دایره المعارف اسلام پدیا » امكان و وقوع معاد
منوی اصلی

امکان و وقوع معاد

تاریخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۰ در باب: معاد

از آن جا که انسان موجودى مرکب از جسم و نفس است، چگونگى بازگشت او به عالمى دیگر، از دو جنبۀ جسمانى و نفسانى مورد بحث قرار مى‏گیرد. به طور کلى هر بحثى پیرامون معاد به دو بخش اصلى قابل تقسیم است: تحقق و ضرورت معاد، و چگونگى وقوع آن به صورت جسمانى (جسمانی نفسانی) یا نفسانى.

فلاسفه، معمولاً یا توجه چندانى به بخش اوّل نداشته و یا به نحوۀ وقوع معاد، به ویژه از بعد جسمانى اهمیت بیشترى داده اند، هر چند قایل به هر دو نحوه بوده باشند؛ چرا که معاد جسمانى بحث انگیزتر بوده است.

تا وقتى امکان یک چیز ثابت نشود، بحث از آن بى فایده است که اثبات آن، یا از وجود مماثل ثابت مى شود یا چیزى که پیدایش آن نیاز به نیروى بیشترى داشته باشد. ایجاد عالم دیگر، یا نظیر این عالم است، یا آسان تر از آن. وجود فعلى دنیا حاکى از امکان دنیا و در نتیجه، امکان مماثل آن؛ یعنى آخرت است.[۱] آن گاه مى توان به بحث در وقوع عالم آخرت و معاد پرداخت.

به گفتۀ ملاصدرا (ره)، بسیارى از حکما و مشایخ عرفا و علماى امامیّه و گروهى از متکلمان به هر دو معاد جسمانى و روحانى معتقدند، مبنى بر این که نفس مجرد به سوى بدن باز مى گردد.[۲] خود ایشان نیز مذهب خود را “بازگشت بدن به عینه و به همراه نفس” معرفى و آن را مطابق عقل و شرع مى داند که مخالفت با آن را کفر و انکار نصوص قرآنى اعلام مى نماید.[۳]

مُعاد در معاد، بدن انسان مشخصى است که وفات نموده، با اجزاى بدن خودش، که اگر کسى او را ببیند مى گوید فلانى است که در دنیا بود.[۴]

بنابر مبانى ملاصدرا انسان در عین وحدت، داراى سه عالم حسى و خیال و عقل است. ابتدا مادى و دنیایى است، با حرکت خود، انسان نفسانى و برزخى و با ادامۀ آن، وجود عقلى و اخروى مى شود. هر سه بدن، مراتب یک بدن هستند که شدت و ضعف دارند؛ مثل تغییرات عوارض مادى از کودکى تا پیرى. چون تشخص دهندۀ بدن نفس است و نفس، واحد است. به این ترتیب، بدن اخروى هر شخصى، همان بدن دنیوى به تکامل رسیدۀ او است.[۵]

اما به نظر متکلمان، بازگشت جسم با جمع اجزاى مادى و پراکندۀ هر بدن صورت مى گیرد.[۶] این اجزا به خاطر برخوردارى از نفسى خاص ویژگی هاى خاص دارند. لذا هر بدنى از اجزاى خودش بازسازى مى شود که آنها را خدا مى شناسد. بعد از این مرحله، بدن به روح مى پیوندد و همان انسان دنیایى ایجاد مى شود.[۷]

با وجود بررسی هاى انجام شده در آثار ابن سینا، مطلبى در اثبات عقلى معاد به دست نیامد، هرچند که ایشان تنها راه اثبات را طریق شرعى و تصدیق خبر نبوت مى داند و نیازى هم به اثبات عقلى معاد نمى بیند. البته در سایر زمینه هاى مربوط به عالم آخرت اظهار نظر نموده است. در مورد نظر متکلمان و عرفا نیز به نقل قول مختصرى از آنان اکتفا گردید.

ابن سینا با وجود اعتقاد به معاد روحانى و جسمانى، خود را از استدلال عقلى بر معاد جسمانى عاجز دانسته، عقیدۀ خود را از شرع مى گیرد و معاد روحانى را قابل اثبات با برهان معرفى مى کند.[۸]

شیخ اشراق به حشر جسمانى، به معناى برانگیخته شدن بدن مادى همراه نفس را قبول ندارد، بلکه به بدن برزخى قایل است[۹] و این که نفس به خاطر عشق به مبدأ خود و با رهایى از پراکندگى‏ها به عالم نور باز مى گردد.[۱۰]



.[۱] فلسفۀ مبدأ و معاد، ص ۸ – ۱۵۶٫

.[۲] المبدء و المعاد، ص ۹ – ۴۸۸٫

.[۳] همان، ص ۴۹۰٫

.[۴] همان

.[۵] دیوانى، امیر، حیات جاودانه…، ص ۲۵۱، چاپ اول، انتشارات معاونت اساتید و دروس معارف اسلامى.

.[۶] همان، ص ۲۴۲٫

.[۷] معاد ربانى، ص ۱۵۶٫

.[۸] ابن سینا، نجات، محمدتقى دانش پژوه، ص ۶۸۲، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۴٫

.[۹] عبدالرزاقى، زهرا، معاد از دیدگاه علامۀ رفیعى قزوینى، ص ۶۳، چاپ اول، انتشارات طه، قزوین.

[۱۰]. شعاع اندیشه و…، ص ۵۱۹٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 7 = 10