به غیر مسلمانان در صورتی که موجب گرایش آنان به اسلام شود یا در روابط و جنگ های احتمالی، مسلمانان را یاری کنند، جایز است.[۲۹]

پنجم: خریدارى بنده‏ها و آزاد کردن آنان.

ششم: بدهکارى که نمى‏تواند قرض خود را بدهد.

هفتم: سبیل اللَّه؛ یعنى کارى که مانند ساختن مسجد منفعت عمومى دینى دارد، یا مثل‏ ساختن پل و اصلاح راه که نفعش به عموم مسلمانان مى‏رسد و آن چه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو که باشد.

هشتم: ابن السبیل، یعنى مسافرى که در سفر درمانده شده است.”[۳۰]

فرق مالیات با زکات و خمس

بین خمس و زکات با مالیات تفاوت های اساسی وجود دارد، اصولاً مالیات در نظام های دینی یا غیر دینی برای هزینه های جاری دولت ها اخذ می شود که در هر کشور تابع مقررات خاص خود است، در برخی از کشورها برای در آمدهای پایین یا متوسط نیز مالیات وضع شده است. رعایت حداقل های زندگی در پرداخت مالیات در خیلی از کشورها رعایت نمی شود و شاید علت آن عدم امکان رعایت چنین امری باشد، اگر ابتدای مالیات بر حقوق کارمندان دولت؛ مثلا تا سقف ۴۰۰ هزار تومان باشد، شخصی که این مقدار حقوق دارد باید مالیات بدهد حال چنین شخصی اگر در شهرهای بزرگ زندگی کند وضع زندگی اش با کسی که در شهرهای کوچک تر زندگی می کند فرق دارد، اگر صاحب چند فرزند باشد باز موقعیت دشوار تری دارد و …، ولی از همه به یک اندازه مالیات کسر می شود.  زکات برای فقر زدایی در جامعه وضع شده است[۳۱] و خمس در قسمی از آن برای فقر زدایی از عدۀ خاصی که بر طبق قوانین شرع، زکات دریافت نمی کنند، می باشد[۳۲] و در قسم دیگرش برای رفع مخارج شخص امام و رهبر که مخارج خاص خودش را دارد، است. مسلمانان به خصوص شیعیان که در طول تاریخ به جز در برخی از اعصار محدود، حکومتی نداشته اند، خمس و زکات مال خودشان را پرداخت می کرده اند، در زمان امامان معصوم (ع) با توجه به عدم وجود یک حکومت شیعی، خمس و زکات شیعیان پرداخت می شده است. امروزه نیز حکومت اسلامی به عنوان دریافت کننده خمس و زکات مؤمنین شناخته نمی شود بلکه حاصل انجام این گونه از تکالیف مادی به دست مراجع عظام تقلید می رسد. بله احیاناً دولت جمهوری اسلامی در امر تشویق مردم به دادن زکات، برخی از تسهیلات را در نظر گرفته است.[۳۳]


[۱] .ترجمه تفسر المیزان، ج ۶، ص ۱۱٫

[۲]. آیه ۳ سوره نمل و آیه ۳۹ سوره روم و ۴ سوره لقمان و ۷ سوره فصلت و غیر اینها.

[۳]. تفسیر نمونه، ج‏۴، ص: ۴۳۰

[۴] .تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۴۲۴٫

[۵]. امام خمینی، نجاه العباد، ص ۱۷۶، مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی، قم، ۱۴۲۲٫

[۶]. از جایی که در ایران معمولاً آبیاری به وسیلۀ غیر باران است و یا اگر آبیاری توسط باران باشد، آبیاری انسانی نیز در کنار آن  می شود، زکات این گونه غلات یک بیستم است، ولی اگر همه یا غالب آبیاری توسط باران انجام شده باشد و شخص زحمتی برای آبیاری نکشیده باشد و یا هزینه ای خرج نکرده باشد، زکات به یک دهم افزایش می یابد. نک: توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۱۱۹، دفتر انتشارات اسلامی ، قم، ۱۳۸۲٫

[۷]. توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۱۶۹؛ امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۱۵٫

[۸]. حلّى، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، ج ۵، ص ۲۳۱ و ۲۳۲، چاپ اول، مؤسسه آل البیت (ع)، قم. مانند این روایت:«زراره قال للصادق (ع): هل فی البغال شی‏ء؟ قال: «لا» فقلت: فکیف صار على الخیل و لم یصر على البغال؟ فقال: «لأنّ البغال لا تلقح، و الخیل الإناث ینتجن، و لیس على الخیل الذکور شی‏ء» قال، قلت: هل على الفرس و البعیر یکون للرجل یرکبها شی‏ء؟ فقال: «لا، لیس على ما یعلف شی‏ء، إنّما الصدقه على السائمه المرسله فی مرجها عامها الذی یقتنیها فیه الرجل، فأمّا ما سوى ذلک فلیس فیه شی‏ء» کلینى، ابو جعفر محمد بن یعقوب، الکافی، ج۳، ص ۵۳۰، چاپ چهارم، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۷،ق.

[۹]. کلینی، کافی، ج۳، ص ۵۳۰:«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَهَ عَنْهُمَا جَمِیعاً (ع) قَالا وَضَعَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَلَى الْخَیْلِ الْعِتَاقِ الرَّاعِیَهِ فِی کُلِّ فَرَسٍ فِی کُلِّ عَامٍ دِینَارَیْنِ وَ جَعَلَ عَلَى الْبَرَاذِینِ دِینَاراً».

[۱۰]. مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان،

[۱۱]. همان؛ محقق حلّی، نجم الدین جعفر بن حسن،‏ شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج ۱، ص ۱۳۰، چاپ دوم، مؤسسه إسماعیلیان، قم، ، ۱۴۰۸، ق؛ خوئی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج‏۱، ص ۲۹‏، چاپ ۲۸، نشر مدینه العلم، قم، ۱۴۱۰٫

[۱۲]. توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج ۲، ص ۱۰۷، م ۱۸۵۳؛ الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج ۲، ص ۱۹۹؛ شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، ج ۱، ص ۱۳۰٫

[۱۳]. ر.ک: حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۶۱ – ۶۴، چاپ اول، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، ۱۴۰۹، ق: مانند این روایت:« کُلُّ مَا کِیلَ بِالصَّاعِ فَبَلَغَ الْأَوْسَاقَ فَعَلَیْهِ الزَّکَاهُ وَ قَالَ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الصَّدَقَهَ فِی کُلِّ شَیْ‏ءٍ أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا کَانَ فِی الْخُضَرِ وَ الْبُقُولِ وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ یَفْسُدُ مِنْ یَوْمِه».‏

[۱۴]. توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج ۲، ص ۱۰۷، م ۱۸۵۳٫

[۱۵]. همان.

[۱۶]. همان: سیستانى: «دهم: مال التجاره بنا بر احتیاط لازم…».

[۱۷]. همان: فاضل:«… ولى مستحبّ است زکات سرمایه کسب و کار و تجارت را نیز همه ساله بدهند»؛ مکارم: «… ولى مستحبّ است از سرمایه کسب و کار و تجارت نیز همه سال زکات بدهد، هم چنین سایر غلّات (غیر از گندم و جو و خرما و کشمش) نیز زکات آن مستحبّ است».

[۱۸]. مصباحی، غلامرضا، مجله پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع)، شماره ۱۳و ۱۴؛ حائری، سید کاظم ، فصلنامه فقه اهل بیت فارسی، شماره ۱۹ و ۲۰٫

[۱۹]. واعظ زاده خراسانى، محمد، ترجمه الجمل و العقود فی العبادات، ص ۲۸۱٫

[۲۰]. ر.ک: کافی، ج ۳، ص ۵۱۵ – ۵۱۷؛ توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج ۲، ص ۱۲۸ – ۱۳۰؛ ترجمه الجمل و العقود فی العبادات، ص ۲۷۰ و ۲۷۱؛ الغایه القصوى فی ترجمه العروه الوثقى، ج‏۲، ص ۲۰۸ و ۲۰۹؛ خمینى، سید روح اللَّه، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۳۲۲ و ۳۲۳، مؤسسه دار العلم، چاپ اول، قم؛ و کتب فقهی دیگر.

[۲۱]. رساله های توضیح المسائل مراجع تقلید، احکام زکات.

[۲۲]. تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۶۱۵، م ۵٫

[۲۳]. همان، ص ۶۱۴، م ۷٫

[۲۴]. گلپایگانی، سید محمدرضا، مجمع المسائل، ج ۱، ص ۴۱۰، س ۴، چاپ دوم ، دار القرآن الکریم، قم، ، ۱۴۰۹، ق.

[۲۵] توضیح المسائل (المحشی للامام الخمینی)، ج ۲، ص ۱۳۱٫

[۲۶]. محمود عبد الرحمان ،معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیه، ج‏۳، ص، ۵۰ و ۵۱٫

[۲۷]. حائری یزدی ، سید محمد کاظم ،العروه الوثقى (المحشى)، ج‏۴، ص، ۹۹٫

[۲۸]. توبه، ۶۰٫

[۲۹]. اراکی، محمد علی، المسائل الواضحه، ج۱، ص، ۳۳۴، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، ۱۴۱۴٫

[۳۰]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۱۴۱

[۳۱]. امام معصوم (ع) می فرماید: “إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الزَّکَاهَ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِیراً لِأَمْوَالِکُمْ “؛ نک: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج  ۳، ص ۴۹۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵٫

[۳۲]. این عده که از  فرزندان و نسل پیامبر گرامی اسلام (ص) هستند را اصطلاحاً ” سید” می گویند.

[۳۳]. به سؤال ۱۶۳۸ (سایت اسلام کوئست: ۱۶۶۹) (چگونگی دریافت زکات در ایران) مراجعه کنید.




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


+ 2 = 4