دایره المعارف اسلام پدیا » جایگاه عدل در اعتقاد شیعه
منوی اصلی

جایگاه عدل در اعتقاد شیعه

تاریخ: ۰۷ تیر ۱۳۹۰ در باب: عدل

عالمان شیعى با الهام از وحى قرآن و سخنان پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت ایشان مسئله عدل را به عنوان اصل دوّم از اصول پنج گانه اعتقادى شیعه پذیرفته و بر این باورند: حسن و قبح افعال عقلى و ذاتى است؛ یعنى پاره اى از افعال از نظر ذاتى نیک و حسن بوده و برخى دیگر نیز قبیح و ناپسند هستند، عقل آدمى با قطع نظر از حکم شارع به صورت مستقل مى تواند حسن و قبح برخى افعال را درک نماید؛ همانند حکم عقل به حسن عدالت و قبح ظلم؛ از این رو، خداوند امر نمى کند مگر به کارهایى که حسن و شایسته باشند و نهى نمى کند مگر از کارهایى که قبیح و ناشایست باشند و احکام شرعى نیز دایر مدار مصالح و مفاسد واقعى و نفس الامرى مى باشند که در متعلقات آنها موجود است. روى همین اصل هر چیزى که در واقع داراى مفسده باشد، شارع نهى مى کند؛ چون کار قبیح و ناپسند از او سر نمى زند، بنابر این خداوند عادل است. شهید مطهرى در این باره مى نویسد: «خداوند فیض و رحمت و همچنین بلا و نعمت خود را بر اساس استحقاق هاى ذاتى و قبلى مى دهد و در نظام آفرینش از نظر فیض و رحمت و بلا و پاداش و کیفر الاهى خاصّى برقرار است».

در مکتب شیعى، اصل عدل به معناى جامع خود تأیید شد، بدون آن که ضربه اى به توحید افعالى یا توحید ذاتى وارد آید و بدین صورت عدل در کنار توحید قرار گرفت. در این مکتب، اصالت عدل و حرمت عقل و شخصّیت آزاد و مختار انسان و نظام حکیمانه جهان اثبات شد، بدون آن که خدشه اى بر توحید ذاتى یا افعالى وارد شود. اختیار انسان تأیید شد بدون آن که آدمى به صورت شریکى در ملک الاهى چهره بنماید و اراده الاهى مغلوب اراده انسانى تلقى شود. قضا و قدر الاهى در سراسر هستى اثبات شد بدون آن که نتیجه اش مجبور بودن انسان در برابر قضا و قدر الاهى باشد».

توحید افعالى شیعه بدین معنا است که نظام اسباب و مسبّبات اصالت دارد و هر اثرى در عین این که قائم به سبب نزدیک خودش است، قائم به حق نیز مى باشد و این دو در طول یک دیگر هستند نه در عرض یک دیگر.

بنابراین توحید در نگاه شیعه، شامل توحید ذاتى، عبادى، صفاتى و افعالى است که با اصل عدل الاهى هماهنگى دارد، بنابراین، علماى شیعه امامیه با الهام از وحى آسمانى و دارا بودن قدرت تعقّل و تفکّر معارف اسلامى و دارا بودن ادعیّه و روایات استدلالى به ویژه خطبه هاى مُعجزه آساى امام على (ع) به عنوان نخستین طرّاح بحث هاى تعقّلى عمیق در معارف اسلامى توانستند با حفظ وحدت اسلامى از کیان و عقاید مُسلّم اسلام -در برابر انبوه شبهات جدید و به روز جهان کفر علیه جهان اسلام- دفاع عالمانه مستدّل و متقن نمایند. به همین جهت است که بیشتر فیلسوفان اسلامى، شیعه بوده و توانسته اند فلسفه اسلامى شیعه را تداوم بخشند چنان که مورخان اهل تسنّن اعتراف دارند که عقل شیعى از قدیم الایّام عقلى فلسفى بوده؛ یعنى تفکر شیعى از گذشته استدلالى و تعقّلى بوده است.

بنابر این امامیه (پیروان ائمۀ اثنا عشر) معتقدند: با توجه به حسن و قبح ذاتى و عقلى و با توجه به اقتضائات کمالى ذات خداوند، صدور قبایح از جمله: خلف وعده و کذب و ظلم از خداوند ممکن نیست و وقتى که صدور قبایح از خدا محال باشد، هر آن چه از خداوند صادر شود، حَسَن و عین عدالت خواهد بود. پس با توجه به وعده هایى که قرآن کریم داده است و با توجه به این که خلف وعده از او محال است، امکان ندارد که کفار و منافقان و مشرکانى را که بر کفر و نفاق و شرک مرده اند، به بهشت ببرد و  بر عکس انبیا و اولیا و مؤمنان را به جهنم بیفکند.

به عبارت روشن تر، صدور عدل و صدق و وفاى به عهد “از خدا” ضرورى و واجب و صدور قبایح “از خدا” محال است، نه این که صدور عدل “بر خدا” واجب و صدور ظلم “بر خدا” حرام باشد. “وجوب” در این جا به معناى “ضرورت فلسفى” در مقابل محال و ممتنع است، نه به معناى وجوب عقلى و یا شرعى به عنوان حکمى لازم بر خداوند؛ از این رو، نقش عقل در این جا کاشفیت از واقع و نفس الامر است، نه صدور حکمى بر خداوند. عقل تشخیص مى دهد که حتماً خدا عادل است و هرگز بر کسی در دنیا یا آخرت ظلم روا نداشته و نخواهد داشت، اما توان تعیین تکلیف براى خداوند و تحدید او را ندارد.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + 5 =